۱۴۰۴ بهمن ۲۵, شنبه

بزرگترین تجمع ایرانیان مونیخ درهمبستگی و همدردی کشته شدگان حمایت از شاهزاده رضا پهلوی

شاهزاده رضا پهلوی در یک سخنرانی در جمع هوادارانش و مخالفان حکومت ایران در تجمع مونیخ گفت: «اتحاد نداشتن مردم ایران،، دروغ محض است.» تلویزیون ایالتی کانال یک آلمان در بایرن، به نقل از پلیس این ایالت، عده شرکت‌کنندگان در تجمع روز شنبه، ۱۴ فوریه، را تا ساعت سه و نیم بعدازظهر به وقت محلی، «حدود ۲۵۰ هزار نفر» اعلام کرد. رضا پهلوی گفت: «میلیون‌ها نفر از مردم نقاط مختلف، اقوام، زبان‌ها، ادیان و گرایش‌های مختلف در چهار گوشه کشور عزیزمان در این پیکار ملی برای آزادی متحد و یکصدا کنار هم ایستاده‌اند. دشمنان سعی دارند ادعا کنند که مردم ایران اتفاق نظر و اتحاد ندارند. این دروغ محض است و شما مردم داخل ثابت کردید.» رضا پهلوی صبح شنبه، در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ، هم سخنرانی کرد و پس از آن هم در نشست مطبوعاتی شرکت کرد و به سئوالات خبرنگاران جواب داد. آقای پهلوی در سخنرانی خود چند خواسته از جامعه جهانی مطرح کرد که پیش از این به عنوان مطالبه‌های تجمع‌های روز جهانی اقدام هم اعلام شده بود.
درهم‌شکستن ماشین سرکوب حکومت ایران و حفاظت از مردم ایران، قطع کامل منابع مالی جمهوری اسلامی، اخراج دیپلمات‌های حکومت ایران و «پیگرد جنایتکاران» و آمادگی به‌ رسمیت ‌شناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی از نکاتی بود که او در سخنرانی خود به آن‌ها اشاره کرد. او به خبرنگاران گفت: «نبرد در کشور من امروز بین اصلاحات و انقلاب نیست بین آزادی و اشغالگری است.» آقای پهلوی همچنین با اشاره به اینکه «تغییر در راه است» گفت: «حکومت ایران مشروعیت خود را از دست داده است. حکومت، اینترنت را خاموش می کند و سلاح‌های خود را به روی مردم می‌گشاید.» خبرگزاری فرانسه به نقل از پلیس آلمان نوشت که در پی فراخوان رضا پهلوی برای برگزاری تجمع‌های اعتراضی در مونیخ، تورنتو و لس آنجلس، امروز شنبه چهاردهم فوریه حدود دویست هزار نفر از ایرانیان تبعیدی در شهر مونیخ آلمان علیه جمهوری اسلامی ایران تظاهرات کردند. منابع مستقل شمار شرکت کنندگان در تظاهرات مونیخ را دست کم دویست و پنجاه هزار نفر اعلام کردند. به‌گزارش پلیس آلمان این تظاهرات در فضایی آرام برگزار شد و همزمان با برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ توجه گسترده رسانه‌های بین‌المللی را به خود جلب کرد. همزمان تجمع‌هایی مشابه در شهرهای تورنتو و لس‌آنجلس نیز برنامه‌ریزی شده است. خبرگزاری فرانسه تصریح کرده است که معترضان از نقاط مختلف شهر مونیخ به سوی میدان «ترزین‌ویزه» در غرب مونیخ حرکت کردند : مکان وسیع که به صحنه اصلی تجمع تبدیل شد. شرکت‌کنندگان در این تظاهرات با حمل کردن پرچم های شیروخورشید و تصاویر رضا پهلوی و جانباختگان قتل‌عام دی ماه گذشته در ایران خواستار پایان جمهوری اسلامی و پاسخگویی مقام‌های ایرانی به‌دلیل سرکوب خونین اعتراض‌های سراسری شدند. پلیس آلمان اعلام کرد که برای تأمین امنیت کنفرانس مونیخ و تجمع‌های اطراف آن، تدابیر ویژه‌ای از جمله بستن حریم هوایی مونیخ به روی هواپیماها و پهپادها اتخاذ کرده است. با این حال نیروهای پلیس گزارش دادند که چند پهپاد در آسمان بالای محل تجمع مشاهده شده است. این تظاهرات با برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ و حضور و سخنرانی رضا پهلوی در این کنفرانس در کنار رهبران سیاسی و امنیتی جهان همزمان بود. رضا پهلوی، در سخنرانی خود در این کنفرانس از دونالد ترامپ خواست که به مردم ایران «کمک» تا رژیم جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند. او گفت : «زمان پایان دادن به جمهوری اسلامی فرا رسیده است» و مطالبۀ مردم ایران پس از «حمام خون» اخیر در این کشور نه اصلاح حکومت بلکه «دفن آن» است. رضا پهلوی با حضور در این تجمع آن را بی گمان بزرگترین تجمع ایرانیان در خارج از کشور دانست. او سخنرانی اش را با پیامی خطاب به مردم داخل کشور آغاز کرد و گفت : «بدانید که تنها نیستید و بدانید که هموطنان شما در خارج از کشور صدای شما را به گوش جهانیان رسانده‌اند.» رضا پهلوی به مردم ایران گفت که در پیکار امروزشان علیه رژیم جمهوری اسلامی دنیا در کنار آنان ایستاده است. رضا پهلوی در ادامه گفت که پس از قریب پنج دهه مماشات جهان با جمهوری اسلامی و شکست و ناکامی نهضت ها و خیزش‌های پیشین ایرانیان برای رهایی از بند جمهوری اسلامی، امروز مردم ایران عاقبت وارد آخرین نبرد سرنوشت ساز خود علیه این حکومت شده‌اند. او گفت که در این پیکار ملی برای رهایی ملت ایران همۀ گرایش های سیاسی و قومی در کنار یکدیگر متحد ایستاده‌اند. رضا پهلوی گفت :دشمنان مردم می کوشند وانمود کنند که مردم ایران در این پیکار سرنوشت‌ساز با یکدیگر متحد نیستند ولی شما مردم ایران با نبرد و اتحادتان این دروغ بزرگ را برملا کردید. رضا پهلوی در جای دیگری از سخنانش اتحاد بی نظیر مردم ایران در خارج از کشور و رفتار و منش بردبارانه آنان با مقامات و نیروهای انتظامی کشورهای میزبان در چهار گوشه جهان را ستود و افزود : «من به همگی شمار افتخار می کنم.» او خطاب به مردم ایران گفت : «شما در مقابل یک رژیم فاسد کودک کش نماد یک فرهنگ و تاریخ بزرگ هستید و در فردای سقوط این رژیم این فرهنگ و تاریخ بزرگ را به نمایش خواهید گذاشت.» مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۴ بهمن ۷, سه‌شنبه

SIGN THIS PETITION -https://c.org/Jf8mmyvfQ4

Immediate Activation of the Responsibility to Protect (R2P) in Iran To: The United Nations Security Council and the International Community From: The undersigned, representing the Iranian people voice and global advocates for human rights. I. Declaration of Manifest Failure to Protect We urgently call upon the UN Security Council to uphold its commitment to the Responsibility to Protect (R2P) doctrine. The Islamic Republic of Iran has not only failed to protect its population but has transitioned into the primary perpetrator of Crimes Against Humanity and acts tantamount to Genocide. The state is engaged in a systematic campaign to destroy the Iranian nation and its future generations. The Islamic Republic operates not as a legitimate government, but as a criminal regime that has held the Iranian people hostage for nearly five decades. Following the January 8th massacre, the regime has effectively transformed the entire nation into a vast concentration camp.
The Case for R2P Activation: The threshold for R2P intervention has been crossed as presented below. The state is not merely repressing dissent; it is engaged in a campaign of extermination against its own citizens. The regime is treating its citizens not as people to be governed, but as enemy combatants to be liquidated. II. The Scale of the Catastrophe: A Campaign of Extermination Before addressing the legal criteria for intervention, the world must understand the sheer scale of the slaughter currently unfolding. This is not "crowd control"; it is a war of annihilation against the Iranian people. Mass Casualties & "Blinding the Enemy": While state TV admits to over 23,000 people massacred with morgues overwhelmed (report), independent reports (Sunday Times) estimate 16,500+ killed and 330,000+ injured and 56,000 detained. Over 8,000 individuals have lost their eyes to birdshot. Video Evidence: sustained automatic gunfire by security forces in Tehranpars, Tehran (January 9, 2026). A Second Massacre by Judicial Unfolding: With jails overflowing, the regime has initiated swift, secret executions. Detainees—often youth—are coerced into false confessions and hanged immediately without trial under the charge of Moharebeh ("War with God"). The judiciary has ordered that these cases "must not be delayed" signaling a mass liquidation of prisoners behind closed doors to hide the true death toll (report), (211 hanging in the past 3 weeks, 1 execution every 2 hours link). "Shot to Kill" Policy (Genocidal Intent): In a clear display of intent to destroy life, security forces have blocked access to blood banks. When hospital staff requested urgent blood for the wounded, they were told: "We’ve shot to kill. What do they need blood for?" Hospitals are under siege and blood banks are seized. Systematic Sexual Violence & Torture: Rights groups (The Guardian's report) confirm that teenagers, including a 16-year-old in Kermanshah, have been sexually assaulted during arrest. Following reports of the regime's violent treatment of detained protesters, messages received by Iran International indicate the use of torture and injection of unidentified syringes into prisoners. Dehumanization at Checkpoints: Reminiscent of the darkest eras of the 20th century, security forces have established "Stop Stations" on roads, forcing citizens to undress to check for bullet wounds or signs of protest participation—treating injuries as crimes rather than medical emergencies. III. Pillar I: Evidence of War Crimes and Military Aggression The threshold for intervention has been crossed through the regime's deployment of battlefield tactics against civilians. Deployment of Battlefield Weaponry: Security forces are using heavy military hardware, including armored vehicles with mounted turrets and 40mm grenade-launcher machine guns, against defenseless pedestrians (Please see images attached) (Video showing regime forces killing a protester with a machete in the street. Video of shooting at protesters.) Terror Policing: HRANA reports verify that militias are patrolling cities in heavy trucks, firing randomly into streets to induce terror and "uproot" any resistance (video). Foreign Proxy Occupation: Signaling a total loss of legitimacy, the regime has imported nearly 5,000 foreign fighters from Iraqi militias (Kataib Hezbollah, Badr Organization) and Afghan Fatemiyoun divisions to slaughter Iranians, as domestic soldiers refuse to fire. Execution of Conscientious Soldiers: The regime has begun issuing death sentences to its own security forces who refuse to kill. Javid Khales, a police officer in Isfahan, was arrested and sentenced to death solely for refusing an order to shoot protesters on January 8, 2026 link. IV. Pillar II: Violations of Medical Neutrality and Human Dignity The regime has systematically dismantled the infrastructure of humanitarian and medical care. Ambulances are intercepted, and the injured are shot dead. Targeting the Injured: Security forces have raided hospitals to execute wounded protesters in their beds. Verified evidence shows victims in body bags with active medical equipment still attached, proving they were murdered during emergency treatment. Hunt the Healers: Medical professionals are being abducted and threatened for fulfilling their oaths to treat the wounded, specifically at facilities like Milad Hospital in Isfahan. State-Sanctioned Extortion: The regime is "monetizing mass murder" by forcing families to pay a "bullet fee" of $1,700–$10,000 USD to only be allowed to search for days within piles of bodies for the bodies of their loved ones. V. Pillar III: Use of Prohibited Weapons and Information Blackouts Heavy Weaponry: Photographic evidence confirms the use of military armored vehicles equipped with mounted turrets and 40mm grenade-launcher machine guns in city streets. These are weapons of war designed for battlefields, now aimed at defenseless pedestrians (Footage of Dushka heavy machine guns fired at protesters). Chemical Warfare: Credible reports indicate the deployment of chemical agents against civilians, violating the 1925 Geneva Protocol (videos & report). Technological Blockade: The regime is utilizing Russian-made Krasukha-4 electronic warfare systems to jam Starlink satellite signals, creating a total information blackout to hide ongoing massacres. Home Raids and Confiscations: Security forces, often posing as utility officials, are conducting door-to-door raids to confiscate satellite dishes and private CCTV footage to identify protesters (report). Armed officers have raided private homes to seize Starlink equipment, detaining civilians without warrants and charging them with "spying" merely for accessing the internet (report). VI. Economic Warfare and Scorched Earth Tactics The regime has expanded its war to the economic livelihood of its citizens, employing arson and asset seizure as tools of collective punishment for the most civil form of protest: strike. Confiscation of Assets: The judiciary has begun sealing businesses and seizing assets of owners who joined national strikes. Arson Attacks (The Rasht Bazaar Atrocity): Security forces deliberately set fire to the historic Rasht Grand Bazaar, destroying 300 shops to punish striking merchants. Access for fire engines was blocked by security forces. The Rasht Massacre: The arson served as the backdrop for a military slaughter. As the bazaar burned, Navy Marine Commandos—deployed domestically for the first time—opened fire on trapped civilians. "Victory Through Terror": Implementing a doctrine of al-nasr bil-ru‘b ("Victory through Terror"), forces adopted a "shoot to kill" policy, aiming for heads and hearts. Estimates suggest 600 to 3,000 deaths occurred in Rasht alone within 48 hours (3 year old among dead). VII. The Threat to International Peace and Security The Islamic Republic has forfeited its sovereignty not only by massacring its own people but by operating as a destabilizing global terror syndicate. The regime constitutes an existential threat to international peace: Sponsorship of Terror: The state actively arms and finances designated terrorist organizations, including Hamas, Hezbollah, and the Houthis, using national resources to fuel conflicts across the region rather than support its starving population. Global Aggression: The regime has become a direct combatant in Europe by supplying drones for the war in Ukraine, actively attacking European security interests. Nuclear Extortion: As it races toward nuclear weapons and Intercontinental Ballistic Missiles (ICBMs), the regime holds global security hostage. VII. Formal Demands for Immediate Action The time for diplomatic concern has passed; the Iranian people require immediate physical protection. We demand the following: Invoke Chapter VII of the UN Charter: Authorize "all necessary measures" to protect the Iranian population from state-led extermination. Establish a No-Fly Zone: Deploy a UN-mandated or NATO-led coalition to prevent the use of helicopters and drones against protesters. Targeted Neutralization of Military Assets: Conduct strikes on the heavy weaponry and armored vehicles currently being used to "mow down" civilians in city streets. Bypass the Information Blackout: Immediately deploy satellite internet solutions to restore the Iranian people's ability to document atrocities and communicate with the world. In conclusion, Silence is not neutrality; it is complicity. Silence has a side! The international community vowed "Never Again" after Rwanda and Srebrenica, we are witnessing a massacre that exceeds the lethality of those historic tragedies. If the Responsibility to Protect (R2P) is not invoked for this systematic, state-sanctioned slaughter—where machine guns mow down unarmed people for chanting freedom and hospitals are killing fields—then what scale of massacre is the world recognizing the responsibility to protect? Signed, Iranians in Diaspora morteza vafaei previous political prisoner YOU CAN SIGN HERE: https://c.org/Jf8mmyvfQ4

۱۴۰۴ دی ۲۳, سه‌شنبه

ادامه اعتراضات؛ قطع اینترنت سراسری در ایران وارد روز دوم شد

گزارش‌ها حاکی از آن است که قطع سراسری اینترنت در ایران وارد دومین روز خود شده و سطح اتصال به حدود یک‌درصد از حالت عادی رسیده است. تصاویری از اعتراضات به کمک اینترنت استارلینک ارسال و منتشر شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که قطع سراسری اینترنت در ایران وارد دومین روز خود شده و سطح اتصال به حدود یک‌درصد از حالت عادی رسیده است.
نت‌بلاکس، سازمان ناظر بر اینترنت، در شبکه اکس (توییتر سابق) اعلام کرد: «اکنون ۲۴ ساعت از اجرای قطع سراسری اینترنت در ایران می‌گذرد و اتصال در سطح یک درصد از وضعیت معمول است. این خاموشی دیجیتال، حقوق و آزادی‌های بنیادین شهروندان را نقض می‌کند و در عین حال خشونت حکومتی را پنهان نگه می‌دارد.» این قطع ارتباطی همزمان با تشدید اعتراضات اخیر در چندین شهر ایران صورت گرفته است. نهادهای حقوق بشری و فعالان حوزه آزادی اینترنت می‌گویند هدف از این اقدام ایجاد خلاء در اطلاع‌رسانی و دشوار کردن مستندسازی سرکوب خیابانی است. علیرغم خاموشی تقریبا کامل اینترنت، ویدئوهای پراکنده‌ای از تهران، مشهد، اصفهان، یزد و چند شهر دیگر از طریق استارلینک ارسال و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد اعتراضات همچنان ادامه دارد. شاهزاده رضا پهلوی: قطع ارتباطات در ایران زمینه سرکوب خونین است شاهزاده رضا پهلوی، با انتشار ویدئو و پیام‌هایی در شبکه اجتماعی ایکس از دولت آمریکا خواست تا در صورت توسل نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به خشونت علیه معترضان، "واکنش عملی" نشان دهد. او در پیامی خطاب به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، گفت: «آقای رئیس‌جمهور، این درخواستی فوری و حیاتی است. مردم ایران نه فقط با گلوله، بلکه با قطع کامل ارتباطات روبه‌رو هستند. اینترنت و خطوط تلفن قطع شده و خامنه‌ای می‌خواهد از این قطع ارتباط برای کشتار استفاده کند.» شاهزاده رضا پهلوی همچنین از مردم ایران خواست تا جمعه‌شب بار دیگر به خیابان‌ها بیایند و "با افزایش جمعیت، توان سرکوب نیروهای امنیتی را کاهش دهند." رضا پهلوی خطاب به معترضان گفت: «به شما که پنجشنبه‌شب خیابان‌ها را تسخیر کردید افتخار می‌کنم. دیدید که جمعیت انبوه باعث عقب‌نشینی نیروهای سرکوب می‌شود.» همزمان او از "رهبران میدانی" خواست مسیرهای تظاهرات را به یکدیگر متصل کنند تا تجمع‌ها بزرگ‌تر شود. این پیام‌ها در شرایطی منتشر شده که طی دو روز گذشته دسترسی به اینترنت و شبکه‌های تلفنی در ایران مختل شده است. همچنین کارل لاوترباخ، نماینده حزب سوسیال‌دموکرات (SPD) و وزیر پیشین بهداشت آلمان، با تایید سخنان جیرسرایی نوشت: «کاملا باید با جیرسرایی موافقت کرد. مردم در ایران برای آزادی خود می‌جنگند و جانشان را به خطر می‌اندازند. پوشش خبری و موضع‌گیری اتحادیه اروپا بسیار کم‌رنگ است.» او افزود: «امیدوارم رژیم ایران بدون تلفات گسترده سقوط کند.» دو چهره سیاسی ارشد در اروپا نسبت به نحوه برخورد جمهوری اسلامی با معترضان در ایران ابراز نگرانی کرده و خواستار واکنش سختگیرانه‌تر اتحادیه اروپا شدند. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در پیامی خطاب به حکومت ایران نوشت که مردم ایران "برای آینده خود می‌جنگند" و نادیده گرفتن مطالبات آنان "ماهیت واقعی رژیم" را آشکار می‌کند. او تصاویر منتشرشده از تهران را نشانگر "واکنش سنگین و نامتناسب نیروهای امنیتی" دانست و تاکید کرد: «هرگونه خشونت علیه معترضان مسالمت‌آمیز غیرقابل قبول است.» کالاس همچنین مسدود شدن اینترنت در ایران را نشانه‌ای از نگرانی حکومت دانست و نوشت: «قطع اینترنت در جریان سرکوب نشان می‌دهد رژیم از مردم خود می‌ترسد.» در آلمان نیز کریستیان دور، رهبر فراکسیون پارلمانی حزب دموکرات آزاد آلمان (FDP) از دولت فدرال خواست تا رویکرد فعال‌تری در حمایت از معترضان ایران اتخاذ کند. او نوشت: «مردم شجاع در ایران برای آزادی و پایان سرکوب اعتراض می‌کنند. اروپا نباید چشم ببندد.» به گفته او، دولت آلمان باید برای "تقویت سیاست تحریمی اتحادیه اروپا و انزوای فراگیر حکومت ایران" تلاش کند. در پی اعتراضات شب گذشته ۱۸ دی، در شهرستان اسفراین واقع در استان خراسان شمالی، دادستان این شهرستان و چند نیروی امنیتی کشته شدند. رسانه‌های حکومتی هویت دادستان را "علی‌اکبر حسین‌زاده" اعلام کرده‌اند. رضا براتی‌زاده، رئیس دادگستری استان خراسان شمالی، ادعا کرده است که حسین‌زاده در زمان وقوع حادثه همراه با نیروهای انتظامی "برای نظارت میدانی در محل تجمع" حضور داشته است. رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی همچنین گفته است: «کانکس محل حضور دادستان و عوامل انتظامی به آتش کشیده شد و تجمع‌کنندگان مانع امدادرسانی شدند.» او همچنین مدعی شده که "بخش قابل‌توجهی از افراد درگیر از خارج شهرستان به اسفراین آمده بودند." درپی انتشار این خبر، همچنین غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه نیژ خواستار برخورد با معترضان شد و گفت: «مجازات عناصر آشوبگر و اغتشاشگر، قاطعانه، حداکثری و بدون هیچگونه ارفاق قانونی خواهد بود.» نیکیتا بیر، رئیس بخش محصول پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) در پاسخ به کاربری در این شبکه اجتماعی که خواستار تغییر ایموجی پرچم جمهوری اسلامی به شیروخورشید شده بود، نوشت: «چند ساعت زمان بدهید.» او ساعاتی بعد با انتشار پست دیگری نوشت که تغییر پرچم ایران از پرچم‌ جمهوری اسلامی به پرچم شیروخورشید، در نسخه وب ایکس (توییتر سابق) زمانی در فردا فعال خواهد شد. به‌ گزارش حال‌وش، ظهر جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل‌سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه با اشاره به تداوم اعتراضات سراسری در ایران، هشدار داد که بی‌توجهی به مطالبات مردم می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای کشور به‌همراه داشته باشد. او با یادآوری مواضع پیشین خود درباره ضرورت عبور مسالمت‌آمیز از بحران‌های کنونی، خطاب به سران جمهوری اسلامی تاکید کرد که راه برون‌رفت از وضعیت فعلی، تمکین به اراده عمومی و پذیرش تغییر از مسیرهای قانونی و مدنی از جمله صندوق رأی و برگزاری رفراندوم است. به گفته مولوی عبدالحمید، گستردگی اعتراضات در شهرهای مختلف و مطالبه تغییر در ساختارهای حاکم، نشانه یک خواست عمیق و فراگیر در جامعه است و نمی‌توان این تحولات را به"اعتراضات مقطعی یا محدود" تقلیل داد. او این موج اعترضات را بازتاب اراده عمومی برای "آینده‌ای متفاوت" توصیف کرد. امام جمعه اهل‌سنت زاهدان در بخش دیگری از سخنان خود، نیروهای نظامی و امنیتی را مخاطب قرار داد و از آنان خواست اجازه دهند کشور در مسیر "آرامش، توسعه و عزت واقعی" قرار بگیرد. او هشدار داد که تداوم خشونت و سرکوب، تنها به تشدید بحران‌ها و عمیق‌تر شدن شکاف میان مردم و حاکمیت منجر خواهد شد. مولوی عبدالحمید بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که بی‌اعتنایی به مطالبات بخش‌های مختلف جامعه، از جمله جوانان و اقشار حاشیه‌نشین، خطرناک است و مسئولیت پیامدهای آن بر عهده حاکمیت خواهد بود. در بیانیه‌ای که به نام "جمعی از زندانیان سیاسی و خانواده‌های جان‌باختگان دهه ۶۰" منتشر شده، امضاکنندگان سیاست‌های جمهوری اسلامی را "ویرانگر و خانمان‌برانداز" توصیف کرده و مدعی شده‌اند این سیاست‌ها ایران را "به لبه پرتگاه فروپاشی" رسانده است. در متن بیانیه آمده است که فقر گسترده و بحران‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی ناشی از این سیاست‌ها، بار دیگر مردم را به خیابان‌ها کشانده و فریاد پایان این نظامرا در سراسر کشور طنین‌انداز کرده است. نویسندگان بیانیه اعتراضات جاری را امتداد رنج‌های پایان‌ناپذیر مردم ایران توصیف کرده‌اند. امضاکنندگان با اشاره به خیزش کنونی که به‌گفته آنان از بازار تهران آغاز شده و به ده‌ها شهر گسترش یافته، معتقدند این موج تازه اعتراضات بیانگر اراده جامعه برای "تغییر ساختاری" و گذار از وضعیت موجود است. محور اصلی این بیانیه معرفی شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماد وحدت و امید و پاسخی به خلأ یک آلترناتیو ملی و فراگیر است. امضاکنندگان می‌نویسند در خیزش کنونی، نام رضا پهلوی توانسته است جای خالی یک آلترناتیو ملی و فراگیر را پر کند. در ادامه بیانیه بر ضرورت وجود رهبری دوران گذار برای عبور از جمهوری اسلامی و استقرار نظمی مبتنی بر آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی تاکید می‌کند و نویسندگان اعلام می‌کنند که همگام و هم‌صدا با مردم داخل کشور، با امضای این متن "حمایت قاطع" خود را از رهبری رضا پهلوی اعلام کرده‌اند. شماری از چهره‌های شناخته‌شده در میان زندانیان سیاسی سابق از جمله رضا آذرخش، هوشنگ اسدی سوادکوهی، حمید اشتری، لاله بازرگان، ایرج مصداقی، حسین ملکی، سیامک نادری و آذر وطن‌پرست متن این بیانیه را امضا کرده‌اند. مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۴ دی ۲, سه‌شنبه

 

در تازه‌ترین موج برخورد با بهائیان در ایران، بیش از ۷۵۰ مورد آزار و پیگرد آنها فقط در پنج ماه گذشته ثبت شده است. دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی مشترک با جامعه جهانی بهائی اعلام کرده که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، سه برابر شده است. در هفته‌های اخیر، شماری از بهائیان با حکم‌های سنگین زندان مواجه شده‌اند، در حالی که برخی از آن‌ها قبلاً تبرئه شده بودند. فعالان حقوق بشر می‌گویند قوه قضاییه ایران به ابزار حکومت برای سرکوب این اقلیت‌های مذهبی تبدیل شده است. 


 

نهاد حقوق بشری دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید در عرض پنج ماه، یعنی از تیر تا آبان ماه امسال، هفتصد و پنجاه مورد آزار و پیگرد بهائیان را ثبت و مستند کرده است. «از این تعداد دویست حمله به منازل و کسب و کارهای بهائیان صورت گرفته که دستگیری حداقل صد و ده شهروند بهایی را هم به دنبال داشته است.در چند ماه گذشته گروهی از بهائیان که پیش از این تبرئه شده بودند، دوباره محاکمه شدند. فشارهای جدید شامل بازداشت‌هایی می‌شود که به استناد گزارش دیدبان حقوق بشر «مصداق ناپدیدسازی قهری» هستند. همچنین این فشارها احکام طولانی مدت زندان پس از محاکمه‌های سریع و غیر منصفانه را نیز در برمی‌گیرد.فعالان حقوق بشر می‌گویند برخوردهای اخیر نشان‌دهنده تداوم سیاست‌های تبعیض‌آمیز حکومت ایران علیه این جامعه است. آنها تأکید می‌کنند که محرومیت از تحصیل و اشتغال، توقیف اموال، یورش‌های امنیتی به منازل و بازداشت‌های خودسرانه همچنان از مهم‌ترین اشکال فشارهای سیستماتیک علیه بهائیان در ایران به شمار می‌رود.این نهادها از جامعه بین‌المللی خواسته‌اند برای توقف این روند و حمایت از حقوق اقلیت‌های دینی در ایران، فشارهای دیپلماتیک و حقوقی خود را افزایش دهد.پارلمان اروپا در ماه نوامبر گذشته در قطعنامه‌ای «سرکوب سیستماتیک و تشدید آزار و اذیت جامعه بهائی در ایران» را محکوم کرده بود.نمایندگان پارلمان اروپا در این بیانیه «آزار و اذیت، بازداشت و مصادره اموال» را از جمله موارد نقض حقوق بهائیان شمرده و از مقامات ایران خواسته بودند که تبعیض علیه جامعه بهائیان را متوقف کنند و همه کسانی را که به دلیل اعتقادات مذهبی خود بازداشت شده‌اند، فورا آزاد کنند.جامعه بهائی در ایران، که یک اقلیت دینی غیرمسلمان این کشور به شمار می‌رود، از زمان شکل‌گیری جمهوری اسلامی تاکنون با الگوی مستمری از تبعیض و سرکوب سیستماتیک روبه‌رو بوده‌است. حکومت ایران مذهب بهائیت را به رسمیت نمی‌شناسد و معتقدان به آن را پیروان «فرقه»‌ای غیرقانونی معرفی می‌کند؛ رویکردی که زمینه‌ساز دهه‌ها بازداشت، مصادره اموال، محرومیت از تحصیل و محدودیت‌های شدید اجتماعی شده است.جامعه جهانی بهایی و نهادهای حقوق بشری بارها هشدار داده‌اند که این فشارها نه‌تنها موردی یا پراکنده نیست، بلکه بخشی از یک سیاست سازمان‌یافته جمهوری اسلامی برای محدود کردن رشد، فعالیت و هویت این اقلیت دینی است. 

۱۴۰۴ آذر ۲۸, جمعه

فروپاشی اجتماعی و عصر بی‌دولتی در ایران

دولت، طی سه دهه گذشته تمام توانش را صرف نابودی خودش کرده است. یعنی تلاش کرده است تا خودش را از شر مسئولیت‌های اجتماعی‌ای که انقلاب ۵۷ بر او تحمیل کرده بود خلاص کند. پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و سپس، فعال شدن «مکانیسم ماشه» علیه ایران، تورم و بی‌ثباتی سرعت بیشتری گرفته است. منظور از ذکر جنگ اسرائیل و مکانیسم ماشه به هیچ وجه این نیست که بگوییم اینها تنها عاملان اصلی چنین وضعیتی‌اند. اینها صرفا تشدیدکننده روندی کلی و ساختاری‌ درون کشور هستند. لبنیات، برنج، روغن، تخم مرغ و مرغ آخرین چیزهایی‌اند که ظرف چند هفته در ایرن تورم چند صددرصدی داشته‌اند.
برنج را خود دولت با حذف ارز ترجیحی برای وارداتش گران کرد. بقیه هم زیر تأثیر کمبود نهاده‌های دامی و افزایش قیمت ارز، قیمتهایشان پر کشیده. مردم در شبکه‌های اجتماعی کمپین «نه به خرید» راه انداخته‌اند. به‌طور مشخص محصولات دو شرکت بزرگ لبنیاتی کاله و میهن در تیررس این تحریم قرار گرفته‌اند. جهش دو برابری قیمت ارز طی دو ماه، چیزی نیست که اثرش به افزایش قیمت خوراکی‌ها محدود شود. باید منتظر جهش‌هایی مشابه در بازار مسکن و خودرو بود. مصرف‌کنندگان در ایران، قبلا و در سال ۹۴ هم تجربه تحریم خرید خودروهای داخلی را داشته‌اند. آن موقع سهامدارن این شرکت‌ها و دولت موضع تندی علیه مردم گرفتند و آنها را «خیانتکار» خواندند. با این حال، تحریم جواب داد. دو شرکت بزرگ خودروسازی در ایران، تولیدشان به نصف رسید و قیمت خودرو کاهش یافت. اما تنها برای یک سال. اکنون پراید ۵۵۰ میلیونی می‌تواند گواهی است بر ضرورت پیش کشیدن راه‌حل‌های عمیق و درازمدت‌تر برای اقتصاد کشور. دولت و برانگیختن خشم عمومی پویش «نه به خرید لبنیات» این بار، با اظهارنظرهای مقامات دولتی و مدیران شرکت‌های تولیدکننده با یک خشم عمومی همراه شده است. یک کارشناس حکومتی در صدا و سیما اخیرا گفته بود: «اگر برنج گران است مردم می‌توانند به جای آن جو بخورند! » وزیر جهاد کشاورزی با اشاره به بازار شب یلدا گفته است: «قیمت آجیل و خشکبار دست اصناف است و به ما ربطی ندارد.. فروشنده‌ها باید منصف باشند.» او همچنین گفته که دولت حاضر است برنج را به دریا بریزد اما ارزان دست مردم ندهد. ما در عصر «بی‌دولتی» به سر می‌بریم. دیگر هیچ اراده، قانون و توانی برای تنظیم ابتدایی‌ترین روابط روزمره اقتصادی وجود ندارد. دولتی نمانده اما نزد بخشی از جامعه هنوز تصور «دولت» به‌عنوان موجودیتی که بر فراز جامعه ایستاده و حواسش به زندگی مردم یک جامعه است، نمرده. بالاتر از آن، مسعود پزشکیان در مقام ریاست جمهوری این کشور از روزی که سر کار آمده مدام دارد چند جمله را تکرار می‌کند: از دست من کاری برنمی‌آید. ما سران سه قوه نشسته‌ایم و نمی‌توانیم کاری بکنیم. من هم مثل شما! اگر کسی راه حلی دارد به من بگوید! این مسئله از توان دولت خارج است.. اما پزشکیان دقیقا چه می‌گوید و این صحبت‌ها از زبان یک رئیس‌جمهور چه معنایی دارد؟ عصر بی دولتی در اصل او درست می‌گوید. اما همزمان بی‌آنکه بخواهد دارد از یک واقعیت سخت هم صحبت می‌کند. دولت به‌عنوان هیئت اجرایی و مسئول اداره جامعه در ایران دیگر وجود ندارد. ما در عصر «بی‌دولتی» به سر می‌بریم. دیگر هیچ اراده، قانون و توانی برای تنظیم ابتدایی‌ترین روابط روزمره اقتصادی وجود ندارد. دولتی نمانده اما نزد بخشی از جامعه هنوز تصور «دولت» به‌عنوان موجودیتی که بر فراز جامعه ایستاده و حواسش به زندگی مردم یک جامعه است، نمرده است. دولت، طی سه دهه گذشته تمام توانش را صرف نابودی خودش کرده است. یعنی تلاش کرده است تا خودش را از شر مسئولیت‌های اجتماعی‌ای که انقلاب ۵۷ بر او تحمیل کرده بود خلاص کند. اما در واقعیت، اقدامات نظارتی و تنظیمی دولت و سازمان‌هایش محدود شده به چند اقدام نمایشی. مثلا پلمپ کردن فلان نانوایی به دلیل کم بودن وزن خمیرش! یا پلمپ کردن یک سوپر مارکت کوچک به خاطر «گران‌فروشی». می‌خواهند دست‌کم در سطح نمادین باقی بمانند. این روند از سال‌ها پیش با اسم رمز «واگذاری کار مردم به خود مردم» شروع شد. گفتند «دولت» در ایران بسیار «بزرگ» است و باید کوچک شود. باید اجازه داد «نظام بازار» کار خود را انجام دهد و «سرکوب قیمت‌ها» را رها کنیم. این را اقتصاددانان دست‌راستی به حاکمیت پیشنهاد دادند. وضعیت امروز اقتصاد و جامعه ایران «بی‌سامانی» نیست. از قضا برای چنین سامانی که در آن چپاول، استثمار و تصاحب ارزش، از جانب نظام قضایی و حقوقی پشتبانی شود، سال‌ها برنامه و انرژی صرف شده است. جامعه و مسیرهایش نظام سیاسی حاکم در ایران، به واسطه مکانیسم‌های تبعیض‌آلود امتیازورزی و تقسیم قدرت و ثروت، منابع مورد نیاز تداوم زندگی اجتماعی را بلعیده است. از سویی دیگر همزمان با تضعیف شاخه خدمات اجتماعی دولت، اتفاقا سیستم‌های نظارتی، کنترل و سرکوب به روز و فربه شده‌اند. جمهوری اسلامی همزمان که در نظام قضایی‌اش مجازات‌های قرون وسطایی سنگسار و اعدام را دارد، از پیشرفته‌ترین سیستم‌های نظارتی و کنترل‌گری هم که در غرب مرسوم است، بهره می‌گیرد. همزمان که قواعد اسلامی طالبان‌وار سبک زندگی را بر جامعه تحمیل می‌کند، از پیچیده‌ترین ظرفیت‌های سخت‌فزاری و نرم‌افزاریش هم برای اقناع جامعه بهره می‌گیرد. آن‌ها در عمل ثابت کرده‌اند در یک نظام سیاسی، هیچ منافاتی میان پیشرفت تکنولوژیکی و پیچیده‌تر و سخت‌تر شدن سرکوب وجود ندارد. اهمیت این موضوع، به نوع واکنش جامعه مربوط است. زمانی که همه گزینه‌ها و مسیرهای سیاسی برای بازسازی امر اجتماعی و همبستگی حذف شده باشند، خطر انباشت نارضایتی‌ها و فوران آن در قالب اقسام جنبش‌های فاشیستی در کمین است. اما همزمان ظرفیتی هم برای گذار مترقی وجود دارد. مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۴ آبان ۱۱, یکشنبه

تحلیل احتمال بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران و آغاز روند تشکیل دولت انتقالی در تهران

شاهزاده رضا پهلوی، سرشناسترین مخالف جمهوری اسلامی که محبوبترین و شناخته شده ترین رهبر سیاسی در بین مردم داخل ایران است، پیامی تصویری منتشر کرد و در آن گفت که ایران آباد و آزاد پیش روی ماست. باشد که به زودی در کنار شما باشم. ایشان خطاب به مردم ایران گفت: نگران فردای پس از سقوط جمهوری اسلامی نباشیم. ایران دچار جنگ داخلی و بی‌ثباتی نخواهد شد. ما برای آینده ایران و شکوفایی‌اش برنامه داریم. ما برای ۱۰۰ روز نخست پس از سقوط، دوران گذار، و استقرار یک حکومت ملی و دموکراتیک، برای ملت ایران و به دست ملت ایران، آماده‌ایم. این پیام شاهزاده پهلوی با استقبال زیادی از سوی بسیاری از مردم ایران روبرو شده است و بسیاری خواستار بازگشت سریع ایشان در کوتاهترین زمان ممکن به ایران هستند. بازگشت فرزند محمد رضا شاه به ایران در شرایط کنونی به نظر بسیاری از مردم ضرورتی بسیار پر اهمیت برای حفظ همبستگی ملی پس از فروپاشی جمهوری اسلامی است که به نظر نمیرسد چندان دور باشد. شاهزاده رضا پهلوی در این پیام خود تاکید کرد که دستگاه سرکوب رژیم در حال فروپاشی‌ است. تنها یک خیزش همگانی لازم است تا این کابوس برای همیشه پایان یابد. اکنون زمان ایستادن است؛ زمان بازپس‌گیری ایران. جمهوری اسلامی به پایان خود رسیده و در حال سقوط است. خامنه‌ای همچون موشی هراسان زیر زمین پنهان شده و کنترل اوضاع را از دست داده است. آنچه آغاز شده، برگشت‌ناپذیر است.
اشاره شاهزاده رضا پهلوی به موضوع استقرار یک حکومت ملی برای دوران گذار نشان میدهد که مردم داخل کشور و گروههای سیاسی باید خود را بسیار سریع برای تشکیل دولت انتقالی در مدت کوتاهی آماده کنند. پیام امروز شاهزاده در واقع روند تشکیل دولت انتقالی پس از فروپاشی جمهوری اسلامی را کلید زد. بنابراین به نظر میرسد که اعلام یک برنامه عملی با ذکر جزئیات زمانی و نحوه ورود شاهزاده به ایران میتواند هم باعث هدف دار شدن مردم و نظم دادن به صفوف آنها در شرایط هرج و مرج کنونی بشود. هم میتواند باعث ایجاد دو دستگی و تزلزل بیشتر ناشی از احساس سقوط در بین دستگاه سرکوب و حامیان علی خامنه ای پس از حذف او از صحنه سیاسی کشور گردد. گروههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی چه موافقان نظام سلطنت مشروطه و چه مخافان جمهوری خواه آنها باید مذاکرات را از همین الان برای تشکیل یک دولت گذار در تهران به طوری جدی شروع کنند. این روند باید طوری باشد که حداکثر ظرف چند هفته آینده عملیاتی شود. این دولت باید حداقل یکسال به شکل دمکراتیک کشور را اداره کند و زمینه را برای برگذاری یک انتخابات سراسری با نظارت و دست اندرکاری نهادهای بین المللی فراهم نماید. روند حوادث شدت گرفته است. وقت زیادی برای چانه زنی و بهانه تراشی وجود ندارد. همه مخالفان جمهوری اسلامی باید تمام تلاش خود را به کار برند تا خلاء قدرت پس از فروپاشی جمهوری اسلامی در تهران پیش نیاید. او اضافه کرد: «امروز نقش من این است که بتوانم اپوزیسیون دموکرات را گرد هم بیاورم، زمینه را برای گذار دموکراتیک فراهم کنم... وظیفه دولت انتقالی، قبل از هر چیز، اداره موقت کشور است، و سپس آماده‌سازی شرایط برای تشکیل مجلس موسسان که درباره موضوع تصمیم‌گیری کند.» او تاکید کرد: «نباید بر سر اینکه چه کسی چه نقشی دارد یا چه کسی با نقش فردی موافق است یا نه، وقت تلف کرد. مهم این است که در هر روند دموکراتیک، در نهایت این صندوق‌های رای هستند که تصمیم می‌گیرند... از طریق یک همه‌پرسی ملی، انتخاب نهایی با مردم خواهد بود.» امروز از هر زمانی روشن‌تر شده که جمهوری اسلامی در حال سقوط است. به گفته منابع معتبر، خانواده‌های‌ علی خامنه‌ای و مقام‌های ارشد رژیم مشغول آماده‌سازی برای فرار از ایران هستند. رژیم در سراسر کشور نفس‌های آخرش را می‌کشد. ارتش و نیروهای مسلح چنددسته شده‌اند و مردم متحد هستند. شالوده این ۴۶ سال خودکامگی به لرزه افتاده است. این لحظه سقوط دیوار برلین برای کشور ماست.» شاهزاده رضا پهلوی افزود: «این یک فرصت طلایی است که برای هم‌وطنانمان پیش آمده. تا به حال باید با یک رژیم سرکوبگر مقابله می‌کردند، اما اکنون تقریبا ابزار سرکوب رژیم از بین رفته است.» به گفته او، جمهوری اسلامی بیش از آنکه از آمریکا و اسرائیل بترسد، از مردم خود در هراس است. او گفت: «من در برابر خدا و کشورم سوگند یاد کرده‌ام که به ایران و مردم ایران پشت نکنم. من گام به پیش می‌گذارم تا این گذار ملی را رهبری کنم؛ نه برای منافع شخصی، بلکه به‌عنوان خادم ملت ایران.» شاهزاده رضا پهلوی از برنامه خود برای دوره گذار خبر داد و افزود این طرح بر مبنای سه اصل «حفظ تمامیت ارضی ایران»، «آزادی‌های فردی و برابری همه شهروندان» و «جدایی دین از حکومت» تدوین شده است. او همچنین یک کانال و اپلیکیشن امن برای ارتباط نیروهای نظامی، امنیتی و پلیس با خود معرفی کرد و گفت: «زمان پیوستن به ملت فرا رسیده است. اگر چنین کنید، خدمات شما به ایران فراموش نخواهد شد و آن را بزرگ خواهیم داشت.» مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۴ شهریور ۱۱, سه‌شنبه

اعدام در ملاءعام در فارس؛ هشدار دربارۀ «نمایش خشونت» در حضور کودکان

سازمان حقوق بشر ایران، در پی اجرای حکم اعدام یک مرد در لارستان فارس در ملأ عام، از بی‌اعتنایی جمهوری اسلامی به قوانین جهانی حقوق بشری انتقاد کرد و از جامعۀ بین‌الملل خواست علیه اجرای علنی حکم اعدام واکنش شدید نشان دهد. مقام‌های قضایی ایران روز سه‌شنبه ۲۸ مرداد اعلام کردند حکم اعدام یک مرد در شهر بِیرَم از توابع لارستان فارس در ملأ عام اجرا شد. به گزارش رسانه‌های داخلی، این فرد همراه همسرش متهم بود در مهرماه سال گذشته در جریان یک سرقت، مادر خانواده و سه فرزند او را به قتل رسانده و فرزند چهارم را ربوده‌اند. روز چهارشنبه مقام‌های قضایی خبر دادند که حکم اعدام همسر این فرد متهم نیز در زندان عادل‌آباد شیراز اجرا شده است. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، گزارش داد که حکم اعدام مرد، در ملأ عام و «در محل وقوع جنایت» اجرا شده است. در حالی‌که مقام‌های قضایی این اقدام را نشانه «قاطعیت در برخورد با جرایم خشن» معرفی کردند، سازمان حقوق بشر ایران با اشاره به این‌که این ششمین اعدام علنی از ابتدای سال میلادی جاری است، آن را نمونه آشکار «بی‌اعتنایی جمهوری اسلامی به تعهدات بین‌المللی خود» دانست. محمود امیری‌مقدم، مدیر این سازمان، گفت: «مجازات اعدام، به‌ویژه در ملأ عام، اقدامی بی‌رحمانه و تحقیرآمیز است که هدف آن ارعاب جامعه و القای حس درماندگی به مردم است. جامعه جهانی باید با شدیدترین لحن این اعدام‌ها را محکوم کند.» محمود امیری‌مقدم در گفت‌وگو با رادیو فردا، با اشاره به افزایش این شیوه از اعدام در ایران گفت که «وضعیت حکومت بحرانی است و می‌خواهند با اعدام علنی، مردم را بترسانند.» این سازمان هویت فرد اعدام‌شده و همسر او را سجاد مولایی هکانی و مهسا اکبری اعلام کرده است. در ویدئویی که از صحنۀ اعدام منتشر شده، حضور شمار زیادی از کودکان مشاهده می‌شود. کارشناسان حقوق کودک می‌گویند حضور کودکان در چنین صحنه‌هایی نقض آشکار کنوانسیون حقوق کودک است که ایران آن را امضا کرده است. سازمان‌های حقوق بشری تأکید می‌کنند اعدام علنی نه‌تنها «بازدارندگی» مورد ادعای مقام‌های جمهوری اسلامی را ندارد، بلکه با ترویج خشونت و آسیب‌های روانی، امنیت جامعه را نیز تهدید می‌کند. آن‌ها از کشورهایی که با ایران روابط دیپلماتیک دارند خواسته‌اند فشار بیشتری برای توقف اعدام در ایران، به‌ویژه اعدام‌های علنی، اعمال کنند.

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...