۱۴۰۵ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

سکولاریسم فلسفی با سکولاریسم سیاسی چه تفاوتی دارد؟ تفاوت سکولاریسمِ لائیک با سکولاریسم غیرلائیک چیست؟ ا

متفکران برجسته­ی معاصری چون چارلز تیلور، طلال اسد و یورگن هابرماس چگونه با حرکت کردن از جامعه‌ای با حدود و ثغور سکولار به جامعۀ پست‌سکولار در روزگار کنونی سخن گفته و بر آن انگشت تاکید نهاده‌اند. گفتم که از منظر ایشان در سکولاریسمی که خصوصاً در سدۀ بیستم سر برآورده، از نقش دیانت غفلت شده و چنان که باید اهمیت آن لحاظ نشده است. همچنین، توضیح دادم که به سبب تحولات چند دهۀ اخیر که با اسلام رادیکال مناسبت و ملائمت دارد، نوعی دین‌ستیزی و سکولاریسم ستیزه‌ جو هم نمایندگان و سخن‌گویانی پیدا کرده‌اند؛ متفکرانی که نام بردم، جملگی در نقد و ذم این نگاه سخن گفته‌اند. پیش از بحث دربارۀ « پسااسلام گرایی»، خوبست، افزون بر تفکیک نهاد دیانت از نهاد حکومت، دو معنای دیگر از سکولاریسم را هم تبیین کنم. معنای دوم از سکولاریسم عبارت است از نقد و نفی خوانش و قرائت رسمی از دین. اگر بخواهید سابقۀ بحث را در سده‌های اخیر ببینید و رصد کنید، می‌توانید آن‌چه بر باروخ اسپینوزا در سنت یهودی رفت را مدنظر قرار دهید. یکی از مسائل مهم در نزاع‌های میان اسپینوزا و مخالفانش، این بود که اگر می‌خواهی سخن بگویی و تفسیری از متن مقدس به دست بدهی، روایتت باید متناسب با خوانش رسمی و قرائت خاخام‌های یهودی باشد. اعتراض اصلی خاخام‌ها این بود که اسپینوزا خاخام نیست؛ هر چند اسپینوزا تحصیلات دینی داشت، زبان عبری می‌دانست، الاهیات یهودیت را درس گرفته بود، اما در کسوت خاخامی فعالیت نمی‌کرد و به همین سبب خشم خاخام‌ها را برانگیخته بود. یکی از خاخام‌های یهودی که با پدر اسپینوزا دوستی‌ای داشته به باروخ جوان گفت: ما با پدرت نان و نمکی خوردیم اما اگر این‌گونه پیش روی سر به سلامت نمی‌بری، حرف‌هایی که دربارۀ جاودانگی و روز رستاخیز می‌زنی، متعارف و راست کیشانه نیست؛ اما اسپینوزا زیر بار نرفت و نهایتاً تکفیر شد و مجبور به ترک دیار و کاشانه گشت. پیام این اقدام روشن بود، چنانکه قبلا هم در تاریخ یهودیت و مسیحیت رخ داده بود؛ تفسیر ارتدوکس و رسمی از متن مقدس در اختیار کلیسا و کنیسه است، نباید دیگران در این امور دخالت کنند، اگر دخالت کنند، باید تاوان آن را هم بپردازند. اسپینوزا نفی بلد شد، حتی خواهر و برادرش از او فاصله گرفتند و باروخ جوان که پس از تکفیر شدن نام خود را به بندیکت تغییر داده بود، بقیۀ عمر را در بخش دیگری از هلند سپری کرد.
در قرن هجدهم برای هیوم فیلسوف اسکاتلندی، جلسه‌ای در کلیسای اسکاتلند به خاطر انتشار رساله‌ای در باب طبیعت انسان و دیگر آثارش تشکیل شد و هیوم تا آستانه ارتداد رفت، اما تکفیر نشد و مرتد اعلام نگشت. به او گفتند: جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است. البته هیوم داعیه‌های اصلاح‌گرایانه‌ مثل اسپینوزا نداشت، اما فیلسوفی بود که دربارۀ دیانت و دین طبیعی هم مطالبی نوشته بود. پس از این که به او هشدار دادند، هیوم از انتشار برخی از آثار خود منصرف شد، این‌ حوادث، بخشی از تاریخ عصر روشنگری است. ملاحظه می‌کنید که سکولاریسم در اروپا چه تحولات و تطوراتی را از سر گذرانده است. در سنت اسلامی، تا روزگار کنونی، چه در ایران و چه در دیگر بلاد اسلامی، همین قصه کم و بیش جاری بوده و عموم فقها تفاسیر دیگری از سنت دینی که توسط غیرفقها و غیرمعممین عرضه شده را برنتافته و با آن‌ها از درآشتی درنیامده و نپسندیده‌اند. سرّش این است که قائل به قرائت رسمی از دین‌اند و سخن گفتن دربارۀ دیانت را ملکِ طلق خود می‌دانند و با تفسیر غیر رسمی از دین بر سر مهر نیستند. پس معنای دوم از سکولاریسم، عبارت است از نفی و نقد قرائت رسمی از دین. معنای سوم سکولاریسم که در مقام سعه‌بخشی به معنای اخیر است، عبارت است از تاکید بر تاریخ‌مندی و زمینه و زمانۀ پیدایی متن مقدس. یکی از مفاهیمی که در حوزۀ دین‌شناسی جدید در سده‌های اخیر سربرآورده، مفهوم تاریخ‌مندی است؛ یعنی تاکید بر زمینه و زمانه‌ای که در آن متن مقدس تکوین شد؛ از این حیث متن مقدس تفاوتی با سایر متون ندارد، در یک سیاق و شرایط زمانی و مکانی ای تکون پیدا کرده، این‌گونه نبوده که در خلاء پدید آمده باشد، از غیب آمده و به غیب الغیب رفته باشد؛ بلکه روی زمین شکل گرفته، فرهنگ قوم، مشهورات، مقبولات، مسلمات، تصورات و تصدیقات همه در متن ریزش کرده است. این هم از نکاتی است که محل تاکید اسپینوزا قرار گرفت، وی کوشید توضیح دهد که تفسیر متن مقدس فی‌نفسه تفاوتی با تفسیر سایر متون ندارد و از قواعد یکسانی پیروی می‌کند. پس، وی علاوه براین که قرائت رسمی از دین را نفی می‌کرد، تاکید داشت که باید متن مقدس را زمینه‌مند کرد و جهت فهمش، در زمینه و زمانۀ پیدایی آن نیز به دیدۀ عنایت نظر کرد. آنچه آمد، دو معنای دیگر از سکولاریسم‌اند که در سده‌های اخیر سربرآورده، به همین سبب است که سخن گفتن از سکولاریسم به معنای تفکیک میان نهاد دیانت از نهاد حکومت کفایت نمی‌کند و جهت به دست دادنِ روایتی جامع‌الاطراف از آن‌چه موسوم به سکولاریسم است، باید مطالب فوق را هم مد نظر قرار داد. از سنت یهودی- مسیحی که بگذریم، آصف بیات در دهۀ نود میلادی اصطلاح «پسااسلام‌گرایی» را برساخت. به نزد او پسااسلام‌گرایی متضمنِ فراتر رفتن از اسلام سیاسی است، یعنی از اسلام‌گرایی و اسلام سیاسی به سمت پسا‌اسلام‌گرایی حرکت کردن. در بخش گذشته توضیح دادم که حکومت دینی و تئوکراسی به چه معناست؛ در حکومت دینی مشروعیت سیاسی از دیانت و فقاهت نشات می‌گیرد. بیات با عنایت بر آنچه در انقلاب ایران رخ داده و توسعاً ناظر به آنچه در جهان اسلام رخ ‌داده، از اصطلاح پسااسلام‌گرایی استفاده کرد. در دهه اولِ پس از انقلاب که آیت‌الله خمینی از اجرای احکام شریعت سخن می‌گفت، روایتی از «اسلام گرایی» را مد نظر داشت. از دهۀ نود میلادی بدین سو، با عنایت به تجربۀ انقلاب بهمن 57 و توسعا ظهوراسلام سیاسی در دهه‌های اخیر، «پسااسلام‌گرایی» سربرآورده است. بحث بیات در این باب جامعه‌شناختی- توصیفی است، اما اثر اندیشه سیاسی پسااسلام‌گرایانه: روشنفکران ایرانی و لیبرالیسم سیاسی در دیالوگ، نوشتۀ میثم بادامچی، روایتی فلسفی-هنجاری از پسا- اسلام گرایی است. او آراء چند تن از متفکران ایران معاصر را تقریر کرده و توضیح داده که چگونه می‌توان از دل آن‌ها یک نظام هنجاری استخراج کرد. در واقع، ایشان با وام کردن ایدۀ آصف بیات، همچنین مدد گرفتن از فلسفۀ سیاسی جان رالز، قرائتی فلسفی- معرفت شناختی از پسا-اسلام گرایی بدست داده است. می کوشم مختصرا به آراء کسانی که به روایت بادامچی در کار تقریر و تئوریزه کردن پسااسلام‌گرایی بوده اند، بپردازم؛ در بخش انتهایی سخنانم، وضعیت کنونیِ ایران را به بحث خواهم گذاشت. بادامچی آثار سه روحانی را به‌ دقت بررسی کرده و آنها در زمرۀ متفکرانِ پسااسلام‌گرایِ مسلمان معرفی کرده است. از منظر بادامچی، می‌توان به نحو روشمندی از آثار ایشان در حوزۀ فلسفه سیاسی چنین روایتی به دست داد و آنها را پسا اسلام گرا معرفی کرد] یکی از این سه روحانی، مهدی حائری یزدی فرزند شیخ عبدالکریم حائری، موسس حوزۀ علمیه قم است. او هم دانش‌آموخته فلسفۀ اسلامی بود، هم سال‌ها در آمریکای شمالی تحصیل کرده و فلسفه غرب خوانده بود. حائری با آن‌چه پس از انقلاب در ایران رخ داد بر سر مهر نبود، اثر حکمت و حکومت وی که محل تاکید بادامچی قرار گرفته، متضمن فلسفه سیاسی حائری است. لبّ سخن حائری یزدی در حکمت و حکومت که به نوعی متضمنِ نقد نظریه ولایت فقیه هم است، تاکید بر تفاوت میان « ولایت و « وکالت» است. مطابق با تلقیِ حائری، اگر فقیه در دل یک نظام اسلامی به حکومت می‌رسد، وکیل مردم است نه این که ولایتی بر مردم، به معنایی که آیت‌الله خمینی و قائلان به نظریه ولایت فقیه باور داشتند، داشته باشد. به نزد وی، ولایت و وکالت دو مقوله‌اند و نباید ولایت را جایگزین وکالت کرد. اگر از وکالت سخن بگویید، پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری با آن همعنان است، اما اگر بر روی ولایت تاکید کنید، ولیّ، نسبت به کسی که بر او اعمالِ ولایت می‌کند پاسخ‌گو نیست. حائری معتقد است نمی‌توان به نحو موجهی، از دل فلسفه و عرفان اسلامی، نظام سیاسی‌ای که متضمنِ چگونکگیِ حکمرانی بر مردم باشد، استخراج کرد و بدست داد. او در تقریر موضع مختار خویش در فلسفه سیاسی، از مفهوم « قرارداد اجتماعی » استفاده می‌کند؛ سخنان وی در این باب که متضمنِ عقلائی و عرفی بودنِ شیوۀ حکمرانی و امر سیاسی است، طنین هابزی و روسویی جدی دارد. روحانی دوم که به عنوان پسااسلام‌گرا معرفی شده مرحوم طباطبایی است، صاحب تفسیرالمیزان. علاوه بر المیزان، اصول فلسفه و روش رئالیسم، شیعه در اسلام، بدایة الحکمة و نهایة الحکمة در زمرۀ دیگر آثار ایشان است. میثم بادامچی می‌کوشد از نظریۀ «استخدامِ» طباطبایی که در تفسیر‌المیزان آمده برای توضیح پسااسلام‌گرایی مدد گیرد؛ این نظریه مبتنی بر نوعی ساختارگرایی است و تاکید بر این امر که انسان، انتخابِ «اخفّ اسهل» می‌کند، یعنی برای پیشبرد امور و برآوردنِ حاجات خود در جامعه به نحو عقلانی، امور ساده‌تر و خفیف‌تر را اختیار می‌کند. نگاه طباطبایی به امر سیاسی، نگاهی عقلائی و عرفی و سکولار است، سکولار به معنایی که تاکنون بحث کردیم، یعنی صحه نهادنِ بر تفکیک نهاد دیانت از نهاد حکومت. به نزد طباطبایی، حکمرانی امری عرفی و غیر قدسی است و مشروعیت سیاسی، مستظهرِ به پشتیبانی دیانت نیست. شاید برای برخی تعجب‌آور باشد که چطور یک مفسر قرآن چنین تلقی ای دارد، با تئوکراسی بر سر مهر نیست و سخنانش با سکولاریسم سیاسی و پسا-اسلام‌گرایی سازگار است. با مدّ نظر قرار دادن نکاتی که آمد، با وام کردن نقل قولی از مارکوزه عرایضم را ختم می‌کنم. مارکوزه می‌گفت: « تاریخ شرکت بیمه نیست». درست می‌گوید، نمی‌شود گفت چه محقق می‌شود و قسم حضرت عباس خورد که دو سال یا پنج سال بعد چه اتفاقی درایران می‌افتد. در عین حال تصور می‌کنم مطابق با استدلال‌هایی که کردم و شواهدی که از وضعیت کنونی جامعۀ ایران به دست دادم؛ پسااسلام‌گرایی، با مولفه‌هایی که بر شمردم، در حال نهادینه شدن است. امیدوارم طی یک فرآیندِ تدریجی و غیرانقلابی، رفته رفته، مؤلفه‌های بیشتری از پسا اسلام گرایی محقق شود و به سمت جامعه‌ای اخلاقی‌تر، انسانی‌تر و همزیستی مسالمت‌آمیزتری حرکت کنیم. همانگونه که آمد، در حال حاضر موانعِ تحقق پسا-اسلام گرایی مفقود نیست. چنانکه در می‌یابم، در سالیان آتی و در آیندۀ نزدیک، از تئوکراسی به نحو رسمی و حقوقی فاصله نمی‌گیریم، همچنان حکومت، یک حکومت تئوکراتیک باقی می‌ماند و تحولات بنیان‌برافکنی، پیش‌رو نیست. در عین حال تحولات اجتماعی، زیر پوست شهر در حال پیش‌روی است و حاملان و حامیان پسا-اسلام گرایی رو به افزایش خواهد بود. اگر بخواهم چشم‌انداز سکولاریسم در ایران را روایت کنم، باید بگویم، هر چه پیشتر می‌رویم، سکولاریسمی که با پسااسلام‌گرایی تعریف می‌شود، قائلان بیشتری در جامعۀ ایران پیدا می‌کند مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

آسیب دیدن ۲ میلیون فرصت شغلی و افزایش نرخ بیکاری

 طی بیش از پنج هفته بمباران، کارخانه‌ها هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته‌اند. اسرائیل مدعی شده که پایگاه صنعتی سپاه پاسداران ایران را هدف قرار داده است، اما حملات فراتر از آن بوده و به تاسیساتی که متعلق به این نیرو نیستند نیز اصابت کرده است.



این خسارات در سراسر اقتصاد ایران طنین‌انداز شده و موج‌های فزاینده‌ای از اخراج‌ها را تهدید می‌کند، آن هم در حالی که ایرانیان با قیمت‌های سرسام‌آور دست‌وپنجه نرم می‌کنند. قیمت مرغ در ماه گذشته ۷۵ درصد افزایش یافته و قیمت گوشت گاو و گوسفند ۶۸ درصد جهش داشته است. بسیاری از محصولات لبنی نیز تا پنجاه درصد گران‌تر شده‌اند.

وضعیت می‌تواند از این هم بدتر شود؛ چرا که ایالات متحده بنادر ایران را محاصره کرده و بسیاری از واردات و صادرات نفتی را که میلیاردها دلار درآمد به همراه داشت، مسدود کرده است. مشکلات اقتصادی، جرقه‌ اعتراضات گسترده‌ای بود که پیش از جنگ سرکوب شدند و اکنون می‌تواند دوباره مردم ایران را به خیابان‌ها بکشاند.

با این وجود، ایران سلاح خاص خود را به سمت اقتصاد جهانی نشانه رفته است: کنترل بر تنگه هرمز. رهبران ایران می‌گویند تنها در صورتی این آبراه کلیدی برای انرژی جهانی بازگشایی می‌شود که محاصره برداشته شده و جنگ پایان یابد. آن‌ها بر این باورند که اقتصادی که طی دهه‌ها تحریم بین‌المللی برای خودکفایی ساخته شده، می‌تواند دردها را بیش از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تحمل کند.

شاید آسیب‌بارترین بخش، ضربه اسرائیل به بزرگ‌ترین کارخانه‌های فولادسازی و پتروشیمی ایران باشد که بیشتر آن‌ها در موج حملات درست پیش از آتش‌بس ۸ آوریل رخ داد. طبق گزارش پایگاه خبری جماران، دو تولیدکننده بزرگ فولاد، «فولاد مبارکه» و «فولاد خوزستان»، به همراه کارخانه‌های کوچک‌تر، تولید را متوقف کرده‌اند و بیش از ۵۰ مجتمع پتروشیمی تعطیل شده‌اند.

این امر دو صادرات بزرگ غیرنفتی ایران را فلج کرده و افزایش قیمت‌ها همه چیز، از پلاستیک و لوله گرفته تا پارچه و بسته‌بندی مواد غذایی مانند شیر، کره و پنیر را تحت تاثیر قرار داده است.

البته حملات تنها عامل مشکلات اقتصادی نیستند. اینترنت از زمان اعتراضات تا حد زیادی قطع شده و کسب‌وکارهای کوچک و متوسط متکی به فروش آنلاین را از بین برده است. حتی پیش از محاصره ایالات متحده، حملات ایران به امارات عربی متحده، که ایران حدود یک‌سوم واردات خود را از آن تامین می‌کرد، منجر به قطع تجارت توسط آن کشور شد.

فرزند یکی از تولیدکنندگان فرش به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که حدود ۸۰ درصد از تولیدکنندگان فرش و قالیچه در شهر کاشان، مرکز صنعت فرش‌بافی ایران، فعالیت خود را متوقف کرده‌اند. به گفته او، قیمت الیاف مصنوعی ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته که بخشی از اثرات جانبی حملات به تاسیسات پتروشیمی است.

مهدی بستانچی، مالک یک کارخانه تهویه مطبوع و کارخانه دوم تولید پنکه‌های خانگی، با بیش از ۱۱۵۰ کارمند، همچنان فعالیت می‌کند. او نیز به آسوشیتدپرس گفت: «صنعت ساختمان با شوک عظیمی روبروست.» بیشتر پروژه‌های ساختمانی جدید متوقف شده و قیمت ورق آهن بیش از دو برابر شده است.


آقای بستانچی، عضو شورای صنعت‌گران ایران، می‌گوید: «تمام صنایع کشور به نوعی به صنعت پتروشیمی ما وابسته هستند.» یک مهندس شیمی شاغل در یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاران خصوصی ساخت‌وساز ایران هم گفت که این شرکت نیمی از ۱۸۰ کارمند دفتر مرکزی خود را تعدیل کرده و مجبور شده پروژه‌ای با فولاد مبارکه را تعطیل کند که به قیمت حذف ۱۰۰۰ شغل تمام شد.

یک ساکن تهران که درست قبل از جنگ شغل خود را به عنوان مهندس مشاور ترک کرده بود، اکنون وضعیت شغل جدیدی که برای آن برنامه‌ریزی کرده بود، نامشخص است. او که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت: «من جزو ۱ درصد برتر جامعه هستم و بیکارم. به‌شدت نگران آینده‌ام هستم.» او افزود که پس‌انداز مردم در هفته‌های آینده تمام خواهد شد

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق.

۱۴۰۴ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

برگذاری رفرندام برای جمهوری دموکتراتیک منطقی تر از بازگشت رضا پهلوی است اعلامیه همبستگی جمهوری‌خواهان ایران در حمایت از ضرورت برگزاری رفراندوم و انتخابات مجلس موسسان طرح شده در نامه جدید مهندس موسوی

قانون اساسی جدید باید در چارچوب یک نظام سیاسی جدید دموکراتیک و با گسست کامل از ساختار قدرت جمهوری اسلامی تدوین شود. تجاوز نظامی دولت‌های اسرائیل و آمریکا به ایران، عرصه سیاسی ایران را وارد فصل جدیدی کرده است. آنچه باعت شد تا شاکله کشور حفظ شده و در برابر تهاجم خارجی بایستد، انسجام ملی شکل گرفته و همبستگی مردم ایران حول دفاع از میهن و استقلال کشور و همگرایی حول «نه به جنگ» بود. به درستی اکثریت مردم ایران جنگ را زمینه‌ساز ویرانی و فقر بیشتر کشور و مردم ارزیابی کرد. اکنون سرمایه اجتماعی ایجاد شده باید صرف حل مشکل استبداد شود. وگرنه با توجه به بی‌کفایتی، ساخت قدرت مطلقه و فساد ساختاری نهادینه‌شده در جمهوری‌اسلامی، سایه شوم جنگ از آسمان میهن به صورت پایدار کنار نخواهد رفت. به باور «همبستگی جمهوری‌خواهان ایران (هجا)» نباید اجازه داد تا جمهوری‌اسلامی مخالفت مردمی با جنگ و جلوگیری از افتادن کشور به ورطه بی‌ثباتی را به نفع ساختار استبدادی خود مصادره کند. میهن دوستی و محور قرار دادن ایران همانگونه که مستلزم نفی مداخله خارجی است، نیازمند نفی همه‌جانبه وضعیت موجود و ساختار قدرت اقتدارگرا نیز هست. جمهوری‌ اسلامی و سیاست‌های کلانی که خامنه‌ای در دهه‌های گذشته اعمال کرده است چون دوران رهبری خمینی، تناسبی با میهن‌دوستی و علاقه به ایران ندارد. استفاده‌ی کنونی حکومت از مفاهیم ایران‌دوستانه ابزاری و از سر استیصال است. اگر ایران‌دوستی ملاک باشد و سیاست خارجی ایدئولوژی‌محور کنار برود، ساختار قدرت مستقر نمی‌تواند ادامه پیدا کند. این ساختار نماینده مردم ایران و جعرافیای سیاسی متنوع و متکثر آن نبوده و ایران را آسیب‌پذیر کرده است .
ما همانطور که پیشتر هم گفتیم در کوتاه مدت باید بر روی آزادی فوری و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و عقیدتی و ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی متمرکز شد. در ادامه باید حول چشم‌انداز تغییرات ساختاری سیاسی ائتلاف‌سازی کرد. در این راستا «هجا» به عنوان جریانی که در چارچوب گذار خشونت‌پرهیز از جمهوری‌اسلامی به دموکراسی فعالیت می‌کند و پیشتر نیز بارها ضرورت گذار انقلابی برای برگزاری رفراندوم تعیین نوع نظام و در ادامه برگزاری انتخابات مجلس موسسان را طرح کرده است، مستقل از مفاد طرح شده در نامه جدید میرحسین موسوی از کلیت طرح ایشان برای انتقال قدرت به مردم در قالب «برگزاری همه‌پرسی و انتخابات مجلس موسسان قانون اساسی» در چارچوب موازین انتخابات آزاد و منصفانه حمایت می‌کند. به باور ما در سایه توافق نیروهای سیاسی و مدنی دموکراسی‌خواه، ملی و انسان‌گرا و هم‌بردار شدن فعالیت‌های کلان می‌توان نیروی اجتماعی لازم برای تحمیل مراجعه به افکار عمومی به جمهوری اسلامی را به منظور تعیین تکلیف سیاسی و گشودن انسداد سیاسی حاکم بر کشور ایجاد کرد. ما معتقدیم قانون اساسی جدید باید در قالب تاسیس یک نظام سیاسی جدید با اتکا به اصولی چون «دموکراسی»، «حاکمیت ملی»، «کثرت‌گرایی» و «موازین حقوق بشری» و با گسست از ساختار قدرت جمهوری‌اسلامی و اتکا به مبارزات مردمی و رویکردهای مشارکتی جامعه‌محور در مجلس موسسان با حضور نمایندگان واقعی مردم تدوین شود. «همبستگی جمهوری‌خواهان ایران» ٢١تیر ١٤٠٤ برابر با ١٢ ژوئن ٢٠٢٥ مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۴ بهمن ۲۵, شنبه

بزرگترین تجمع ایرانیان مونیخ درهمبستگی و همدردی کشته شدگان حمایت از شاهزاده رضا پهلوی

شاهزاده رضا پهلوی در یک سخنرانی در جمع هوادارانش و مخالفان حکومت ایران در تجمع مونیخ گفت: «اتحاد نداشتن مردم ایران،، دروغ محض است.» تلویزیون ایالتی کانال یک آلمان در بایرن، به نقل از پلیس این ایالت، عده شرکت‌کنندگان در تجمع روز شنبه، ۱۴ فوریه، را تا ساعت سه و نیم بعدازظهر به وقت محلی، «حدود ۲۵۰ هزار نفر» اعلام کرد. رضا پهلوی گفت: «میلیون‌ها نفر از مردم نقاط مختلف، اقوام، زبان‌ها، ادیان و گرایش‌های مختلف در چهار گوشه کشور عزیزمان در این پیکار ملی برای آزادی متحد و یکصدا کنار هم ایستاده‌اند. دشمنان سعی دارند ادعا کنند که مردم ایران اتفاق نظر و اتحاد ندارند. این دروغ محض است و شما مردم داخل ثابت کردید.» رضا پهلوی صبح شنبه، در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ، هم سخنرانی کرد و پس از آن هم در نشست مطبوعاتی شرکت کرد و به سئوالات خبرنگاران جواب داد. آقای پهلوی در سخنرانی خود چند خواسته از جامعه جهانی مطرح کرد که پیش از این به عنوان مطالبه‌های تجمع‌های روز جهانی اقدام هم اعلام شده بود.
درهم‌شکستن ماشین سرکوب حکومت ایران و حفاظت از مردم ایران، قطع کامل منابع مالی جمهوری اسلامی، اخراج دیپلمات‌های حکومت ایران و «پیگرد جنایتکاران» و آمادگی به‌ رسمیت ‌شناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی از نکاتی بود که او در سخنرانی خود به آن‌ها اشاره کرد. او به خبرنگاران گفت: «نبرد در کشور من امروز بین اصلاحات و انقلاب نیست بین آزادی و اشغالگری است.» آقای پهلوی همچنین با اشاره به اینکه «تغییر در راه است» گفت: «حکومت ایران مشروعیت خود را از دست داده است. حکومت، اینترنت را خاموش می کند و سلاح‌های خود را به روی مردم می‌گشاید.» خبرگزاری فرانسه به نقل از پلیس آلمان نوشت که در پی فراخوان رضا پهلوی برای برگزاری تجمع‌های اعتراضی در مونیخ، تورنتو و لس آنجلس، امروز شنبه چهاردهم فوریه حدود دویست هزار نفر از ایرانیان تبعیدی در شهر مونیخ آلمان علیه جمهوری اسلامی ایران تظاهرات کردند. منابع مستقل شمار شرکت کنندگان در تظاهرات مونیخ را دست کم دویست و پنجاه هزار نفر اعلام کردند. به‌گزارش پلیس آلمان این تظاهرات در فضایی آرام برگزار شد و همزمان با برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ توجه گسترده رسانه‌های بین‌المللی را به خود جلب کرد. همزمان تجمع‌هایی مشابه در شهرهای تورنتو و لس‌آنجلس نیز برنامه‌ریزی شده است. خبرگزاری فرانسه تصریح کرده است که معترضان از نقاط مختلف شهر مونیخ به سوی میدان «ترزین‌ویزه» در غرب مونیخ حرکت کردند : مکان وسیع که به صحنه اصلی تجمع تبدیل شد. شرکت‌کنندگان در این تظاهرات با حمل کردن پرچم های شیروخورشید و تصاویر رضا پهلوی و جانباختگان قتل‌عام دی ماه گذشته در ایران خواستار پایان جمهوری اسلامی و پاسخگویی مقام‌های ایرانی به‌دلیل سرکوب خونین اعتراض‌های سراسری شدند. پلیس آلمان اعلام کرد که برای تأمین امنیت کنفرانس مونیخ و تجمع‌های اطراف آن، تدابیر ویژه‌ای از جمله بستن حریم هوایی مونیخ به روی هواپیماها و پهپادها اتخاذ کرده است. با این حال نیروهای پلیس گزارش دادند که چند پهپاد در آسمان بالای محل تجمع مشاهده شده است. این تظاهرات با برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ و حضور و سخنرانی رضا پهلوی در این کنفرانس در کنار رهبران سیاسی و امنیتی جهان همزمان بود. رضا پهلوی، در سخنرانی خود در این کنفرانس از دونالد ترامپ خواست که به مردم ایران «کمک» تا رژیم جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند. او گفت : «زمان پایان دادن به جمهوری اسلامی فرا رسیده است» و مطالبۀ مردم ایران پس از «حمام خون» اخیر در این کشور نه اصلاح حکومت بلکه «دفن آن» است. رضا پهلوی با حضور در این تجمع آن را بی گمان بزرگترین تجمع ایرانیان در خارج از کشور دانست. او سخنرانی اش را با پیامی خطاب به مردم داخل کشور آغاز کرد و گفت : «بدانید که تنها نیستید و بدانید که هموطنان شما در خارج از کشور صدای شما را به گوش جهانیان رسانده‌اند.» رضا پهلوی به مردم ایران گفت که در پیکار امروزشان علیه رژیم جمهوری اسلامی دنیا در کنار آنان ایستاده است. رضا پهلوی در ادامه گفت که پس از قریب پنج دهه مماشات جهان با جمهوری اسلامی و شکست و ناکامی نهضت ها و خیزش‌های پیشین ایرانیان برای رهایی از بند جمهوری اسلامی، امروز مردم ایران عاقبت وارد آخرین نبرد سرنوشت ساز خود علیه این حکومت شده‌اند. او گفت که در این پیکار ملی برای رهایی ملت ایران همۀ گرایش های سیاسی و قومی در کنار یکدیگر متحد ایستاده‌اند. رضا پهلوی گفت :دشمنان مردم می کوشند وانمود کنند که مردم ایران در این پیکار سرنوشت‌ساز با یکدیگر متحد نیستند ولی شما مردم ایران با نبرد و اتحادتان این دروغ بزرگ را برملا کردید. رضا پهلوی در جای دیگری از سخنانش اتحاد بی نظیر مردم ایران در خارج از کشور و رفتار و منش بردبارانه آنان با مقامات و نیروهای انتظامی کشورهای میزبان در چهار گوشه جهان را ستود و افزود : «من به همگی شمار افتخار می کنم.» او خطاب به مردم ایران گفت : «شما در مقابل یک رژیم فاسد کودک کش نماد یک فرهنگ و تاریخ بزرگ هستید و در فردای سقوط این رژیم این فرهنگ و تاریخ بزرگ را به نمایش خواهید گذاشت.» مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۴ بهمن ۷, سه‌شنبه

SIGN THIS PETITION -https://c.org/Jf8mmyvfQ4

Immediate Activation of the Responsibility to Protect (R2P) in Iran To: The United Nations Security Council and the International Community From: The undersigned, representing the Iranian people voice and global advocates for human rights. I. Declaration of Manifest Failure to Protect We urgently call upon the UN Security Council to uphold its commitment to the Responsibility to Protect (R2P) doctrine. The Islamic Republic of Iran has not only failed to protect its population but has transitioned into the primary perpetrator of Crimes Against Humanity and acts tantamount to Genocide. The state is engaged in a systematic campaign to destroy the Iranian nation and its future generations. The Islamic Republic operates not as a legitimate government, but as a criminal regime that has held the Iranian people hostage for nearly five decades. Following the January 8th massacre, the regime has effectively transformed the entire nation into a vast concentration camp.
The Case for R2P Activation: The threshold for R2P intervention has been crossed as presented below. The state is not merely repressing dissent; it is engaged in a campaign of extermination against its own citizens. The regime is treating its citizens not as people to be governed, but as enemy combatants to be liquidated. II. The Scale of the Catastrophe: A Campaign of Extermination Before addressing the legal criteria for intervention, the world must understand the sheer scale of the slaughter currently unfolding. This is not "crowd control"; it is a war of annihilation against the Iranian people. Mass Casualties & "Blinding the Enemy": While state TV admits to over 23,000 people massacred with morgues overwhelmed (report), independent reports (Sunday Times) estimate 16,500+ killed and 330,000+ injured and 56,000 detained. Over 8,000 individuals have lost their eyes to birdshot. Video Evidence: sustained automatic gunfire by security forces in Tehranpars, Tehran (January 9, 2026). A Second Massacre by Judicial Unfolding: With jails overflowing, the regime has initiated swift, secret executions. Detainees—often youth—are coerced into false confessions and hanged immediately without trial under the charge of Moharebeh ("War with God"). The judiciary has ordered that these cases "must not be delayed" signaling a mass liquidation of prisoners behind closed doors to hide the true death toll (report), (211 hanging in the past 3 weeks, 1 execution every 2 hours link). "Shot to Kill" Policy (Genocidal Intent): In a clear display of intent to destroy life, security forces have blocked access to blood banks. When hospital staff requested urgent blood for the wounded, they were told: "We’ve shot to kill. What do they need blood for?" Hospitals are under siege and blood banks are seized. Systematic Sexual Violence & Torture: Rights groups (The Guardian's report) confirm that teenagers, including a 16-year-old in Kermanshah, have been sexually assaulted during arrest. Following reports of the regime's violent treatment of detained protesters, messages received by Iran International indicate the use of torture and injection of unidentified syringes into prisoners. Dehumanization at Checkpoints: Reminiscent of the darkest eras of the 20th century, security forces have established "Stop Stations" on roads, forcing citizens to undress to check for bullet wounds or signs of protest participation—treating injuries as crimes rather than medical emergencies. III. Pillar I: Evidence of War Crimes and Military Aggression The threshold for intervention has been crossed through the regime's deployment of battlefield tactics against civilians. Deployment of Battlefield Weaponry: Security forces are using heavy military hardware, including armored vehicles with mounted turrets and 40mm grenade-launcher machine guns, against defenseless pedestrians (Please see images attached) (Video showing regime forces killing a protester with a machete in the street. Video of shooting at protesters.) Terror Policing: HRANA reports verify that militias are patrolling cities in heavy trucks, firing randomly into streets to induce terror and "uproot" any resistance (video). Foreign Proxy Occupation: Signaling a total loss of legitimacy, the regime has imported nearly 5,000 foreign fighters from Iraqi militias (Kataib Hezbollah, Badr Organization) and Afghan Fatemiyoun divisions to slaughter Iranians, as domestic soldiers refuse to fire. Execution of Conscientious Soldiers: The regime has begun issuing death sentences to its own security forces who refuse to kill. Javid Khales, a police officer in Isfahan, was arrested and sentenced to death solely for refusing an order to shoot protesters on January 8, 2026 link. IV. Pillar II: Violations of Medical Neutrality and Human Dignity The regime has systematically dismantled the infrastructure of humanitarian and medical care. Ambulances are intercepted, and the injured are shot dead. Targeting the Injured: Security forces have raided hospitals to execute wounded protesters in their beds. Verified evidence shows victims in body bags with active medical equipment still attached, proving they were murdered during emergency treatment. Hunt the Healers: Medical professionals are being abducted and threatened for fulfilling their oaths to treat the wounded, specifically at facilities like Milad Hospital in Isfahan. State-Sanctioned Extortion: The regime is "monetizing mass murder" by forcing families to pay a "bullet fee" of $1,700–$10,000 USD to only be allowed to search for days within piles of bodies for the bodies of their loved ones. V. Pillar III: Use of Prohibited Weapons and Information Blackouts Heavy Weaponry: Photographic evidence confirms the use of military armored vehicles equipped with mounted turrets and 40mm grenade-launcher machine guns in city streets. These are weapons of war designed for battlefields, now aimed at defenseless pedestrians (Footage of Dushka heavy machine guns fired at protesters). Chemical Warfare: Credible reports indicate the deployment of chemical agents against civilians, violating the 1925 Geneva Protocol (videos & report). Technological Blockade: The regime is utilizing Russian-made Krasukha-4 electronic warfare systems to jam Starlink satellite signals, creating a total information blackout to hide ongoing massacres. Home Raids and Confiscations: Security forces, often posing as utility officials, are conducting door-to-door raids to confiscate satellite dishes and private CCTV footage to identify protesters (report). Armed officers have raided private homes to seize Starlink equipment, detaining civilians without warrants and charging them with "spying" merely for accessing the internet (report). VI. Economic Warfare and Scorched Earth Tactics The regime has expanded its war to the economic livelihood of its citizens, employing arson and asset seizure as tools of collective punishment for the most civil form of protest: strike. Confiscation of Assets: The judiciary has begun sealing businesses and seizing assets of owners who joined national strikes. Arson Attacks (The Rasht Bazaar Atrocity): Security forces deliberately set fire to the historic Rasht Grand Bazaar, destroying 300 shops to punish striking merchants. Access for fire engines was blocked by security forces. The Rasht Massacre: The arson served as the backdrop for a military slaughter. As the bazaar burned, Navy Marine Commandos—deployed domestically for the first time—opened fire on trapped civilians. "Victory Through Terror": Implementing a doctrine of al-nasr bil-ru‘b ("Victory through Terror"), forces adopted a "shoot to kill" policy, aiming for heads and hearts. Estimates suggest 600 to 3,000 deaths occurred in Rasht alone within 48 hours (3 year old among dead). VII. The Threat to International Peace and Security The Islamic Republic has forfeited its sovereignty not only by massacring its own people but by operating as a destabilizing global terror syndicate. The regime constitutes an existential threat to international peace: Sponsorship of Terror: The state actively arms and finances designated terrorist organizations, including Hamas, Hezbollah, and the Houthis, using national resources to fuel conflicts across the region rather than support its starving population. Global Aggression: The regime has become a direct combatant in Europe by supplying drones for the war in Ukraine, actively attacking European security interests. Nuclear Extortion: As it races toward nuclear weapons and Intercontinental Ballistic Missiles (ICBMs), the regime holds global security hostage. VII. Formal Demands for Immediate Action The time for diplomatic concern has passed; the Iranian people require immediate physical protection. We demand the following: Invoke Chapter VII of the UN Charter: Authorize "all necessary measures" to protect the Iranian population from state-led extermination. Establish a No-Fly Zone: Deploy a UN-mandated or NATO-led coalition to prevent the use of helicopters and drones against protesters. Targeted Neutralization of Military Assets: Conduct strikes on the heavy weaponry and armored vehicles currently being used to "mow down" civilians in city streets. Bypass the Information Blackout: Immediately deploy satellite internet solutions to restore the Iranian people's ability to document atrocities and communicate with the world. In conclusion, Silence is not neutrality; it is complicity. Silence has a side! The international community vowed "Never Again" after Rwanda and Srebrenica, we are witnessing a massacre that exceeds the lethality of those historic tragedies. If the Responsibility to Protect (R2P) is not invoked for this systematic, state-sanctioned slaughter—where machine guns mow down unarmed people for chanting freedom and hospitals are killing fields—then what scale of massacre is the world recognizing the responsibility to protect? Signed, Iranians in Diaspora morteza vafaei previous political prisoner YOU CAN SIGN HERE: https://c.org/Jf8mmyvfQ4

۱۴۰۴ دی ۲۳, سه‌شنبه

ادامه اعتراضات؛ قطع اینترنت سراسری در ایران وارد روز دوم شد

گزارش‌ها حاکی از آن است که قطع سراسری اینترنت در ایران وارد دومین روز خود شده و سطح اتصال به حدود یک‌درصد از حالت عادی رسیده است. تصاویری از اعتراضات به کمک اینترنت استارلینک ارسال و منتشر شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که قطع سراسری اینترنت در ایران وارد دومین روز خود شده و سطح اتصال به حدود یک‌درصد از حالت عادی رسیده است.
نت‌بلاکس، سازمان ناظر بر اینترنت، در شبکه اکس (توییتر سابق) اعلام کرد: «اکنون ۲۴ ساعت از اجرای قطع سراسری اینترنت در ایران می‌گذرد و اتصال در سطح یک درصد از وضعیت معمول است. این خاموشی دیجیتال، حقوق و آزادی‌های بنیادین شهروندان را نقض می‌کند و در عین حال خشونت حکومتی را پنهان نگه می‌دارد.» این قطع ارتباطی همزمان با تشدید اعتراضات اخیر در چندین شهر ایران صورت گرفته است. نهادهای حقوق بشری و فعالان حوزه آزادی اینترنت می‌گویند هدف از این اقدام ایجاد خلاء در اطلاع‌رسانی و دشوار کردن مستندسازی سرکوب خیابانی است. علیرغم خاموشی تقریبا کامل اینترنت، ویدئوهای پراکنده‌ای از تهران، مشهد، اصفهان، یزد و چند شهر دیگر از طریق استارلینک ارسال و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد اعتراضات همچنان ادامه دارد. شاهزاده رضا پهلوی: قطع ارتباطات در ایران زمینه سرکوب خونین است شاهزاده رضا پهلوی، با انتشار ویدئو و پیام‌هایی در شبکه اجتماعی ایکس از دولت آمریکا خواست تا در صورت توسل نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به خشونت علیه معترضان، "واکنش عملی" نشان دهد. او در پیامی خطاب به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، گفت: «آقای رئیس‌جمهور، این درخواستی فوری و حیاتی است. مردم ایران نه فقط با گلوله، بلکه با قطع کامل ارتباطات روبه‌رو هستند. اینترنت و خطوط تلفن قطع شده و خامنه‌ای می‌خواهد از این قطع ارتباط برای کشتار استفاده کند.» شاهزاده رضا پهلوی همچنین از مردم ایران خواست تا جمعه‌شب بار دیگر به خیابان‌ها بیایند و "با افزایش جمعیت، توان سرکوب نیروهای امنیتی را کاهش دهند." رضا پهلوی خطاب به معترضان گفت: «به شما که پنجشنبه‌شب خیابان‌ها را تسخیر کردید افتخار می‌کنم. دیدید که جمعیت انبوه باعث عقب‌نشینی نیروهای سرکوب می‌شود.» همزمان او از "رهبران میدانی" خواست مسیرهای تظاهرات را به یکدیگر متصل کنند تا تجمع‌ها بزرگ‌تر شود. این پیام‌ها در شرایطی منتشر شده که طی دو روز گذشته دسترسی به اینترنت و شبکه‌های تلفنی در ایران مختل شده است. همچنین کارل لاوترباخ، نماینده حزب سوسیال‌دموکرات (SPD) و وزیر پیشین بهداشت آلمان، با تایید سخنان جیرسرایی نوشت: «کاملا باید با جیرسرایی موافقت کرد. مردم در ایران برای آزادی خود می‌جنگند و جانشان را به خطر می‌اندازند. پوشش خبری و موضع‌گیری اتحادیه اروپا بسیار کم‌رنگ است.» او افزود: «امیدوارم رژیم ایران بدون تلفات گسترده سقوط کند.» دو چهره سیاسی ارشد در اروپا نسبت به نحوه برخورد جمهوری اسلامی با معترضان در ایران ابراز نگرانی کرده و خواستار واکنش سختگیرانه‌تر اتحادیه اروپا شدند. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در پیامی خطاب به حکومت ایران نوشت که مردم ایران "برای آینده خود می‌جنگند" و نادیده گرفتن مطالبات آنان "ماهیت واقعی رژیم" را آشکار می‌کند. او تصاویر منتشرشده از تهران را نشانگر "واکنش سنگین و نامتناسب نیروهای امنیتی" دانست و تاکید کرد: «هرگونه خشونت علیه معترضان مسالمت‌آمیز غیرقابل قبول است.» کالاس همچنین مسدود شدن اینترنت در ایران را نشانه‌ای از نگرانی حکومت دانست و نوشت: «قطع اینترنت در جریان سرکوب نشان می‌دهد رژیم از مردم خود می‌ترسد.» در آلمان نیز کریستیان دور، رهبر فراکسیون پارلمانی حزب دموکرات آزاد آلمان (FDP) از دولت فدرال خواست تا رویکرد فعال‌تری در حمایت از معترضان ایران اتخاذ کند. او نوشت: «مردم شجاع در ایران برای آزادی و پایان سرکوب اعتراض می‌کنند. اروپا نباید چشم ببندد.» به گفته او، دولت آلمان باید برای "تقویت سیاست تحریمی اتحادیه اروپا و انزوای فراگیر حکومت ایران" تلاش کند. در پی اعتراضات شب گذشته ۱۸ دی، در شهرستان اسفراین واقع در استان خراسان شمالی، دادستان این شهرستان و چند نیروی امنیتی کشته شدند. رسانه‌های حکومتی هویت دادستان را "علی‌اکبر حسین‌زاده" اعلام کرده‌اند. رضا براتی‌زاده، رئیس دادگستری استان خراسان شمالی، ادعا کرده است که حسین‌زاده در زمان وقوع حادثه همراه با نیروهای انتظامی "برای نظارت میدانی در محل تجمع" حضور داشته است. رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی همچنین گفته است: «کانکس محل حضور دادستان و عوامل انتظامی به آتش کشیده شد و تجمع‌کنندگان مانع امدادرسانی شدند.» او همچنین مدعی شده که "بخش قابل‌توجهی از افراد درگیر از خارج شهرستان به اسفراین آمده بودند." درپی انتشار این خبر، همچنین غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه نیژ خواستار برخورد با معترضان شد و گفت: «مجازات عناصر آشوبگر و اغتشاشگر، قاطعانه، حداکثری و بدون هیچگونه ارفاق قانونی خواهد بود.» نیکیتا بیر، رئیس بخش محصول پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) در پاسخ به کاربری در این شبکه اجتماعی که خواستار تغییر ایموجی پرچم جمهوری اسلامی به شیروخورشید شده بود، نوشت: «چند ساعت زمان بدهید.» او ساعاتی بعد با انتشار پست دیگری نوشت که تغییر پرچم ایران از پرچم‌ جمهوری اسلامی به پرچم شیروخورشید، در نسخه وب ایکس (توییتر سابق) زمانی در فردا فعال خواهد شد. به‌ گزارش حال‌وش، ظهر جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل‌سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه با اشاره به تداوم اعتراضات سراسری در ایران، هشدار داد که بی‌توجهی به مطالبات مردم می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای کشور به‌همراه داشته باشد. او با یادآوری مواضع پیشین خود درباره ضرورت عبور مسالمت‌آمیز از بحران‌های کنونی، خطاب به سران جمهوری اسلامی تاکید کرد که راه برون‌رفت از وضعیت فعلی، تمکین به اراده عمومی و پذیرش تغییر از مسیرهای قانونی و مدنی از جمله صندوق رأی و برگزاری رفراندوم است. به گفته مولوی عبدالحمید، گستردگی اعتراضات در شهرهای مختلف و مطالبه تغییر در ساختارهای حاکم، نشانه یک خواست عمیق و فراگیر در جامعه است و نمی‌توان این تحولات را به"اعتراضات مقطعی یا محدود" تقلیل داد. او این موج اعترضات را بازتاب اراده عمومی برای "آینده‌ای متفاوت" توصیف کرد. امام جمعه اهل‌سنت زاهدان در بخش دیگری از سخنان خود، نیروهای نظامی و امنیتی را مخاطب قرار داد و از آنان خواست اجازه دهند کشور در مسیر "آرامش، توسعه و عزت واقعی" قرار بگیرد. او هشدار داد که تداوم خشونت و سرکوب، تنها به تشدید بحران‌ها و عمیق‌تر شدن شکاف میان مردم و حاکمیت منجر خواهد شد. مولوی عبدالحمید بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که بی‌اعتنایی به مطالبات بخش‌های مختلف جامعه، از جمله جوانان و اقشار حاشیه‌نشین، خطرناک است و مسئولیت پیامدهای آن بر عهده حاکمیت خواهد بود. در بیانیه‌ای که به نام "جمعی از زندانیان سیاسی و خانواده‌های جان‌باختگان دهه ۶۰" منتشر شده، امضاکنندگان سیاست‌های جمهوری اسلامی را "ویرانگر و خانمان‌برانداز" توصیف کرده و مدعی شده‌اند این سیاست‌ها ایران را "به لبه پرتگاه فروپاشی" رسانده است. در متن بیانیه آمده است که فقر گسترده و بحران‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی ناشی از این سیاست‌ها، بار دیگر مردم را به خیابان‌ها کشانده و فریاد پایان این نظامرا در سراسر کشور طنین‌انداز کرده است. نویسندگان بیانیه اعتراضات جاری را امتداد رنج‌های پایان‌ناپذیر مردم ایران توصیف کرده‌اند. امضاکنندگان با اشاره به خیزش کنونی که به‌گفته آنان از بازار تهران آغاز شده و به ده‌ها شهر گسترش یافته، معتقدند این موج تازه اعتراضات بیانگر اراده جامعه برای "تغییر ساختاری" و گذار از وضعیت موجود است. محور اصلی این بیانیه معرفی شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماد وحدت و امید و پاسخی به خلأ یک آلترناتیو ملی و فراگیر است. امضاکنندگان می‌نویسند در خیزش کنونی، نام رضا پهلوی توانسته است جای خالی یک آلترناتیو ملی و فراگیر را پر کند. در ادامه بیانیه بر ضرورت وجود رهبری دوران گذار برای عبور از جمهوری اسلامی و استقرار نظمی مبتنی بر آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی تاکید می‌کند و نویسندگان اعلام می‌کنند که همگام و هم‌صدا با مردم داخل کشور، با امضای این متن "حمایت قاطع" خود را از رهبری رضا پهلوی اعلام کرده‌اند. شماری از چهره‌های شناخته‌شده در میان زندانیان سیاسی سابق از جمله رضا آذرخش، هوشنگ اسدی سوادکوهی، حمید اشتری، لاله بازرگان، ایرج مصداقی، حسین ملکی، سیامک نادری و آذر وطن‌پرست متن این بیانیه را امضا کرده‌اند. مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۴۰۴ دی ۲, سه‌شنبه

 

در تازه‌ترین موج برخورد با بهائیان در ایران، بیش از ۷۵۰ مورد آزار و پیگرد آنها فقط در پنج ماه گذشته ثبت شده است. دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی مشترک با جامعه جهانی بهائی اعلام کرده که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، سه برابر شده است. در هفته‌های اخیر، شماری از بهائیان با حکم‌های سنگین زندان مواجه شده‌اند، در حالی که برخی از آن‌ها قبلاً تبرئه شده بودند. فعالان حقوق بشر می‌گویند قوه قضاییه ایران به ابزار حکومت برای سرکوب این اقلیت‌های مذهبی تبدیل شده است. 


 

نهاد حقوق بشری دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید در عرض پنج ماه، یعنی از تیر تا آبان ماه امسال، هفتصد و پنجاه مورد آزار و پیگرد بهائیان را ثبت و مستند کرده است. «از این تعداد دویست حمله به منازل و کسب و کارهای بهائیان صورت گرفته که دستگیری حداقل صد و ده شهروند بهایی را هم به دنبال داشته است.در چند ماه گذشته گروهی از بهائیان که پیش از این تبرئه شده بودند، دوباره محاکمه شدند. فشارهای جدید شامل بازداشت‌هایی می‌شود که به استناد گزارش دیدبان حقوق بشر «مصداق ناپدیدسازی قهری» هستند. همچنین این فشارها احکام طولانی مدت زندان پس از محاکمه‌های سریع و غیر منصفانه را نیز در برمی‌گیرد.فعالان حقوق بشر می‌گویند برخوردهای اخیر نشان‌دهنده تداوم سیاست‌های تبعیض‌آمیز حکومت ایران علیه این جامعه است. آنها تأکید می‌کنند که محرومیت از تحصیل و اشتغال، توقیف اموال، یورش‌های امنیتی به منازل و بازداشت‌های خودسرانه همچنان از مهم‌ترین اشکال فشارهای سیستماتیک علیه بهائیان در ایران به شمار می‌رود.این نهادها از جامعه بین‌المللی خواسته‌اند برای توقف این روند و حمایت از حقوق اقلیت‌های دینی در ایران، فشارهای دیپلماتیک و حقوقی خود را افزایش دهد.پارلمان اروپا در ماه نوامبر گذشته در قطعنامه‌ای «سرکوب سیستماتیک و تشدید آزار و اذیت جامعه بهائی در ایران» را محکوم کرده بود.نمایندگان پارلمان اروپا در این بیانیه «آزار و اذیت، بازداشت و مصادره اموال» را از جمله موارد نقض حقوق بهائیان شمرده و از مقامات ایران خواسته بودند که تبعیض علیه جامعه بهائیان را متوقف کنند و همه کسانی را که به دلیل اعتقادات مذهبی خود بازداشت شده‌اند، فورا آزاد کنند.جامعه بهائی در ایران، که یک اقلیت دینی غیرمسلمان این کشور به شمار می‌رود، از زمان شکل‌گیری جمهوری اسلامی تاکنون با الگوی مستمری از تبعیض و سرکوب سیستماتیک روبه‌رو بوده‌است. حکومت ایران مذهب بهائیت را به رسمیت نمی‌شناسد و معتقدان به آن را پیروان «فرقه»‌ای غیرقانونی معرفی می‌کند؛ رویکردی که زمینه‌ساز دهه‌ها بازداشت، مصادره اموال، محرومیت از تحصیل و محدودیت‌های شدید اجتماعی شده است.جامعه جهانی بهایی و نهادهای حقوق بشری بارها هشدار داده‌اند که این فشارها نه‌تنها موردی یا پراکنده نیست، بلکه بخشی از یک سیاست سازمان‌یافته جمهوری اسلامی برای محدود کردن رشد، فعالیت و هویت این اقلیت دینی است. 

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...