۱۳۹۶ مهر ۲۵, سه‌شنبه

نامه ای به بازجو روح الامینی

هنوز که هنوز است صدای نکره ات در گوشم است حاجی بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم یک بازجو برای تحت فشار دادن متهم چه چیزی در اختیار دارد یک شلاق يک آتو از متهم یک اعتراف یک سلول انفرادی کوچک و... اما نمیشود حتی نام بازجو را بر تو نهاد هر زندانی به خوبی می‌داند که دشمن شماره یک او‌‌ همان بازجو است و می‌داند که همین بازجویی هاست که تبدیل به کیفرخواست و بعد از آن تبدیل به حکم دادگاه می‌شود.
اما در‌‌ همان حال هم احساس می‌کند تنها راه نجات او‌‌ همان بازجوست.
برای اینکه آدم در آن شرایط روانی که قرار می‌گیرد، راهی که باقی مانده این است که به بازجو و وعده‌هایی که می‌دهد و حرف‌هایی که می‌زند یک نوع حس خوشبینی داشته باشد.
در‌‌ همان حال که می‌داند این‌ها یا قطعا و یا احتمالا یک نقشه برای به دام کشیدن اوست، اما در عین حال چاره‌ای ندارد که به لحاظ روانی این خوش بینی را حس کند که اگر مثلا من این همکاری جزیی را انجام بدهم او هم برای من این امتیاز را قائل شود و یا اگر قرار است شکنجه بشوم از میزان آن بکاهد و کم کند ۱۹۴ روز انفرادی که تو کارشناس پرونده من بودی برای من تجربه ی بزرگی داشت هیچ گاه فکر نمی کردی که اسم مستعارت روی سایت های حقوق بشری هرانا بالاترین و... به عنوان یک شکنجه گر ظالم درج بشه بگذریم از این که تو حتی اصطلاح شکنجه رو قبول نداشتی و می گفتی در جمهوری اسلامی ما وسیله ای داریم به نام تعذیر! 
حاجی روح الامینی یادته که حتی وقتی نمازت رو بلند بلند اشتباه می خوندی و من من از سلولم می شنیدم  بهت تذکر می دادم یادته که می گفتی نظر من در دادگاه ملاکه و قاضی ممکنه حتی اظهارات تو رو نخونه این یکی رو درست گفتی چون قاضی دلاوری هم یک حروم لقمه مرتجعی مثل خودت بود
حداقل بر اساس آن تجربه‌ای که من شخصا داشتم برای بازجو بسیار مهم بود که رابطه من زندانی را با آن فضای بیرون قطع کند و به خصوص از نظر رسیدن اطلاعات، تنها منبع اطلاعاتی من بشود خود بازجو و اینکه این مساله زمینه‌ای را فراهم کند که بازجو بتواند ذهن من را تسخیر کند و کم کم به جای اینکه من به طور مستقل بتوانم فکر کنم و تصمیم بگیرم، این بازجو باشد که خودش را آن چنان به من القاء کرده باشد که من فکر کنم این من هستم که این طور فکر می‌کنم  
یادت باشه عمر خودت و جمهوری اسلامیت رو به پایانه بترس از روزی که مردم اول اقات خامنه ای رو اعدام کنند بعد نوچه هاش رو که فرمانده ها سپاه واطلاعات باشن بعدش کاسه لیس های فحاش و هاری مثل تورو .روزی میرسه که اسامی مستعارو واقعی تمام شما ها رو تو این وبلاگ ها و سایت معرفی می کنیم پس لرزه های انقلاب مردمی رو که دیدی چیزی به سقوطتون نمونده من که از همین حالا ثانیه شماری می کنم یادته که مدام می گفتی شما اهل تسنن هیچ وقت به بهشت نمیرین !بدبدخت دستمال کش مطمئن باش وقتی حکومت سکولار و دموکرات تو ایران بر پا کردیم دیگه هیچکس گنده تر از توهم جرات نمی کنه به هیچ دینی و مذهبی و اقلیتی توهین کنه همه اینها رو وقتی که داری جوون های بی گناه مردم رو زیر شکنجه می گیری با خودت فکر کن 
یادته می گفتی فریاد نزن و خدا را هم به کمک نخواه. دستت به جایی بند نیست و صدایت از چار دیواری سلول بیرون نمی‌رود. اینجا جز ما کسی نجاتت نمی‌دهد.
کم کم به فکر راهه نجاتی برای خودت باش!

۱۳۹۶ شهریور ۱۹, یکشنبه

حسن جوانی از زندان بندرعباس آزاد شد


خبرگزاری هرانا – حسن جوانی زندانی سیاسی زندان بندرعباس، پس از تجمیع احکام (ماده ١٣۴) بصورت مشروط آزاد شد.
‫حسن جوانی زندانی‬‎ ile ilgili görsel sonucu
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسن جوانی زندانی سیاسی زندان بندرعباس، پس از تجمیع احکام (اعمال ماده ١٣۴) هفته دوم مردادماه، بصورت مشروط از زندان بندرعباس آزاد شد.
آقای جوانی مهر ماه سال ۱۳۹۰، بازداشت و به اتهام “محاربه از طریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)” به تحمل ۱۰ سال حبس در تبعید محکوم شد.
این زندانی سیاسی اندکی پس از محکومیت به زندان بندرعباس برای ادامه حبس تبعید شد.
آقای جوانی مورخ ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳، به علت انتقال از بند ۱۲ زندان مرکزی بندرعباس به بند ۲ این زندان که از آمار بالا و شرایط بهداشتی نامناسب برخوردار است دست به اعتصاب غذا زده بود.
این زندانی سیاسی از عارضه قلبی، مشکلات پروستات و همروئید رنج می‌برد.
“حسن جوانی” که سابقه بازداشت و زندان‌های طولانی مدت در دهه شصت را دارد، در آخرین پرونده خود در مهر ماه ۱۳۹۰ بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور و هواداری از یکی از گروههای اپوزیسیون به ۱۰ سال حبس در تبعید زندان بندرعباس محکوم شد و این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر به تایید رسید.

۱۳۹۶ شهریور ۱۴, سه‌شنبه

اعزام به بیمارستان؛ گزارشی از آخرین وضعیت ارژنگ داوودی در زندان زابل

خبرگزاری هرانا – ارژنگ داوودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان زابل که ایام محکومیت خود را بصورت تبعیدی در این محل سپری می کند طی روزهای اخیر در پی ضعف جسمانی و بیماری به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شده است و کماکان در این مخل به سر می برد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یکشنبه ۳۱ شهریورماه سال جاری زندانی سیاسی ارژنگ داوودی در زندان زابل به دلیل مشکلات جسمی از جمله تغییر ناپایدار فشار و قند خون به بیمارستان امیرالمومنین این شهر منتقل شد.

علت بیماری این زندانی مشخص نیست به همین دلیل به دستور پزشکان نامبرده در بیمارستان مذکور تا اطلاع ثانونی بستری خواهد ماند تا آزمایشات لازم از او گرفته شود.
گفته میشود این زندانی از مدتی پیش در حمایت از زندانیان اعتصابی رجایی شهر کرج دست به اعتصاب غذا زده است.
ارزنگ داووی، متولد سال ۱۳۳۲ که پیش تر به اعدام محکوم شده بود در روزهای پایانی سال ۹۴ حکم اعدام اش به ۵ سال حبس تعزیری همراه با تبعید به زندان زابل کاهش یافت. او مهرماه همان سال از زندان رجایی شهر کرج به زندان زابل تبعید شد.
آقای داودی در این رابطه به گزارشگر هرانا گفته بود “چند روز قبل از سال جدید (۹۵) در زندان به من اطلاع داده اند که در دادگاه تجدید نظر حکم اعدامم شکسته و تبدیل به ۵ سال حبس در تبعید شده است و باید منتظر باشم تا در تاریخ ۲۵ خرداد ۹۵ به زندان زابل منتقل شوم.”
وی ادامه داد: “به من گفته اند چون زندان زابل یک بازداشت‌گاه است، احتمالا پس از آن به زندان زاهدان منتقل می شوم.”

لازم به یادآوری است ارژنگ داوودی زندانی سیاسی سالخورده که محکومیت ۱۰ ساله اول خود را به پایان رسانده، طی تحمل دوران محکومیت در احکام دیگری به ۲۰ سال و ۸ ماه زندان و سپس از سوی شعبه ۱ دادگاه انقلاب کرج به اتهام هواداری و فعالیت موثر در پیشبرد اهداف سازمان مجاهدین خلق در زندان به اعدام محکوم شده بود.

۱۳۹۶ شهریور ۱۱, شنبه

بر ملا شدن توطئه قتل ارژنگ داوودی در زندان زاهدان

نتیجه تصویری برای ارژنگ داوودی
طبق خبر دریافتی از زندان زابل، طرح توطئه قتل آقای ارژنگ داوودی قرار بود با انتقال غیر قانونی  ایشان از زندان زابل به زندان زاهدان در 4 مرداد 1396  و در یک درگیری بظاهر عادی صورت گیرد. و به این وسیله حذف فیزیکی ایشان یک اتفاق عادی اعلام شود.
در همین رابطه طی پیامی صوتی از زندان جزیئات این جنایت طراحی شده توسط شخص آقای ارژنگ داوودی برملا شده است.
هر چند این توطئه شرم آور با شکست مواجه شده و عملی نشد، اما با این همه نگرانی جدی نسبت به امنیت جانی این زندانی سیاسی وجود دارد، چه را که هر لحظه ممکن است با طراحی و توطئه شوم دیگری این اتفاق صورت گیرد.
کانون حصارو سایت خبرگر ، نگران وضعیت و شرایط امنیتی ایشان می باشند و از همه آزادیخواهان و مجامع بین المللی خواهان رسیدگی و توجه جدی به این مسئله می باشد
یک زندانی عادی از ایرانشهر که متهم به قتل دو برادر بوده است و ده سال زیر حکم اعدام قرار دارد برای کشتن ارژنگ مامور میشود. نام او جمشید قادری   31 ساله ، اهل ایرانشهر  است. قراربوده در یک درگیری ساختگی در محل قرنطینه زندان زاهدان که  ارژنگ اول به انجا وارد می شود، به ارژنگ  با تیزی ضربه بزند.این انتقال بدون  اطلاع وهماهنگی با بیدادستان ومعاون او ومدیرکل سازمان زندانهای استان سیستان وبلوچستان   به نام  علیرضا بابایی و  معاون  جنایتکار وی به نام                                        غلامرضا مهریزی ( مهدیثی )صورت نپذیرفته است.  خوشبختانه  این زندانی بنا به دلایلی در اخرین لحظات از ارتکاب به این جنایت خودداری ورزید. و به همین خاطر در حضور مدیر کل ومعاونش از سوی  محمد خسروی رئیس  جنایتکارزندان زاهدان و مراقب  پاچه خوار بند قرنطینه به نام   مهدی خوش نشین  مورد شماتت وتهدید جدی قرار گرفت.  ارژنگ داوودی هم به ناچار با تهیه سه برگ شکوائیه  مبسوطی را تنظیم نموده وبا ارائه 8 مورد قرائن غیر قابل کتمان در حال پیگیری در رابطه با این توطعه می باشد. او می خواهد از طریق  رئیس جدید زندان جدید زابل به نام  مرتضا پیری شکایت خود را به دست دادستان زابل به نام حسین سرگزی برساند.
اسامی چهار نفر از مسولان زندان های استان که طراح اصلی  این قتل بوده اند ، که در این توطعه نقش جدی داشته اند.
1-غلامرضا رضایی مسوول حفاظت اطلاعات زندان زابل
2- محمد خسروی رئیس زندان زاهدان
3- محسن خواجه مدیر داخلی زندان زندان زاهدان
4-غلامرضا قدیر مسوول بازرسی زندان زاهدان
بنا به اطلاع موثق تیزی مورد بحث را همین غلامرضا قدیر مسوول بازرسی زندان زاهدان در محل بند قرنطیته در اختیار جمشید قادری قرار داده است.
به منظور اگاهی همگان از روش های مختلف ادم کشی  وحذف خونین مخالفان حکومت ولایت فقیه در زندانهای حکومت ، به زودی سه برگ شکوائیه مستند خود را پیرامون این توطئه منتشر خواهم کرد.
زنده باد ایرانی
پاینده ایران
به امید برقراری آزادی ایرانیان
یکشنبه 5 شهریور  1396ارژنگ داوودی زندان زابل

۱۳۹۶ مرداد ۵, پنجشنبه

وضع جسمانی میرحسین موسوی «وخیم‌تر» شده است.

 میرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز
دو روز پس از بستری شدن مهدی کروبی در بیمارستان، وب‌سایت کلمه خبر داد که فرزندان میرحسین موسوی روز سه‌شنبه در ملاقات با پدرشان متوجه شده‌اند، او دچار «نوسان شدید فشار خون و سرگیجه شدید» است.
به گزارش وب‌سایت کلمه، دختران میرحسین و زهرا رهنورد، روز سه‌شنبه، ۳ خرداد، در ملاقات با پدر و مادرشان در حصر خانگی، متوجه شده‌اند که آقای موسوی «از نوسان شدید فشار خون و سرگیجه شدید رنج می‌برد».
براساس این گزارش، سرگیجه آقای موسوی، «مدت زیادی است که درمان‌نشده» و «اکنون شدت یافته است».
زهرا رهنورد دراین ملاقات به دخترانش اعلام کرده که در هفته‌های اخیر، هنگام راه رفتن آقای موسوی باید همواره کنار او باشد تا «سرگیجه و نوسانات و افت شدید فشارخون موجب حادثه و مشکل جدید نشود».
به گزارش وب‌سایت کلمه، میرحسین موسوی در پاسخ به گلایه دخترانش از سکوت دربارهٔ وضعیت جسمی‌اش گفته است که «این واقعیت را باید پذیرفت که ما در زندان هستیم».
این وب‌سایت همچنین بدون اشاره به جزئیات اعلام کرد که «مشکل کلیه» آقای موسوی نیز «طولانی و مزمن شده است».
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز، و زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی، از بهمن سال ۸۹ بدون برگزاری دادگاه در حصر خانگی به سر می‌برند.
در همین حال محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، روز دوشنبه دوم مرداد در مصاحبه با رادیو فردا خبر داده بود که پدرش به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان بستری شده است.
دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و همچنین خانواده مهدی کروبی، بارها دربارهٔ وضعیت جسمی آنان ابراز نگرانی کرده‌اند.
درهمین حال فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، در اسفند ماه سال گذشته در نامه‌ای به وزیر اطلاعات، ضمن اعتراض به «بی‌مسئولیتی عامدانه» آن وزارتخانه در قبال جان همسرش، اعلام کرده بود که مأموران امنیتی هنگام رخ دادن حادثه‌ای برای آقای کروبی، اجازه ندارند با فوریت‌های پزشکی تماس بگیرند و باید فقط با بیمارستان وزارت اطلاعات تماس بگیرند.
حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، روز ۹ فروردین امسال اعلام کرده بود که موظف است بیماری میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی را پیگیری کند تا اقداماتی که لازم است انجام شود.
با این حال وب‌سایت کلمه اعلام کرد که «پزشکان مسئول» از «ماه‌ها پیش» در جریان مشکلات جسمی میرحسین موسوی قرار گرفته‌اند، اما «پیگیری و پاسخ مشخصی» در این باره نداشته‌اند.
براساس این گزارش، آقای موسوی هفته گذشته برای معاینه چشم به مرکز چشم‌پزشکی منتقل شده است و «این مشکلات به پزشکان گفته‌شده اما جز معاینات روتین و قول پیگیری هنوز اقدامی صورت نگرفته است».
پیش از این وزیر بهداشت چشم میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی را معاینه و عمل کرده و منظور وب‌سایت کلمه از عبارت «پزشکان مسئول» نیز می‌تواند آقای قاضی‌زاده هاشمی باشد.
برخی گروه‌ها و چهره‌های سیاسی از جمله مجمع مدرسین حوزه علمیه قم، انجمن اسلامی جامعه پزشکی، تعدادی از انجمن‌های اسلامی دانشجویان و هزاران تن، از جمله شماری از فعالان سیاسی، اجتماعی و مدنی در ایران خواستار پایان زندان خانگی رهبران جنبش سبز شده‌اند.
در همین حال علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز سه‌شنبه سوم مرداد، گفته بود که بستری شدن مهدی کروبی در بیمارستان فرصتی برای پایان دادن به حصر خانگی او است.
در همان روز محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس، در صفحه توئیترش از رئیس‌جمهور خواسته بود برای رفع حصر «کوشاتر و جدی‌تر» باشد.
حسن روحانی در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و ۹۶ وعده رفع حصر رهبران جنبش سبز را مطرح کرده و پیش از این نیز خانواده میرحسین موسوی و مهدی کروبی از محقق نشدن این وعده‌ها انتقاد کرده‌اند.
درهمین حال برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی با اشاره به تلاش محموداحمدی‌نژاد برای ملاقات با حمید بقایی، معاون خود، پیشنهاد کرده‌اند که چهره‌هایی چون محمد خاتمی و حسن خمینی به عیادت مهدی کروبی بروند.
روز سه‌شنبه، رسانه‌های ایران خبر داده بودند که حمید بقایی، معاون رئیس جمهوری ایران در دولت دهم، به دلیل شرایط «نامساعد جسمی» از زندان به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل شده و مأموران مانع ورود محمود احمدی‌نژاد به بیمارستان برای ملاقات با آقای بقایی شده‌اند.
از نظر بنده متاسفانه دیکتاتورها آنقدر کور مغزند از تاریخ درس نمی گیرند. البته صد در صد قیاس مع الفارغ است ولی شاه دکتر مصدق را 10 سال در حصرخانگی نگه داشت تا دکتر مصدق در حصر مرد و ننگی شد بر پیشانی شاه و نفرتی پنهان را در مردم به وجود آورد. خامنه ای بسیار نادان تر از شاه است که نفرین ابدی مردم کشورش را برای این ظلمهایی که به نام اسلام توهمی در حق آحاد مردم و کشورش می کند برای خود می خرد.
 

۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

حصر استانی' علمای اهل سنت ایران؛ و ممنوع الخروجی دیگر فعالین سنی مذهب توسط وزارت اطلاعات

 محدودیت های علما و رهبران اهل سنت ایران محدود به ممنوعیت خروج آنها از کشور نیست و دایره آن به ممانعت از سفر به سایر شهرها و استان‌های داخل ایران هم می‌‍رسد.

نزدیکان مولوی عبدالحمید از محدودیت‌های دستگاه‌های امنیتی به عنوان "حصر استانی" یاد می‌کنند و امام جمعه اهل سنت زاهدان می‌گوید که "هیچ حکم قانونی وجود ندارد و به صورت رسمی، حکمی که مبنی بر ممنوعیت رفت و آمد من صادر شده باشد به من ابلاغ نکرده‌اند ولی هر سفری که می‌خواهم بروم مشکلاتی است و عملا اجازه سفر ندارم."

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت و مدیر حوزه علمیه دارالعلوم اهل سنت زاهدان و از معتبرترین و بانفوذترین شخصیت‌های اهل سنت ایران است.

دادگاه ویژه روحانیت در مرداد ماه ۱۳۸۹ گذرنامه مولوی عبدالحمید را پس از شرکت در کنفرانس بین‌المللی اتحادیه جهانی علمای مسلمین و در بازگشت به ایران توقیف کرد. او می‌گوید که حالا گذرنامه‌اش دست خودش است اما در این سالها اجازه خروج از کشور و شرکت در کنفرانس‌ها را نیافته و تنها یک بار به سفر حج عمره رفته است

اسفند ماه ۱۳۹۳ به امام جمعه اهل سنت زاهدان که عازم مکه برای شرکت در کنفرانس رابطه العالم الاسلامی (انجمن جهانی اسلام) با موضوع "مبارزه با تروریسم" بود گفته بودند که چون روابط ما خوب نیست شما نروید اما حالا مرزهای محدودیت سفر او به داخل ایران و استان‌های مجاور سیستان و بلوچستان هم رسیده است و "اجازه سفر به سایر شهرها و استان‌های ایران -بهاین قبیل محدودیت‌ها تنها متوجه مولوی عبدالحمید نیست و مولانا گرگیج، امام جمعه اهل سنت آزادشهر استان گلستان و کاک حسن امینی، مدیر مدرسه علوم دینی امام بخاری در سنندج و رئیس شورای مجمع فقهی جمعی از علمای اهل سنت ایران هم برای حضور در جلسات رسمی و عمومی اهل سنت همچون مراسم طلاب دانش‌آموخته دارالعلوم مکی زاهدان با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه هستند. کاک حسن امینی می‌گوید: "کشورهای دیگر مرزها را دارند برمی‌دارند و ما برای سفر استان به استان در کشور خودمان محدودیت داریم و باید اجازه بگیریم."

براساس اصل ۱۲ قانون اساسی ایران، مذاهب‏ دیگر اسلامی‏ اعم‏ از "حنفی‏، شافعی‏، مالکی‏، حنبلی‏ و زیدی‏ دارای‏ احترام‏ کامل‏ می‏‌باشند و پیروان‏ این‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند، تعلیم‏ و تربیت‏ دینی‏ و احوال‏ شخصیه‏ (ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصیت‏) و دعاوی‏ مربوط به آن در دادگاه‏‌ها رسمیت‏ دارند و در هر منطقه‏ای‏ که‏ پیروان‏ هر یک‏ از این‏ مذاهب‏ اکثریت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلی‏ در حدود اختیارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پیروان‏ سایر مذاهب‏."

براساس اصل‏ نوزدهم قانون اساسی هم ‎‎‎‎‎"مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود."

محدویت‌های مولوی عبدالحمید انتقاد ۲۱ نماینده مجلس ایران را هم به همراه داشته است. محمود صادقی، نماینده تهران تصویر نامه و امضای ۲۱ نماینده را به وزرای کشور و اطلاعات در توییتر خود منتشر کرده که حق تردد و جابجایی از محلی به محل دیگر را از حقوق اساسی و بدیهی فرد خوانده و "تصمیم مراجع امنیتی در برقراری محدودیت تردد و مسافرت برای مولوی عبدالحمید را عجیب و تاسف برانگیز" خوانده‌اند.

اما چه نهادی مانع از سفر علمای اهل سنت در داخل ایران می شود؟ مولوی عبدالحمید می‌گوید: "به من گفتند برای هر سفری باید با استانداری سیستان و بلوچستان و اداره اطلاعات این استان هماهنگ کنم ولی من هماهنگی هم کردم باز نگذاشتند. دی ماه می خواستم بروم روستای رمشک در کرمان و با استانداری هماهنگ کردم اما گفتند که شورای تامین استان کرمان مخالفت کرده. به من گفتند ما اجازه نمی‌دهیم شما اینجا بیایید. استان های دیگر هم به همین منوال است. راضی نیستند که من استان‌های دیگر بروم. دلیلش را نمی‌دانم. احساس می‌کنم که شاید، محبت مردم را نمی‌توانند تحمل کنند، بالاخره عده‌ای از مردم می‌آیند ملاقاتی یا ابراز محبتی بکنند و آنها تحمل نمی‌توانند بکنند، این در حالی است که به خوبی مرا می شناسند و من هرجایی که دستم برسد عامل وحدت و آرامش می‌شوم و نه عامل تفرقه و اختلاف، آنها به خوبی مرا می‌شناسند."

حسن امینی هم می‌گوید وزارت اطلاعات برایش مانع ایجاد می‌کند: "من از سال ۸۸ که یک سفر به دوبی داشتم ممنوع الخروج هستم و حتی حج و خانه خدا هم نمی‌توانم بروم. محدودیت استان به استان هم به نوعی برای ما هست و از سال ۸۸ به من اجازه سفر به زاهدان و شرکت در مراسم فارغ التحصیلی دانش آموختگان طلاب دارالعلوم مکی زاهدان که یک مراسم رسمی و عمومی اهل سنت است را نمی‌دهند. از وزارت اطلاعات زنگ می‌زنند هر سال که صلاح نیست و نباید بروید و این مسئله برای بعضی دیگر از علما همچون مولانا گرگیچ هم از سوی وزارت اطلاعات وجود دارد."

براساس اصل ۲۶ قانون اساسی "احزاب‏، جمعیت‏‌ها، انجمن‌ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمن‌های‏ اسلامی‏ یا اقلیت‌های‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏ استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏ نکنند. هیچکس‏ را نمی‏‌توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از آنها مجبور ساخت‏."

حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ دستیار ویژه‌ای را در حوزه اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی تعیین کرد، با انتشار بیانیه‌ای ده ماده‌ای وعده داد که در رفع تبعیض اقلیت‌ها تلاش کند و حضور اقلیت‌های دینی از جمله سنی‌ها را در مناصب مهم دولتی از برنامه‌های خود عنوان کرد.

مولانا گرگیج

منبع تصویر،NEDAYESUNNAT

توضیح تصویر،

مولانا گرگیج

مولوی عبدالحمید اما می گوید: "خیلی مردم به دولت آقای روحانی امیدوار بودند اما آنطور که مردم انتظار داشتند نتوانست عمل کند. ما در ضیافت افطاری آقای روحانی که ماه رمضان در تهران شرکت کردیم در این مورد صحبت کردیم و سر سفره افطار، دردها و مشکلات مردم را به ایشان رساندیم و گفتیم که در این دوره هیچ تغییرات مثبتی اتفاق نیفتاده. در دولت قبلی ایشان تغییراتی به هر حال بود و حالا همان روند هم متوقف شده. گفت پی‌گیری می‌کنم. درباره محدویت‌های خودم اما صحبتی نکردم. عادتم نیست مسائل شخصی‌ام را پی‌گیری کنم. مسائل مردم حل شود و مشکلات مردم رسیدگی شود برای من کافی است."

اهل سنت ایران -پرجمعیت‌ترین اقلیت مذهبی- هم مثل دیگر اقلیت‌های دینی و مذهبی ایران می‌گویند از حقوق مساوی با مسلمانان شیعه ایران برخوردار نیستند. آنها اجازه ساخت مسجد در تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران را ندارند، نمی‌توانند کاندیدای ریاست جمهوری شوند -یکی از شروط برای ریاست جمهوری اعتقاد به مذهب رسمی کشور یعنی شیعه ۱۲ امامی است- در وزارتخانه‌ها و سایر مسئولیت‌ها و ارکان مدیریتی مهم هرچند از نظر قانونی منعی وجود ندارد اما هیچ فرد سنی تاکنون انتخاب نشده است. در دولت حسن روحانی تنها معاون وزارت نفت، سنی است و در ۳۸ سال بعد از انقلاب تاکنون تنها یک سفیر سنی توانسته بر مسند سفارت بنشیند؛ صالح ادیبی، سفیر ایران در ویتنام و کامبوج که بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی توانست بر این مسند بنشیند. غیر از تهران و قم- را نمی‌دهند."

۱۳۹۶ خرداد ۱۵, دوشنبه

علم‌الهدی: دانشگاه باید به‌صورت مسجد در آید

احمد علم الهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی، روز پنجشنبه با اشاره به این که دانشگاه می بایست به صورت مسجد در آید، گفته است، تدریس دروس حوزوی در دانشگاه یا حضور دانشجویان در حوزه‌های علمیه به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.

به گزارش ایرنا، احمد علم الهدی که در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشگاه ها و طلاب حوزه‌های علمیه مشهد صحبت می کرد، اظهار داشت: معنای وحدت حوزه و دانشگاه آمیختگی دین و علم و نجات تعلیم و تربیت و علم تجربی از سکولاریسم است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرده است:«دانشگاه هم باید به صورت مسجد در آید و کانون عبادت شود همانطوری که یک مدرسه طلبگی مرکز عبادت می باشد و این معنای وحدت حوزه و دانشگاه است.»

وی افزوده است: «این جریانی که ایجاد شده که برخی از دانشجویان در دانشگاه درسهای حوزوی می خوانند یا حتی به حوزه می آیند و درسهای حوزوی می خوانند به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.»
فعلا که این حضرات با ساختن دو جناح نمایشی و داد و بیداد و وا اسلاما از یک جناح و مخالفت نمایشی از جناح دیگه، هر چهار سال یک بار با جو سازی مردم رو یه جوری بازی دادن که مردم اصلا نفهمیدن از زمان اون خاتمی تا روحانی، اَلَکی اَلَکی 20 سال گذشت و با همین دوره های 4 ساله هم گذشت، الان هم دارن آماده میشن برای 4 سال آینده و به همین وضعیت پیش بره، 100 سال دیگه هم با همین سیستم حکومت خواهند کرد و غارت خواهند کرد و مردم هم هر چهار سال به امید تغییر، به یکی از این عروسک های خیمه شبازی رای خواهند داد...
این آرزو را بگور خودش خواهد برد، ملت ایران هیچگاه تسلیم این جنایتکاران نخواهد شد. پس از رهایی ایران از دست اشغالگران اجنبی شیعه، اکثریت مساجد شیعه را به مراکز فرهنگی محلی، کتابخانه و سینما، تئاتر، مهد کودک، سالنهای تمرین ورزشی و یا حداقل به دستشویی های عمومی تبدیل کرده و معابد شیطانی شیعه را از جامعه ستمدیده و اسلام زده ایران برای همیشه محو خواهیم کرد.
از دید من رضا شاه با آنکه یک تمامیت خواه دیکتاتور بود، ولی‌ جنبه‌های شخصیتی استوار و درک سیاسی بزرگی‌ داشت، فردی باهوش و دارای وجود .... و از مشورت مشاوران زبده استفاده میکرد ولی‌ تصمیم آخر را خودش میگرفت ... خودش را بی‌نیاز از مشورت دیگران نمیدانست .... یکی‌ از مواردی که درک عمیق او را به مردم شناسی‌ و تاریخ نشان میدهد، رفتار او با جانوری بنام آخوند بود ... آخوند را خوب شناخته بود و می‌دانست که تنها زبانی‌ که آخوند میفهمد، اردنگ و پس گردنی است ... میگویند یکبار در صحن حرم شاه عبدالعظیم، یکی‌ از همین آخوند‌ها و آیت الله‌ها به همسر رضا شاه و همراهانش به خاطر بد حجابی در صحن حرم، بد و بیراه می‌گوید. رضا شاه بلافاصله با عجله خودش را می‌رساند و آن‌ آخوند را در همان صحن حرم در جلوی چشم مردم و بقیه آخوند‌ها به باد کتک میگیرد ... این تنها زبانی‌ است که فردی مثل علم الهدی میفهمد ... "پس گردنی" ... روانش شاد .....
امیدوارم بعد از سرنگونی این رژیم یک طرح جامع آخوند زدایی در کشور اجرا بشه تا برای ابد مردم ایران رو از شر هر چی آخوند خلاص کنه ، راه رهایی مردم ایران برای پا گذاشتن به جاده ترقی و معرفت ، خلاصی از شر آخوند و اسلام است چون جایی که اسلام و آخوند باشه آب خوش از گلوی مردم پایین نمیره ... ما مردم ایران زمانی به جایی می رسیم که خودمون رو از شر خزعبلات اسلامی و از شر فضولی ها و رویاهای آخوندی خلاص کنیم.
آخوند یعنی شر ، بیچاره گی ، نکبت ، تحقیر شان انسانی ، درمانده گی ، عقب ماندگی و فلاکت ... اسلام یعنی زندگی کردن طبق اصول حاکم بر صحراهای خشک و بی آب و علف عربستان ...
راه نجات یعنی رهایی از شر آخوند و اسلام این مذهب تعزیراتی
در اورپا مردم زمانیکه پی بردند که کلیسا و دین چه نقش مخربی در زندگی آنان داشت آن را برای همیشه طرد کردند. حالا ببیند مذهب اسلام چه فجایعی در زندگی مردم خاورمیانه بوجود آورده. در سوریه 11 ملیون نفر اوره شده اند، ۵۰۰ هزار نفر کشته شده‌اند، خسارات مالی و اقتصادی هنگفتی به این کشورها وارده شده وووو. باز هم همین مردم با اسلام هستند. سوال این جاست که چرا مردم با چنین مذهبی تصفیه حساب نمی کنند؟ در همه این کشورها مردم از همان کودکی سرزنش و تحقیر شده‌اند، بر آنها حکومت‌ها و دیکتاتورهای بیرحمی حاکم بوده‌اند، حق نقد و اعتراض نداشته‌اند واگرا هم اعتراضی کرده‌اند بابیرحمی تمام به خاک و خون کشیده شده‌اند. نتیجه اش چه بوده؟ مردمی ترسو و نه جسور، جهل و بی دانشی، زود باوری، احساسی، فریب و دروغ، خشونت علیه کودکان و زنان، خشونت بر علیه اقلیتهای قومی مذهبی و ده ها ناهنجاریهای دیگر. امیدی برای مردم خاورمیانه وجود دارد؟ نه، در کوتا ه مدت شاهد این بدبختی ها خواهیم بود. علتش هم عدم توانایی این نسل فعلی است که سرکوب شده و در نتیجه آن دچار مشکلات روحی، روانی وجسمی شده است و رمقی برایش باقی نمانده. در دراز مدت این انتظار باید وجود داشته باشد که بشود از دست مذهب و نظامهای دیکتاتوری و مذهبی رها و آزاد شد. دیگران توانستند چرا مردم خاورمیانه نتوانند. حالا چقدر طول می کشد که مردم در حالت تعادل در بیایند، 30 تا50 سال؟


تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...