۱۳۹۵ دی ۲۳, پنجشنبه

تسلیت به ایران بزرگ برای حادثه تلخ پلاسکو

 محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران از عدم اقدامات جدی برای پیشگیری از آتش‌سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو انتقاد کرد.

محمد خاتمی روز شنبه در پیامی در کانال تلگرام خود ضمن تسلیت گفتن این حادثه،آنرا هشداری برای همه، بخصوص مسئولان دانست.

آقای خاتمی در پیامش آورده است «گفته می‌شود که بارها به صاحبان و مسؤولان ساختمان تذکر داده شده وضع ایمنی آن نامناسب است.» او سپس با اشاره به موارد مشابه و برخورد محکم و جدی دستگاه‌های دولتی و عمومی، می‌پرسد «آیا در این مورد هم جدی برخورد شده است و اگر شده بود چنین حادثه‌ای پیش می‌آمد؟»

ساختمان پلاسکو در تهران روز پنج شنبه آتش گرفت و بطور کامل فرو ریخت.

به گفته حسن عباسی، سخنگوی اورژانس تهران تعداد مصدومان این حادثه تا عصر شنبه ۱۴۵ نفر بوده که غالبا از ماموران آتش نشانی و امدادی هستند.

۱۳۹۵ دی ۸, چهارشنبه

سخنی با سیما حق نشناس و همسرش کوچکمهر!

این روزها حتما شنیدین که دو هنرمند نمای تازه به دوران رسیده چطور با احساسات مردم بازی کرده اند و گفتند که باید کارتن خواب ها و قبرخواب ها (از برکات جدید جمهوری اسلامی !) را عقیم کرد.بله ابتدا باور این خبر برای بنده هم دشوار بود اما به خاطر آوردم که چقدر زود فراموش می کنم که در چه دنیایی زندگی می کنم امثال این خانم و اقایی که ژست روشنفکری در می آورند کم نیستند.
راه‌حلی که سیما حق شناس، همسر بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست) از آن استقبال می‌کند و می‌نویسد: «نمی‌شود که اینها تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم تولیدات اینها را سیر کند... تنها راه حل واقعی کنترل کردن جمعیت کارتن خواب‌ها و حاشیه نشین‌ها، عقیم کردن اجباریه و...»

 جالب است که همین به اصطلاح روشنفکران، وقتی قرار است برای عقیم‌سازی گربه‌های شهر، از سوی دیگران اظهار نظری شود فریاد واأسفا و وامصیبتا سر می‌دهند اما به راحتی برای طرح عقیم‌سازی انسان‌هایی که حق زندگی دارند و باید برای زندگی سالم آنها برنامه‌ریزی و تلاش کنند، کف می‌زنند و هورا می‌کشند! 
امروز رئیس‌جمهور که بالاترین مقام اجرایی کشور است نیز به ماجرای گورخوابی واکنش نشان داد و گفت: شنیده بودیم بعضی‌ها از فقر، بیچارگی و اعتیاد، کارتن‌خواب هستند و زیر پل‌ها می‌خوابند. قبرخواب را کمتر شنیده بودیم. این طرف از سرما به قبر پناه برده بود تا جای گرمی پیدا کند. چه کسی می‌تواند در جامعه بزرگی مثل ایران این وضعیت را ببینید.

حسن روحانی ادامه می‌دهد: این مردم که عشق به امام حسین(ع) و خاندان رسالت دارند چطور می توانند ببینند یکی از همنوعانشان آسیب اجتماعی دیده‌اند و شب بخاطر بی‌پناهی و سرما به قبر پناه می‌برند، این نه برای دولت و نه برای مردم قابل تحمل نیست. به هر حال او انسان است و شب به خاطر بی‌پناهی به قبر پناه برده است. اینکه می گویند زنده به گور مثل آن این است که خود فرد برای اینکه شب را به صبح بیاورد خودش را در گور می‌کند و به داخل گور می‌رود. 
خانم حق نشناس بی سیما و بی سیرت درست است که همسرت امروز در مقام عذرخواهی برآمد در واقع مجبور به عذرخواهی شد اما این را بدان که از این که هموطنی مانند شما داریم بسیار شرمساریم. نگارنده شخصا در دوران دانشگاه چند دانشجوی نخبه را از دانشکده های مختلف می شناختم که بی سرپرست و بد سرپرست بودند (مانند تو شکم سیر نبودند) اما با اراده و تلاش خود اکنون افراد مفیدی برای جامعه هستند نه مانند تو سربار جامعه! حالا متوجه شدی که چرا دلمان را به درد آوردی ؟این فقط یک متن انتقاد آمیز بود و من مانند روزنامه جوان پیشنهاد عقیم سازی تو وهمسرت را ندادم گرچه این را هم بخوبی می دانیم که شما پشتتان به ارباب های آخوندتان گرم است که این چنین بی شرمانه در مورد ملت نظر می دهید و پیشنهاد ارایه می کنید.

۱۳۹۵ آذر ۲۳, سه‌شنبه

لینک PDF مفیدترین کتابهای ممنوعه در ایران

سلسله مقالات «امام زمان به چه کار فقها می آید» نوشته «اکبر گنجی»
زمامداران حاکم بر ایران، شاید نقد باورهای اصلی دین را برتابند، اما طلب دلیل بر وجود امام زمان را بر نمی تابند، چرا که حیات و ممات آنان وابسته و متکی بر این باور بلادلیل است. روحانیون حاکم بر ایران با اتکا بر این باور، مردم ایران را به اسارت گرفته اند. در ایران مبلغ امام زمان یعنی «ولی فقیه»، با سرکوب و زندان و شکنجه هم نمی تواند مردم را ملتزم به دین نگاه دارد و هزاران سرباز گمنام امام زمان به همراه دیگر نیروهای نظامی و انتظامی در سراسر کشور درحال بالا و پایین کردن لباس و وضع ظاهری مردم اند. تمام روایات ظهور مهدی موعود و اقداماتش، چنان قصه پردازی شده اند که گویی تمام حوادث در همان قرون اولیه ظهور اسلام اتفاق می افتد، نه در آینده ای دور و در جامعه ای مدرن. هیچیک از امامان شیعیان، تصوری از جامعه مدرن آینده در ذهن نداشتند و نمی توانستند داشته باشند. تمام درگیری های امام زمان با ابزارهای جنگی گذشتگان است. از توپ، تانک، بمب افکن های فوق مدرن، موشک های بالستیک و جنگ ستارگان خبری نیست. گویی بزرگترین جنایتکاران تاریخ، بنی امیه و عباسیانند. دوازدهمین امام شیعیان (حضرت مهدی)  وجود خارجی ندارد، امام غایب، برساخته نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است.
کتاب «عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» نوشته «اکبر گنجی»
«اکبر گنجی» که زمانی عضو سپاه پاسداران و کارمند وزارت ارشاد اسلامی بود، اکنون مقامات جمهوری اسلامی را به صحنه حسابرسی فراخوانده است. آن هم به نحوی که تاکنون هیچ روزنامه نگاری جرأتش را نداشته است. مقالات اکبر گنجی، وزارت اطلاعات را مربوط کرد با قتل دهها روشنفکر و چهره ها و اشخاصی که به طریقی برنامه ریزی شده به قتل رسیدند. گنجی از متهم ساختن مقامات رسمی به صدور قتل خودداری می کند. به این ترتیب او با انداختن بار تقصیر بر دوش «شاه کلید» و «عالیجناب خاکستری» بر شعله اشتیاق خوانندگانش می افزاید.
کتاب «شیعی گری» نوشته «احمد کسروی»
کتاب شیعی‌گری هم‌چنین معروف به «شیعی‌گری؛ بخوانند و داوری کنند» کتابی از احمد کسروی در انتقاد از مذهب شیعه‌ است. وی در این کتاب پیدایش مذهب شیعه را از زمان بنی‌امیه می‌داند. همچنین نخستین آلودگی مذهب شیعه را در بجا دانستن خلافت علی بر ابوبکر و عمر و عثمان می‌داند. به عقیده کسروی جعفر، امام ششم شیعیان نخستین کسی بود که لفظ امام را ساخت و برای گرفتن «خمس» و «مال امام» گفت که باید خلیفه از طرف خدا باشد و از ترس نام خلیفه را به امام تغییر داد. وی اشاره می کند که امامان شیعه در مورد اینکه معنی قرآن را جز ما نداند و هرکس نداند باید از ما بپرسد و هرکس امام زمان خود را نشناسد بی دین از دنیا رفته‌است را جز «لاف زدن» و «گزافه گفتن» نشمرده‌ است و گوینده‌اش را بی‌دین و خداناشناس می‌داند. به اعتقاد کسروی در شیعی‌گری دلیل خواستن و چیزی را به داوری خرد سپردن از نخست نبوده و اکنون هم نخواهد بود. بنیاد شیعی گری بر آنست که خلیفه بایستی از سوی خدا برگزیده شود نه از سوی مردم . ما می‌پرسیم: دلیل این سخن چه بوده؟ کتاب اسلام قرآن می‌بود، آیا در کجای قرآن چنین گفته‌ای هست؟ چگونه تواند بود که چنین چیزی باشد و در قرآن یادی از آن نباشد؟
کتاب «سازمان جاسوسی الله» نوشته «سیاوش اوستا» حسن عباسی
از روزى كه خمينى به ملت ۳۵ ميليونى ايران گفت شما همه بايد مأمور اطلاعات و امنيت باشيد، خود رژيم پس از آن همه قتل و كشتارها همه را بخواهى نخواهى به گونه اى در جهان وانمود كرده است كه اطلاعاتى و مأمور جمهورى اسلامى هستند. اين مساله براى هيچ شخص و گروهى هم استثناء ندارد هر چند ۹۹ درصد اين ادعاها كذب و نادرست بوده است اما از همان فرداى انقلاب و آغاز اعدام ها اين مساله مطرح شد كه در پى همكارى برخى از شخصيت هاى بالاى وابسته به گروه هاى مقتدر سياسى اين ادعا كه فلانى با جمهورى اسلامى است را تشديد كرده و اين تفكر را تقويت كردند.

بیایید با مطالعه و نشر این کتابهای الکترونیکی از نویسنگان در تبعید حمایت و گامی دیگر در جهت وشنگری خود و اطرافیانمان برداریم
 


۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه

پیام ارژنگ داوودى ، زندانى سياسى در تبعيد زندان زابل

فرزندان برومند ايران زمين، جوانان آزاده ميهن، دانشجويان مردم دوست كشور
در سرزمين اهورايي ما شانزده آذر سي و دو يادآور روزى است كه دانشجويان مبارز با اهداى خون سه نوستاره تابناك، پرچم پيوند غير قابل تفكيك انديشه ورزى و آزاديخواهى را در ايران نيز برافراشتند، روزى كه جوانان ايرانى به رسميت شناخته شدن حضور كوبنده خود در برابر ظلم و ستم را به رژيم شاهنشاهى تحميل كردند. روزى كه جنيش دانشجويى كشور در دل تاريخ مبارزات و ضد مبارزات سياسى ايران بعنوان "روز ملى دانشجو " تسبيت شد.
همراه با پاسداشت سالگشت اين جانفشانى كه بعنوان يكى از نمادهاى محورى در تاريخ پر سوز و گداز جنبش دويست ساله آزاديخواهى ما ايرانيان به منظور بهره مندى از زندگى، عشق ، آزادى ، دموكراسى، حقوق و عدالت به يادگار مانده، خاطر نشان مى سازم به ويژه در دنياى مدرن و در تمام كشورهاى جهان، نسل جوان نيروى محركه رشد و توسعه جوامع بشرى بوده و دانشجويان نيز همواره سر سلسله جنبانان اين نيروى محركه بوده اند.
ضمن گراميداشت ياد و راه تمامى جان نثاران زنده و يا نا_زنده جنبش دانشجويى كشور، شايسته است كه از سركار خانم فقيد پروانه فروهر نيز يادى به ميان آوريم.
دانشجوى جوانى كه در چهارمين سالگرد مسكوت ماندن اين روز ملى، يعنى شانزده آذر سى و شش و در اوج اختناق شاهنشاهى ، كمر سرماى زمستان استبداد وقت را با شجاعت كم نظير خود شكست و با صدايى رسا كه در تاريخ مبارزات سياسى ايرانيان همواره طنين انداز خواهد ماند، فرياد برآورد كه : " ازچى بترسيم واز كى بترسيم. "
دريغا كه اين بانوى اول جنبش دانشجويى كشور نه در همان اونفوان جوانى و نه بدست اعمال رژيم شاهنشاهى، بلكه در دوران كهولت و بدست مزدوران اطلاعاتى وابسته به رژيم راهزنان انقلاب ٥٧ همراه با همسر عاليقدرش به بيرحمانه ترين وجه ممكن دشنه آجين شد ؟!
بدون ترديد دانشجويان امروز كشور كه بعنوان پنجمين نسل روز دانشجو را گرامى مى دارند از نسلهاى پيشين خود آگاه تر ، مجربتر و مسلح ترند. زيرا در صورت استفاده بايسته از امكانات افسانه اى عصر نوين ارتباطات ، مى توانند در برابر ظلم وستم جارى چه بسا بيشتر از پيشينيان تأ ثير گذار باشند .به خصوص كه روشنتر از آفتاب نيمروز بر همگان معلوم گرديده كه در مقايسه با دربار فاسد و نوكر معاب شاه ، بيت رهبرى شيخ به مراتب فاسدتر و نوكر معاب تر است، اگر در سالهاى پيش از انقلاب ٥٧ رژيم دست نشانده شاه و اشراف زادگان بطور نامحسوس، گوش به فرمان آمريكاى دموكرات بود ، اينك هم به وضوح ثابت شده كه رژيم سرسپرده خامنه اى و گدازاده هاى به دوران رسيده پس از انقلاب ٥٧ به طرزى كاملاً آشكار، غلام حلقه به گوش حاكميتى غير دموكراتيك به سركردگى پوتين در مسكو است.
از آنجا كه نيروى محركه دانشجويى همواره محور اصلى انسجام مبارزاتى در ميان صفوف پراكنده معترضان بوده است ، بايد اذعان داشت كه در شرايط كنونى ميهن كه فرياد آزاديخواهى ، استقلال طلبى و دموكراسى جويى اقشار محنت زده واصناف ستمديده كشور به ويژه معلمان ، كارگران، پرستاران و ساير زحمتكشان، توجه جهانيان را به خود جلب نموده، جاى خالى حضور ميليونى جوانان عدالت پيشه و دانشجويان خواستار حقوق ملى و شهروندى در ميان مردم به پا خواسته سراسر كشور كاملاً محسوس و شايد نيز غير قابل بخشايش باشد.
فرزندان برومند ايران زمين
از درون سياهچالهاى زندان زابل كه اردوگاه هاى مرگ آلمان هيتلرى را در ذهن هر آزاده اى تداعى مى دارد ، مصرانه از يكايكتان مى خواهم كه در برابر ظلم و ستم رژيم خونخوار فقيه ، هر چه كوبنده تر بپاخيزيد و با آگاهى هدفمندانه از رسالت تاريخى خويش در اين برهه خاص از تاريخ مبارزاتى ميهن، همچون نسلهاى پيشين با فداكارى و از خودگذشتگى در كنار مردم به پا خاسته قرا بگيريد تاپس از پرتاب اين رژيم پوشالى و قائم به كاخ كرملين به قعر زباله دان متعفن تاريخ ، بتوانيم دست در دست هم براى همه مليتهاى ايران و نسلهاى آينده اين سرزمين اهورايي، كشورى آزاد، آباد، و سرشار از عشق و داد فراهم آوريم.
هم ميهنان
ديگر هيچكس لافهاى توخالى و گزافه گو ئى هاى رژيم دزد و فاسد خامنه اى و شركاى شارلاتان ترش را جدى نمى گيرد . زيرا حتى مزدوران اطلاعاتى ، امنيتى ، حراستى و حفاظتى كه ريشه در دو ارگان مخوف سپاه و بسيج دارند نيز اينك به جان هم افتاده اند و اكثريت آنان به سوء نيت ذاتى و غلط بودن سياست هاى فتنه جويانه سر كردگان جنايت پيشه و متوهم نظام آشفته فقيه پى برده اند و بيش از اين به خاك و خون كشيده شدن منطقه آشوب زده خاورميانه و به منجلاب فقر و تباعى فروبردن هم ميهنان خود را برنمى تابد .
ايرانيان جهان با همبستگى سياسى حول محور دمكراسى و حقوق بشر براى به پيروزى رساندن هر چه سريعتر انقلاب سوم يعني: انقلاب دمكراتيك ايرانانيان هر چه مصمم تر بپاخيزيد .
ارژنگ داوودى ، زندانى سياسى در تبعيد زندان زابل ، آذر ماه ١٣٩٥

۱۳۹۵ آبان ۲۵, سه‌شنبه

ارژنگ داوودی را فراموش نکنیم

 احمد باطبی (باطلی) خائنی که برای آزادی از زندان و گریختن از دست بازجوها رفیق خود ارژنگ داوودی را فروخت
 .
ارژنگ داوودی60 ساله اکنون بیش از 15 سال از عمر خود را در سیاهچالهای رژیم به سر می برد او محکوم به بیست و پنج سال زندان سیاسی است و طبق گزارشهای رسیده از داخل زندانها بارها مورد شکنجه و اذیت و ازار قرار گرفته اما دست از جان شسته و هنوز هم به مبارزه علیه رژیم مشغول است و حتی زمانی که فرصتی دست داد و همچون بسیاری دیگر از زندانیان که با دادن رشوه و طرق مختلف تلفتن همراهی به دستشان میرسانند موفق شد از خود فیلمی تهیه کرده و نظر خود در مورد رژیم فاسد جمهوری اسلامی را از دورن زندان بازگو کرده و با کمک دوستان به گوش جهانیان برساند
.

ارژنگ داوودی چند سال پیش با نوشتن نامه هایی از درون زندان خیانتهای احمد باطبی که منجر به دستگیری او شد را برملا کرد




دست نوشته "ارژنگ داوودی" با امضای ایشان از زندان رجایی شهر، در تاریخ هفدهم اردیبهشت سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت. این نامه پس از آنکه مشخص شد "احمد باطبی" به دوستان و همرزمانش و تمام تشکیلات "جنبش آزادی ایرانیان"  توسط ارژنگ منتشر شد...

. 

 

صفحه اول نوشته های ارژنگ داوودی درباره احمد باطبی را در بالا میبیند ..برای دیدن ادامه نامهاینجا کلیک کنید
 

احمد خان باطبی این آدم فروش فرصت طلب بعد از گول زدن چند نفر از بانوان ایرانی و با بالا رفتن از نردبان آنها خود را به امریکا رسانده و همراه با جمعی از دوستان شارلاتانش که تحت لوای فعال و روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر با پارتی بازیها و دغل کاریها برایشان پناهندگی و امکانات در امریکا ردیف کرده به خوشگذرانی مشغول است



 باطبی شیاد که ادعای دفاع از حقوق بشر را دارد با فریب دادن یک بانوی وکیل و استفاده از احساسات او و وعده های دروغین دادن توانست خود را به امریکا برساند و بعد از گرفتن پناهندگی همه وعده های خود به وکیلیش را مبنی بر ازدواج زیر پا گذاشت..البته این تنها زنی نبود که مورد فریب این دروغگو و فعال حقوق بشر قلابی قرار گرفت ...رفتار زشت او با تارا نیازی و افشاگریهای تارا در وبلاگش هرگز فراموش نخواهد شد.

ودر پایان ارژنگ داوودی را فراموش نکنیم.

۱۳۹۵ مهر ۱۸, یکشنبه

متوقف کردن ولی فقیه به نفع جامعه است

 .

 حاکمیت در تداوم روش خود مصمم است

مهران براتی در تحلیل احتمالات انتخابات پیش‌رو می‌گوید: "سناریوهای گوناگونی می‌توان متصور شد. اگر از دیدگاه حکومت نگاه کنیم آقای رفسنجانی بهترین گزینه بودند برای اینکه جلو فروپاشی این نظام را بگیرند. ایشان این امکان را از همه لحاظدارند، ولی به نظر نمی‌رسد آقای خامنه ای تمایلش به سوی هاشمی باشد. او می خواهد به سیاست گذشته ادامه دهد."

مهرداد درویش پور اما با اشاره به عروج آنچه او "بنیادگرایی اسلامی در ایران" می‌خواند، می‌گوید: "این جریان با یک کودتای انتخاباتی تعرض مجدد خود را آغاز و تلاش کرد با اختناق بیشتر جامعه را در حوزه دانشگاه، حقوق مدنی و سایر حوزه‌ها به نوعی طالبانیزه کند. این جریان می خواهد جامعه مدنی را به گونه‌ای محو کند و اگر نتواند این کار را انجام دهد پست ریاست جمهوری را به نوعی بی ارزش و بی خاصیت خواهد کرد تا اقتدار مطلقه ولایت فقیه پابرجا بماند."

وی می افزاید: "اگرحتی یک عقلانیت پراگماتیستی راهنمای عمل حاکمیت بود، باید شرایطی فراهم می‌کرد که نیروهای پراگماتیست‌تری مانند هاشمی به میدان بیایند. اما به نظر می‌رسد، رویه ای که انتخاب کرده‌اند در واقع بریدن نفس جامعه است، به گونه‌ای که جریان‌های اصلاح طلب که هیچ، حتی پراگماتیست‌ها و جریانهای ناسیونال اسلامی مانند مشایی هم تحمل نمی شوند."

اما اینک هاشمی رفسنجانی ثبت نام کرده.می ماند یا او را از میدان دور می کنند؟مهران براتی معتقد است: "برای اینکه آقای هاشمی از میدان دور شود بهترین گزینه این بود که آقای مشایی می توانست در انتخابات شرکت کند. اما اکنون شرایطی پیش آمده که آقای احمدی نژاد به دلایل مختلف، بدون آقای مشایی هم احتمال گرفتن آرائی برای نامزدش را دارد."

او در توضیح این دلایل از جمله به حضورگروه‌هایی مانند بازنشستگان و کسانی که دریافت یارانه را مثبت می دانند اشاره می کند و همچنین تولید کنندگانی که از شرایط تحریم منتفع شده اند. او بر این باورست که این گروه ها ممکن است پشت سر احمدی نژاد قرار گیرند.

با این وجود چه سناریوهایی را می توان برای این انتخابات پیش بینی کرد؟ مهرداد درویش پور می‌گوید: "اگر مشایی رد صلاحیت شود،‌ به نظر من تکثرگرایی در جامعه شدت پیدا خواهد کرد.این شدت گرفتن حتی ممکن است به این منجر شود که مردم به رفسنجانی که نماد سرکوب، نماد حاکمیت و در واقع ذی نقش در بسیار از فجایعی است که جمهوری اسلامی به بار آورده،‌ رای دهند تا بدین طریق جلو اقتدار ولی فقیه را بگیرند."

مهران براتی اما در مورد گمانه‌های قابل طرح در ارتباط با با هاشمی رفسنجانی می‌گوید:‌ " شانس او این است که با رای هواداران حکومت به عنوان رئيس جمهور انتخاب شود. چون اگر قرار باشد با رای امثال ما به حکومت برسد حتما در این بازی شانسی نخواهد داشت. شانس او در این است که چنین نقشی پیدا کند، ولی حکومت حاضر نیست این نقش را به او بدهد. بنابراین می‌ماند بازی میان طرفداران احمدی نژاد و دیگر نامزدهای اصولگرایان مانند ائتلاف پیشرفت و آقای جلیلی."

مهرداد درویش پور با اشاره به تلاش حاکمیت برای ممانعت از حضور خاتمی که به گفته او "پیروزی‌اش قطعی بود" می‌گوید: "در دقیقه نود حضور مشایی و هاشمی به نظر من یک مقدار معادله سیاسی در جامعه ایران را دستخوش تحول کرد. به این معنی که سناریوی پیشین که می خواستند به نوعی بی دردسر یک رئيس جمهوری را به جامعه تحمیل کنند، عملا به عقب رانده شد."

 درویش پور می‌ افزاید: "اما هنوز هم ‌اصولگرایان ممکن است با تقلب انتخاباتی و ترفندهایی که پیشتر به کار برده‌اند، تنور انتخابات را داغ و نماینده خودشان را تحمیل کنند. اما واقعیت این است که بن بست سیاسی جامعه ایران به گونه‌ای شده که هم مردم هم حکومت درنوعی گیجی به سر می برند؛ موقعیتی که به نظر من هیچکس نمی‌تواند خود را به سادگی بر دیگری تحمیل کند."

این استاد دانشگاه می‌افزاید: "فکر می‌کنم بسیاری از نیروهای رادیکال جامعه به آقای هاشمی رای نخواهند داد. در این تردید نیست. اما فکر می‌کنم در بین سه گروه شکاف قدرتمند صورت خواهد گرفت. یکی خود اصولگرایان هستند، جمعی از آنها به سمت برخورد معتدل‌تر با رفسنجانی خواهند رفت و سناریویی پراگماتیستی را دنبال می‌کنند ولی بخش دیگرشان هم حمله‌های شدید خواهند کرد. در میان اصلاح طلبان هم به نظرم شکافی ایجاد خواهد شد. اصلاح طلبان رادیکال تمایل چندانی ندارند که خود را با رفسنجانی تداعی کنند،‌ اما اصلاح طلبان میانه رو این بلوک را ایجاد خواهند کرد. در نتیجه فکر می‌کنم بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان پشت سر آقای رفسنجانی خواهند رفت وائتلاف پراگماتیسم و اصلاح طلب را شکل خواهند داد."

مهران براتی هم می‌گوید:‌ "فعلا ما در مسابقه و میدان بازی گروه‌هایی قرار داریم که درون حکومت هستند. ما جزو شرط بندهای بیرون گود هستیم که حدس می زنیم در این بازی کدام یک برنده خواهد شد."

درویش پور اما در تحلیل نهایی بر این باور است که: "هر گسترش شکاف در حاکمیت تحرک در فضای سیاسی و متوقف کردن پیشروی ولی فقیه به سود جامعه است؛آن فرایندی که حکومت کار را به آنجا برساند که حمله نظامی صورت بگیرد و جامعه شیرازه اش از هم بپاشد. متوقف کردن این پروژه به خودی خود گامی است مثبت. باید از هر گونه عقب نشینی حکومت استقبال کرد، گرچه جامعه نباید خواست های خود را به خواستهایی که آقای رفسنجانی و دیگر نمایندگان حاکمیت دارند، تقلیل بدهد."

البته هنوز همه گروه‌ها و فعالان اجتماعی به طور صریح ارزیابی خود را از احتمالات و سناریوهای پیش رو ارائه نداده‌اند.در همین ارتباط منصوره شجاعی، فعال زنان می‌گوید: "بحثی که الان داریم مفهوم حق و صندوق رای است. این نکته باید بررسی شودکه از طریق رای دادن چقدر می توان به حقوق خود دست پیدا کرد؟ مثلا جنبش زنان در انتخابات آینده از طریق صندوق رای به کدام یک از مطالبات خود می رسد؟وقتی این نسبت تعریف شود، حضور زنان در انتخابات نیز می تواند تعریف شود."

او می‌افزاید: "با اتفاق هایی که افتاده وشرایط فعلی، باید منتظر برنامه نامزدها ماند. آیا این برنامه ها به مطالبات جریان های مختلف نزدیک است؟ ما هنوز چیزی ندیده ایم و در فضایی هستیم که مشخص نیست برنامه نامزدها به چه صورت خواهد بود."

به نظر این کنشگر اجتماعی "باید دید این انتخابات در چه شرایطی اتفاق می‌افتد و چقدر نگاه نامزدها به حقوق جامعه است و به اینکه تا جه حد جامعه رابه سمت مطالبات دمکراتیکی که از چهار سال پیش تا به حال مطرح می‌کنند، پیش ببرند. به هر حال چهار سال پیش مردم با حضور در خیابان به نتایج یک انتخابات اعتراض کردند."

به گفته خانم شجاعی "مطالباتی که آنزمان مطرح شد هنوز هم پا برجاست. باید دیدبرنامه هایی که ارائه می شوند چقدر ادامه آن مطالبات است و به چه میزان بر آنها افزوده شده. چون می‌دانیم مطالباتی مانند آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر هم بر مطالبات مردم انباشت شده است."


گفتگو امیر صفاریان با مهرداد درویش پور در باره انتخابات ریاست جمهوری در ایران

نظرتان در باره انتخابات در جمهوری اسلامی چیست؟

قانون اساسی جمهوری اسلامی و نهادهای غیر انتخابی آن که بر تئوکراسی استوار است، اساسا امکان یک انتخابات دمکراتیک و آزاد بر پایه موازین بین المللی حقوق بشر را سلب کرده است. از اینرو به عنوان فردی لائیک که اقتدار دینی را نظامی مبتنی بر تبعیض  و غیر دمکراتیک می دانم، تمایلی به شرکت در انتخاباتی که بیش از آن که چالشی علیه استبداد دینی باشد، برای آن مشروعیت زایی کند، ندارم. با این همه بر این باور نیستم تنها ماهیت نظام های موجود، تعیین کننده رفتار انتخاباتی است، بلکه سنجش سود و زیان سیاسی در ارزیابی از رفتار انتخاباتی مهم است. مبارزه سیاسی به  انتخابات محدود نمی شود، اما انتخابات هم یکی از حوزه های مهم مبارزه سیاسی است. بنابراین اگر برفرض در یک نظام استبدادی شرکت در انتخابات بتواند بیش از مشروعیت زایی برای حکومت، گشایشی در فضای سیاسی جامعه ایجاد کند، باید به آن همچون حوزه ای از کارزار سیاسی  نگریست. لازم نیست متخصص مسایل سیاسی و یا صاحب نظر بود تا این منطق فهمیده شود. مردم خود این  منطق را در چند دوره معین در جمهوری اسلامی نشان داده اند. شرکت گسترده مردم در انتخابات 2 خرداد 1376، انتخابات 22 خرداد دوره دوم کاندیاتوری خاتمی، انتخابات مجلس ششم و بالاخره در  انتخابات سال 88، نشان گر منطق واقع گرایانه مردمی است که به محض آن که احساس کردند می توانند از فرصت سیاسی ایجاد شده به قصد گشایش فضای سیاسی در انتخابات با تمام نواقص و معایب آن استفاده کنند تردید نکردند.

آیا با همین منطق نباید به امید ایجاد گشایش در فضای سیاسی در انتخابات پیش رو نیز شرکت کرد؟

خیر!  به گمانم پس از سرکوب جنبش سبز و تحولات تا کنونی پس از آن، جامعه وارد مرحله تازه ای شده است. رهبری نظام مایل نیست به هیچ وجه عقب نشینی بکند.  مرد هم به خاطر اعتراض شان به نتایج دستکاری شده انتخابات، با سرکوب و تحقیر روبرو شدند و دیگر تمایل چندانی برای شرکت در انتخابات از خود نشان نمی دهند. نحوه برخورد حکومت با جنبش سبز  نشان دهنده این بود که نظام روی کار آمدن دوباره اصلاح طلبان را تحمل نمی کند و مردم هم سخت مایوس وسر خورده شده اند. بدین معنی جامعه دیگر از این مرحله عبور کرده است و تکرار حوادثی نظیر انتخابات 88  و جلب نظر دوباره مردمف ابدا کار ساده ای نیست. کودتای سال 32  و پیامدهای بعدی آن تجربه تاریخی عبرت انگیزی است. شاه فکر کرد یک دهه پس از کودتا، مردم تحقیری را که با آن روبرو شده بودند فراموش کرده اند. اما با آن که انقلاب سفید شاهانه دستاوردهای مثبتی هم برای جامعه در بر داشت - جز جبهه ملی که با شعار اصلاحات آری، دیکتاتوری نه با آن دو گانه برخورد کرد- مردم تره ای هم برای آن خورد نکردند! به جای آن، به محض آن که در سال 56 کوچکترین گشایشی در فضای سیاسی جامعه بر اثر فشار حقوق بشری کارتر  ایجاد شد، دیگر نه از تاک نشانی ماند و نه از تاکستان!

 با توجه به شکاف گسترده ای که بین دولت و ملت در پی سرکوب جنبش سبز ایجاد شده است، به نظر مسئله شرکت گسترده مردم در انتخابات منتفی است. تنها اگر موسوی و کروبی مردم را به انتخابات فرا بخوانند، احتمال آن که شرکت در انتخابات گسترده تر شود وجود خواهد داشت. سکوت آنها و یا مخالفت تلویحی آنها باعث می شود بخش قابل توجهی از کسانیکه به اصلاح طلبان رای دادند نیز در این انتخابات شرکت نکنند. یعنی اگر در جامعه احساس شود که اصلاح طلبان زرد و یا نیروهای پراگماتیست به قصد شرکت در انتخابات پیش رو، نماد های جنبش سبز را دور می زنند و به سمت سازش با حکومت گام برمیدارند، بخشهای رادیکال تر اصلاح طلب موضع خواهند گرفت و در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

یعنی حتی اگر از حصر هم  پیامی مبنی بر شرکت در انتخابات بیاید بنا بر اینکه برای مثال یک کاندیدای اصلاح طلب درجه دوم هم معرفی شود آیا به نظر شما باز هم مردم شرکت گسترده خواهند کرد؟

 دو مولفه میتواند احتمال شرکت در انتخابات را افزایش دهد. یکی عقب نشینی حکومت است که هیچ نشانه جدی از آن در دست نیست. سران نظام در این زمینه واکنش های متفاوتی از خود نشان داده اند.  گاه افرادی نظیر عسگر اولادی میایند و میگویندد: موسوی و کروبی جزو فتنه گران نیستند و یا اصلاح طلبان به شرکت در انتخابات تشویق میشوند و گاه  گفته میشود ما به هیچ وجه با فتنه گران سر سازش نداریم و اصلاح طلبان میانه رو تر به برائت از "فتنه گران" فرا خوانده و حتی خاتمی نیز مفسد فی الارض خوانده می شود. بنابراین در عین حال آن که صدا های مختلفی در حکومت شنیده می شود، در حال بازی دادن اصلاح طلبان نیز هستند. در مورد رفسنجانی نیز یک روز بخشنامه می دهند ایشان را آیت الله رفسنجانی خطاب کنید. روز دیگر تهدید می شود که در صورت کاندیداتوری رسوایش خواهند کرد! اما این گونه بازی ها و زیگزاگها هیچ نشانه ای از عقب نشینی در بر ندارد.

عامل دیگر که می توانست وسوسه شرکت در انتخابات را گسترش دهد، امید مردم به ممکن بودن تغییر اوضاع  در شرایط کنونی است که تا کنون هیچ نشانه ای  از آن مشاهده نمی شود. موسوی و کروبی هم در موقعیتی هستند که دعوت شان از مردم برای شرکت در انتخابات هزینه سنگینی برای اعتبار آنها در بر خواهد داشت و تا کنون نشانه ای هم از چنین تمایلی در کار نیست.

آیا حضور احمدی نژاد در انتخابات، ممکن است برخورد نظام به اصلاح طلبان را تعدیل کند؟

 کمتر از دوماه به انتخابات مانده هنوز دقیقا نمیدانیم صحنه سیاست ایران در روز انتخابات  چگونه رقم خواهد خورد. به گمانم ما با مثلث اصول گرایان،  کاندیدای مورد حمایت احمدی نژاد و کاندیداتوری اصلاح طلبان زرد روبرو خواهیم شد. حکومت مایل است اصلاح طلبان برای عقب راندن احمدی نژاد و دمیدن در تنور انتخابات با ارائه کاندیدهای دست چندم در انتخابات حضور یابند. اما به شرطی که کوچکترین شانسی برای برد نیابند و با کارت بازنده بازی کنند! به هررو یک نکته روشن است: شکاف در جامعه اصلاح طلب در حال رشد است. تعدادی از کاندیدهای اصلاح طلب زرد و یا دست چندم ابراز آمادگی کرده اند. همچنین در حالی که نیروهای اصلی اصلاح طلب رادیکال تر تا کنون تمایلی به شرکت در انتخابات نشان نداده اند، هم اکنون هم  در داخل و هم در خارج از کشور، گروه هایی  "کاتولیک تر از پاپ"  با نامه نگاری های سرگشاده در وصف پیامدهای حضور خاتمی در انتخابات، از او دعوت کرده اند که بر تردیدهایش غلبه کند و برای نجات کشور و"اجرای بی خدشه قانون اساسی " قدم به میدان بگذارد. این در حالی است که او و خود تصویر واقع بین تری از اوضاع سیاسی کشور نسبت به این دست از مشوقان خود دارد. بهرو بخشی از جامعه اصلاح طلب در پی اجماع بر سر خاتمی هست. اما بخشهای رادیکال تر آن هنوز برای شرکت در انتخابات متقاعد نشده اند و نگاه بدبینانه تری به انتخابات پیش رو و شرایط آن دارند. با این همه ایران سرزمین شگفتی ها است و ممکن است با حوادث غافلگیرکننده ای نیز روبرو شویم.

نظر نیروهای جمهوری خواه در باره انتخابات چیست؟

در میان جامعه جمهوریخواه نیز این شکاف به چشم می خورد. بخش قلیلی تصمیم گرفته اند از کاندیاتوری خاتمی که سهل است، حتی از کاندیداتوری رفسنجانی نیز حمایت کنند. گرچه بیشتر آنان بر سر خاتمی  اجماع کرده اند. بخشی نیز نظیر خود من شرکت در انتخابات را ابدا صلاح نمیدانند. من شخصا تا زمانیکه با تغییر جدی در وضعیت کنونی روبرو نشویم، از تحریم انتخابات دفاع میکنم. هیچ نشانه ای هم از این "تغییر جدی" نمی بینم و برآنم نباید ملت را  تشویق کرد که حتی با تمام این تحقیر ها بروند و در انتخابات شرکت کنند و آنها را به خواری واداشت. باید فشار آورد برای به عقب راندن حکومت. یکی از این فشارها سازمان دادن کمپین برای آزادی چهره های نمادین جنبش سبز و دیگر زندانیان سیاسی  است که بدون آن گشایشی در فضای سیاسی صورت نخواهد گرفت. اقدام دیگر، کمپین دفاع از انتخابات آزاد است که مهم است با تلاش مشترک دیگر نیروهای اپوزیسیون به گفتمان همگانی در جامعه بدل گردد.

نظر شما در مورد کمپین رفع حصر موسوی کروبی و زهرا رهنورد و  اینکه این کمپین نتوانسته  تاکنون  به یک کمپین قدرتمند تبدیل شود چیست؟

 کمپین برای آزادی موسوی و کروبی و زهرا رهنورد باید  خیلی زودتر از این آغاز و به یک کمپین بین المللی تبدیل میشد. اگر یک بسیج بین المللی درخوری در این زمینه صورت میگرفت میتوانست در عقب راندن حکومت اسلامی موثر واقع شود. تجربه نشان داده است زمانی که روی آزادی اشخاص معینی زوم میشود امکان و کارایی بسیج افکار بین المللی بیشتر می شود. ما قبلا برای آزادی فرج سرکوهی، اکبر گنجی، ناصر زرافشان، دانشجویان دستگیر شده در 18 تیر و زندانیان سیاسی فعال حقوق زنان و  تعدادی از  فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران در ایران کوشیده ایم که در پاره ای از موارد به آزادی فرد زندانی شده نیز منجر شده است. با توجه به نقش بسیار برجسته این 3 نفر در جنبش سبز، کمپین برای آزادی آنها نیازمند تمرکز بیشتری است. البته آستانه انتخابات بهترین فرصت سیاسی برای گسترش این کمپین است.

اما در مورد چرایی این که مبارزه برای آزادی آنها حتی در آستانه انتخابات نتوانسته به یک کمپین قدرتمند و جدی تبدیل شود باید درنگ کرد. اصلاح طلبان در دفاع از خواست های نیروهای جمهوری خواه و سکولار جامعه تا دلتان بخواهد در تمام دوره حیات خود کوتاهی کرده اند. از این رو عیجب هم نخواهد بود که این نیروها که عموما ساختار شکن هم هستند، به ویژه  در خارج از کشور که حوزه اصلی نفوذ و فعالیت اشان است، چندان در سازماندهی و حمایت از چنین کارزاری بسیج نشوند.

ما برغم اختلاف نظر ها و تفاوتهای فکری جدی که با گروه بندی اصلاح طلب جامعه داریم، در همسویی مان در دفاع از آزادی سیاسی نباید تردید کنیم. علاوه بر آن در زمینه  مخالفت با تحریم های گسترده ، حمله نظامی و بدیل سازی توسط قدرت های خارجی، حمایت از تحول مسالمت آمیز در کشور و رعایت حقوق بشر و حفظ یکپارچگی و استقلال کشور می توانیم همسویی هایی داشته باشیم. فهم معنای رقابت سیاسی سالم نیازمند گذار از فرهنگ  خودی و غیر خودی که تنها به حکومت خلاصه نمی شود، نه تنها به گسترش رواداری در جامعه یار ی خواهد رساند، بلکه اجازه می دهد آن جا که ضروری است کنار یکدیگر بایستیم و آنجا هم که نمی توانیم، برای پیشبرد پروژهای خود با یکدیگر رقابت سالم را سازمان دهی کنیم!

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

راه تماس عزیزان مخاطب با من

دوستان عزیز با درود مجدد همانطور که قبلا هم اشاه کرده بودم قسمت نظر دهی این وبلاگ بنا به دلایل امنیتی غیرفعال شده است از شما خواهش دارم نظرات خود را در مورد این وبلاگ و... به جیمیلم ارسال کنید همچنین دوستانی که قبلا مخاطب وبلاگ شخصی ام در بلاگ اسکای و نقد خرافات ملاهای شیعه ریاکار و کمپین لغو اعدام اقای ارژنگ داوودی بوده اند می توانند مجددا با من از همین طریق در ارتباط باشند
mortezavafaiei2016@gmail.com

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...