۱۳۹۵ مهر ۱۸, یکشنبه

متوقف کردن ولی فقیه به نفع جامعه است

 .

 حاکمیت در تداوم روش خود مصمم است

مهران براتی در تحلیل احتمالات انتخابات پیش‌رو می‌گوید: "سناریوهای گوناگونی می‌توان متصور شد. اگر از دیدگاه حکومت نگاه کنیم آقای رفسنجانی بهترین گزینه بودند برای اینکه جلو فروپاشی این نظام را بگیرند. ایشان این امکان را از همه لحاظدارند، ولی به نظر نمی‌رسد آقای خامنه ای تمایلش به سوی هاشمی باشد. او می خواهد به سیاست گذشته ادامه دهد."

مهرداد درویش پور اما با اشاره به عروج آنچه او "بنیادگرایی اسلامی در ایران" می‌خواند، می‌گوید: "این جریان با یک کودتای انتخاباتی تعرض مجدد خود را آغاز و تلاش کرد با اختناق بیشتر جامعه را در حوزه دانشگاه، حقوق مدنی و سایر حوزه‌ها به نوعی طالبانیزه کند. این جریان می خواهد جامعه مدنی را به گونه‌ای محو کند و اگر نتواند این کار را انجام دهد پست ریاست جمهوری را به نوعی بی ارزش و بی خاصیت خواهد کرد تا اقتدار مطلقه ولایت فقیه پابرجا بماند."

وی می افزاید: "اگرحتی یک عقلانیت پراگماتیستی راهنمای عمل حاکمیت بود، باید شرایطی فراهم می‌کرد که نیروهای پراگماتیست‌تری مانند هاشمی به میدان بیایند. اما به نظر می‌رسد، رویه ای که انتخاب کرده‌اند در واقع بریدن نفس جامعه است، به گونه‌ای که جریان‌های اصلاح طلب که هیچ، حتی پراگماتیست‌ها و جریانهای ناسیونال اسلامی مانند مشایی هم تحمل نمی شوند."

اما اینک هاشمی رفسنجانی ثبت نام کرده.می ماند یا او را از میدان دور می کنند؟مهران براتی معتقد است: "برای اینکه آقای هاشمی از میدان دور شود بهترین گزینه این بود که آقای مشایی می توانست در انتخابات شرکت کند. اما اکنون شرایطی پیش آمده که آقای احمدی نژاد به دلایل مختلف، بدون آقای مشایی هم احتمال گرفتن آرائی برای نامزدش را دارد."

او در توضیح این دلایل از جمله به حضورگروه‌هایی مانند بازنشستگان و کسانی که دریافت یارانه را مثبت می دانند اشاره می کند و همچنین تولید کنندگانی که از شرایط تحریم منتفع شده اند. او بر این باورست که این گروه ها ممکن است پشت سر احمدی نژاد قرار گیرند.

با این وجود چه سناریوهایی را می توان برای این انتخابات پیش بینی کرد؟ مهرداد درویش پور می‌گوید: "اگر مشایی رد صلاحیت شود،‌ به نظر من تکثرگرایی در جامعه شدت پیدا خواهد کرد.این شدت گرفتن حتی ممکن است به این منجر شود که مردم به رفسنجانی که نماد سرکوب، نماد حاکمیت و در واقع ذی نقش در بسیار از فجایعی است که جمهوری اسلامی به بار آورده،‌ رای دهند تا بدین طریق جلو اقتدار ولی فقیه را بگیرند."

مهران براتی اما در مورد گمانه‌های قابل طرح در ارتباط با با هاشمی رفسنجانی می‌گوید:‌ " شانس او این است که با رای هواداران حکومت به عنوان رئيس جمهور انتخاب شود. چون اگر قرار باشد با رای امثال ما به حکومت برسد حتما در این بازی شانسی نخواهد داشت. شانس او در این است که چنین نقشی پیدا کند، ولی حکومت حاضر نیست این نقش را به او بدهد. بنابراین می‌ماند بازی میان طرفداران احمدی نژاد و دیگر نامزدهای اصولگرایان مانند ائتلاف پیشرفت و آقای جلیلی."

مهرداد درویش پور با اشاره به تلاش حاکمیت برای ممانعت از حضور خاتمی که به گفته او "پیروزی‌اش قطعی بود" می‌گوید: "در دقیقه نود حضور مشایی و هاشمی به نظر من یک مقدار معادله سیاسی در جامعه ایران را دستخوش تحول کرد. به این معنی که سناریوی پیشین که می خواستند به نوعی بی دردسر یک رئيس جمهوری را به جامعه تحمیل کنند، عملا به عقب رانده شد."

 درویش پور می‌ افزاید: "اما هنوز هم ‌اصولگرایان ممکن است با تقلب انتخاباتی و ترفندهایی که پیشتر به کار برده‌اند، تنور انتخابات را داغ و نماینده خودشان را تحمیل کنند. اما واقعیت این است که بن بست سیاسی جامعه ایران به گونه‌ای شده که هم مردم هم حکومت درنوعی گیجی به سر می برند؛ موقعیتی که به نظر من هیچکس نمی‌تواند خود را به سادگی بر دیگری تحمیل کند."

این استاد دانشگاه می‌افزاید: "فکر می‌کنم بسیاری از نیروهای رادیکال جامعه به آقای هاشمی رای نخواهند داد. در این تردید نیست. اما فکر می‌کنم در بین سه گروه شکاف قدرتمند صورت خواهد گرفت. یکی خود اصولگرایان هستند، جمعی از آنها به سمت برخورد معتدل‌تر با رفسنجانی خواهند رفت و سناریویی پراگماتیستی را دنبال می‌کنند ولی بخش دیگرشان هم حمله‌های شدید خواهند کرد. در میان اصلاح طلبان هم به نظرم شکافی ایجاد خواهد شد. اصلاح طلبان رادیکال تمایل چندانی ندارند که خود را با رفسنجانی تداعی کنند،‌ اما اصلاح طلبان میانه رو این بلوک را ایجاد خواهند کرد. در نتیجه فکر می‌کنم بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان پشت سر آقای رفسنجانی خواهند رفت وائتلاف پراگماتیسم و اصلاح طلب را شکل خواهند داد."

مهران براتی هم می‌گوید:‌ "فعلا ما در مسابقه و میدان بازی گروه‌هایی قرار داریم که درون حکومت هستند. ما جزو شرط بندهای بیرون گود هستیم که حدس می زنیم در این بازی کدام یک برنده خواهد شد."

درویش پور اما در تحلیل نهایی بر این باور است که: "هر گسترش شکاف در حاکمیت تحرک در فضای سیاسی و متوقف کردن پیشروی ولی فقیه به سود جامعه است؛آن فرایندی که حکومت کار را به آنجا برساند که حمله نظامی صورت بگیرد و جامعه شیرازه اش از هم بپاشد. متوقف کردن این پروژه به خودی خود گامی است مثبت. باید از هر گونه عقب نشینی حکومت استقبال کرد، گرچه جامعه نباید خواست های خود را به خواستهایی که آقای رفسنجانی و دیگر نمایندگان حاکمیت دارند، تقلیل بدهد."

البته هنوز همه گروه‌ها و فعالان اجتماعی به طور صریح ارزیابی خود را از احتمالات و سناریوهای پیش رو ارائه نداده‌اند.در همین ارتباط منصوره شجاعی، فعال زنان می‌گوید: "بحثی که الان داریم مفهوم حق و صندوق رای است. این نکته باید بررسی شودکه از طریق رای دادن چقدر می توان به حقوق خود دست پیدا کرد؟ مثلا جنبش زنان در انتخابات آینده از طریق صندوق رای به کدام یک از مطالبات خود می رسد؟وقتی این نسبت تعریف شود، حضور زنان در انتخابات نیز می تواند تعریف شود."

او می‌افزاید: "با اتفاق هایی که افتاده وشرایط فعلی، باید منتظر برنامه نامزدها ماند. آیا این برنامه ها به مطالبات جریان های مختلف نزدیک است؟ ما هنوز چیزی ندیده ایم و در فضایی هستیم که مشخص نیست برنامه نامزدها به چه صورت خواهد بود."

به نظر این کنشگر اجتماعی "باید دید این انتخابات در چه شرایطی اتفاق می‌افتد و چقدر نگاه نامزدها به حقوق جامعه است و به اینکه تا جه حد جامعه رابه سمت مطالبات دمکراتیکی که از چهار سال پیش تا به حال مطرح می‌کنند، پیش ببرند. به هر حال چهار سال پیش مردم با حضور در خیابان به نتایج یک انتخابات اعتراض کردند."

به گفته خانم شجاعی "مطالباتی که آنزمان مطرح شد هنوز هم پا برجاست. باید دیدبرنامه هایی که ارائه می شوند چقدر ادامه آن مطالبات است و به چه میزان بر آنها افزوده شده. چون می‌دانیم مطالباتی مانند آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر هم بر مطالبات مردم انباشت شده است."


گفتگو امیر صفاریان با مهرداد درویش پور در باره انتخابات ریاست جمهوری در ایران

نظرتان در باره انتخابات در جمهوری اسلامی چیست؟

قانون اساسی جمهوری اسلامی و نهادهای غیر انتخابی آن که بر تئوکراسی استوار است، اساسا امکان یک انتخابات دمکراتیک و آزاد بر پایه موازین بین المللی حقوق بشر را سلب کرده است. از اینرو به عنوان فردی لائیک که اقتدار دینی را نظامی مبتنی بر تبعیض  و غیر دمکراتیک می دانم، تمایلی به شرکت در انتخاباتی که بیش از آن که چالشی علیه استبداد دینی باشد، برای آن مشروعیت زایی کند، ندارم. با این همه بر این باور نیستم تنها ماهیت نظام های موجود، تعیین کننده رفتار انتخاباتی است، بلکه سنجش سود و زیان سیاسی در ارزیابی از رفتار انتخاباتی مهم است. مبارزه سیاسی به  انتخابات محدود نمی شود، اما انتخابات هم یکی از حوزه های مهم مبارزه سیاسی است. بنابراین اگر برفرض در یک نظام استبدادی شرکت در انتخابات بتواند بیش از مشروعیت زایی برای حکومت، گشایشی در فضای سیاسی جامعه ایجاد کند، باید به آن همچون حوزه ای از کارزار سیاسی  نگریست. لازم نیست متخصص مسایل سیاسی و یا صاحب نظر بود تا این منطق فهمیده شود. مردم خود این  منطق را در چند دوره معین در جمهوری اسلامی نشان داده اند. شرکت گسترده مردم در انتخابات 2 خرداد 1376، انتخابات 22 خرداد دوره دوم کاندیاتوری خاتمی، انتخابات مجلس ششم و بالاخره در  انتخابات سال 88، نشان گر منطق واقع گرایانه مردمی است که به محض آن که احساس کردند می توانند از فرصت سیاسی ایجاد شده به قصد گشایش فضای سیاسی در انتخابات با تمام نواقص و معایب آن استفاده کنند تردید نکردند.

آیا با همین منطق نباید به امید ایجاد گشایش در فضای سیاسی در انتخابات پیش رو نیز شرکت کرد؟

خیر!  به گمانم پس از سرکوب جنبش سبز و تحولات تا کنونی پس از آن، جامعه وارد مرحله تازه ای شده است. رهبری نظام مایل نیست به هیچ وجه عقب نشینی بکند.  مرد هم به خاطر اعتراض شان به نتایج دستکاری شده انتخابات، با سرکوب و تحقیر روبرو شدند و دیگر تمایل چندانی برای شرکت در انتخابات از خود نشان نمی دهند. نحوه برخورد حکومت با جنبش سبز  نشان دهنده این بود که نظام روی کار آمدن دوباره اصلاح طلبان را تحمل نمی کند و مردم هم سخت مایوس وسر خورده شده اند. بدین معنی جامعه دیگر از این مرحله عبور کرده است و تکرار حوادثی نظیر انتخابات 88  و جلب نظر دوباره مردمف ابدا کار ساده ای نیست. کودتای سال 32  و پیامدهای بعدی آن تجربه تاریخی عبرت انگیزی است. شاه فکر کرد یک دهه پس از کودتا، مردم تحقیری را که با آن روبرو شده بودند فراموش کرده اند. اما با آن که انقلاب سفید شاهانه دستاوردهای مثبتی هم برای جامعه در بر داشت - جز جبهه ملی که با شعار اصلاحات آری، دیکتاتوری نه با آن دو گانه برخورد کرد- مردم تره ای هم برای آن خورد نکردند! به جای آن، به محض آن که در سال 56 کوچکترین گشایشی در فضای سیاسی جامعه بر اثر فشار حقوق بشری کارتر  ایجاد شد، دیگر نه از تاک نشانی ماند و نه از تاکستان!

 با توجه به شکاف گسترده ای که بین دولت و ملت در پی سرکوب جنبش سبز ایجاد شده است، به نظر مسئله شرکت گسترده مردم در انتخابات منتفی است. تنها اگر موسوی و کروبی مردم را به انتخابات فرا بخوانند، احتمال آن که شرکت در انتخابات گسترده تر شود وجود خواهد داشت. سکوت آنها و یا مخالفت تلویحی آنها باعث می شود بخش قابل توجهی از کسانیکه به اصلاح طلبان رای دادند نیز در این انتخابات شرکت نکنند. یعنی اگر در جامعه احساس شود که اصلاح طلبان زرد و یا نیروهای پراگماتیست به قصد شرکت در انتخابات پیش رو، نماد های جنبش سبز را دور می زنند و به سمت سازش با حکومت گام برمیدارند، بخشهای رادیکال تر اصلاح طلب موضع خواهند گرفت و در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

یعنی حتی اگر از حصر هم  پیامی مبنی بر شرکت در انتخابات بیاید بنا بر اینکه برای مثال یک کاندیدای اصلاح طلب درجه دوم هم معرفی شود آیا به نظر شما باز هم مردم شرکت گسترده خواهند کرد؟

 دو مولفه میتواند احتمال شرکت در انتخابات را افزایش دهد. یکی عقب نشینی حکومت است که هیچ نشانه جدی از آن در دست نیست. سران نظام در این زمینه واکنش های متفاوتی از خود نشان داده اند.  گاه افرادی نظیر عسگر اولادی میایند و میگویندد: موسوی و کروبی جزو فتنه گران نیستند و یا اصلاح طلبان به شرکت در انتخابات تشویق میشوند و گاه  گفته میشود ما به هیچ وجه با فتنه گران سر سازش نداریم و اصلاح طلبان میانه رو تر به برائت از "فتنه گران" فرا خوانده و حتی خاتمی نیز مفسد فی الارض خوانده می شود. بنابراین در عین حال آن که صدا های مختلفی در حکومت شنیده می شود، در حال بازی دادن اصلاح طلبان نیز هستند. در مورد رفسنجانی نیز یک روز بخشنامه می دهند ایشان را آیت الله رفسنجانی خطاب کنید. روز دیگر تهدید می شود که در صورت کاندیداتوری رسوایش خواهند کرد! اما این گونه بازی ها و زیگزاگها هیچ نشانه ای از عقب نشینی در بر ندارد.

عامل دیگر که می توانست وسوسه شرکت در انتخابات را گسترش دهد، امید مردم به ممکن بودن تغییر اوضاع  در شرایط کنونی است که تا کنون هیچ نشانه ای  از آن مشاهده نمی شود. موسوی و کروبی هم در موقعیتی هستند که دعوت شان از مردم برای شرکت در انتخابات هزینه سنگینی برای اعتبار آنها در بر خواهد داشت و تا کنون نشانه ای هم از چنین تمایلی در کار نیست.

آیا حضور احمدی نژاد در انتخابات، ممکن است برخورد نظام به اصلاح طلبان را تعدیل کند؟

 کمتر از دوماه به انتخابات مانده هنوز دقیقا نمیدانیم صحنه سیاست ایران در روز انتخابات  چگونه رقم خواهد خورد. به گمانم ما با مثلث اصول گرایان،  کاندیدای مورد حمایت احمدی نژاد و کاندیداتوری اصلاح طلبان زرد روبرو خواهیم شد. حکومت مایل است اصلاح طلبان برای عقب راندن احمدی نژاد و دمیدن در تنور انتخابات با ارائه کاندیدهای دست چندم در انتخابات حضور یابند. اما به شرطی که کوچکترین شانسی برای برد نیابند و با کارت بازنده بازی کنند! به هررو یک نکته روشن است: شکاف در جامعه اصلاح طلب در حال رشد است. تعدادی از کاندیدهای اصلاح طلب زرد و یا دست چندم ابراز آمادگی کرده اند. همچنین در حالی که نیروهای اصلی اصلاح طلب رادیکال تر تا کنون تمایلی به شرکت در انتخابات نشان نداده اند، هم اکنون هم  در داخل و هم در خارج از کشور، گروه هایی  "کاتولیک تر از پاپ"  با نامه نگاری های سرگشاده در وصف پیامدهای حضور خاتمی در انتخابات، از او دعوت کرده اند که بر تردیدهایش غلبه کند و برای نجات کشور و"اجرای بی خدشه قانون اساسی " قدم به میدان بگذارد. این در حالی است که او و خود تصویر واقع بین تری از اوضاع سیاسی کشور نسبت به این دست از مشوقان خود دارد. بهرو بخشی از جامعه اصلاح طلب در پی اجماع بر سر خاتمی هست. اما بخشهای رادیکال تر آن هنوز برای شرکت در انتخابات متقاعد نشده اند و نگاه بدبینانه تری به انتخابات پیش رو و شرایط آن دارند. با این همه ایران سرزمین شگفتی ها است و ممکن است با حوادث غافلگیرکننده ای نیز روبرو شویم.

نظر نیروهای جمهوری خواه در باره انتخابات چیست؟

در میان جامعه جمهوریخواه نیز این شکاف به چشم می خورد. بخش قلیلی تصمیم گرفته اند از کاندیاتوری خاتمی که سهل است، حتی از کاندیداتوری رفسنجانی نیز حمایت کنند. گرچه بیشتر آنان بر سر خاتمی  اجماع کرده اند. بخشی نیز نظیر خود من شرکت در انتخابات را ابدا صلاح نمیدانند. من شخصا تا زمانیکه با تغییر جدی در وضعیت کنونی روبرو نشویم، از تحریم انتخابات دفاع میکنم. هیچ نشانه ای هم از این "تغییر جدی" نمی بینم و برآنم نباید ملت را  تشویق کرد که حتی با تمام این تحقیر ها بروند و در انتخابات شرکت کنند و آنها را به خواری واداشت. باید فشار آورد برای به عقب راندن حکومت. یکی از این فشارها سازمان دادن کمپین برای آزادی چهره های نمادین جنبش سبز و دیگر زندانیان سیاسی  است که بدون آن گشایشی در فضای سیاسی صورت نخواهد گرفت. اقدام دیگر، کمپین دفاع از انتخابات آزاد است که مهم است با تلاش مشترک دیگر نیروهای اپوزیسیون به گفتمان همگانی در جامعه بدل گردد.

نظر شما در مورد کمپین رفع حصر موسوی کروبی و زهرا رهنورد و  اینکه این کمپین نتوانسته  تاکنون  به یک کمپین قدرتمند تبدیل شود چیست؟

 کمپین برای آزادی موسوی و کروبی و زهرا رهنورد باید  خیلی زودتر از این آغاز و به یک کمپین بین المللی تبدیل میشد. اگر یک بسیج بین المللی درخوری در این زمینه صورت میگرفت میتوانست در عقب راندن حکومت اسلامی موثر واقع شود. تجربه نشان داده است زمانی که روی آزادی اشخاص معینی زوم میشود امکان و کارایی بسیج افکار بین المللی بیشتر می شود. ما قبلا برای آزادی فرج سرکوهی، اکبر گنجی، ناصر زرافشان، دانشجویان دستگیر شده در 18 تیر و زندانیان سیاسی فعال حقوق زنان و  تعدادی از  فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران در ایران کوشیده ایم که در پاره ای از موارد به آزادی فرد زندانی شده نیز منجر شده است. با توجه به نقش بسیار برجسته این 3 نفر در جنبش سبز، کمپین برای آزادی آنها نیازمند تمرکز بیشتری است. البته آستانه انتخابات بهترین فرصت سیاسی برای گسترش این کمپین است.

اما در مورد چرایی این که مبارزه برای آزادی آنها حتی در آستانه انتخابات نتوانسته به یک کمپین قدرتمند و جدی تبدیل شود باید درنگ کرد. اصلاح طلبان در دفاع از خواست های نیروهای جمهوری خواه و سکولار جامعه تا دلتان بخواهد در تمام دوره حیات خود کوتاهی کرده اند. از این رو عیجب هم نخواهد بود که این نیروها که عموما ساختار شکن هم هستند، به ویژه  در خارج از کشور که حوزه اصلی نفوذ و فعالیت اشان است، چندان در سازماندهی و حمایت از چنین کارزاری بسیج نشوند.

ما برغم اختلاف نظر ها و تفاوتهای فکری جدی که با گروه بندی اصلاح طلب جامعه داریم، در همسویی مان در دفاع از آزادی سیاسی نباید تردید کنیم. علاوه بر آن در زمینه  مخالفت با تحریم های گسترده ، حمله نظامی و بدیل سازی توسط قدرت های خارجی، حمایت از تحول مسالمت آمیز در کشور و رعایت حقوق بشر و حفظ یکپارچگی و استقلال کشور می توانیم همسویی هایی داشته باشیم. فهم معنای رقابت سیاسی سالم نیازمند گذار از فرهنگ  خودی و غیر خودی که تنها به حکومت خلاصه نمی شود، نه تنها به گسترش رواداری در جامعه یار ی خواهد رساند، بلکه اجازه می دهد آن جا که ضروری است کنار یکدیگر بایستیم و آنجا هم که نمی توانیم، برای پیشبرد پروژهای خود با یکدیگر رقابت سالم را سازمان دهی کنیم!

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

راه تماس عزیزان مخاطب با من

دوستان عزیز با درود مجدد همانطور که قبلا هم اشاه کرده بودم قسمت نظر دهی این وبلاگ بنا به دلایل امنیتی غیرفعال شده است از شما خواهش دارم نظرات خود را در مورد این وبلاگ و... به جیمیلم ارسال کنید همچنین دوستانی که قبلا مخاطب وبلاگ شخصی ام در بلاگ اسکای و نقد خرافات ملاهای شیعه ریاکار و کمپین لغو اعدام اقای ارژنگ داوودی بوده اند می توانند مجددا با من از همین طریق در ارتباط باشند
mortezavafaiei2016@gmail.com

۱۳۹۵ شهریور ۱۴, یکشنبه

پتیشن بهاره هدایت را آزاد کنید

OLYMPUS DIGITAL CAMERAیلدایِ اوین سحری داره / هر حکمِ بلند، آخری داره
بهاره هدایت وارد پنجمین سال زندان شد
پنج سال است که بهترین روزهای زندگی اش را به بند کشیده اند
پنج سال است که او را به هیچ جرمی از عشق و زندگی در کنار همسرش محروم کرده اند

پنج سال است یعنی پنج تا بهار ٬ پنج تا تابستون ٬ پنج تا پاییز و پنج تا زمستون از فصل های زندگی اش را در روزهای سیاه زندان گذرانده است
بهاره هدایت را آزاد کنید و به این بی عدالتی ها پایان دهید
بهاره هدایت (زاده ۱۶ فروردین ۱۳۶۰ در تهران) فعال دانشجویی (دانشگاه علوم اقتصادی)،فعالجنبش زنان، زندانی سیاسی و عضو شورای مرکزی و سخنگوی دفتر تحکیم وحدت است. وی از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین زن‌ستیز است و تاکنون چندین‌بار بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به ۹ سال و نیم حبس محکوم شده است
فعالیتهای دانشجویی
بهاره هدایت در سال ۱۳۸۴ با بالاترین تعداد آرا به عنوان تنها عضو دختر در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شد. او به دلیل حضور در اعتراضات دانشجویی تاکنون ۵ بار بازداشت شده است
بهاره هدایت، در اسفند ۱۳۹۰ برنده جایزه ادلستام ۲۰۱۲ سوئد شد. ، بنیاد هارالد ادلستام در بیانیه‌ای اعلام کرد که به دلیل «شجاعت فوق‌العاده و تعهد فعالانه به عدالت در برابر نقض حقوق بشر در ایران» این جایزه را به بهاره هدایت اعطا کرد
در بیانیه بنیاد ادلستام آمده است که این فعال دانشجویی «علی‌رغم هشدارها و تهدیدهای نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بارها زندگی خود و آزادی‌اش را برای دفاع از حقوق بشر به خطر انداخته است
بنیاد هارالد ادلستم همچنین تأکید کرد که بهاره هدایت را یک زندانی عقیدتی می‌داند و از مقامات جمهوری اسلامی درخواست آزادی وی را دارد
بازداشت در سال ۱۳۸۵
بهاره در روز جهانی زن سال ۱۳۸۵ در سازمان دهی اعتراضات به قوانین تبعیض آمیز علیه زنان مشارکت داشت که با برخورد نیروی انتظامی با تجمع اعتراضی سال ۱۳۸۵، اولین بازداشت وی رقم خورد و نهایتاً به اتهام برگزاری «تجمع غیرقانونی» حکم ۲ سال زندان که به مدت ۵ سال تعلیق شده بود، برای وی صادر شد
یک سال بعد، (۱۸ تیر ماه ۱۳۸۶) پس از سازمان دهی اعتصاب در مقابل دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به بازداشت و شکنجه دانشجویان، همراه با ۶ تن دیگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مجدداً بازداشت شد. در ۲۲ تیرماه ۱۳۸۷ باز هم بازداشت شد و پس از یک ماه فشار شدید در بازداشت انفرادی مجدداً از زندان آزاد شد. بهاره هدایت یک بار دیگر همزمان با سال تحویل ۱۳۸۸ به دلیل شرکت در تجمع مسالمت آمیز خانواده هایزندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین بازداشت شد
زندان پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸
وی که از جمله زندانیان سیاسی دستگیر شده پس از اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) بود در کنار دیگر رهبران دفتر تحکیم وحدت به زندان طولانی‌المدت محکوم شد. دادگاه تجدیدنظر حکم قطعی وی را «۹ سال و نیم» حبس اعلام کرد که سنگین‌ترین حکم قضایی است که از ابتدای تاسیس انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها برای یکی از اعضای این تشکل‌ها صادر شده است
اتهامات وی فعالیت تبلیغی علیه نظام، مصاحبه با رسانه‌های بیگانه، توهین به رهبر، توهین به رییس جمهور، اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی، ورود غیرقانونی و تخریب درب دانشگاه امیرکبیر هنگام ورود مهدی کروبی به این دانشگاه، از سوی قاضی مقیسه عنوان شد. وی در کل به ۷ سال و نیم زندان بابت این اتهامات محکوم شده است، هم‌چنین حکم دو سال حبس تعلیقی بهاره هدایت به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق برگزاری تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ نیز به اجرا درآمده و به این حکم اضافه شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر شعبه ۵۴ دادگه انقلاب در تیر ماه ۱۳۸۹ نیز به تایید رسید
بهاره هدایت پس از روز دادگاه به همراه زندانیان سیاسی دیگر نظیر مهدیه گلرو، میلاد اسدی و مجید توکلی به بند قرنطینه متادون که به مجرمین معتاد و جهت ترک آنان اختصاص دارد، انتقال یافت که امکان هر گونه تماس و ارتباط با دنیای خارج از آن‌ها سلب شدبهاره هدایت به همراه مهدیه گلرو در اعتراض به محرومیت از ملاقات واین حکم، اعتصاب غذا کردند
بهاره هدایت هم چنین به مناسبت ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۹ پیامی خطاب به دانشجویان ایران از زندان اوین صادر کرد که در پی آن تمامی ملاقات های هفتگی و کابینی وی قطع و پرونده قضایی جدیدی در شعبه ۲۸ نیز تشکیل شد. در طی دوران زندان بهاره هدایت علی‌رغم ابتلا به بیماری سنگ کیسه صفرا، اجازه مرخصی به وی داده نشده است
08.03.2012-بهاره هدایت، فعال دانشجویی و زندانی سیاسی جایزه هرالد ادلستام سوئد را به دلیل «شجاعت فوق العاده و تعهد به عدالت فعالانه در برابر نقض حقوق بشر در ایران» دریافت کرد
برای شرکت در پتیشن برای وی لینک زیر کلیک کنید;


۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

Please unconditionally release Arzhang Davoodi.



Update:
It has been recently announced that Arzhang Davoodi has been given a death sentence. It is now more important than ever that something be done to get Arzhang released from prison.
Arzhang Davoodi is an author, poet, and Director of the Parto-e-Hekmat Cultural -Educational Centre in Tehran.  He was arrested in October, 2003, after he assisted in the making of a TV documentary called "Forbidden Iran," in which he spoke about the plight of political prisoners at the time.   Arzhang Davoodi, a man whose principle is non-violence, has been severely punished for his exercise of his right to free, peaceful expression.  Amnesty International has named him a prisoner of conscience. After his arrest, he was sentenced to  15 years and 70 lashes in prison.  In 2011, an additional 14 months was added to his sentence, and new charges were brought against him. Now, his sentence has been lengthened yet again, this time to 20 years and eight months.  Yet during all this time, he has been in prison, often in solitary confinement, incapable of any act of violence, without even the means of conveying his peaceful nonviolent thought to the public outside prison.

The government of Iran is surely responsible for those whom it holds in custody. We ask you to bring to the attention of the prison authorities in the several prisons where has been held (Evin, Reja ‘I Shahr, and now Bandar Abbas) that this elderly man has been severely wounded while in their custody.  While in detention, his shoulder and his jaw have been broken, several of his teeth have been broken, and he has been harshly and repeatedly beaten on the eyes and ears, as a result of which his hearing and his sight are impaired.  He is in urgent need of medical attention.

A new charge has been brought against him, despite the fact that having been in prison for all these years, he has been unable to commit any act of any kind.  Not only has he never been allowed to see his original conviction order, or the official verdict, but now we understand that these new charges have been brought against him without having been specified.
Amnesty International USA Group 49 in Providence has been working on Arzhang's case for many years, sending letters and asking Iranian officials to release Arzhang Davoodi. This petition is an attempt to raise the profile of this sometimes forgotten and overlooked case, and hopefully get some action on this miscarriage of justice.
please click here to sign this petition:

۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

Nominate Arzhang Davoodi for Nobel Peace Prize



Arzhang Davoodi, teacher, poet, former graduate of Texas A & M university, writer and political activist was sentenced to death in Iran. He is an Iranian democracy activist. Despite his peacful political acttivities , he has now sentenced to death on a new charge of " enmity against God". The sentence was imposed despite an apparent lack of evidence and after grossly unfair proceedings. 
Davoodi is a prisoner of conscience, prisoned, and now setenced to death for his political opinion and peacful exercise of the right to freedom of expression. He has no links with the PMOI or any armed groups. 
ارژنگ داوودی، معلم، شاعر، فارغ التحصیل سابق دانشگاه تگزاس A & M، نویسنده و فعال سیاسی در ایران محکوم به اعدام شده است. او یک فعال دموکراتیک ایرانی که علی رغم فعالیت های سیاسی سرسختانه او اکنون به اتهام جدیدی علیه "محاربه علیه خدا" به مرگ محکوم شده است. این حکم علی رغم فقدان شواهد ظاهری و پس از اتخاذ تصمیمات ناعادلانه اعمال شد.
 اکنون به خاطر افکار سیاسی خود و استفاده از حق آزادی بیان به اعدام محکوم شده است. او هیچ ارتباطی با مجاهدین خلق یا هر گروه مسلح ندارد
برای حمایت از ارژگ داوودی در نامزدی جایزه صلح نوبل برای وی لک زیر کلیک کنید:

۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

سی‌امین روز اعتصاب‌غذای زندانی سیاسی ارژنگ داودی



زندانی سیاسی ارژنگ داودی روز دوشنبه25مرداد وارد سی‌امین روز اعتصاب‌غذا و داروی خود شد.

 

وی از روز بیست و هفتم تیرماه در اعتراض به وضعیت ضدانسانی زندانها دست به اعتصاب‌غذا زد و خواستار بازدید احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد، از زندانهای رژیم ایران و مصاحبه با زندانیان سیاسی و عادی شد. این زندانی سیاسی اعلام کرد تا رسیدن به خواسته‌های خود، به اعتصاب ادامه خواهد داد.
زندانی سیاسی ارژنگ داودی فارغ‌التحصیل دانشگاه تگزاس آمریکا پیش از این بارها در اعتراض به وضعیت زندانها و رفتار دژخیمان زندان دست به اعتصاب‌غذا زده است. وی در آخرین اعتصاب‌غذای خود در سال گذشته و در اعتراض به انتقال اجباری و عدم رعایت اصل تفکیک جرایم٫ بیش از 44روز در اعتصاب‌غذا بود.
ارژنگ داوودی متولد ۱۸ مهرماه ۱۳۳۲ در شهر آبادان است. وی در آبان ماه ۱۳۸۲ دستگیر و در بیدادگاه رژیم به ریاست قاضی حسن زارع دهنوی (حداد)، شعبه ۱۵ به ریاست قاضی جنایتکار صلواتی و در شعبه یک بیدادگاه کرج به ریاست قاضی آسف الحسینی با اتهاماتی از جمله ضد نظام جمهوری اسلامی، توهین به خمینی و خامنه‌ای جلاد و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین در زندان مجموعاً به ۲۳ سال وهشت ماه زندان، پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی، انفصال دائم از مدیریت مجتمع آموزشی فرهنگی پرتو حکمت، ۷۴ ضربه شلاق، تبعید به زندانهای جنوب کشور و اعدام محکوم شد. به‌دنبال فشارهای بین‌المللی وفعالیت های مجازی من و سایر وبلاگ نویسان و فعالین حقوق بشری در خرداد ماه سال جاری اعلام شد که حکم اعدام ایشان شکسته و به پنج سال حبس در تبعید کاهش پیدا کرده است.

۱۳۹۵ مرداد ۲۱, پنجشنبه

ویروسی شدن وبلاگ از طریق ارسال لینک در بخش نظرات

ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎﯼ
ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺭﮊﯾﻢ
ﺭﮊﯾﻢ ﮔﻨﺪﯾﺪﻩ ﻭ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﻭﻻﯾﺖ ﻓﻘﯿﻪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺁﻥ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﺋﯽ ﺑﺰﻧﺪ
ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻫﮑﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺧﺘﻪ و نسبتا ماهری ﮐﻪ
ﻧﺎﻡ ﺍﺭﺗﺶ ﺳﺎﯾﺒﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ
ﺗﺮﻓﻨﺪ ﻧﻮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺒﮑﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ
ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻣﺰﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﮊﯾﻢ ﺍﻫﺮﯾﻤﻨﺎﻥ
ﺩﻭﺯﺧﯽ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎﯼ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻣﺮﺑﻮﻁ
ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺖ xxx.salehat .ir ﺑﻪ ﻭﺑﻼﮒ ﻫﺎ
ﻭ ﻭﺑﺴﺎﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺭﮊﯾﻢ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﻨﺪ. تا به حال ۱۲ نظر که به این لینک آلوده بودند به این وبلاگ فرستاده شده که تمام آن ها حذف شدند متاسفانه این لینک ها هنوز در قسمت نظرات برخی وبلاگ های جنبش سبز دیده می شود بعد از خواندن این مطلب هر کجا که دیدید به سرعت اطلاع رسانی کنید.
روش کار آن ها به این صورت است که ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﻠﯿﮏ ﺑﺮ
ﺭﻭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﯿﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻔﺤﺎﺗﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ
ﻧﺎﯾﺐ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯼ ﻭ ﯾﺎ
ﺁﻣﺪﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻓﻼﻥ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﻭ
ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺮﭼﻢ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺮﺕ ﻭ ﭘﻼﻫﺎﯼ ﭼﺮﻧﺪﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ
ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﻠﯿﮏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ
ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ بدون اینکه شما متوجه شوید ﻓﺎﯾﻠﯽ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﻭﯾﺴﺖ
ﮐﯿﻠﻮﺑﺎﯾﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮتان ﻧﺼﺐ
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﯾﻞ ﻣﺨﺮﺏ
Root Kit ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩ ﺁﻥKey
Logger ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ
ﻧﺼﺐ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﯾﻞ ﻣﺨﺮﺏ، ﺷﻤﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ (وصل شدن به اینترنت) ‏‎ On
Lineﺷﺪﻥ ﻫﺮ ﮐﻠﯿﺪﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﻫﯿﺪ
ﺑﻪ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺭﮊﯾﻢ ﻣﺨﺎﺑﺮﻩ
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﺭﮊﯾﻢ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ
ﭼﻨﺪ ﻭﺑﻼﮒ ﻧﻮﯾﺲ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﯽ ﻭ
ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ
ﻭﺑﻼﮔﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ
ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ وبلاگ های شناسایی شده اغلب حذک نمی شوند و فقط شما می بینید که مثلا ۶ ماه است که از نویسنده فلان وبلاگ خبری نیست. ﺍﯾﻦ ﻓﺎﯾﻞ ﻣﺨﺮﺏ
به سختی ﺑﺎ ﺁﻧﺘﯽ ﻭﯾﺮﻭﺱ ﻫﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ
ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﯽ می ﺷﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﺁﻥ
Root Kit ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻭﯾﺮﻭﺱ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ:
1- ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﻭﺑﻼﮒ ﻧﻮﯾﺲ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﯾﺎ
ﻭﺑﺴﺎﯾﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎﯼ
ﺁﻟﻮﺩﻩ xxx.salehat.ir ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺑﻼﮒ ﯾﺎ
ﻭﺑﺴﺎﯾﺖ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯿﺪ. در سیستم وردپرس این لینک ها را سریعا اسپم کنید. برای تامین شدن امنیت بازدید کنندگان عبارت ‏salehat‏ را در قسمت گفت و گو های وبلاگ قرار دهید به این صورت که منوی تنظیمات را با کلیک روی آن گسترش دهید سپس روی قسمت گفت و گوها کلیک کنید در قدم بعدی عبارت ‏salehat‏ را در قسمت فهرست سیاه دیدگاه ها وارد کنید و در آخر روی ذخیره کلیک نمایید این روش احتمالا در سیستم گوگل یکی است اگر یک وبلاگ نویس بلاگسپات این روش را در قسمت نظرات این وبلاگ وارد کنند برای بقیه مفید خواهد بود
2- ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﻧﻮﯾﻦ
ﻫﮑﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ.
3- ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﯾﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻠﯿﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ. و با گذاشتن نظر صاحب وبلاگ را آگاه کنید
4- ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ
ﻟﯿﻨﮏ ﻫﺎ ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺑﯿﺪﺭﻧﮓ ﻫﻤﻪ
ﻫﺎﺭﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﯿﺴﺘﻢ
ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﻧﻮ
ﻧﺼﺐ ﮐﻨﯿﺪ.
5- ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﺎﮐﺴﺎﺯﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﺗﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ
On Line ﻧﺸﻮﯾﺪ.
6- ﺩﺍﻧﺶ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺎﯾﻞ ﻫﺎﯼ
Root Kit ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﯿﺪ.
3 0 Rate Th‏ ‏
‏7- همین حالا جدیدترین آنتی ویروس موجود در بازار را با قیمت ۵۰۰ یا هزار تومان خریداری یا از اینترنت دانلود کنید و بعد از نصب ((حتما)) آن را به روز(آپدیت) کنید اگر از آنتی ویروس های ضعیف استفاده نکنید بهتر است به یاد داشته باشید امنیت شما مهمتر از کمی کند شدن کامپیوترتان است
8‏- اگر به کامپیوترتان مشکوک شدید هرگز کارهای اداری که به وارد شدن نام یا شماره شناسنامه تان نیاز دارند را با کامپیوترتان انجام ندهید در کل من شخصا هرگز در کامپوتری که با آن وبلاگ نویسی می کنم نام یا مشخصات خودم را وارد نمی کنم
‏9- به هیچ وجه برای اسم فایل ها یا یوزر خود از اسم یا مشخصاتتان استفاده نکنید کلا بهتر است با کامپیوتری که وبگردی می کنید خرید اینترنتی هم نکنید چونکه اگر بر روی کامپیتورتان نرم افزار جاسوس رژیم نصب باشد (تاکید می کنم اگر از قبل آلوده باشید) با دیدن آدرس منزلتان به هویت شما پی خواهند برد
‏10- اگر وبلاگ نویسید و دوست بسیجی یا مشکوکی دارید به هیچ برای او کامپیوترتان را روشن نکنید چونکه به وسیله یک فلش مموری به راحتی می تواند کامپیوترتان را آلوده کند
‏11- وقتی دوستی دستگیر شد اگر بعد از دستگیری به خانواده اش زنگ بزنید اغلب می گویند رفته است خارج و تلفن را قطع می کنند
‏12- بدون شک رژیم بعد از مدتی که دید سایت صالحات به دلیل آگاه رسانی ما دیگر بازدید کننده سبز ندارد این ترفند کثیف را بر روی یکی از سایت های دیگر خود پیاده خواهد کرد همیشه مواظب آدرس سایتی که روی آن کلیک می کنید باشید و فقط پس از اطمینان کامل از سایت های رژیم بازدید کنید
در آخر لطفا این مطلب را اطلاع رسانی کنید شاید با این کار زندگی انسانی را حفظ کردید اگر سوالی داشتید تا آنجا که بتوانم پاسخگوی شما خواهم بود 
دوستان خوبم این مطلب مفید رو مدتها قبل در وبلاگ geranom.wordpress.com مشاهده کرده بودم اما غافل شدم از این شگرد سگ های هار ارتش سایبری البته برای من به شکل دیگری در جزئیات اتفاق افتاد دوستای گلم حتما اطلاع رسانی کنید همه باخبر بشوند ضمنا دوباره تاکید می کنم که بخش نظرات این وبلاگ به خاطر همین مسئله وسایر مسائل شخصی بسته شده است با تشکر از توجهتون به امید آزادی و دموکراسی در ایران 

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...