۱۳۹۶ بهمن ۳۰, دوشنبه

معرفی مزدوران و شکنجه گران استان هرمزگان

در ان پست با چهره زشت وکریه چند مزدور کثیف که در جنوب کشور در شکنجه زندانیان سیاسی نقش داشتند را افشا می کنم
۱-حسن مرسلپور مدیر سابق زندان مرکزی بندرعباس


۲-بهرام کشتکار رئیس حفاظت زندان مرکزی بندرعباس ملقب به سگ هار






۳-براری رئیس حفاظت اطلاعات اداره کل زندانهای بندرعباس






۴-قاضی محسن دلاوری رئیس دادگستری شهرستان قشم 


۵
ـقاضی قبیدیان قاضی اجرای احکام زندان مرکزی بندرعباس وی اصالتا نیشابوری می باشد
۶-سلیمانی مدیرکل اداره زندانهای استان هرمزگان
تمام نامبردگان در شکنجه زندانیان سیاسی (۱٫ محمد رضا حسینی ، ۲٫ ارژنگ داوودی ، ۳٫ علی مرادی ، ۴٫ حسن جوانی ، ۵٫ چنگیز رضایی ۶٫ شاکر بدعیان‌پور ، ۷٫ احمد محمدی ، ۸٫ محمد زیرکوهی ، ۹٫عبدالرئوف لشتغانی ، ۱۰٫محسن حاشیان ، ۱۱٫ باقر دهقانی ، ۱۲٫ منصور ذراعت‌کار۱۳-مرتضی وفایی ۱۴-ایوب آراسته فر)  و همچنین زندانیان غیر سیاسی در سالهای اخیر نقش داشته اند و صحت این اخبار واطلاعات در سایت های حقوق بشری ومنابع گونگون موردتایید است.
مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۶ بهمن ۱۸, چهارشنبه

حجاب اجباری در مخمصه قانون!

اعتراض به حجاب اجباری و بر چوب کردن روسری به تدریج عمومیت می‌یابد. دادستان کل می‌کوشد این کارها را ناچیز و "بچگانه" بنامد اما تهدید می‌کند که حضور بدون حجاب در خیابان جرم است. آیا مشروعیت حجاب ترک برداشته است؟
گرافیکی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی
گرافیکی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی
محمد جعفر منتظری دادستان کل، اعتراض مدنی زنانی را که در روزهای اخیر روی سکو رفته و روسری‌های‌شان را برداشته‌اند، "بچگانه، "از سر نادانی و احساسات" و ناشی از "القائات خارج از کشور" خواند.
او چهارشنبه (۱۱ بهمن / ۳۱ ژانویه) در نشستی مطبوعاتی گفت: «من این مسئله را امری جزئی و غیرقابل توجه می‌دانم. اکثر قریب به اتفاق زنان ما حجاب چادر دارند و یا حجاب درست دارند و اجازه نمی‌دهند حرکتی که مورد هدف دشمن است اجرا شود. این حرکت بچگانه‌ای بود که دختر جوانی در جایی که عده‌ای در حال زندگی عادی خود هستند روسری‌اش را بردارد و بعضی با ماموریتی که داشتند فیلم‌های آنها را در شبکه مجازی منتشر کنند.»
کاریکاتوری منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی
کاریکاتوری منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی
منتظری افزوده که از خانم‌های معتقد انتظار می‌رود حجاب را رعایت کنند و اگر اعتقاد ندارند، تابع  قانونی باشند که وضع شده است: «این حرکات تاثیر چندانی ندارد و ضمن اینکه اگر کسی با بی‌حجابی در خیابان حرکت کند به موجب قانون مرتکب جرم شده و می‌تواند تحت تعقیب قرار گیرد.»
طبق تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، اگر زنی در مکان‌های عمومی حجاب اسلامی نداشته باشد، قاضی می‌تواند بین ۱۰ تا ۶۰ روز او را حبس کند یا برایش جریمه‌ای نقدی بین ۵هزار تا ۵۰هزار تومان در نظر بگیرد.
به موازات دادستان کل کشور، دادستان تهران نیز درباره نافرمانی مدنی علیه حجاب اجباری گفته است: «یک نفر دستگیر و به دادسرای ارشاد ارجاع شده است.»
فرد دستگیر شده، نرگس حسینی نام دارد. از عباس جعفری دولت آبادی پرسیده‌اند که آیا خبر صدور قرار ۵۰۰میلیون تومانی برای فرد بازداشت شده درست است. او از پاسخ طفره رفته اما تاکید کرده که برداشتن روسری در خیابان جرم تلقی می‌شود: «تجاهر به گناه جرم است.»
پیشقراول این نافرمانی مدنی، ویدا موحد بود که در نخستین روزهای اعتراضات سراسری در دی ماه، روی سکویی در خیابان انقلاب رفت و روسری خودش را بر سر چوب کرد. پس از تکرار این الگوی اعتراضی در تهران، اصفهان، شیراز و مشهد هم صحنه چنین اقدامی بوده‌اند. افزون بر زنان و دختران، مردان و پسران هم به این حرکت پیوسته‌اند. ویدا موحد که مادر فرزندی ۱۸ ماهه است، هفته نخست بهمن پس از چهار هفته بازداشت آزاد شد.
نسرین ستوده، وکیل دادگستری، در همین زمینه به دویچه‌وله گفته است: «نمی‌توان در مورد اینکه آیا این اعتراض یک حرکت فراگیر خواهد شد یا نه اظهار نظر کرد. کسانی که دست به این حرکت زدند از لحاظ قانونی افرادی عاقل و بالغ هستند و از سرنوشتی که ممکن است به آن گرفتار شوند مطلع هستند. اما برخورد مقامات رسمی با این حرکت چنان است که می‌شود آن را در ردیف مجازات‌های سنگین مثل سرقت مسلحانه قرار داد.»
مطهری: اجباری در حجاب نیست
علی مطهری، نماینده مجلس، در واکنش به مسئله، اجباری بودن حجاب  زنان را انکار کرده و گفته است: «بسیاری از زنان با هر وضعی که دوست دارند در جامعه حضور پیدا می‌کنند پس اجباری در کار نیست.»
مطهری موضوع حجاب را مشکل کنونی کشور ندانسته و گفته است: « این که چهار نفر روسری خود را هوا می‌کنند اتفاق مهمی نیست. اگر قرار بر مسئله مهمی باشد باید پرسید که چرا دولت در رعایت حجاب نظارت کافی ندارد.»
عباس عبدی از جمله می‌نویسد که قانون هیچ تعریفی از حجاب شرعی ارائه نداده وگرنه با فرض فهم غالب (پوشیدن بدن به جز صورت و کفین)، می‌توان بر اساس  ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، روزانه تعداد زیادی از زنان را محکوم و مجازات کرد. او یک تناقض دیگر را این دانسته که غیرمسلمانان، زنان خارجی و دیپلمات‌ها باید در سفر به ایران زیر بار چنین اجباری بروند در حالی‌که طبق همین قانون هیچ الزامی به رعایت حجاب شرعی ندارند.
این که دادستان کل، دادستان تهران و نایب رئیس مجلس در قبال نافرمانی مدنی علیه حجاب اجباری موضع‌ می‌گیرند، و این که موضوع زن و آزادی پوشش، وارد گفتمان تحلیلگرانی می‌شود که ترجیحا و معمولا در "مسائل کلان اقتصادی و سیاسی" اظهار نظر می‌کنند، به خودی خود نشانگر اهمیت و وزن موضوع در تحولات اجتماعی کنونی ایران است.
حتی اگر فاطمه راکعی، مشاور امور زنان در شهرداری تهران و دبیرکل جریان اصلاح‌طلب "جمعیت زنان مسلمان نواندیش"، اعتراض به حجاب اجباری به شیوه دختر خیابان انقلاب را "خارج از شأن زنان فرهیخته" بداند، به نظر می‌رسد که نافرمانی مدنی علیه حجاب اجباری دارد از پوسته یک اقدام فردی صرف بیرون می‌‌‌‌آید و به گفتمانی فرهنگی و رسانه‌ای تبدیل می‌شود.
در همین راستا روز چهارشنبه ۱۱ بهمن، زنی با چادر در مشهد روی سکو رفت و از "دختران خیابان انقلاب" حمایت کرد.
تظاهرات بزرگ زنان را در اعتراض به حجاب اجباری در اسفندماه 1357 به یاد داریم و درباره اشتباهات اپوزیسیون و مشخصاً رهبری چریکهای فدایی خلق در آن روز در مقالات دیگری بحث شد . ممکن است تصور شود که چون آن تظاهرات سرکوب شد دیگر چنان اعتراض وسیعی نسبت به حجاب اجباری همه این سالها در ایران دیده نشده است. واقعیت این است که آن تظاهرات به مردم عادی نشان داد که موضوع حجاب اجباری رابطه مستقیم با نوع رژیم دارد همانگونه که دیوار برلین ظاهراً یک دیوار بود اما وجودش به نوع رژیم در آلمان شرقی گره خورده بود. به همین خاطر همان خانمهایی که مخالف حجاب اجباری بودند در اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران به تیمسار احمد مدنی رأی دادند نه چون هوادار جبهه ملی بودند بلکه به این دلیل که حرفهای او را نزدیک به خواستهای خود و به عبارتی در مقابل حاکمیت اسلامگرایی می دیدند. همانوقت اکثریت اپوزیسیون حامی مسعود رجوی یا ابوالحسن بنی صدر در آن انتخابات بودند و وقتی مسعود رجوی رد شد، به ابوالحسن بنی صدر رأی دادند یا تحریم کردند. درست است که آقای بنی صدر بعدها تا به امروز در برابر جمهوری اسلامی ایستاده و واقعاً فردی با صداقت بوده است اما نظرات ایشان در زمان کاندیداتوری برای ریاست جمهوری بویژه در ارتباط با موضوع حجاب اجباری و حاکمیت اسلامگرایان در راستای برقرار کردن رژیمی اسلامی بود و نه در مقابل آن، و زنان عادی ایران که مخالف حجاب اجباری بودند این حقیقت را می دیدند و به همین دلیل به دکتر احمد مدنی رأی دادند. اما همانطور که می دانیم تعداد رأی دکتر مدنی خیلی کم بود و حتی در میان اپوزیسیون که می دانستند دکتر احمد مدنی از جبهه ملی است همه می گفتند که سلطنت طلبان هستند که به ایشان رأی می دهند ولی در واقع همان روز، رأی به دکتر مدنی بیان مخالفت با حاکمیت اسلامگرایان در ایران بود که مردم عادی فهمیده بودند و ربطی هم به سلطنت طلبی نداشت. شخصاً آنزمان در ایران بودم و آن انتخابات را تحریم کردم در نتیجه آنچه می نویسم به دلیل توجیه موضع خود نیست. به هرحال شکست دکتر احمد مدنی در آن انتخابات آنهم با رأی بسیار کم برای جامعه پیروزی اسلامگرایان بود و برای زنان نیز باعث تغییر توجه به موضوعات دیگر حقوق مدنی و سیاسی شد چرا که موضوع حجاب اجباری به کلیت رژیم گره خورده بود. امروز نیز که در بهمن ماه 1396 جنبش علیه حجاب اجباری سریع شروع شد و ظاهرا فروکش کرده ، تکرار همان واقعیت است که این موضوع در جامعه ایران با کلیت حاکمیت اسلامگرایان گره خورده و ممکن است راه های کلاه شرعی بیشتر برایش پیدا کنند که همین حال نیز زیاد است نظیر روسری های آخرین مد پاریس در خیابانهای بالای شهر حتی در کمپین حجت الاسلام رییسی در انتخابات ده ماه پیش ریاست جمهوری 1396، اما آزاد کردن پوشش زنان و آزادی بی حجابی، در ایران، و نه لزوماً در کشورهای دیگر، به کل حاکمیت اسلامگرایان در ایران گره خورده است و در واقع بهترین بیان فقدان جدایی حکومت و مذهب در ایران جمهوری اسلامی است و در نتیجه مبارزه برای آزادی بی حجابی بعنوان بخشی از *انقلاب 21 ایرانمطرح خواهد بود که ادامه خیزش 96 است. یعنی این بار نیز مانند اسفند 57 مبارزه علیه حجاب اجباری بیان زیر سؤال بردن حاکمیت اسلامگرایان در ایران است. اینکهانقلاب 21 ایران به شکل انقلابهای رنگی شوروی و اروپای شرقی پیش رود می تواند امید ما باشد اما رفتار رژیم با مخالفان که در به زندان افکندن هزاران نفر و قتلهای گزارش شده از زندانها در حال حاضر منعکس شده، نشان می دهد که رژیم اسلامی ابداً به خواستهای مخالفان توجهی ندارد و در صورت ادامه رفتار حاضر رژیم، انقلاب 21 ایران بسوی رویارویی مسلحانه با رژیم خواهد رفت 
View image on Twitter




مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۶ بهمن ۲, دوشنبه

بیانیه ۵۹ هنرمند ایرانی در حمایت از اعتراضات سراسری

۵۹ هنرمند ایرانی خارج از ایران در بیانیه‌ای از تظاهرات و اعتراضات مردمی که در هفته اخیر شکل گرفته است، حمایت کرده‌اند. آن‌ها در این بیانیه تاکید کرده‌اند که قطع شدن اینترنت و خط‌های تلفن، وضعیت ایران را به «حکومت نظامی» مشابه کرده است. این هنرمندان ضمن محکوم کردن ضرب و شتم، بازداشت و کشتن ده‌ها نفر، رفتار جمهوری اسلامی را محکوم کرده‌اند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
در روزهای گذشته، بخشی از مردم ایران که از فشارهای اقتصادی و سیاسی به تنگ آمده بودند، به نشانه اعتراض به خیابان‌ها آمد‌اند. نه تنها حکومت مستبد ایران به قطع اینترنت، خطوط تلفنی و برقراری وضعیتی مشابه حکومت نظامی متوسل شده است بلکه عده زیادی از معترضین به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، بازداشت و ده‌ها نفر کشته شده‌اند.
ما نویسندگان، موسیقیدانان، فیلم‌سازان، محققان و هنرمندان ایرانی علاوه‌بر حمایت از خواست‌های مدنی ،اجتماعی و اقتصادی مردم کشورمان، پشتیبانی خود را از  خواسته‌های بر‌حق آنها اعلام و هر نوع سرکوب از جانب حکومت مستبد جمهوری اسلامی، خصوصا توسل به خشونت را شدیدا محکوم و اعلام می‌کنیم در کنار مردم ایران ایستاده‌ایم.
اسامی امضاء کنندگان بر اساس حروف الفبا:
۱- غلام آل‌بویه
۲- عسگر آهنین
۳- منوچهر احمدی
۴- آزاده احمدیان
۵- فاطمه اختصاری
۶- هوشنگ اسدی
۷- نوشابه امیری
۸- آسیه امینی
۹- سعید اویسی
۱۰- عبدی بهروانفر
۱۱- مجید بهشتی
۱۲- محبوبه بیات
۱۳- نیلوفر بیضایی
۱۴- محمد تنگستانی
۱۵- حمیدرضا جاودان
۱۶- آرش جودکی
۱۷- بهروز حشمت
۱۸- شاهرخ حیدری
۱۹- امین خلقت
۲۰- رضا خندان مهابادی
۲۱- شهریار دشتومی
۲۲- قاضی ‌ربیحاوی
۲۳- آرش سبحانی
۲۴- فرجام سعیدی
۲۵- ستاره سهیلی
۲۶- اسد سیف
۲۷- سعید شریفیان
۲۸- امید شمس
۲۹- سعید شنبه‌زاده
۳۰- بهروز شیدا
۳۱- ملودی صفوی
۳۲- هومن عزیزی
۳۳- فریدون فرح‌اندوز
۳۴- سوسن فرخ‌نیا
۳۵- سودابه فرخ‌نیا
۳۶- آیناز فرد
۳۷- پرستو فروهر
۳۸- آتوسا فرهمند
۳۹- آرام قاسمی
۴۰- رضا کاظم‌زاده
۴۱- علی کامرانی
۴۲- سرور کسمایی
۴۳- فاطمه محمدی
۴۴- شاهرخ مشکین‌قلم
۴۵- حبیب مفتاح بوشهری
۴۶- پویان مقدسی
۴۷- کامران ملک‌مطیعی
۴۸- سیروس ملکوتی
۴۹- مهدی موسوی
۵۰- کیوان مهجور
۵۱- سروش مهرانی
۵۲- افشین ناغونی
۵۳- شاهین نجفی
۵۴- حسین نوش‌آذر
۵۵- مانا نیستانی
۵۶- احمد نیک‌آذر
۵۷- حامد نیک‌پی
۵۸- مصطفی هروی
۵۹- مریم هوله
منبع:https://www.tribunezamaneh.com/archives/142303

۱۳۹۶ دی ۲۵, دوشنبه

چرا حکومت سکولار دموکرات تنها راه نجات ملت ایران است؟

البته که تا به امروز، لزوم سکولاریسم برای قشر عظیمی از مردم آشکار شده، و بسیاری مردم از عقاید و دسته‌های مختلف در اهمیت سکولاریسم متفق القول هستند. و البته که شاید مطالبی که مطرح خواهم کرد برای اکثر دوستان خواننده واضح و مبرهن باشد، ولی تاکید مکرر روی این مسائل ضروری است. امروز سکولاریسم، آزادی اندیشه، اندیشۀ انتقادی، آزادی دینی، آزادی از دین، حقوق بشر و دیگر ارزش‌های خردگرایانه و انسانگرایانه بایستی که ورد زبان مرد و زن و پیر و جوان، خرد و کلان، همچون نقل و نبات در محافل باشد! ضمن اینکه به شخصه این سو و آنسو با دوستانی روبرو می‌شوم که هنوز که هنوزه با سکولاریسم مشکلات دارند. برخی هنوز گمان می‌کنند که یک حکومت دینی می‌تواند به طریقی قابل قبول باشد. برخی هم تا اسم سکولاریسم می‌آید از «ایسم» آن چنین می‌پندارند که گویا چیز عجیب و غریبی است! در این پست با زبان خودمانی نشان می‌دهم که سکولاریسم یک مفهوم خیلی ساده، بدیهی و از همه مهمتر «ضروری» است.
سکولاریسم در حوزه‌های مختلف، معانی دربرگیرندۀ گوناگونی دارد. ولی به طور کلی به این مفهوم به کار می‌رود که: دولت و دیگر نهادها بایستی که بتوانند جدا از ادیان یا باورهای دینی، خرافات و ماورالطبیعه به فعالیت بپردازند. خود واژۀ سکولاریسم برای نخستین بار توسط یک نویسندۀ بریتانیایی به نام جرج هالی اوک در سال ۱۸۵۱ ابداع شد، ولی ایده‌های سکولار در طول تاریخ سابقه داشته‌اند. ریشه‌های تاریخی سکولاریسم را می‌توان در آثار افرادی چون اپیکور، ابن رشد، ولتر، دنیس دیدرو، جان لاک، توماس جفرسون، توماس پین، برتراند راسل و دیگران [کلاً اسامی باحال! :cool:] دنبال کرد. می‌توان سکولاریسم را به فارسی «اینجهانگرایی» [در مقابل آنجهانگرایی برخی ادیان] ترجمه کرد، که برابری گویا، ولی نه چندان زیبنده است.
سکولاریسم فعلی در جهان غرب حاصل قرن‌ها تلاش و مبارزه برای رسیدن به آزادی بوده است. فرآیندی که کم و بیش از رنسانس [نوزایی] در اروپا آغاز گردید و به عصر خردگرایی و روشنگری منجر شد. مفاهیمی مثل آزادی انسان، آزادی اندیشه، آزادی بیان، حقوق بشر، انقلاب علمی، روش علمی، کنار گذشتن تعصبات دینی و اصلاحات مذهبی، استفاده از عقل و منطق برای حل مشکلات بشر، همگی در کنار هم به وجود آمده و تکامل یافتند.
نخستین بدفهمی رایج در مورد سکولاریسم این است که ناآشنایان آنرا پدیده‌ای ضد-دین معرفی می‌کنند. بسیار دیده شده که سران رژیم اسلامی و برخی علمای مذهبی، سکولاریسم را پدیده ای ضد دینی و حتی ضد اخلاقی معرفی کرده‌اند، و تلاش نموده اند تا مردم را نسبت به آن بدبین کنند. این ادعا نه تنها اشتباه است، بلکه اصل قضیه برعکس است. سکولاریسم ضد دین نیست، مبلغ دین هم نیست. در واقع سکولاریسم خنثی است. حال ممکن است این خنثی بودن بر طبق باورهای مذهبی برخی ادیان به نفعشان نباشد؛ ولی سکولاریسم اصولا پدیده‌ای ضد دینی نیست. اتفاقا سکولاریسم مدافع سرسخت حق انسانی برای اعتقاد [یا عدم اعتقاد] به ادیان مختلف است. از این لحاظ برخی سکولاریسم را تنها راه صیانت از دین دانسته‌اند. در جوامعی که دولت سکولار دارند مردم آزاداند تا دین خود را داشته باشند. آنها به خاطر دینشان [یا بیدینشان] مورد تبعیض قرار نمی‌گیرند. قوانین کشور بر اساس حقوق انسانی و فراگیر است، نه برپایۀ اعتقاد یا عدم اعتقاد به یک دین یا باور خاص. پیروی از یک دین خاص امتیاز محسوب نمی‌شود و همه در برابر قانون یکسانند -چه شیعه باشند، چه سنی، چه بهایی، چه زرتشتی، چه مسیحی، چه بودایی، چه بیخدا، چه بیدین و غیره. این در حقیقت
-چه اکثریت مردم یک جامعه پیرو یک دین خاص یا چندین دین مختلف یا بیدین باشند؛ درک این نکته که انسان‌ها متفاوتند و اجازه دارند عقاید و ادیان مختلف داشته باشند؛ و اینکه برای ادارۀ جامعه بایستی که از یک زیربنای عقلانی و انسانی مشترک استفاده کرد، نه یکسری قوانین انحصاری و تبعیضانه علیه دیگر گروه‌ها، حتی اگر این گروه‌ها در اقلیت باشند.
فکر می‌کنم متوجه مفهوم کلی سکولاریسم شده باشید. در واقع اگر دقت کنیم اکثر تصمیماتی که در زندگی روزمره می‌گیریم -حتی اگر به شدت دیندار باشیم- هم سکولارند. برای نمونه وقتی که یک روحانی برای معالجۀ بیماری به جای توسل به عالم دیگر دست به دامان پزشک و علم پزشکی می‌شود این یک عمل سکولار است: استفاده از ابزارهای [واقعا موجود] دنیا برای حل مشکلات این دنیا –تنها جهانی که همۀ ما از هر دین و عقیده‌ای که باشیم در وجودش مشترکیم و سرانجام همگی ما باید با مشکلات زندگی در آن دست و پنجه نرم کنیم. سکولاریسم در واقع یعنی همین! استفاده از مدارک و حقایق به جای ماوراطبیعه. این یک چیز خیلی طبیعی و عقلانی است. وقتی ما در کوچکترین مسائل زندگی سکولار عمل می‌کنیم چطور می‌توانیم انتظار داشته باشیم که یک کشور بر اساس اعتقادات گنگ ماورالطبیعه اداره شود. از نظر سیاسی سکولاریزاسیون فرآیندی است که در آن دولت و نهادهای مختلف اجتماعی و اقتصادی از سیطرۀ دین خارج می‌شوند. از این لحاظ با مفاهیمی چون جدایی دین از سیاست در آمریکا و لائیسیته در فرانسه ارتباط تنگاتنگ دارد.
دولت سکولار
امروزه اکثر کشورهای دنیا کم و بیش دارای دولت‌های سکولار هستند. هرچند ممکن است مردم برخی از این کشورهای سکولار خود دارای فرهنگ چندان سکولاری نباشند

۱۳۹۶ دی ۱۰, یکشنبه

پیام زندانی سیاسی ارژنگ داودی به هموطنان قیام‌کننده در شهرهای ایران

تماس-زندانی-سیاسی-ارژنگ-داوودی-از-زندان-minزندانی سیاسی ارژنگ داودی در زندان زابل امروز یکشنبه دهم دی طی پیامی به‌مناسبت قیام مردم ایران گفت:
هم‌میهنان
آوای گرم و خوش تمنای عدالت را تکرار کن فریاد کن که سپیدای بی‌پایان بهار سرخ تبار آزادی بر گستره سبزفام سرزمین اهورایی واقعی‌تر از همیشه نمایان است.
هم‌میهنان
از درون سیاهچاله‌های قرون‌وسطایی زندان زابل فرارسیدن سال ۲۰۱۸میلادی را به دوست داران جشن و سرور و مهربانی شادباش می‌گویم. همراه با سر تعظیم فرودآوردن در برابر تمامی جان‌نثاران راه آزادی بشر در این برهه حساس از تاریخ میهن، صمیمانه درود می‌فرستم به پیشگاه بلند تمامی مردمان به‌پاخاسته بر علیه سرگردنه داری فقیه فاسد به سرکردگی خامنه‌ای و شرکای شارلاتان ترش
هم میهنان
توجه داشته باشید که بدون انجام تغییرات بنیادین در ساختارهای سیاسی حقوقی کشور حل بحرانهای فراگیر اجتماعی به‌ویژه فلاکت مزمن اقتصادی محال اندر محال است. بنابراین در مراحل پایانی از چهاردهه مبارزه خونین با استبداد سیاه حاکم از همگان بالاخص از همه جوانان برومند میهن خالصانه می‌خواهم که چاووشان و جان برکفان این هماورد سیاسی را تنها نگذارند و برای رهایی ایران و ایرانی از شر تمامیت ظلم و ستم جاری با صلابت تمامتر به میدان این نبرد ملی وارد شوند.
هم میهنان
همه‌تان را دوست دارم. همه‌تان را می‌بوسم و برای ساختن یک ایران آزاد یک ایران آباد یک ایران دموکرات یک ایران سرشار از عشق و داد و یک ایران مملو از زندگی روی همه‌تان حساب می‌کنم.
زنده باد ایرانی پاینده باد ایران
پیش به سوی سومین انقلاب رهایی‌بخش یعنی انقلاب دموکراتیک ایرانیان
ارژنگ داوودی زندان زابل
یکشنبه ۱۰دی ۱۳۹۶خورشیدی
۳۱دسامبر ۲۰۱۷میلادی.

مقاله بسیار جالب اکبر گنجی درباره نفهمی مراجع تقلید از سکولاریسم

آیت الله حسین نوری همدانی یکی از "مراجع درباری" است که همیشه در حال مجیزگویی سلطان است. او که به معنای دقیق سکولاریسم- جدایی نهاد دین از نهاد دولت- وقوف ندارد، گمان می کند که تبعیت محض حوزه ها از ولی فقیه و مطابق میل خود سرانه سلطان سخن گفتن، و در عین حال قوه مجریه را کوبیدن، به معنای استقلال حوزه هاست. مدافعان استقلال حوزه ها، خواهان استقلال دین و حوزه ها از دولت به معنای رژیم سیاسی هستند، نه صرف عدم وابستگی دین و حوزه ها به قوه مجریه.

این مرزناشناسی وقتی با ادعای بلادلیل "فقه پاسخگوی همه مسائل و موضوعات در همه دوران هاست"، ترکیب می شود، آیت الله نوری همدانی در ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ به طلاب می گوید :

"امروز متاسفانه زمزمه هایی از بعضی ها به گوش می رسد که خواهان عدم دخالت علما و روحانیون در مسائل روز سیاسی هستند و عده ای هم بحث استقلال حوزه را مطرح می کنند . من باید به صراحت اعلام کنم که ما با استقلال حوزه صد در صد موافقيم و حوزه مستقل حوزه قدرتمند و تاثیر گذار است . اما باید توضیح داد از چه حوزه را مستقل کنیم از نظام اسلامی؟...حوزه باید از اصل نظام اسلامی دفاع کند و آن را تقویت نماید...مراد ما از استقلال حوزه عدم وابستگی به دولت ها است. حوزه وابسته به هیچ دولتی[ قوه مجریه] در هیچ زمانی نباید باشد و اگر وابسته شد ، دیگر نمی تواند تذکر دهد. علما و حوزه های علمیه همیشه زبان مردم بودند و مدافع ارزش های اسلامی و انقلابی و مردم بودند و این وضعیت الحمدلله در حوزه ها برقرار است . خصوصا طلاب جوان بسیار با انگیزه و با هوشیاری از این نظام و انقلاب دفاع و حمایت می کنند و اعتقاد ما این است که این نظام مبتنی بر اسلام و اهلبیت و ولایت فقیه کار آمد ترین و جامع ترین نظام برای اداره یک کشور است و این را در طی این سی و هشت سال به خوبی نشان داده است.البته ما به کمبود ها و مشکلات واقف هستیم که دولتهای باید برای برطرف کردن آن تلاش کنند تا مردم از حیث اقتصادی هم توانمند باشند".

آیت الله نوری همدانی در انتخابات اخیر مدافع ابراهیم رئیسی و مخالف حسن روحانی بود. او نه تنها خود و حوزه ها را تابع دربار سلطان می خواهد، بلکه به حسن روحانی هم می تازد که چرا مطیع محض فرامین و نظرات آیت الله خامنه ای نیست. آیت الله حسین نوری همدانی در دیدار شماری از بسيجيان، به آنان گفت :


"کسانی[حسن روحانی] که سخن اختلاف انگیز بزنند و جامعه را دوقطبی کنند و کشور را از وحدت که از ضروریات جامعه امروز ما است دور کنند بی تردید در حال خیانت هستند. این کشور ولی فقیه دارد و این حکومت با نظام که در راس آن ولی فقیه ذکر شده با رای ۹۸ درصدی مردم قبول شده است. عده ای [حسن روحانی] در سخنرانی ها مکرر از امام و ولی فقیه صحبت می کنند؛ ولی در عمل خلاف فرمایش ایشان انجام می دهند.اگر معنای ولی فقیه را نمی دانيد حداقل به درس های ولایت فقیه امام مراجعه کنید تا بفهمید ولی فقیه چیست و چه اختیاراتی دارد. امروز در جامعه وحدت عملی می خواهیم عملاً پشت سر ولی فقیه باشیم نه فقط در سخنرانی یک جلسه بگویم در جای دیگری سخنرانی خلاف آن راداشته باشیم و جامعه را به اختلاف ببریم هرکسی به هر بهانه ای بخواهد نظام را تضعیف کند خون شهدا را پایمال کند امنیت ما را خدشه دار کند مردم سکوت نخواهند کرد. مردم با کسی عهد نکردند که اگر کسی بخواهد ارزشهای اسلامی و انقلابی آنان را زیر سوال ببرند تحمل کنند. پس به جای طرح مسائل اختلاف انگیز همه حول محور رهبری وحدت داشته باشیم. انقلاب را با تمام شاخص ها و آرمان های آن حفظ کنیم تولید و اشتغال را برای معیشت مردم و کار جوانان جدی بگیریم. کشور مقتدر ایران را با عزت و سربلندی حفظ کنیم نگاه به خارج از کشور نداشته باشیم، دل خوش به آمریکا نباشیم آمریکا ذاتش قلدری و جنایت و خیانت و غارتگری است و همه دیدیم چگونه سنا برجام را نقض می کند. آنان برای هیچ کشوری حقوقی قایل نیستند ما از مسؤولان[حسن روحانی] به جد می خواهیم سکوت نکنند اقدام متقابل انجام دهند تا عزت کشور حفظ شود".

مراجع و فقیهان درباری- به اقتفای سلطان علی خامنه ای- به شدت از حسن روحانی بابت آرای متفاوتی که با آیت الله خامنه ای داشته و آن ها را بیان می کند، ناراحت هستند. می گویند بیان آرای متفاوت و نقد نظرات سلطان، جامعه را حول محور "طرفداران ولی فقیه" و "مخالفان ولی فقیه" دو قطبی می سازد و این خیانت است. چرا خیانت است؟ برای این که خود شاهد بودند که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر که آیت الله خامنه ای، نظامیان، ائمه جمعه، فقهای درباری و اصول گرایان پشت ابراهیم رئیسی قرار گرفتند، اکثریت مردم ایران به آن ها "نه" گفتند. آنان به خوبی می دانند که بازنده این دو قطبی، آیت الله خامنه ای و مریدان او بودند و هستند.

به همین دلیل آیت الله خامنه ای در دیدار با مسئولان نظام ضمن نقد دو قطبی سازی جامعه توسط حسن روحانی، با طرح مسأله تجربه بنی صدر به او هشدار داد. اما :

اولاً: حسن روحانی، ابوالحسن بنی صدر نیست.

ثانیاً: آیت الله خامنه ای، آیت الله خمینی نیست.

ثالثاً: مجلس دهم، مجلس اول جمهوری اسلامی نیست.

رابعاً: ایران ۹۶ ، ایران ۱۳۶۰ نیست. "فضای مجازی موثر"، تنها یکی از تفاوت های این دو ایران است.

خامساً: گروه های حامی حسن روحانی، گروه های حامی بنی صدر نیستند.

سادساً: رهبران مخالف ولی فقیه کنونی، در داخل ایستاده و مبارزه کرده و هزینه می دهند. به همین دلیل تمامی تجمعات انتخاباتی حسن روحانی در سراسر کشور، به شعارهای سبزها و بنفش ها برای رفع حصر از رهبران جنبش سبز(میر حسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی)، رفع ممنوع التصویری سید محمد خاتمی، و آزادی کلیه زندانیان سیاسی تبدیل شد. آری خامنه ای آنان را زندانی کرده، اما پیامد این امر، گسترش پایگاه اجتماعی آنان بوده است.

با توجه به همین واقعیت ها، آیت الله خامنه ای موضوع "آتش به اختیاری" را مطرح ساخت. آیت الله نوری همدانی هم حسن روحانی را تهدید می کند که یا تابع محض فرامین و منویات رهبری باش، و یا "مردم سکوت نخواهند کرد. مردم با کسی عهد نکردند که اگر کسی بخواهد ارزشهای اسلامی و انقلابی آنان را زیر سوال ببرند تحمل کنند".

اتفاقاً مردم سکوت نکردند و در انتخابات اخیر به آیت الله خامنه ای و نامزدش "نه" گفتند. این مردمی که نوری همدانی از آنان سخن می گوید، همان گروه های "آتش به اختیار" هستند. نوری همدانی هم یکی از "آتش به اختیار" های آیت الله خامنه ای است.

آیت الله نوری همدانی یکی از "آتش به اختیار" های علیه حسن روحانی در دوران رقابت های انتخاباتی بود که با علم کردن امضای سند ۲۰۳۰ یونسکو در ۲۰ اردیبهشت ۹۶ گفت :

"بر اساس این سند جهاد و امر به معروف نباید باشد و مردم باید آزاد باشند، حتی مسائل وقیح تر از این در سند ۲۰۳۰ وجود دارد که بیان نمی کنیم، متأسفانه دولت بدون هماهنگی با نهادهای مسؤول همانند مجلس این سند را امضا کرده است. وقتی چنین سندی که با مذهب، دین و قرآن ما منافات دارد چرا باید از سوی دولت پذیرفته شود؟ کار به جایی رسید که رهبر معظم انقلاب اخیرا با دل درد آمیزی این مسأله را بیان کردند و جلوی آن را گرفتند، ما نمی توانیم در برابر چنین مسائلی ساکت باشیم. حوزه علمیه قم نمی تواند در برابر چنین جریانی بی تفاوت باشد، نباید سرمان را پایین انداخته و فقط درس بخوانیم، باید بیدار و هوشیار باشیم و اجازه نفوذ فرهنگی دشمنان را ندهیم".

آیت الله خامنه ای، مراجع و فقهای درباری دروغ های فراوانی درباره این سند مطرح ساختند( رجوع شود به مقاله "سند فاسد ۲۰۳۰ و یونسکوی آمریکایی/اسرائیلی خامنه ای"). موفقیت آنان در کنار نهادن سند ۲۰۳۰ ، یک موفقیت حکومتی توسط اعضای منصوب آیت الله خامنه ای - شورای عالی انقلاب فرهنگی- بود.

نزاع کنونی، یک نزاع واقعی و جدی است. طرفین دیدگاه های متعارضی داشته و دارند. آیت الله خامنه ای و مریدان و نهادهای نظامی هدفشان این است که نگذارند حسن روحانی وعده ها و مطالبات انتخاباتی را محقق سازد. اگر رأی دهندگان در صحنه حاضر باشند- به قول علی مطهری آنان هم "آتش به اختیار" باشند و از آرای خود و آزادی دفاع کنند- نزاع جنگ طلبان و صلح طلبان سیرت و صورت دیگری خواهد یافت.

آدرس کانال تلگرام اکبر گنجی : https://telegram.me/ganji_akbar

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...