۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

حصر استانی' علمای اهل سنت ایران؛ و ممنوع الخروجی دیگر فعالین سنی مذهب توسط وزارت اطلاعات

 محدودیت های علما و رهبران اهل سنت ایران محدود به ممنوعیت خروج آنها از کشور نیست و دایره آن به ممانعت از سفر به سایر شهرها و استان‌های داخل ایران هم می‌‍رسد.

نزدیکان مولوی عبدالحمید از محدودیت‌های دستگاه‌های امنیتی به عنوان "حصر استانی" یاد می‌کنند و امام جمعه اهل سنت زاهدان می‌گوید که "هیچ حکم قانونی وجود ندارد و به صورت رسمی، حکمی که مبنی بر ممنوعیت رفت و آمد من صادر شده باشد به من ابلاغ نکرده‌اند ولی هر سفری که می‌خواهم بروم مشکلاتی است و عملا اجازه سفر ندارم."

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت و مدیر حوزه علمیه دارالعلوم اهل سنت زاهدان و از معتبرترین و بانفوذترین شخصیت‌های اهل سنت ایران است.

دادگاه ویژه روحانیت در مرداد ماه ۱۳۸۹ گذرنامه مولوی عبدالحمید را پس از شرکت در کنفرانس بین‌المللی اتحادیه جهانی علمای مسلمین و در بازگشت به ایران توقیف کرد. او می‌گوید که حالا گذرنامه‌اش دست خودش است اما در این سالها اجازه خروج از کشور و شرکت در کنفرانس‌ها را نیافته و تنها یک بار به سفر حج عمره رفته است

اسفند ماه ۱۳۹۳ به امام جمعه اهل سنت زاهدان که عازم مکه برای شرکت در کنفرانس رابطه العالم الاسلامی (انجمن جهانی اسلام) با موضوع "مبارزه با تروریسم" بود گفته بودند که چون روابط ما خوب نیست شما نروید اما حالا مرزهای محدودیت سفر او به داخل ایران و استان‌های مجاور سیستان و بلوچستان هم رسیده است و "اجازه سفر به سایر شهرها و استان‌های ایران -بهاین قبیل محدودیت‌ها تنها متوجه مولوی عبدالحمید نیست و مولانا گرگیج، امام جمعه اهل سنت آزادشهر استان گلستان و کاک حسن امینی، مدیر مدرسه علوم دینی امام بخاری در سنندج و رئیس شورای مجمع فقهی جمعی از علمای اهل سنت ایران هم برای حضور در جلسات رسمی و عمومی اهل سنت همچون مراسم طلاب دانش‌آموخته دارالعلوم مکی زاهدان با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه هستند. کاک حسن امینی می‌گوید: "کشورهای دیگر مرزها را دارند برمی‌دارند و ما برای سفر استان به استان در کشور خودمان محدودیت داریم و باید اجازه بگیریم."

براساس اصل ۱۲ قانون اساسی ایران، مذاهب‏ دیگر اسلامی‏ اعم‏ از "حنفی‏، شافعی‏، مالکی‏، حنبلی‏ و زیدی‏ دارای‏ احترام‏ کامل‏ می‏‌باشند و پیروان‏ این‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند، تعلیم‏ و تربیت‏ دینی‏ و احوال‏ شخصیه‏ (ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصیت‏) و دعاوی‏ مربوط به آن در دادگاه‏‌ها رسمیت‏ دارند و در هر منطقه‏ای‏ که‏ پیروان‏ هر یک‏ از این‏ مذاهب‏ اکثریت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلی‏ در حدود اختیارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پیروان‏ سایر مذاهب‏."

براساس اصل‏ نوزدهم قانون اساسی هم ‎‎‎‎‎"مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود."

محدویت‌های مولوی عبدالحمید انتقاد ۲۱ نماینده مجلس ایران را هم به همراه داشته است. محمود صادقی، نماینده تهران تصویر نامه و امضای ۲۱ نماینده را به وزرای کشور و اطلاعات در توییتر خود منتشر کرده که حق تردد و جابجایی از محلی به محل دیگر را از حقوق اساسی و بدیهی فرد خوانده و "تصمیم مراجع امنیتی در برقراری محدودیت تردد و مسافرت برای مولوی عبدالحمید را عجیب و تاسف برانگیز" خوانده‌اند.

اما چه نهادی مانع از سفر علمای اهل سنت در داخل ایران می شود؟ مولوی عبدالحمید می‌گوید: "به من گفتند برای هر سفری باید با استانداری سیستان و بلوچستان و اداره اطلاعات این استان هماهنگ کنم ولی من هماهنگی هم کردم باز نگذاشتند. دی ماه می خواستم بروم روستای رمشک در کرمان و با استانداری هماهنگ کردم اما گفتند که شورای تامین استان کرمان مخالفت کرده. به من گفتند ما اجازه نمی‌دهیم شما اینجا بیایید. استان های دیگر هم به همین منوال است. راضی نیستند که من استان‌های دیگر بروم. دلیلش را نمی‌دانم. احساس می‌کنم که شاید، محبت مردم را نمی‌توانند تحمل کنند، بالاخره عده‌ای از مردم می‌آیند ملاقاتی یا ابراز محبتی بکنند و آنها تحمل نمی‌توانند بکنند، این در حالی است که به خوبی مرا می شناسند و من هرجایی که دستم برسد عامل وحدت و آرامش می‌شوم و نه عامل تفرقه و اختلاف، آنها به خوبی مرا می‌شناسند."

حسن امینی هم می‌گوید وزارت اطلاعات برایش مانع ایجاد می‌کند: "من از سال ۸۸ که یک سفر به دوبی داشتم ممنوع الخروج هستم و حتی حج و خانه خدا هم نمی‌توانم بروم. محدودیت استان به استان هم به نوعی برای ما هست و از سال ۸۸ به من اجازه سفر به زاهدان و شرکت در مراسم فارغ التحصیلی دانش آموختگان طلاب دارالعلوم مکی زاهدان که یک مراسم رسمی و عمومی اهل سنت است را نمی‌دهند. از وزارت اطلاعات زنگ می‌زنند هر سال که صلاح نیست و نباید بروید و این مسئله برای بعضی دیگر از علما همچون مولانا گرگیچ هم از سوی وزارت اطلاعات وجود دارد."

براساس اصل ۲۶ قانون اساسی "احزاب‏، جمعیت‏‌ها، انجمن‌ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمن‌های‏ اسلامی‏ یا اقلیت‌های‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏ استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏ نکنند. هیچکس‏ را نمی‏‌توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از آنها مجبور ساخت‏."

حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ دستیار ویژه‌ای را در حوزه اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی تعیین کرد، با انتشار بیانیه‌ای ده ماده‌ای وعده داد که در رفع تبعیض اقلیت‌ها تلاش کند و حضور اقلیت‌های دینی از جمله سنی‌ها را در مناصب مهم دولتی از برنامه‌های خود عنوان کرد.

مولانا گرگیج

منبع تصویر،NEDAYESUNNAT

توضیح تصویر،

مولانا گرگیج

مولوی عبدالحمید اما می گوید: "خیلی مردم به دولت آقای روحانی امیدوار بودند اما آنطور که مردم انتظار داشتند نتوانست عمل کند. ما در ضیافت افطاری آقای روحانی که ماه رمضان در تهران شرکت کردیم در این مورد صحبت کردیم و سر سفره افطار، دردها و مشکلات مردم را به ایشان رساندیم و گفتیم که در این دوره هیچ تغییرات مثبتی اتفاق نیفتاده. در دولت قبلی ایشان تغییراتی به هر حال بود و حالا همان روند هم متوقف شده. گفت پی‌گیری می‌کنم. درباره محدویت‌های خودم اما صحبتی نکردم. عادتم نیست مسائل شخصی‌ام را پی‌گیری کنم. مسائل مردم حل شود و مشکلات مردم رسیدگی شود برای من کافی است."

اهل سنت ایران -پرجمعیت‌ترین اقلیت مذهبی- هم مثل دیگر اقلیت‌های دینی و مذهبی ایران می‌گویند از حقوق مساوی با مسلمانان شیعه ایران برخوردار نیستند. آنها اجازه ساخت مسجد در تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران را ندارند، نمی‌توانند کاندیدای ریاست جمهوری شوند -یکی از شروط برای ریاست جمهوری اعتقاد به مذهب رسمی کشور یعنی شیعه ۱۲ امامی است- در وزارتخانه‌ها و سایر مسئولیت‌ها و ارکان مدیریتی مهم هرچند از نظر قانونی منعی وجود ندارد اما هیچ فرد سنی تاکنون انتخاب نشده است. در دولت حسن روحانی تنها معاون وزارت نفت، سنی است و در ۳۸ سال بعد از انقلاب تاکنون تنها یک سفیر سنی توانسته بر مسند سفارت بنشیند؛ صالح ادیبی، سفیر ایران در ویتنام و کامبوج که بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی توانست بر این مسند بنشیند. غیر از تهران و قم- را نمی‌دهند."

۱۳۹۶ خرداد ۱۵, دوشنبه

علم‌الهدی: دانشگاه باید به‌صورت مسجد در آید

احمد علم الهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی، روز پنجشنبه با اشاره به این که دانشگاه می بایست به صورت مسجد در آید، گفته است، تدریس دروس حوزوی در دانشگاه یا حضور دانشجویان در حوزه‌های علمیه به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.

به گزارش ایرنا، احمد علم الهدی که در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشگاه ها و طلاب حوزه‌های علمیه مشهد صحبت می کرد، اظهار داشت: معنای وحدت حوزه و دانشگاه آمیختگی دین و علم و نجات تعلیم و تربیت و علم تجربی از سکولاریسم است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرده است:«دانشگاه هم باید به صورت مسجد در آید و کانون عبادت شود همانطوری که یک مدرسه طلبگی مرکز عبادت می باشد و این معنای وحدت حوزه و دانشگاه است.»

وی افزوده است: «این جریانی که ایجاد شده که برخی از دانشجویان در دانشگاه درسهای حوزوی می خوانند یا حتی به حوزه می آیند و درسهای حوزوی می خوانند به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.»
فعلا که این حضرات با ساختن دو جناح نمایشی و داد و بیداد و وا اسلاما از یک جناح و مخالفت نمایشی از جناح دیگه، هر چهار سال یک بار با جو سازی مردم رو یه جوری بازی دادن که مردم اصلا نفهمیدن از زمان اون خاتمی تا روحانی، اَلَکی اَلَکی 20 سال گذشت و با همین دوره های 4 ساله هم گذشت، الان هم دارن آماده میشن برای 4 سال آینده و به همین وضعیت پیش بره، 100 سال دیگه هم با همین سیستم حکومت خواهند کرد و غارت خواهند کرد و مردم هم هر چهار سال به امید تغییر، به یکی از این عروسک های خیمه شبازی رای خواهند داد...
این آرزو را بگور خودش خواهد برد، ملت ایران هیچگاه تسلیم این جنایتکاران نخواهد شد. پس از رهایی ایران از دست اشغالگران اجنبی شیعه، اکثریت مساجد شیعه را به مراکز فرهنگی محلی، کتابخانه و سینما، تئاتر، مهد کودک، سالنهای تمرین ورزشی و یا حداقل به دستشویی های عمومی تبدیل کرده و معابد شیطانی شیعه را از جامعه ستمدیده و اسلام زده ایران برای همیشه محو خواهیم کرد.
از دید من رضا شاه با آنکه یک تمامیت خواه دیکتاتور بود، ولی‌ جنبه‌های شخصیتی استوار و درک سیاسی بزرگی‌ داشت، فردی باهوش و دارای وجود .... و از مشورت مشاوران زبده استفاده میکرد ولی‌ تصمیم آخر را خودش میگرفت ... خودش را بی‌نیاز از مشورت دیگران نمیدانست .... یکی‌ از مواردی که درک عمیق او را به مردم شناسی‌ و تاریخ نشان میدهد، رفتار او با جانوری بنام آخوند بود ... آخوند را خوب شناخته بود و می‌دانست که تنها زبانی‌ که آخوند میفهمد، اردنگ و پس گردنی است ... میگویند یکبار در صحن حرم شاه عبدالعظیم، یکی‌ از همین آخوند‌ها و آیت الله‌ها به همسر رضا شاه و همراهانش به خاطر بد حجابی در صحن حرم، بد و بیراه می‌گوید. رضا شاه بلافاصله با عجله خودش را می‌رساند و آن‌ آخوند را در همان صحن حرم در جلوی چشم مردم و بقیه آخوند‌ها به باد کتک میگیرد ... این تنها زبانی‌ است که فردی مثل علم الهدی میفهمد ... "پس گردنی" ... روانش شاد .....
امیدوارم بعد از سرنگونی این رژیم یک طرح جامع آخوند زدایی در کشور اجرا بشه تا برای ابد مردم ایران رو از شر هر چی آخوند خلاص کنه ، راه رهایی مردم ایران برای پا گذاشتن به جاده ترقی و معرفت ، خلاصی از شر آخوند و اسلام است چون جایی که اسلام و آخوند باشه آب خوش از گلوی مردم پایین نمیره ... ما مردم ایران زمانی به جایی می رسیم که خودمون رو از شر خزعبلات اسلامی و از شر فضولی ها و رویاهای آخوندی خلاص کنیم.
آخوند یعنی شر ، بیچاره گی ، نکبت ، تحقیر شان انسانی ، درمانده گی ، عقب ماندگی و فلاکت ... اسلام یعنی زندگی کردن طبق اصول حاکم بر صحراهای خشک و بی آب و علف عربستان ...
راه نجات یعنی رهایی از شر آخوند و اسلام این مذهب تعزیراتی
در اورپا مردم زمانیکه پی بردند که کلیسا و دین چه نقش مخربی در زندگی آنان داشت آن را برای همیشه طرد کردند. حالا ببیند مذهب اسلام چه فجایعی در زندگی مردم خاورمیانه بوجود آورده. در سوریه 11 ملیون نفر اوره شده اند، ۵۰۰ هزار نفر کشته شده‌اند، خسارات مالی و اقتصادی هنگفتی به این کشورها وارده شده وووو. باز هم همین مردم با اسلام هستند. سوال این جاست که چرا مردم با چنین مذهبی تصفیه حساب نمی کنند؟ در همه این کشورها مردم از همان کودکی سرزنش و تحقیر شده‌اند، بر آنها حکومت‌ها و دیکتاتورهای بیرحمی حاکم بوده‌اند، حق نقد و اعتراض نداشته‌اند واگرا هم اعتراضی کرده‌اند بابیرحمی تمام به خاک و خون کشیده شده‌اند. نتیجه اش چه بوده؟ مردمی ترسو و نه جسور، جهل و بی دانشی، زود باوری، احساسی، فریب و دروغ، خشونت علیه کودکان و زنان، خشونت بر علیه اقلیتهای قومی مذهبی و ده ها ناهنجاریهای دیگر. امیدی برای مردم خاورمیانه وجود دارد؟ نه، در کوتا ه مدت شاهد این بدبختی ها خواهیم بود. علتش هم عدم توانایی این نسل فعلی است که سرکوب شده و در نتیجه آن دچار مشکلات روحی، روانی وجسمی شده است و رمقی برایش باقی نمانده. در دراز مدت این انتظار باید وجود داشته باشد که بشود از دست مذهب و نظامهای دیکتاتوری و مذهبی رها و آزاد شد. دیگران توانستند چرا مردم خاورمیانه نتوانند. حالا چقدر طول می کشد که مردم در حالت تعادل در بیایند، 30 تا50 سال؟


تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...