۱۴۰۲ بهمن ۱۱, چهارشنبه

انفجار در مراسم سالگرد قاسم سلیمانی قطعا توطئه و نقشه جدید رژیم جمهوری اسلامی است

به‌گفتهٔ شماری از کارشناسان، برخی شواهد موجود از احتمال دست داشتن گروه‌های افراطی اسلام‌گرا به‌خصوص گروه موسوم به «حکومت اسلامی» درانفجارهای مرگبار کرمان حکایت دارد. رادیو فردا در گفت‌وگو با کالین کلارک، مدیر بخش پژوهش‌های مرکز مطالعات امنیتی سوفان در نیویورک، نخست از او دربارهٔ احتمال دست داشتن گروه‌هایی مانند «حکومت اسلامی» در انفجارهای کرمان پرسید. کالین کلارک: با ذکر این نکته شروع می‌کنم که واضح است که ما تمامی شواهد را در دست نداریم. به همین دلیل در این مرحله تنها گمانه‌زنی می‌کنیم و فرضیه‌هامان را بر مبنای تاکتیک‌ها،‌ تکنیک‌ها و رویه‌های پیشین گروه‌های تروریستی طرح می‌کنیم. در این چهارچوب، به نظر می‌رسد که گروه حکومت اسلامی یا به‌طور بالقوه شاخهٔ داعش خراسان، گروهی که در افغانستان مستقر است، محتمل‌ترین مسئولان این حملات باشند. اگرچه این احتمال هم وجود دارد که برخی گروه‌های سنی فعال در ایران در انفجارها دست داشته باشند؛ گروهی که قبلاً به اسم جندالله شناخته می‌شد. یا مجاهدین خلق، که البته به اعتقاد من احتمالش کمتر است. بعد هم این گمانه وجود دارد که اسرائیل در حملات دست داشته است، که به اعتقاد من با شیوهٔ عمل پیشین اسرائیل در ایران نمی‌خواند، شیوه‌ای که موساد در ایران عمل می‌کند... درباره‌ی این تفاوت شیوهٔ عمل اسرائیل با مکانیسم حملات مرگبار کرمان بیشتر توضیح می‌دهید؟ به نظر می‌رسد که غیرنظامیان زیادی در این انفجارها کشته شدند. اگر در غزه در عمل تعداد بسیار زیادی غیرنظامی کشته‌ شدند، در خاک ایران حملات اسرائیل معمولاً بسیار هدفمندتر و دقیق‌تر بوده است. اگر مثلاً نگاه کنید به عملیات هدف قرار دادن اعضای القاعده در خاک ایران،‌ یا اعضای حزب‌‌الله یا دانشمندان هسته‌ای، آن‌ها به‌مراتب مخفیانه‌تر بودند. اما حملهٔ اخیر نشانه‌های یک ترور مخفیانه از سوی یک دولت را ندارد، بیشتر شبیه یک حملهٔ تروریستی سنتی است که به دست یک گروه تروریستی یا عوامل غیردولتی انجام شده است. البته باز هم می‌گویم که ما هنوز اطلاعات دقیقی نداریم. در خاورمیانه‌ هم هر روز اتفاق‌های عجیبی رخ می‌دهد. در این مرحله این نظرات در حد برآوردهایی براساس محاسبات‌اند. از این تحلیل اینگونه میشه نتیجه گرفت که مثل همیشه رژیم با لاپوشانی و انکار حقیقت درصدد فریب افکار عمومی است

حمایت حزب چپ ایران از تظاهرات کارگران

دامنە‌ی اعتصاب حق طلبانە‌ی ٣ هزار کارگر فولاد کە از چند روز پیش برای همسان‌سازی دستمزد کارگران این شرکت با سایر کارگران کارخانە‌های تولید کنندە‌‌ی فولاد، بازنگری در طرح طبقە‌بندی مشاغل و خلع ید از مالکیت بانک ملی بر این شرکت شروع شدە است، بە خیابان‌های اهواز کشیده‌شده و ادامە‌ی مارش پرشور کارگران در خیابان‌های اهواز توجە‌های بسیاری را در سراسر کشور بە خود جلب نمودە‌ست. اعتصاب دیگری کە چند هفتە پیش در این شرکت انجام گرفت، پس از موافقت مدیریت شرکت با بخشی از خواستە‌های کارگران بە پایان رسید، اما پس از پایان یافتن اعتصاب مدیریت شرکت از اجرای توافق خود با کارگران امتناع ورزید و کارگران کە از لحاظ معیشتی به‌واسط‌ە‌ی دستمزدهای یک سوم خط فقر در شرایط دشواری قرار دارند، بار دیگر دست بە اعتصاب زدند. مدیریت شرکت و مسئولین ذیربط دولتی بە رغم اطلاع از مصمم بودن کارگران روی خواستە هایشان و ادامە‌ی اعتصاب، هم‌چنان از اجرای توافق خود با کارگران طفرە می‌روند و در پی سرکوب اعتصاب و بی پاسخ گذاشتن مطالبات بە حق کارگران هستند با این همە فضای حاکم بر شهر و نحوە‌ی رفتار کارگران بە گونەای است کە سرکوب را دشوار می‌کند. حزب چپ ایران بار دیگر پشتیبانی خود را از اعتصاب و مطالبات بە حق کارگران فولاد اعلام و بر همبستگی با کارگران فولاد تاکید می‌کند. ما اعتصاب و داشتن تشکل را از حقوق بدیهی کارگران می‌دانیم و بە تبع آن، هر نوع تعرض برای سرکوب این اعتصاب را محکوم نمودە و از سایر کارگران و عدالتخواهان خاصە مردم اهواز دعوت می‌کنیم با حمایت از اعتصاب کارگران فولاد تلاش‌هایی را کە برای سرکوب اعتصاب انجام می‌گیرد، بی‌اثر سازند. حمایت از تلاش‌های کارگران برای ایجاد تشکل مستقل مطلوب خود، جلوگیری از اخراج و مجازات و بازگشت به‌کار کارگرانی کە قبلا به‌ دلیل شرکت در اعتصاب اخراج شدەاند، وظیفه‌ی همه‌ی انسان‌هائی است که در صف کارگران و زحمتکشان علیه استبداد و بی‌عدالتی مبارزه‌ می‌کنند. هیئت سیاسی – اجرایی حزب چپ ایران ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ – ۳۰ ژانویه ۲۰۲۴

۱۴۰۲ بهمن ۳, سه‌شنبه

تکثیر یک رویا؛ جنبش مهسا چه تاثیری بر زنان مسلمان جهان گذاشته است؟

یک سال پس از خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، بی‌بی‌سی جهانی با سه زن مسلمان گفت‌وگو کرده است که موفق به انتخاب آزادانه نوع پوشش خود شده‌اند. این گزارش همچنین به بررسی تاثیر جنبش «زن، زندگی، آزادی» بر این زنان و دیگر زنان مسلمان جهان پرداخته است. بی‌بی‌سی در این گزارش خاطرنشان کرده است که برای برخی زنان مسلمان، انتخاب «استفاده نکردن از حجاب یا روسری» می‌تواند تصمیم دشواری باشد. آن‌ها ممکن است با واکنش منفی از جانب خانواده خود مواجه یا حتی از سوی جامعه طرد شوند. در برخی کشورها اما قوانین نیز بر این فشارها می‌افزایند. در ایران به تازگی مجلس شورای اسلامی اجرای آزمایشی لایحه‌ای بحث‌برانگیز را درباره حجاب اجباری تصویب کرده است که به‌طور قابل توجهی مجازات زندان و جریمه را برای زنانی افزایش می‌دهد که قوانین پوشش سخت‌گیرانه را زیر پا می‌گذارند. این لایحه که برای تبدیل شدن به قانون نیاز به تایید شورای نگهبان دارد، در پی اعتراضات گسترده‌ای طرح شد که در آن زنان به خیابان‌ها آمده و حجاب اجباری را از سر برداشتند. جرقه این اعتراضات، یک سال پیش با قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد زده شد. او شهریور سال گذشته به اتهام دیده شدن مقداری از موی سرش از زیر حجاب اجباری در تهران دستگیر شده بود. شاید برای بسیاری از حدود یک میلیارد زن مسلمان در سراسر جهان، پوشیدن حجاب «انتخاب» باشد اما برای کسانی که می‌‌خواهند آزادانه پوشش خود را انتخاب کنند، ممکن است سال‌‌ها طول بکشد تا بر فشارهای خانواده و جامعه غلبه کرده و این تصمیم را اجرایی کنند. ریبل دختر ۲۳ ساله ایرانی؛ رویای حتی یک روز آزادی «رِیبل» دختری جوان از ایران است که این نام را خودش بعدها به‌جای اسم قبلی‌اش انتخاب کرده. او به بی‌بی‌سی می‌گوید: «رویای من این بود که یک روز در هفته فقط زنان بتوانند به خیابان‌ها بروند تا بتوانیم هر چه می‌خواهیم بپوشیم.» او ۹ ساله بوده که خانواده‌‌اش مجبورش می‌کنند به پوشیدن چادر. چادر محافظه‌‌کارانه‌‌ترین نوع حجاب [در ایران] و «یک شنل سیاه رنگ و بلند» است که اغلب با روسری کوچک‌‌تری زیر آن پوشیده می‌شود. والدین ریبل او را از شش سالگی برای پوشیدن این نوع از حجاب آماده کرده بودند. او در مصاحبه با بی‌بی‌سی می‌گوید: «والدینم مدام به من می‌‌گفتند باید حجاب داشته باشم. این وظیفه من در برابر خداست و اگر امتناع کنم، بعد از مرگم گرفتار مجازات ابدی خواهم شد. ناگفته نماند که در صورت نافرمانی، پدر و مادرم را بدنام و ناراحت می‌‌کردم.» با این‌حال این دختر ۲۳ ساله در کودکی آرزوی پوشیدن شلوارک و تی‌شرت داشته است. ریبل مدتی است تهران را ترک کرده و به ترکیه پناهنده شده است. او که با شغل «تتو» زندگی خود را اداره می‌کند، در ادامه می‌گوید: «من با احساس گناه دائمی زندگی می‌‌کردم. نمی‌‌دانستم این احساس از کجا می‌آمد اما همیشه همراه من بود.» ریبل به یاد دارد که به دختران با حجاب کمتر حسادت می‌کرده است. داشتن حجاب در اماکن عمومی در ایران برای دختران ۹ سال به بالا اجباری است اما در خانه و در مجالس خصوصی، بسیاری از زنان ترجیح می‌‌دهند سر خود را نپوشانند. ریبل می‌گوید: «مادرم به من می‌‌گفت دست‌‌ها یا پاهایم را حتی در مقابل برادرانم که نوجوان بودند نشان ندهم زیرا ممکن است باعث گناه آن‌ها شود .»درحالی از مرگ «مهسا امینی» طی بازداشت نیروهای امنیتی موسوم به گشت ارشاد در 25 شهریور 1401 و آغاز اعتراضات سراسری در ایران به حجاب اجباری بیش از یکسال می‌گذرد که طی این مدت حکومت جمهوری اسلامی سختگیری‌ها نسبت به پوشش اجباری مدنظر خود را تشدید کرده است. مهسا امینی زن جوان 22 ساله ایرانی 22 شهریور سال گذشته در مرکز تهران توسط نیروهای امنیتی موسوم به گشت ارشاد به دلیل آنچه که حکومت ایران آن را «بدحجابی» می‌داند، دستگیر و به بازداشتگاه منتقل شد. این زن جوان ساعاتی پس از انتقال به بازداشتگاه نیروی انتظامی ایران به دلیل از دست دادن هوشیاری خود به بیمارستان انتقال یافت و پس از چند روز کما در بیمارستان کسری تهران درگذشت. مرگ این زن جوان پس از بازداشت توسط گشت ارشاد باعث شد بار دیگر رویکرد حکومت ایران درباره تعیین نوع پوشش برای شهروندان این کشور در صدر اخبار قرار گیرد. اگر چه مقامات و رسانه‌های نزدیک به حاکمیت در ایران دلیل مرگ مهسا امینی طی بازداشت پلیس را بیماری زمینه‌ای او عنوان کردند. با این وجود این واقعه زمینه‌ ساز آغاز اعتراضات گسترده در داخل و خارج از این کشور به حجاب اجباری مورد نظر حکومت شد. اعتراضات پاییز 1401 در ایران هفته‌ها ادامه یافت و معترضین در شهرهای مختلف این کشور به اشکال مختلف اعتراض خود به وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی نشان دادند. از سوی دیگر، واکنش دولت و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ایران به اعتراضات صورت گرفته تا حد زیادی مشابه به اعتراضات چند سال‌ اخیر بود. رسانه‌های وابسته به حکومت در روزهای نخست آغاز اعتراضات سیاست سکوت را برگزیدند و مقامات و مسئولین ایرانی نیز سعی کردند با اظهار نظرهای جسته و گریخته و بعضا متناقض و تهدیدآمیز، شهروندان معترض را آرام کنند. اما با ادامه اعتراضات و گسترش ابعاد آن که دیگر اصل نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار گرفته بود، برخورد نیروهای امنیتی و اطلاعاتی با معترضین نیز وارد مرحله جدیدی شد. طی هفته‌های بعد هزاران معترض بازداشت شدند و شدت عمل نیروهای امنیتی ایران در مقابل معترضین که بعضا همراه با شلیک از فاصله نزدیک و بدرفتاری با افراد بازداشتی نیز بود، واکنش سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی و کشورهای اروپایی و آمریکا را درپی داشت. محاکمه افراد بازداشت شده در دادگاه‌های ویژه به سرعت صورت گرفت و در برخی از پرونده‌ها، متهمین تنها طی چند جلسه محاکمه کوتاه به احکام سنگینی چون اعدام محکوم شدند. در این میان مجیدرضا رهنورد تنها 23 روز پس از بازداشت در 21 آذرماه 1401 و محسن شکاری نیز تنها 75 روز پس از بازداشت در 17 آذر 1401 اعدام شدند. براساس اعلام قوه قضائیه ایران، رسانه های داخلی این کشور و سازمان های حقوق بشری چون سازمان عفو بین الملل، ارگان خبری فعالان حقوق بشری در ایران (هرانا) و کانون حقوق بشر ایران تاکنون حداقل 7 نفر از افرادی که پرونده آنها به طور مستقیم به اعتراضات پاییز سال گذشته مرتبط است، اعدام شده‌اند. هم اکنون نیز چندین متهم به اعدام مرتبط با اعتراضات سال گذشته در زندان‌های ایران به سر می‌برند. در آخرین مورد جواد روحی از بازداشت شدگان اعتراضات که به اعدام محکوم شده بود، پس از انتقال از زندان نوشهر به بیمارستان در 9 شهریور جاری جان خود را از دست داد. مقامات قضائی و رسانه‌های ایران علت مرگ جواد روحی را "تشنج" اعلام کرده‌اند. همچنین براساس آمار اعلامی توسط سازمان عفو بین الملل، ارگان خبری فعالان حقوق بشری در ایران (هرانا) و کانون حقوق بشر ایران طی اعتراضات پاییز گذشته حداقل 500 نفر شامل معترضین و نیرو‌های امنیتی کشته شده‌اند. در این میان مرگ افرادی چون حدیث نجفی، آیلار حقی، حمیدرضا روحی، نیکا شاکرمی، کیان پیرفلک (کودک 9 ساله) و آیدا رستمی با واکنش شدید شهروندان ایرانی و کاربران شبکه‌های اجتماعی روبرو شد. امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه پاسداران ایران نخستین مقام حکومتی بود که به شمار کشتهشدگان اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی اشاره کرد. حاجی زاده هفتم آذر 1401 طی سخنرانی در دانشگاه شهید رجایی تهران شمار کشتهشدگان در اعتراضات را تا آن تاریخ "بیش از 300 تن" اعلام کرد. اگرچه آمار رسمی و دقیقی از شمار افراد بازداشت شده طی اعتراضات اعلام نشده اما برخی سازمان‌های حقوق بشری تعداد افرادی که به دلیل شرکت در اعتراضات پاییز سال گذشته یا انتشار و اظهار نظر درباره اعتراضات توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ایران بازداشت شده‌اند را ده‌ها هزار تن اعلام کرده‌اند. شماری از بازداشتی‌ها پس از «عفو» صادره از سوی آیت الله علی خامنه‌ای رهبر ایران در اواسط بهمن 1401 از زندان آزاد شدند. سخنگوی وقت قوه قضائیه ایران 23 اسفند سال گذشته طی نشست خبری اعلام کرد که حدود 22 هزار نفر از محکومین و متهمین مرتبط با اعتراضات پاییز 1401 مورد «عفو» قرار گرفته‌اند. با این وجود شمار زیادی از بازداشتی‌ها به ویژه معترضانی که با محکومیت‌های سنگین و حتی اعدام روبرو هستند هم اکنون در زندان‌ها ایران به سر می‌برند. افزایش سطح محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی یکی دیگر از اقداماتی بود که طی یک سال گذشته توسط حکومت ایران اجرایی شد. محدودیت حداکثری اینترنت، مسدود شدن تمامی شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان‌های بین المللی، برخورد با شهروندان حامی حجاب و پوشش اختیاری از جمله اقداماتی هستند توسط این حکومت در این مدت صورت گرفته است. همچنین قوه قضائیه، دولت و مجلس ایران طی ماه‌های اخیر با همکاری یکدیگر لایحه موسوم به «عفاف و حجاب» که در آن محدودیت‌های بیشتری نسبت به نوع پوشش شهروندان ایرانی در نظر گرفته شده را بدون بررسی در صحن مجلس تصویب و اجرایی کرده‌اند. کاملا مشخص است که شهادت مهسا امینی سراغاز فصل جدیدی در انقلاب آینده ایران است

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...