۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

Nominate Arzhang Davoodi for Nobel Peace Prize



Arzhang Davoodi, teacher, poet, former graduate of Texas A & M university, writer and political activist was sentenced to death in Iran. He is an Iranian democracy activist. Despite his peacful political acttivities , he has now sentenced to death on a new charge of " enmity against God". The sentence was imposed despite an apparent lack of evidence and after grossly unfair proceedings. 
Davoodi is a prisoner of conscience, prisoned, and now setenced to death for his political opinion and peacful exercise of the right to freedom of expression. He has no links with the PMOI or any armed groups. 
ارژنگ داوودی، معلم، شاعر، فارغ التحصیل سابق دانشگاه تگزاس A & M، نویسنده و فعال سیاسی در ایران محکوم به اعدام شده است. او یک فعال دموکراتیک ایرانی که علی رغم فعالیت های سیاسی سرسختانه او اکنون به اتهام جدیدی علیه "محاربه علیه خدا" به مرگ محکوم شده است. این حکم علی رغم فقدان شواهد ظاهری و پس از اتخاذ تصمیمات ناعادلانه اعمال شد.
 اکنون به خاطر افکار سیاسی خود و استفاده از حق آزادی بیان به اعدام محکوم شده است. او هیچ ارتباطی با مجاهدین خلق یا هر گروه مسلح ندارد
برای حمایت از ارژگ داوودی در نامزدی جایزه صلح نوبل برای وی لک زیر کلیک کنید:

۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

سی‌امین روز اعتصاب‌غذای زندانی سیاسی ارژنگ داودی



زندانی سیاسی ارژنگ داودی روز دوشنبه25مرداد وارد سی‌امین روز اعتصاب‌غذا و داروی خود شد.

 

وی از روز بیست و هفتم تیرماه در اعتراض به وضعیت ضدانسانی زندانها دست به اعتصاب‌غذا زد و خواستار بازدید احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد، از زندانهای رژیم ایران و مصاحبه با زندانیان سیاسی و عادی شد. این زندانی سیاسی اعلام کرد تا رسیدن به خواسته‌های خود، به اعتصاب ادامه خواهد داد.
زندانی سیاسی ارژنگ داودی فارغ‌التحصیل دانشگاه تگزاس آمریکا پیش از این بارها در اعتراض به وضعیت زندانها و رفتار دژخیمان زندان دست به اعتصاب‌غذا زده است. وی در آخرین اعتصاب‌غذای خود در سال گذشته و در اعتراض به انتقال اجباری و عدم رعایت اصل تفکیک جرایم٫ بیش از 44روز در اعتصاب‌غذا بود.
ارژنگ داوودی متولد ۱۸ مهرماه ۱۳۳۲ در شهر آبادان است. وی در آبان ماه ۱۳۸۲ دستگیر و در بیدادگاه رژیم به ریاست قاضی حسن زارع دهنوی (حداد)، شعبه ۱۵ به ریاست قاضی جنایتکار صلواتی و در شعبه یک بیدادگاه کرج به ریاست قاضی آسف الحسینی با اتهاماتی از جمله ضد نظام جمهوری اسلامی، توهین به خمینی و خامنه‌ای جلاد و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین در زندان مجموعاً به ۲۳ سال وهشت ماه زندان، پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی، انفصال دائم از مدیریت مجتمع آموزشی فرهنگی پرتو حکمت، ۷۴ ضربه شلاق، تبعید به زندانهای جنوب کشور و اعدام محکوم شد. به‌دنبال فشارهای بین‌المللی وفعالیت های مجازی من و سایر وبلاگ نویسان و فعالین حقوق بشری در خرداد ماه سال جاری اعلام شد که حکم اعدام ایشان شکسته و به پنج سال حبس در تبعید کاهش پیدا کرده است.

۱۳۹۵ مرداد ۲۱, پنجشنبه

ویروسی شدن وبلاگ از طریق ارسال لینک در بخش نظرات

ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎﯼ
ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺭﮊﯾﻢ
ﺭﮊﯾﻢ ﮔﻨﺪﯾﺪﻩ ﻭ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﻭﻻﯾﺖ ﻓﻘﯿﻪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺁﻥ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﺋﯽ ﺑﺰﻧﺪ
ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻫﮑﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺧﺘﻪ و نسبتا ماهری ﮐﻪ
ﻧﺎﻡ ﺍﺭﺗﺶ ﺳﺎﯾﺒﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ
ﺗﺮﻓﻨﺪ ﻧﻮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺒﮑﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ
ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻣﺰﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﮊﯾﻢ ﺍﻫﺮﯾﻤﻨﺎﻥ
ﺩﻭﺯﺧﯽ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎﯼ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻣﺮﺑﻮﻁ
ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺖ xxx.salehat .ir ﺑﻪ ﻭﺑﻼﮒ ﻫﺎ
ﻭ ﻭﺑﺴﺎﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺭﮊﯾﻢ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﻨﺪ. تا به حال ۱۲ نظر که به این لینک آلوده بودند به این وبلاگ فرستاده شده که تمام آن ها حذف شدند متاسفانه این لینک ها هنوز در قسمت نظرات برخی وبلاگ های جنبش سبز دیده می شود بعد از خواندن این مطلب هر کجا که دیدید به سرعت اطلاع رسانی کنید.
روش کار آن ها به این صورت است که ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﻠﯿﮏ ﺑﺮ
ﺭﻭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﯿﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻔﺤﺎﺗﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ
ﻧﺎﯾﺐ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯼ ﻭ ﯾﺎ
ﺁﻣﺪﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻓﻼﻥ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﻭ
ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺮﭼﻢ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺮﺕ ﻭ ﭘﻼﻫﺎﯼ ﭼﺮﻧﺪﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ
ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﻠﯿﮏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ
ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ بدون اینکه شما متوجه شوید ﻓﺎﯾﻠﯽ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﻭﯾﺴﺖ
ﮐﯿﻠﻮﺑﺎﯾﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮتان ﻧﺼﺐ
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﯾﻞ ﻣﺨﺮﺏ
Root Kit ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩ ﺁﻥKey
Logger ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ
ﻧﺼﺐ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﯾﻞ ﻣﺨﺮﺏ، ﺷﻤﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ (وصل شدن به اینترنت) ‏‎ On
Lineﺷﺪﻥ ﻫﺮ ﮐﻠﯿﺪﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﻫﯿﺪ
ﺑﻪ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺭﮊﯾﻢ ﻣﺨﺎﺑﺮﻩ
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﺭﮊﯾﻢ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ
ﭼﻨﺪ ﻭﺑﻼﮒ ﻧﻮﯾﺲ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﯽ ﻭ
ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ
ﻭﺑﻼﮔﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ
ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ وبلاگ های شناسایی شده اغلب حذک نمی شوند و فقط شما می بینید که مثلا ۶ ماه است که از نویسنده فلان وبلاگ خبری نیست. ﺍﯾﻦ ﻓﺎﯾﻞ ﻣﺨﺮﺏ
به سختی ﺑﺎ ﺁﻧﺘﯽ ﻭﯾﺮﻭﺱ ﻫﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ
ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﯽ می ﺷﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﺁﻥ
Root Kit ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻭﯾﺮﻭﺱ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ:
1- ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﻭﺑﻼﮒ ﻧﻮﯾﺲ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﯾﺎ
ﻭﺑﺴﺎﯾﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎﯼ
ﺁﻟﻮﺩﻩ xxx.salehat.ir ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺑﻼﮒ ﯾﺎ
ﻭﺑﺴﺎﯾﺖ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯿﺪ. در سیستم وردپرس این لینک ها را سریعا اسپم کنید. برای تامین شدن امنیت بازدید کنندگان عبارت ‏salehat‏ را در قسمت گفت و گو های وبلاگ قرار دهید به این صورت که منوی تنظیمات را با کلیک روی آن گسترش دهید سپس روی قسمت گفت و گوها کلیک کنید در قدم بعدی عبارت ‏salehat‏ را در قسمت فهرست سیاه دیدگاه ها وارد کنید و در آخر روی ذخیره کلیک نمایید این روش احتمالا در سیستم گوگل یکی است اگر یک وبلاگ نویس بلاگسپات این روش را در قسمت نظرات این وبلاگ وارد کنند برای بقیه مفید خواهد بود
2- ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﻧﻮﯾﻦ
ﻫﮑﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ.
3- ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﯾﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻠﯿﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ. و با گذاشتن نظر صاحب وبلاگ را آگاه کنید
4- ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ
ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺑﯿﺪﺭﻧﮓ ﻫﻤﻪ
ﻫﺎﺭﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﯿﺴﺘﻢ
ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﻧﻮ
ﻧﺼﺐ ﮐﻨﯿﺪ.
5- ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺎﺯﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﺗﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ
On Line ﻧﺸﻮﯾﺪ.
6- ﺩﺍﻧﺶ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺎﯾﻞ ﻫﺎﯼ
Root Kit ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﯿﺪ.
3 0 Rate Th‏ ‏
‏7- همین حالا جدیدترین آنتی ویروس موجود در بازار را با قیمت ۵۰۰ یا هزار تومان خریداری یا از اینترنت دانلود کنید و بعد از نصب ((حتما)) آن را به روز(آپدیت) کنید اگر از آنتی ویروس های ضعیف استفاده نکنید بهتر است به یاد داشته باشید امنیت شما مهمتر از کمی کند شدن کامپیوترتان است
8‏- اگر به کامپیوترتان مشکوک شدید هرگز کارهای اداری که به وارد شدن نام یا شماره شناسنامه تان نیاز دارند را با کامپیوترتان انجام ندهید در کل من شخصا هرگز در کامپوتری که با آن وبلاگ نویسی می کنم نام یا مشخصات خودم را وارد نمی کنم
‏9- به هیچ وجه برای اسم فایل ها یا یوزر خود از اسم یا مشخصاتتان استفاده نکنید کلا بهتر است با کامپیوتری که وبگردی می کنید خرید اینترنتی هم نکنید چونکه اگر بر روی کامپیتورتان نرم افزار جاسوس رژیم نصب باشد (تاکید می کنم اگر از قبل آلوده باشید) با دیدن آدرس منزلتان به هویت شما پی خواهند برد
‏10- اگر وبلاگ نویسید و دوست بسیجی یا مشکوکی دارید به هیچ برای او کامپیوترتان را روشن نکنید چونکه به وسیله یک فلش مموری به راحتی می تواند کامپیوترتان را آلوده کند
‏11- وقتی دوستی دستگیر شد اگر بعد از دستگیری به خانواده اش زنگ بزنید اغلب می گویند رفته است خارج و تلفن را قطع می کنند
‏12- بدون شک رژیم بعد از مدتی که دید سایت صالحات به دلیل آگاه رسانی ما دیگر بازدید کننده سبز ندارد این ترفند کثیف را بر روی یکی از سایت های دیگر خود پیاده خواهد کرد همیشه مواظب آدرس سایتی که روی آن کلیک می کنید باشید و فقط پس از اطمینان کامل از سایت های رژیم بازدید کنید
در آخر لطفا این مطلب را اطلاع رسانی کنید شاید با این کار زندگی انسانی را حفظ کردید اگر سوالی داشتید تا آنجا که بتوانم پاسخگوی شما خواهم بود 
دوستان خوبم این مطلب مفید رو مدتها قبل در وبلاگ geranom.wordpress.com مشاهده کرده بودم اما غافل شدم از این شگرد سگ های هار ارتش سایبری البته برای من به شکل دیگری در جزئیات اتفاق افتاد دوستای گلم حتما اطلاع رسانی کنید همه باخبر بشوند ضمنا دوباره تاکید می کنم که بخش نظرات این وبلاگ به خاطر همین مسئله وسایر مسائل شخصی بسته شده است با تشکر از توجهتون به امید آزادی و دموکراسی در ایران 

۱۳۹۵ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

کمپین آزادی جعفر عظیم زاده



free Jafar Azim Zadeh: Campaign to free Jafar Azim Zadeh

Why this is important

Campaign to free Jafar Azim Zadeh, president of the council of the Free Union of Iran’s workers. Jafar Azim Zadeh one of the leaders of the iranian workers movement eand a well known figure. He has been condmend to six years of prison. He’s currently detained in the Evin prison, with charges of intends of acting against national security, propaganda against Islamic Republic and troubles to public order. In reality, he’s accused of establishing Free Unions of Iran’s workers, for workers and unemployed people, organised a 40,000 petition to ask for rise wages, organise a meeting in front of the Parliament and ministry of Labour, to have managed and organised strikes, to have denounced the plunder of national welfare, to be known as the representative of thousands of workers. Jafar Azim Zadeh is one among tens of labour activists send to prison to silent the working class in Iran, who lives with one third of the poverty threshold. Workers and people of Iran! Islamic leaders wants to silent society by putting Jafar Azim Zadeh in prison and pressuring him. Workers in Iran can’t keep quiet with living with one third of the poverty threshold and facing starvation. We must fight, sign the petition, organise demonstrations for the campaign to free Jafar Azim Zadeh and all activists in prison. We must make his voice known to medias, workers and human rights organisations, all freedom lovers. If you’re interested, you can contact us with the email address below. Altogether we can defend all imprisoned labour and political activists. We need your cooperation. Please translate writings in as many languages as possible. We try to publish his writings in Farsi and English, but that’s not enough, as the world should know. Long live freedom and equality Long live working class international solidarity All labour and political activists should be free Campaign too free to free Jafar Azim Zadeh november 23, 2105 kampagneazadi@gmail.com تماس:
کمپین آزادی جعفر عظیم زاده
جعفر
عظیم زاده رئیس هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران یکی از رهبران و
چهره های شناخته شده جنبش کارگری ایران است. او به شش سال زندان محکوم شد و
اکنون در زندان اوین بسر میبرد. "زندانی کردن جعفر عظیم زاده با اتهامات
اقدام علیه امنیت ملی، بر هم زدن نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام جمهوری
اسلامی بیش از پیش معنا و مفهوم اتهاماتی از این دست را بر ملا کرد. چرا که
مصادیق این اتهامات در حکم صادره بر علیه وی تشکیل اتحادیه آزاد کارگران
ایران، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای
آزاد کارگری، سازماندهی طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران، تجمعات در
مقابل مجلس و وزارت کار حول همین طومار با خواست افزایش مزد، مدیریت و شرکت
در تجمعات و اعتصابات کارگری، شکایت از غارتگران صندوق سازمان تامین
اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، نشست و برخاست با دیگر تشکلهای
کارگری و مسائلی از این دست است".جعفر عظیم زاده یکی از دهها فعال و رهبران کارگری است که به زندان فرستاده شد تا طبقه کارگر ایران را به سکوت در
مقابل زندگی سه برابر زیر خط فقر وادار کنند.کارگران مردم زحمتکش ایران!حاکمان
ایران با پرونده سازی و زندانی کردن و تحت فشار قرار دادن جعفر و جعفرها
میخواهند جامعه را به سکوت و تسلیم وادار کنند. اما این امر غیر ممکن است.
زیرا نمیتوانند هم شکم گرسنه و زندگی سه چهار مرتبه زیر خط فقر را به مردم
تحمیل کنند، هم توقع داشت باشند طبقه کارگر و مردم آگاه ایران در مقابل این مرگ تدریجی سکوت اختیار کنند.
برای آزادی جعفر عظیم زاده و همه فعالین در بند باید به میدان آمد.میتوان
با امضای طومار و صدور بیانیه و اطلاعیه و تجمع و اعتراض و به هر شکل
ممکن، کارزار برای آزادی همه فعالین جنبشهای اجتماعی را قدرتمندتر کرد.
باید صدای جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی را به اطلاع رسانه ها و
تشکلها.
و سازمانهای کارگری و مدافع حقوق انسانی رساند. هر کدام از ما میتوانیم صدای این فعالین دربند باشیم
ما
از همه شما علاقه مندان میخواهیم از طریق آدرس ایمایل زیر با ما تماس
بگیرید و دست در دست همدیگر کازار دفاع از فعالین کارگری و همه فعالین
سیاسی را وسیعتر و قدرتمند تر کنیم.
کمپین برای آزادی جعفر عظیم زاده
دست همکاری به سوی همه فعالین کارگری و تشکلهای کارگری و تشکلهای دفاع از
حقوق انسانی و همه انسانهای آزاده دراز میکند. ما به همکاری همه شما احتیاج
داریم.
اطلاعیه های ما را به زبانهای مختلف ترجمه کنید و ما را در پیشبرد این امر کمک کنید.ما
تلاش میکنیم در قدم اول به زبانهای فارسی و انگلیسی مکتوبات خود را منتشر
کنیم. اما این بسیار محدود است و لازم است دنیا از اوضاع گارگران در ایران
مطلع شود. این با همکاری شما ممکن میشود.
زنده باد آزادی و برابری
زنده باد همبستگی طبقاتی طبقه کارگر جهانیجعفر عظیم زاده و همه زندانیان سیاسی و فعالین
کارگری باید بدون قید و شرط آزاد شوند.
کمپین آزادی جعفر عظیم زاده
دوم آذر 1394
kampagneazadi@gmail.com

جهت شرکت در این پتیشن بروی لینک زیر کلیک کنید:

۱۳۹۵ مرداد ۱۱, دوشنبه

برخورد نامناسب و نژادپرستی دولت ایران نسبت به افغان عای مهاجر

 

ممنوعیت ورود مهاجران افغان به پارکی در ولایت اصفهان ایران در روزهای نوروز، واکنش های گسترده ای را در قبال داشته است. حکومت افغانستان گفته است که از کشور همسایه اش چنین انتظاری نداشته است.

خبرگزاری های ایران گزارش داده اند که روز جمعه، مسوولان محلی در ولایت اصفهان ایران، ورود مهاجران افغان به پارک کوهستانی صفه را ممنوع اعلام کرده اند. تصویرهایی از لوحه ای که در آن نوشته شده «ورود افاغنه ممنوع» نیز در سایت های انترنتی نشر شده اند. به گزارش بخش فارسی دویچه وله، احمد رضا شفیعی، مسوول کمیته انتظامی ستاد تسهیلات سفر اصفهان گفته است که نیروهای امنیتی به منظور رفاه شهروندان در روز سیزدهم حمل (سیزده بدر)، «از ورود افاغنه به پارک کوهستانی صفه جلوگیری می کنند».

شماری از ایرانی ها در وب سایت های انترنتی این اقدام مسوولان این کشور را به شدت تقبیح کرده و آن را با ظلم و ستمی که رژیم ایران بر شهروندان مخالف خودش روا می دارد، مقایسه کرده اند. همچنان به گزارش صفحات انترنتی، شماری از فعالان حقوق بشر در روز «سیزده بدر» در پارک صفه اصفهان به این تصمیم اعتراض کردند. یکی از تصاویر نشر شده در انترنت، سه ایرانی را نشان می دهد که پلاکارت هایی در دست دارند. در روی یکی از این پلاکارت ها نوشته شده «من هم افغانم» و در پلاکارت های دیگر بر اصطلاحات «نژاد پرستی و راسیزم» خط چلیپا کشیده شده است.

چهار روز از این حادثه می گذرد و مطرح ترین خبر در میان کاربران شبکه های اجتماعی، همین مساله بوده است. اما وزارت خارجه جمهوری اسلامی افغانستان می گوید که آنها «هم این مساله را شنیده اند و سفارت افغانستان در تهران، این مساله را پیگیری می کند».

فرامرز تمنا، معاون سخنگوی وزارت خارجه افغانستان گفت: «اگر که چنین چیزی بوده باشد و مسجل شود به نمایندگی سیاسی ما در تهران، طبیعی است که ما انتظار چنین عملی را از سوی همسایگان هم فرهنگ و هم دین و هم نژاد خود نداشتیم، به ویژه که جشن نوروز جشن نیاکان این منطقه بوده است. اگر چنین چیزی واقعیت داشته باشد، از جانب ما کار درستی تلقی نمی شود».

اسدالله امیری، اتشۀ فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در تهران، گفت که هنوز به صورت موثق جزییات قضیه در اختیار آنها قرار نگرفته است و در حال بررسی قضیه می باشند.

براساس گزارش ها، مهاجران افغان در هیچ کشور دیگری مانند ایران مورد اهانت و تحقیر قرار نمی گیرند. این در حالی است که ایران و افغانستان پیوندهای مشترک زیادی دارند. از سوی دیگر، در دولت جمهوری اسلامی ایران، همه چیز پسوند یا پیشوند اسلامی دارد، اما تحلیلگران می گویند در رفتار دولت ایران با مهاجران، اثری از ارزش های دینی و فرهنگی دیده نمی شود.

به گفته علی امیری، وقتی که در یک کشور اسلامی، ورود فردی از کشور همسایه در یک پارک منع می شود، قضیه به یک فاجعه بر می گردد: «این قضیه بر می گردد، یکی به زوال ارزش های اسلامی در جامعه ایران و به خصوص دولت مردان ایران، و دوم این که عقلانیت سیاسی و اخلاق کافی لازم در سطوح سیاسی ایران وجود ندارد».

امیری با اشاره به صحبت های اخیر محمود احمدی نژاد در مورد روابط کشورهای همسایه، می گوید: «این نشان می دهد که در ورای شعارهای پرزرق و برقی که همسایه های افغانستان سر می دهند، پالیسی های مشمئزکننده و نگاه های غیرانسانی هم وجود دارد، که معنایش این است: هیچ نوع دوستی ای در کار نیست».

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

لزوم همه پرسی مجدد برای آینده ملیت ایران؛جمهوری اسلامی گم و گور باید گردد!

 ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، مردم ایران با شوری انقلابی برای رفراندوم آری یا نه به جمهوری اسلامی، پای صندوق های رای رفتند تا بعد از نظام پادشاهی در سرنوشت خود تاثیر گذار باشند.

همین ایده آرمانی کافی بود تا از طیف های عقیدتی گوناگون و حتی کسانی که در آن زمان به نامفهوم بودن برگه "آری یا نه؟" معتقد بودند هم، به جمهوری اسلامی رای بدهند.

پس از آن نیز ، یکبار برای تایید قانون اساسی آذر ماه ۵۸ و بار دیگر مرداد ۶۸ برای تغییرات در متن قانون اساسی رفراندوم در ایران برگزار شد؛ اگر چه بار آخر، درخواست همه پرسی در خصوص شکل و نحوه اداره کشور با اضافه شدن اصل ۱۷۷ برای همیشه بسته شد.

بخش پایانی اصل ۱۷۷ می گوید:"محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی و پایه های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره ی امور کشور با اتکاء به آراء عمومی و دین و مذهب رسمی ایران تغییر ناپذیر است."

به نظر می رسد حرکت انقلابی ۵۷ که تلاشی همگانی بود برای برقراری دموکراسی و خواست حداکثری مردم حالا برای برپایی همه پرسی در خصوص نحوه اداره کشور با چالش قانونی اصل ۱۷۷ مواجه شده است.

بر اساس اصول دموکراسی در قلمرو سرزمینی هر کشوری میتوان برای احراز آراء حداکثری مردم، درخواست رفراندوم و رای گیری کرد؛ اما غیر ممکن بودن این امر را چگونه باید با اصول اولیه دموکراسی توجیه کرد؟ به خصوص زمانی که دلایل پیدایش جنبش انقلاب در ایران را بررسی کنیم، از مهمترین دلایل آن، دغدغه جامعه ایران برای تغییر و رهایی از وضعیت نامساوی، بین حاکم و مردم بود.

برای اصلاحات قانون اساسی در سال ۶۸، آیت الله خمینی، به تجربه عملی و عینی ۱۰ سال حکومت داری، اداره کشور و نواقص و نقاط ضعف آن اشاره میکند و برای رفع آن اشکالات، تدوین و تصویب اصلاح بخشی از قانون اساسی را پیشنهاد داد؛ هر چند که تصویب و نهایی شدن آن بعد از مرگ او با تغییراتی بسیار فراتر، مانند اضافه شدن اصل ۱۷۷، حذف شرط مرجع تقلید و اضافه شدن اصل ولایت مطلقه فقیه همراه شد اما شاه کلید آن، پذیرفتن نواقص و لزوم تغییر در قانون اساسی، نشان میدهد تغییرات قانون اساسی، امری بعید و دور از عرف در تاریخ جمهوری اسلامی نبوده است.

از سوی دیگر، رابطه حکومت و ملت را میتوان، به رابطه قراردادی تشبیه کنیم، که یک سوی آن حاکمیت و طرف دیگر، مردم هستند و هر دو در یک قراردادی نانوشته تعهداتی بر عهده دارند؛ بر اساس اصل آزادی، انسان آزاد به دنیا می آید و کسی حق حکومت کردن بر او را ندارد مگر آنکه خود او این حق را به کسی تنفیذ کند.

در قرارداد ملت-حکومت، مردم حق آزادی و حکومت داری را در اختیار حکومت قرار میدهند و در مقابل حکومت نیز مسئولیت اجرایش را به عهده می گیرد.

زمان اجرای این تعهد را نیز عرف اجتماعی و تمایل اکثریت مردم به حفظ قرارداد حکومت -ملت و میزان پایبندی حکومت به تعهداتش تعیین میکند. در سال ۵۸ مردم ایجاب اولیه برای انعقاد قراردادی به نام "جمهوری اسلامی" به حکومت جدید دادند.

پس از چهل سال از تدوین قانون اساسی، فرصت مناسبی است تا به گذشته نگاه کنیم، از نو بررسی کنیم که تا چه اندازه هر کدام از طرفین به آن عمل کردند؛ آنچه از طرف مردم بوده، همراهی با حکومت در دوران جنگ برای دفاع از کشور، دوران بازسازی پس از آن و دوران سخ تحریم و همچنین حضور میلیونی برای مشارکت های مدنی مانند رای گیری های ریاست جمهوری و مجلس که همگی نشان از عمل به تعهدات از طرف مردم است.

حکومت اما به بسیاری از اصول روشن قانون اساسی نه تنها عمل نکرده که حتی مشارکت در همه پرسی های اجتماعی را پاسخ مثبت نداده است؛ علیرغم اینکه قانون اساسی بر اساس اصل ۵۹ ، همه پرسی در مسایل مهم اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را ممکن دانسته است اما در مقاطع مختلف حتی به درخواست همه پرسی از طرف مسئولین و رییس جمهور هم، پاسخ منفی داده شده است.

همچنین اصولی بسیاری در قانون اساسی هستند که هرگز جنبه عملی و اجرایی پیدا نکردند از اصلی مانند اصل ۲۳، که تفتیش عقاید را ممنوع میداند تا اصولی مانند حق داشتن وکیل برای تمام متهمان، اصل برائت، اصل ممنوعیت شکنجه، تا اصل های کمتر شنیده شده ای مانند اصل ۸۰ که دادن هرگونه کمک مالی یا غیر مالی به کشور های دیگر منوط به تصویب مجلس است و یا حتی اصل ۴۱ که تابعیت ایرانی را برای زنان و مردان ایرانی یکسان میداند.

با نگاهی کلی به اصول قانون اساسی و عدم اجرای آن آیا همچنان باید مردم باشند که به صورت یکطرفه حق حکومت داری را به نظام تنفیذ میکند و در مقابل با عدم اجرای نامناسب همچنان میبایست به قرارداد حکومت - ملت پای بند بمانند؟

تجربه کشورهایی که در آن ها انقلاب رخ داده و از قوانین مدونی چون قانون اساسی پیروی میکنند نشان میدهد که تغییرات قانون اساسی اجتناب ناپذیر است.

برای مثال در آمریکا تا بحال ۲۷ بار قانون اساسی عوض شده و هر ساله کنگره نزدیک به یکصد پیشنهاد اصلاح قانون اساسی را از کمیسیون های متفاوت مورد بررسی قرار میدهد. فرانسه هم از سال ۱۹۵۸ در حال تجربه پنجمین دوره جمهوری خود است و از شروع آخرین دوره جمهوری، ۲ بار قانون اساسی را اصلاح کرده است. جالب این که هر دو کشور در مقاطع مختلف قانون اساسی پیشین را کاملا با قوانین به روز جابجا کردند چرا که جامعه و تحولات بشری مدام در حال تغییر است.

همچنین در کشورهایی مانند سوئیس میبینیم که با جمع آوری صد هزار امضاء از سوی مردم، میتوان موضوعی را به رای عمومی گذاشت.

آنچه مسلم است، برگزاری یک همه پرسی، ممیز خوبی است که هنوز چه درصدی از جامعه، همراه حکومت است.

شاید قدرتمندان فعلی حاضر به همه پرسی درباره نوع حکومت نباشند اما می توان امید داشت که براثر فشارها حاضر به پذیرش رفراندوم درباره تغییرات الحاقی سال ۱۳۶۸ و اصولی مانند"ولایت مطلقه فقیه" و "نظارت استصوابی" بشوند که به همسو با تغییر و تحولات داخلی و خارجی سال های اخیر نیستند.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

وضعیت عاجل امید کوکبی، فیزیک‌دان زندانی که به سرطان کلیه مبتلا شده است

وکیل امید کوکبی، فیزیک‌دان زندانی،اعلام کرد که آزمایش‌ها نشان داد که کوکبی در زندان به سرطان کلیه مبتلا شده است. او با تاکید بر این‌که تعلل در جراحی او "خطرات جبران‌ناپذیر" به‌دنبال دارد، خواستار آزادی سریع موکل خود شد.

default

خبرگزاری کار ایران روز شنبه(۱۶ آوریل/۲۸ فروردین) گزارش داد که امید کوکبی، فیزیک‌دان و محقق زندانی، به سرطان کلیه مبتلا شده است.

سعید خلیلی، وکیل امید کوکبی، به خبرگزاری "ایلنا" گفت که پس از انجام معاینات و آزمایش‌های لازم مشخص شد که تومور بدخیمی در کلیه سمت راست امید کوکبی وجود دارد و تاکید کرد که موکل او نیازمند جراحی فوری است.

خلیلی با تاکید بر این‌که هرگونه تعلل بیشتر می‌تواند "آسیب جبران‌ناپذیر" برای وضعیت جسمانی کوکبی به‌بار آورد، خواستار آزادی امید کوکبی شد.

خلیلی به "ایلنا" گفت: «موکلم شرایط برخورداری از عفو رهبری را در سال جاری دارد. ادامه‌ی حبس ایشان با توجه به مخاطرات جانی که وی را تهدید می‌کند، غیرقانونی است. به دلایل اسلامی و انسانی و برای جلوگیری از خطرات احتمالی جسمی برای این سرمایه علمی کشور از مقامات کشور به‌ویژه مسئول محترم قوه قضائیه می‌خواهم هرچه سریع‌تر تهمیدات آزادی وی را فراهم کنند.»

امید کوکبی کیست؟

امید کوکبی، فیزیک‌دان نخبه و برنده‌ی جایزه‌ی "آزادی و مسئولیت علمی" است که هرسال به محققی اعطا می‌شود که در راه دفاع از حق ازادی علمی ایستادگی می‌کند.

کوکبی در بهمن ماه ۱۳۸۹ وقتی به عنوان محقق مهمان در دانشگاه تگزاس آمریکا به تحقیق مشغول بود، برای دیداری کوتاه به ایران آمد. او هنگام بازگشت به آمریکا در فرودگاه "امام خمینی" بازداشت شد و به "ارتباط با دولت متخاصم" و "کسب درآمد نامشروع" متهم و در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

دادگاه به این دلیل که دانشگاه آمریکایی هزینه‌ی سفرهای تحقیقاتی و مطالعاتی کوکبی به ایران را پرداخت می‌کرد، او را به "کسب درآمد نامشروع" متهم کرد. دلیل اتهام "ارتباط با دولت متخاصم" نیز این است که کوکبی پیش از این حاضر نشده بود بورسیه جمهوری اسلامی شود و ترجیح داده بود با بورسیه دانشگاه آمریکایی برای ادامه‌ی تحصیل به خارج از کشور برود.

این اتهام در حالی به کوکبی وارد شده که وکیل او معتقد است بر اساس اعلام مراجع رسمی کشور، اتهام همکاری با دول متخاصم، مصداق خارجی نداشته و ایران در حال حاضر با هیچ کشوری در تخاصم نیست.

وکیل امید کوکبی پیش‌تر با استعلام از وزارت امور خارجه، دیوان عالی کشور را متقاعد کرده بود که وزارت امور خارجه نیز آمریکا را از نگاه قانونی، دولت متخاصم با ایران نمی‌داند.

امید کوکبی در نامه‌ای که به بیرون زندان فرستاد تاکید کرد که او چندین بار از سوی مقامات امنیتی و نظامی ایران به دلیل تخصص‌اش در فیزیک لیزری برای همکاری در برنامه‌ی اتمی ایران دعوت شده و هربار درخواست همکاری را رد کرده بود.

شانزده هزار فعالان مدنی و سیاسی از دبیرکل سازمان ملل متحد خواستند به رژیم ایران فشار بیاورد تا به "بی‌عدالتی" و حبس "بر پایه اتهاماتی واهی" امید کوکبی دانشمند نابغه هسته‌ای این کشور پایان دهد.

امید کوکبی 34 ساله، از ترکمن‌های سنی مذهب ایران و "دانشجوی دوره فوق دکترای فیزیک اتمی با تمرکز بر پژوهش‌های لیزری در دانشگاه تگزاس آمریکا" بوده است. او "در سال 2011 برای دیدار با خانواده به ایران بازگشت"، اما نه در زمان ورود و مدت حضور در ایران بلکه در "هنگام خروج از" این کشور برای رفتن به محل تحصیل خود "در فرودگاه بازداشت و به ده سال زندان محکوم شد".
از دیدگاه امضاءکنندگان نامه مذکور که یک نسخه آن در اختیار وبسایت «سحام نیوز» قرار گرفته، "سبب اصلی حبس امید کوکبی، امتناع او از همکاری با پروژه‌های نظامی جمهوری اسلامی ایران است. او بر پایه اتهاماتی واهی همچون رابطه با دانشگاه‌ها و مراکز علمی خارج از کشور محکوم شده است".
در این نامه با اشاره به اینکه کوکبی "هیچ‌گونه سابقه‌ای از فعالیت سیاسی" نداشته، تصریح شده است: "او به‌جای زیرپاگذاشتن اصول اخلاقی خود مبنی بر عدم بهره‌گیری از دانش علمی‌اش در راه مقاصد ویرانگر و با مقاومت در برابر فشارها و حتی تحمل زندان، موضعی قدرتمند و قهرمانانه اتخاذ کرد. بسیاری از نهادها با اعطای جوایز حقوق بشری به امید کوکبی، احترام خود را به او نشان داده‌اند".
آنها هنچنین اظهار داشته‌اند که وی به علت "جلوگیری مقامات رسمی زندان از دسترسی او به درمان پیشرفته" از دو سال پیش "به بیماری حاد کلیوی مبتلا شده بود و چند روز پیش نیز "وکیل امید اعلام کرد که متاسفانه در بدن او نوعی از سرطان کلیه (کارسینوم سلول کلیوی) تشخیص داده شده که ناشی از غده بدخیمی در کلیه راست اوست".

این فعالان مدنی در ادامه ضمن ابراز "نگرانی جدی" نسبت به "وجود اراده‌ای پنهان در پیکره قدرت سیاسی" که نمی‌خواهد "او در بیرون از زندان زنده باشد"، تاکید کرده‌اند: "جمهوری اسلامی ایران مسئول سلامتی امید است و باید پاسخگوی هر اتفاق ناگواری برای او باشد".

در پایان نامه مذکور خطاب به دبیرکل سازمان ملل آمده است: "جنبش بزرگ برای حمایت از امید با بیش از 300 هزار هشتگ #freeomid در مدت تنها چند روز اثبات می‌کند که توقع بزرگی از شما در سطح افکار عمومی وجود دارد تا در این مورد اقدام فوری به‌عمل آورید. ما منتظر اقدام مطلوب شما برای نجات زندگی امید هستیم".
برخی از امضاءکنندگان مشهور این نامه عبارتند از :
شیرین عبادی برنده جایزه نوبل صلح، نسرین ستوده حقوقدان و فعال حقوق بشر، محمد ملکی رئیس سابق دانشگاه تهران، جعفر پناهی کارگردان سینما، محمدتقی کروبی استاد حقوق، خاویر ال-خاقه مدیر ارشد حقوقی بنیاد حقوق بشر، سونیا پابان دانشیار فیزیک در دانشگاه تگزاس، جان کلیچ استادیار فیزیک در دانشگاه تگزاس، محمد مصطفایی مدیر سازمان رواداری جهانی، محمود امیری مقدم،‌ استاد علوم اعصاب مولکولی در دانشگاه اسلو و فعال حقوق بشر، عمار ملکی، دانشیار دانشگاه تیلبورگ، مهدی مرعشی، نویسنده و استاد زبان فارسی و زبان‌شناسی، رضا علامه‌زاده کارگردان سینما، مسیح علی‌نژاد روزنامه‌نگار و دکتر مهدی جلالی تهرانی استاد دانشگاه​

هموطن عزیز این پست را تا میتوانید نشر دهید تا با اعمال فشار بر جمهوری اسلامی هر چه زودتر به وضعیت سلامتی و بیماری امید کوکبی رسیدگی شود

 

 

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...