۱۳۹۵ دی ۸, چهارشنبه

سخنی با سیما حق نشناس و همسرش کوچکمهر!

این روزها حتما شنیدین که دو هنرمند نمای تازه به دوران رسیده چطور با احساسات مردم بازی کرده اند و گفتند که باید کارتن خواب ها و قبرخواب ها (از برکات جدید جمهوری اسلامی !) را عقیم کرد.بله ابتدا باور این خبر برای بنده هم دشوار بود اما به خاطر آوردم که چقدر زود فراموش می کنم که در چه دنیایی زندگی می کنم امثال این خانم و اقایی که ژست روشنفکری در می آورند کم نیستند.
راه‌حلی که سیما حق شناس، همسر بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست) از آن استقبال می‌کند و می‌نویسد: «نمی‌شود که اینها تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم تولیدات اینها را سیر کند... تنها راه حل واقعی کنترل کردن جمعیت کارتن خواب‌ها و حاشیه نشین‌ها، عقیم کردن اجباریه و...»

 جالب است که همین به اصطلاح روشنفکران، وقتی قرار است برای عقیم‌سازی گربه‌های شهر، از سوی دیگران اظهار نظری شود فریاد واأسفا و وامصیبتا سر می‌دهند اما به راحتی برای طرح عقیم‌سازی انسان‌هایی که حق زندگی دارند و باید برای زندگی سالم آنها برنامه‌ریزی و تلاش کنند، کف می‌زنند و هورا می‌کشند! 
امروز رئیس‌جمهور که بالاترین مقام اجرایی کشور است نیز به ماجرای گورخوابی واکنش نشان داد و گفت: شنیده بودیم بعضی‌ها از فقر، بیچارگی و اعتیاد، کارتن‌خواب هستند و زیر پل‌ها می‌خوابند. قبرخواب را کمتر شنیده بودیم. این طرف از سرما به قبر پناه برده بود تا جای گرمی پیدا کند. چه کسی می‌تواند در جامعه بزرگی مثل ایران این وضعیت را ببینید.

حسن روحانی ادامه می‌دهد: این مردم که عشق به امام حسین(ع) و خاندان رسالت دارند چطور می توانند ببینند یکی از همنوعانشان آسیب اجتماعی دیده‌اند و شب بخاطر بی‌پناهی و سرما به قبر پناه می‌برند، این نه برای دولت و نه برای مردم قابل تحمل نیست. به هر حال او انسان است و شب به خاطر بی‌پناهی به قبر پناه برده است. اینکه می گویند زنده به گور مثل آن این است که خود فرد برای اینکه شب را به صبح بیاورد خودش را در گور می‌کند و به داخل گور می‌رود. 
خانم حق نشناس بی سیما و بی سیرت درست است که همسرت امروز در مقام عذرخواهی برآمد در واقع مجبور به عذرخواهی شد اما این را بدان که از این که هموطنی مانند شما داریم بسیار شرمساریم. نگارنده شخصا در دوران دانشگاه چند دانشجوی نخبه را از دانشکده های مختلف می شناختم که بی سرپرست و بد سرپرست بودند (مانند تو شکم سیر نبودند) اما با اراده و تلاش خود اکنون افراد مفیدی برای جامعه هستند نه مانند تو سربار جامعه! حالا متوجه شدی که چرا دلمان را به درد آوردی ؟این فقط یک متن انتقاد آمیز بود و من مانند روزنامه جوان پیشنهاد عقیم سازی تو وهمسرت را ندادم گرچه این را هم بخوبی می دانیم که شما پشتتان به ارباب های آخوندتان گرم است که این چنین بی شرمانه در مورد ملت نظر می دهید و پیشنهاد ارایه می کنید.

۱۳۹۵ آذر ۲۳, سه‌شنبه

لینک PDF مفیدترین کتابهای ممنوعه در ایران

سلسله مقالات «امام زمان به چه کار فقها می آید» نوشته «اکبر گنجی»
زمامداران حاکم بر ایران، شاید نقد باورهای اصلی دین را برتابند، اما طلب دلیل بر وجود امام زمان را بر نمی تابند، چرا که حیات و ممات آنان وابسته و متکی بر این باور بلادلیل است. روحانیون حاکم بر ایران با اتکا بر این باور، مردم ایران را به اسارت گرفته اند. در ایران مبلغ امام زمان یعنی «ولی فقیه»، با سرکوب و زندان و شکنجه هم نمی تواند مردم را ملتزم به دین نگاه دارد و هزاران سرباز گمنام امام زمان به همراه دیگر نیروهای نظامی و انتظامی در سراسر کشور درحال بالا و پایین کردن لباس و وضع ظاهری مردم اند. تمام روایات ظهور مهدی موعود و اقداماتش، چنان قصه پردازی شده اند که گویی تمام حوادث در همان قرون اولیه ظهور اسلام اتفاق می افتد، نه در آینده ای دور و در جامعه ای مدرن. هیچیک از امامان شیعیان، تصوری از جامعه مدرن آینده در ذهن نداشتند و نمی توانستند داشته باشند. تمام درگیری های امام زمان با ابزارهای جنگی گذشتگان است. از توپ، تانک، بمب افکن های فوق مدرن، موشک های بالستیک و جنگ ستارگان خبری نیست. گویی بزرگترین جنایتکاران تاریخ، بنی امیه و عباسیانند. دوازدهمین امام شیعیان (حضرت مهدی)  وجود خارجی ندارد، امام غایب، برساخته نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است.
کتاب «عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» نوشته «اکبر گنجی»
«اکبر گنجی» که زمانی عضو سپاه پاسداران و کارمند وزارت ارشاد اسلامی بود، اکنون مقامات جمهوری اسلامی را به صحنه حسابرسی فراخوانده است. آن هم به نحوی که تاکنون هیچ روزنامه نگاری جرأتش را نداشته است. مقالات اکبر گنجی، وزارت اطلاعات را مربوط کرد با قتل دهها روشنفکر و چهره ها و اشخاصی که به طریقی برنامه ریزی شده به قتل رسیدند. گنجی از متهم ساختن مقامات رسمی به صدور قتل خودداری می کند. به این ترتیب او با انداختن بار تقصیر بر دوش «شاه کلید» و «عالیجناب خاکستری» بر شعله اشتیاق خوانندگانش می افزاید.
کتاب «شیعی گری» نوشته «احمد کسروی»
کتاب شیعی‌گری هم‌چنین معروف به «شیعی‌گری؛ بخوانند و داوری کنند» کتابی از احمد کسروی در انتقاد از مذهب شیعه‌ است. وی در این کتاب پیدایش مذهب شیعه را از زمان بنی‌امیه می‌داند. همچنین نخستین آلودگی مذهب شیعه را در بجا دانستن خلافت علی بر ابوبکر و عمر و عثمان می‌داند. به عقیده کسروی جعفر، امام ششم شیعیان نخستین کسی بود که لفظ امام را ساخت و برای گرفتن «خمس» و «مال امام» گفت که باید خلیفه از طرف خدا باشد و از ترس نام خلیفه را به امام تغییر داد. وی اشاره می کند که امامان شیعه در مورد اینکه معنی قرآن را جز ما نداند و هرکس نداند باید از ما بپرسد و هرکس امام زمان خود را نشناسد بی دین از دنیا رفته‌است را جز «لاف زدن» و «گزافه گفتن» نشمرده‌ است و گوینده‌اش را بی‌دین و خداناشناس می‌داند. به اعتقاد کسروی در شیعی‌گری دلیل خواستن و چیزی را به داوری خرد سپردن از نخست نبوده و اکنون هم نخواهد بود. بنیاد شیعی گری بر آنست که خلیفه بایستی از سوی خدا برگزیده شود نه از سوی مردم . ما می‌پرسیم: دلیل این سخن چه بوده؟ کتاب اسلام قرآن می‌بود، آیا در کجای قرآن چنین گفته‌ای هست؟ چگونه تواند بود که چنین چیزی باشد و در قرآن یادی از آن نباشد؟
کتاب «سازمان جاسوسی الله» نوشته «سیاوش اوستا» حسن عباسی
از روزى كه خمينى به ملت ۳۵ ميليونى ايران گفت شما همه بايد مأمور اطلاعات و امنيت باشيد، خود رژيم پس از آن همه قتل و كشتارها همه را بخواهى نخواهى به گونه اى در جهان وانمود كرده است كه اطلاعاتى و مأمور جمهورى اسلامى هستند. اين مساله براى هيچ شخص و گروهى هم استثناء ندارد هر چند ۹۹ درصد اين ادعاها كذب و نادرست بوده است اما از همان فرداى انقلاب و آغاز اعدام ها اين مساله مطرح شد كه در پى همكارى برخى از شخصيت هاى بالاى وابسته به گروه هاى مقتدر سياسى اين ادعا كه فلانى با جمهورى اسلامى است را تشديد كرده و اين تفكر را تقويت كردند.

بیایید با مطالعه و نشر این کتابهای الکترونیکی از نویسنگان در تبعید حمایت و گامی دیگر در جهت وشنگری خود و اطرافیانمان برداریم
 


تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...