۱۳۹۸ آبان ۱۸, شنبه

درود بر آتاترک بزرگ بنیانگذار جمهوری نوین ترکیه

 

آتاتورک پدر یک ملت، فرزند یک هویت: مصطفی کمال پاشا ( معروف به آتاتورک به‌معنای پدر تُرکها ) نظامی و دولت‌ مرد و بنیان‌گذار جمهوری ترکیه بود. وی استعداد شگرفی در امور نظامی داشت، چنان‌که در نبرد چاناک قلعه (۱۹۱۴) با شعار “Çanakkale dan geçilemez”
یعنی : «نمی‌توانید از چاناک قلعه بگذرید»، با سپاهی کوچک در برابر تهاجم سنگین نیروهای دریاییِ بریتانیا و فرانسه، نیروهای نظامی یونان، نیوزلند و استرالیا، ارامنه  ایستادگی نمود و مانع تصرف و سقوط استانبول شد.

مختصری درباره آتاتورک

مصطفی کمال پاشا در ۱۹ می ۱۸۸۱ در شهر تسالونیکی، در شمال یونان فعلی، که در آن زمان جزئی از امپراتوری عثمانی بود، دیده به جهان گشود.
در ابتدا وارد ارتش عثمانی شد و در طرابلس لیبی با ایتالیایی‌ها جنگید. آتاتورک در دههٔ اول قرن بیستم به‌همراه گروهی از افسران ترک، که ترکان جوان نامیده شدند، پایه‌های اصلاحات در ارتش و دولت را به‌نفع ملی‌گراییِ ترک‌ها تثبیت کرد. در جنگ‌های بالکان به سِمَت فرماندهی رسید و در سال ۱۹۱۶ در تنگهٔ داردانل و شبه‌جزیرهٔ گالیپولی در برابر انگلیسی‌ها مقاومت کرد و مانع اشغال استانبول توسط نیروهای بریتانیا و متفقین در جنگ جهانی اول شد. او سپس در جبههٔ روس نبرد کرد.
در جنگ جهانی اول، دولت عثمانی شکست خورد و مناطق بسیاری در شمال آفریقا و حجاز، سوریه، عراق به دست کشورهای بریتانیا و فرانسه افتاد. قسمت‌هایی از اروپای خاوری نیز با حمایت فاتحان جنگ به استقلال رسیدند. در اواخر جنگ جهانی اول، ترکیه مورد هجوم فرانسه و ایتالیا از جنوب و یونان از شرق بود. آتاتورک رهبری جنگ استقلال ترکیه را برعهده داشت. در پایان جنگ جهانی اول، مردم ترکیه از بی‌کفایتی خلیفه محمد ششم و نظام عثمانی به‌تنگ آمده‌بودند و آتاتورک رهبری خیزش علیه خلافت و امپراتوری عثمانی را برعهده گرفت. در سال ۱۹۲۳ ترکیهٔ مدرن با نظام جمهوری توسط ملی‌گرایان و گروه‌های مبارزه علیه اشغال برپا شد. آتاتورک از آن تاریخ تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۸، رئیس‌جمهور ترکیه بود.
کمال آتاتورک روز ۱۰ نوامبر سال ۱۹۳۸ میلادی درگذشت. آرامگاه او (معروف به آنت کابـیـر) در شهر آنکارا قرار دارد.
همه‌ساله ساعت ۹:۰۵ روز ۱۰ نوامبر، یک دقیقه مراسم سکوت به‌مناسبت درگذشت بنیان‌گذار ترکیهٔ نوین، مصطفی کمال آتاتورک، و به‌دنبال آن، به‌صدا درآمدن زنگ مدارس و آژیر پایگاه‌ها در ۹:۰۶ ( لحظهٔ وفات وی ) برگزار می‌شود.

و اما داستان زندگی مصطفی کمال آتاتورک

خانوادهء زبیده به ازدواج او با علیرضا راضی نبودند . علیرضا سرشناس و متمول نبود خیلی هم پایبند سنتهای دینی و اهل خدا و پیغمبر نبود . دامادهایی بهتر از او برای زبیدهء چشم آبی و ظریف پیدا میشد . اما قسمت چیز دیگری نوشت . علیرضا مشغول به تجارت چوب شد و توانست مال و منالی به هم بزند . در امپراتوری عثمانی ، تجارت شغل مناسبی بود و شهر “تسالونیکی” جای درستی برای تجارت چوب . شهری کوهپایه ایی که حالا ، پرچم کشور مقدونیه برفرازش میوزد.
بعد از ازدواج ، علیرضا منزل مناسبی برای زبیده و دوفرزندی که از ۷ زایمان زنده مانده بودند مهیا کرد و تجارتش را گسترده تر کرد . پسرش را که در سال ۱۸۸۱ به دنیا آمد ، علیرغم میلش مصطفی نامیدند . دخترش هم مقبوله . علیرضا برای پسرش نامی اروپایی دوست داشت و به اسامی مذهبی بی میل بود اما از انجاییکه نبض خانواده دست زبیدهء مذهبی و سنتی بود ، نتوانست مخالفتی کند.مدتی بعد، زمان مدرسه مصطفی شده بود و زن و شوهر بر سر نوع مدرسهء او هم به اختلاف رسیده بودند . مادر ، مکتبخانهء سنتی را ترجیح میداد و میخواست مصطفی قاری قرآن بشود اما پدر به دنبال مدرسه ای اروپایی میگشت تا از او یک تاجر آزاد منش بسازد . سالهای اول مدرسه به دلخواه مادر طی شد
پدر و مادر آتاتورک
زندگی در شهری که داشت پوست میانداخت و رو به فرهنگ غربی میرفت ، برای آتاتورک در رویکرد آینده اش بسیار موثر بود . او از کودکی ، مغرور بود و اعتماد به نفس بالایی داشت . قاطی بازیهای کودکانه نمیشد و رویاهای دیگری در سر میپروراند .
اولین ضربه را زندگی در ۱۲ سالگی به او زد و پدرش را از دست داد . زبیده که دست تنها مانده بود، مجبور شد که با دو فرزندش به مزرعهء برادرش نقل مکان کند جاییکه برای مصطفی محل مناسبی برای ورزیده شدن و آشنایی با طبیعت بود . او تنومند و قوی شد اما روستا برای او کوچک بود و حاضر نشد در آنجا تحصیل کند . بنابراین به تسالونیکی برگشت و کنار خاله اش زندگی کرد . او کم کم به نظامیگری علاقه مند میشد . در همسایگی آنها خانواده ای نظامی زندگی میکردند که به شوق او دامن میزدند.او با عشق به لباسهای نظامیان خیره میشد و با اصرار و التماس زبیده را وادار کرد که به او اجازه بدهد به مدرسه نظام وارد شود . در ریاضی و تحلیل مسائل هوش بسیار بالایی داشت و همیشه داوطلب تمرینهای فیزیکی بود . معلم ریاضیش او را بیش از بقیه شاگردانش دوست داشت بطوریکه بنابر رسم ترکها ، به او لقبی داد که تا آخر عمر با او ماند : “کمال “…………….و دیگر او شده بود مصطفی کمال .
مطصفی کمال پاشا در جوانی
در این بین مادر آتاتورک دوباره ازدواج کرد و گرچه او ابتدا ارتباط خوبی با نا پدریش نداشت اما به مرور ، او را افسری شایسته و محترم دانست و ناپدری هم در حق مصطفای نوجوان پدری میکرد . برایش از تاریخ و ادبیات میگفت و دید اوا را نسبت به نظام و نظامیگری قوام میبخشید . حالا مصطفای نوجوان مطمئن بود که سرنوشتش در پادگانها و در بین درجات فرماندهی رقم خواهد خورد . در آن سالها به مدرسه نظامی مناسبتری در کوهپایه ها منتقل شد .جایی که میان ترک بودن و جنگیدن باید یکی را انتخاب میکرد . یونانیها به همراه بلغاریها ، بر علیه امپراتوری طغیان کرده و جنگهای کوچک به راه انداخته بودند . دولت عثمانی هم ناتوان تر از همیشه فقط به افسرانش تکیه داشت و به آنها قدرت بیشتری برای برقراری نظم داده بود .بنابراین آتش وطن پرستی مصطفی روزبه روز شعله ور تر میشد . او دیگر وارد دبیرستان شده بود و به همراه دوستانش وارد دنیاهای جدید میشد . سیاست و ادبیات بیشتر مورد توجهش بود و حتی مدتی شعر میگفت . از آنجاییکه اوپسری جوان جذاب بود ، دختران برای آشناییش رقابت میکردند . مصطفی هم پسری با غرایز نرمال بود و از این که مورد توجه بود لذت میبرد . حسی که تا آخر عمر با او بود . مصطفی هرگز در زندگی دنبال زنی نرفت بلکه زنان به دنبال او آمدند .

آتاتورک و همسرش
آتاتورک و همسرش

زمانی که آتاتورک کمال از دبیرستان فارغ التحصیل شد ، زمان رفتن به استانبول و پیوستن به کالج نظامی رسیده بود . استانبول آنروزگار ۲ شهر متفاوت بود . یکی قسمت آسیایی که به آن اسلامبول به معنای شهراسلامی میگفتند و سنتها و تفکرات مدهبی بر آنجا حاکم بود و دیگری منطقه اروپایی یا پِرا که اروپایی مآب و غربی بود .مصطفای جوان غرق در زیباییهای منطقه پِرا و در واقع روستازاده ای بود که وارد شهری پر از جذابیتهای زندگی شده بود . در همین شهر بود که با یکی از بهترین دوستان دوران جوانیش به نام علی فواد اشنا شد که در شکل گیری تفکر سیاسی و آزادیخواهی او نقش به سزایی داشت . علی به مصطفی زبان فرانسه را آموخت و او را با ادبیات و انقلاب فرانسه آشنا کرد . از همان دوران ، ناپلئون شخصیت محبوب آتاتورک کمال شد و او با الگو از شخصیت و نبوغ جنگی ناپلئون بعدها در جنگهای بسیاری پیروز شد . علی فواد ، جاه طلبیهای شخصی کمال را تقویت کرد و او راخطیبی با قدرت نفوذ کلام بالا دید. این دو دوست به جرگه مبارزان زیرزمینی علیه حکومت پوسیدهء عثمانی پیوستند و بعد از ماجراهای فراوان ، با لو رفتن توسط یکی از دوستان صمیمیشان ، هرکدام به نقطه ای از امپراتوری تبعید شدند. .آتاتورک کمال در ۲۴ سالگی به درجه سروانی رسیده و به دمشق تبعید شد . آنجا بود که علیه فساد موجود در ارتش عثمانی طغیان کرد و از بالادستها دستور نگرفت . با مردم محلی ارتباطی خوب برقرار کرد و پیگیر خواسته هایشان شد اما زا آنجاییکه دمشق یک شهر مذهبی و کاملا آرام بودو کمتر بویی از مدرنیته برده بود ، مصطفی سعی کرد در مورد شیوهء اعتقادات آنها بیشتر فکر کند . عبدالمجید تحت فشار انجمنهای مبارز بلاخره شروع به اصلاحات قانون اساسی کرد اما آتاتورک به دنبال اصلاحات نبود .


از آن به بعد خود آتاتورک دست به کار شد و پایه گذار چندین انجمن مخفی انقلابی ابتدا در دمشق و بعد در زادگاهش تسالونیکی شد.در همین حین با “انور ” در جنبش ترکهای جوان آشنا شد . انور جوانی پرشور ولی ناصادق بود و آتاتورک از اینکه مردم برای او هورا میکشند در عذاب بود . حتی عقب نشینیهای سیاسی عبدالمجید هم کمال را راضی نمیکرد .جنبش ترکهای جوان به رهبری انور پیروزیهای سیاسی کوچکی به دست آورد . آنها به اصلاحات می اندیشیدند در حالیکه آتاتورک تنها راه نجات را دگرگونی اساسی و پایه ای میدانست .اما با هوش فراوان دانست که زمان موعود نرسیده و باید شرایط را تحمل کرد .او به ارتش آزادیبخش وطن پیوست که تحت نظر فرماندهان آلمانی اداره میشد. او سفرهای بسیار کرد و از اینکه افسران آلمانی ترکها را جدی نمیگیرند حرص میخورد .اما سعی کردبا نشان دادن لیاقت از خودش نظر آلمانیها را عوض کند که موفق هم شد . بعد از راه اندازی مجلس ملی ، آتاتورک اولین شغل سیاسی – نظامی خود را به دست آورد و وابسته ارشد نظامی سفارت ترکیه در بلغارستان شد .
این شغل ، آشنایی آتاتورک  را با فرهنگ اروپایی بیشتر کرد و او به دلیل ادب و نزاکت زیاد و آگاهی و جذابیت ظاهری خیلی زود در بین دوروبریها محبوب شد . در همان زمان اولین عشقش ، دیمیترینا که دختری از طبقه بالای جامعه بلغارستان بود ، به دلیل مخالفت خانواده اش نتوانست در کنار آتاتورک بماند . آتاتورک همانجا قسم خورد که کاری کند که هر شهروند تُرک روزی بتواند به ترک بودنش افتخار کند.
در حین جنگ جهانی اول ، آتاتورک مخالف هم پیمانی با آلمان بود چرا که معتقد بود جبهه آلمان ضعیفتر است و بعد از شکست ،ترکیه تحت استثمار روسیه قرار خواهد گرفت . اما کسی به حرف او گوش نداد و نتیجه تقریبا همان شد که آتاتورک گفت .
در این زمان او به دولت انقلابی پیوست و سالها علیه دولتهایی که رویای ادارهء ترکیه را در سر میپروراندند جنگید . او در سراسر ترکیه سفر میکرد و بر علیه انگلیسیها ، یونانیها ، بلغاریها و روسها تفنگش را میچکاند . داستان قهرمانیهای او بسیار است که در این نوشتار نمیگنجد اما همین جنگها و پیروزیهای او بر قوای دشمنان امپراتوری از آتاتورک  یک قهرمان ملی ساخت . قهرمانی که مردمش به او دل بستند، او را صادق و با اراده دیدند و نجات دهنده .
در این بین زنی به نام فکریه ، کنار او زندگی میکرد .بانویی با پوست تیره و لاغر اندام ، پر از شور کودکی اما آرام و تحت کنترل . فکریه زنی بی حجاب اما سنتی و شرقی بود . آتاتورک با او راحت بود اما خوشحال نه …………..تا سالیان بعد که به خاطر “لطیفه” و به بهانهء مسلول بودن “فکریه ” را برای همیشه به پاریس فرستاد و دیگر هرگز او را ندید . مادر و خواهرش هم به او در استانبول پیوستند و آتاتورک بعد از سالها دوباره در کنار خانواده طعم محبت مادر را میچشید .
او با راه اندازی حزب مردم و تبدیل آن به یکی از اصلی ترین نهادهای سیاسی توانست به قلهء قدرت نزدیک شده و در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳ ، با هوشمندی و کمی خودمحوری و غافلگیری اطرافیانش ، حکومت ترکیهء نوین را جمهوری اعلام کرد . چند ماه بعد هم خلافت را منحل کرد و آخرین خلیفهء عثمانی به همراه خانواده اش از ترکیه خارج شد. . سپس از تحصیلکردگان دعوت کرد که از روی قانون اساسی سوییس ، قانون اساسی جمهوری ترکیه جدید را بنویسند .
حالا آتاتورک کمال پاشا ، یکه تاز میدان قدرت در جمهوری ترکیه بود .
“لطیفه” ، زنی که مدتی قبل وارد زندگی آتاتورک کمال شده و به خواست خودش تمام ثروت و خانهء پدریش را در اختیار کمال گذاشته بود در کنارش زندگی میکرد . او زنی با حجاب ولی نه به مدل سنتی بود و در فرانسه حقوق خوانده بود .
او با قدی کوتاه و کمی چاق اما نگاهی نافذ ، دختر یکی از خانواده های سرشناس ازمیر بود که خودش به دفتر آتاتورک آمده و پرستاری از او را به عهده گرفته بود . با حضور لطیفه ، کمی از خشونت ذاتی آتاتورک کم شده و روابط اجتماعی او رو به گسترش بود . لطیفه زنی آزاده و مدرن ، اما همچنان از مشرق زمین بود .او آتاتورک را مجبور به ازدواجی کوتاه مدت کرد اما از آنجاییکه بعد از ازدواج بنای حسادت و مکاریهای زنانه را گذاشت ، آتاتورک طی یک سفر کاری او را غیابا” طلاق داد . او همیشه خواهان بانویی کاملا” اروپایی اما سربه راه بود.
طی ۱۵ سال ریاست جمهوری ، آتاتورک بارها مورد سوء قصد قرار گرفت و بارها از سوی اسلامگرایان تهدید به مرگ شد . زمانی نزدیکترین دوستانش به او خیانت کردند و او تصمیم گیری در مورد آنها را به قضات سپرد .
تغییرات بسیاری در سیستم حکومتی و نهادهای اجتماعی ترکیه ایجاد کرد که برای تغییر هرکدام از آنها مستقیما” به دل تاریکی میتاخت . او در حضور هزاران مرد سنتی ترک ، کلاه ترکی (فِز ) را از سر برداشت و به جایش شاپکای اروپایی حصیری معروف خود را به سر نهاد . چند سال بعد در اجتماعی از تحصیلکردگان و متعصبان ترک ، الفبای عربی را ابطال و متنی را با الفبای لاتین خواند . او هوشمندانه به جامعهء سنتی زنان فرصت داد تا به مرور به فرهنگ اروپایی نزدیک شوند سپس به آنها حق رای داد و جایگاه اجتماعی آنان را بالا برد . در سال ۱۹۳۵ ، مجلس ملی ترکیه ۱۷ نمایندهء زن داشت .
او عاشق بچه ها بخصوص بچه های محصل بود و با آنان جلسات بحث و مناظره میگذاشت . سرپرستی مستقیم ۵ دختر و پرداخت مخارج تحصیل چند پسر را به عهده داشت . دختران او در بزرگسالی از نامداران ترکیه شدند : دکتر آفت اینان و خلبان صبیحا گوکچن از جملهء آنان بودند . عزیزترین آنها کوچکترین دخترش “اولکو” بود که به پرستاری از پدر میپرداخت .
در وصیتنامه ای که بعد از چیره شدن مریضی بر جسمش نوشت ، مالکیت تمام املاک خود را به حزب مردم داد و بانک ایش را مسئول ادارهء املاک کرد . درآمد حاصل از ادارهء املاکش را مقداری به خواهرش مقبوله و مقداری را به ۵ دخترخوانده اش بخشید و بقیه وقف حزب شد.
او بعد از به قدرت رسیدن ، اسم مصطفی را کنار گذاشت و پای تمام امضاهایش کمال مینوشت .
هنگامی که مردم را وادار به استفاده از نام فامیل کرد ، برای خود آتاتورک را برگزید . لقبی که دوستدارانش او را چنین مینامیدند .
کمال آتاتورک ، اهل ازدواج نبود اما عاشق به هم رساندن دختر و پسران جوان بود و مقدمات ازدواج بسیاری را فراهم کرد . او دوست میداشت که شبانه و بدون اطلاع به دوستانش سر بزند و همراه آنان بخورد و بیاشامد . ازرقص و بخصوص رقصهای اروپایی لذت میبرد و اطرافیانش را تشویق به یادگیری رقص میکرد . شایعات زیادی در مورد ارتباطش با زنان زیبا بر سر زبانها بود که هرگز ثابت نشد .
او معتقد به روابط دوستانه با جهان بود . حتی کشورهایی که در وطنش جنگ افروزیهای بسیار و کشتار کرده بودند . کمال آتاتورک ارتباط براساس احترام متقابل بین کشورها را اساس پیشرفت و آسایش جهان میدانست و ابتدایی ترین تصمیمات سیاسیش ، صلح با کشورهای همسایه بود . او مردی ملی گرا و وطن پرست بود که برای سربلندی و احترام از دست رفتهء ملت ترک بسیار کوشید . او با خود عهد کرده بود که ” تُرک بودن ” به یک افتخار تبدیل شود . گرچه گاهی مجبور به خودمحوری میشد اما هرگز به دیکتاتوری نزدیک نشد در نهایت سیرُز کبدی بود که حریف او شد و به بستر مرگ کشاندش.
هنگامی که کمال در کاخ دُلما باهچا مشغول استراحت بود به علت شرکت در جشن پانزدهمین سال جمهوری حالش رو به وخامت گذاشت.بعد از ۳ شبانه روز درد شکمی و تب در حالیکه هنوز به ۶۰ سالگی نرسیده بود عاقبت در ساعت ۹ صبح روز ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ چشم از جهان فرو بست .
پیکر او سه شبانه روز برای آخرین وداع با مردم در همان کاخ ماند و انبوه جمعیت عزادار و گریان ،دسته دسته به او ، به پدرشان ، به آتا ترک بزرگ ، ادای احترام کردند .استانبول در بهت و ماتم فرورفته و زنها عکس او را بغل گرفته و زار میزدند . سپس پیکرش را با کشتی یاووز در حالیکه کشتیهایی از ملل مختلف اسکورتش میکردند به بندر ازمیت رساندند . از آنجا پیکر بیجان کمال ، با قطار ریاست جمهوری به آنکارا ، منتقل میشد . وقتی قطار به راه افتاد به جز واگن حامل کمال آتاترک ،بقیهء واگنها در خاموشی مطلق بودند اما در سرتاسر مسیر ازمیت تا آنکارا ، دهقانان و روستاییان با مشعلهای روشن مسیر او را نورباران کرده و با اشک ، پدر را تا آرامگاه ابدی خود بدرقه کردند .
کمال آتاترک ، مردی با هوش و سیاستمداری وطن پرست بود که توانست ملت ترک را از دروان تاریک امپراتوری فاسد عثمانی نجات دهد و آنها را از خاکستر باقیمانده از یک تمدن روبه زوال ، دوباره به اوج برساند . در طول سالهای بعد از او ، بارها افرادی خواستند تا آتاترک دیگری باشند ، اما حتی نتوانستند ادای او را دربیاورند . او بزرگمردی بود که ملتش در او تکیه گاه پدری مقتدر و مهربان دیدند و او را ” آتا ” نامیدند . تا امروز ، همچنان ارزشهای بناشده توسط کمال ، جایگاهی بدون چون و چرا برای ملت ترک دارد .

صبیحا اولین خلبان زن ترکیه
صبیحا اولین خلبان زن ترکیه یکی از فرزندان آتاتورک که به سرپرستی گرفته بود

“مصطفا کمال آتاترک ” را نمیتوان در چند صفحه یا حتی چند کتاب توضیح داد . شناخت او را باید به تاریخ سپرد .

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ مهر ۲, سه‌شنبه

عامل و مقصر اصلی تحریم های فلج کننده ؛مقامات جمهوری اسلامی ایران

 


به دنبال افزایش اعتراض‌ها به نابسامانی اقتصادی در هفته‌های گذشته، رهبر جمهوری اسلامی مشکلات اقتصادی کنونی ایران را ناشی از اقدامات آمریکا دانست. این در حالی است که مردم در دهها تجمع، راهپیمایی و اعتراض ضعف و فساد مقام های جمهوری اسلامی را موجب مشکلات اقتصادی دانسته اند.

آیت الله خامنه ای روز شنبه ۹ تیر در مراسمی گفت که که هدف آمریکا از فشارهای اقتصادی به ایران، ایجاد شکاف و جدایی میان نظام و مردم است و اضافه کرد: «هدف از فشارهای اقتصادی کنونی، به ستوه آوردن مردم است.»

اشاره او به خروج دولت پرزیدنت ترامپ از برجام و بازگشت تحریم‌های امریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران است.

این سخنان رهبر جمهوری اسلامی در حالیست که در آخرین موج اعتراض‌های مردمی ایران، بازاریان تهران و چند شهر ایران به سوء مدیریت، فساد چهره های حکومتی و هزینه‌های سپاه پاسداران در سوریه اعتراض کرده و شعار می دادند: سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن.

مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز جمعه نیز، در توئیتی یادآوری کرد که حمایت جمهوری اسلامی ایران از حوثی‌های یمن نه تنها به آنها قدرت حمله به عربستان سعودی و امارات متحده عربی را می‌دهد، بلکه خطر بحران انسانی در یمن را نیز تشدید می‌کند.

آقای پمپئو دو روز پیش از آن نیز در توئیت دیگری نوشته بود: «رژيم فاسد ايران منابع کشور را با حمایت از اسد، حزب الله [لبنان]، حماس و حوثی‌ها [یمن] هدر می‌دهد و این در حالی است که خانواده های ايرانی زجر می‌کشند.»

او اضافه کرده بود: «کسی نباید از ادامه اعتراضات شگفت زده شود. مردم از فساد، بی‌عدالتی و بی کفایتی رهبران شان خسته شده‌اند. جهان صدای مردم [ایران] را می‌شنود.»

بازاریان در بازار بزرگ تهران و جمعی از کسبه خیابان جمهوری و لاله‌زار دوشنبه هفته گذشته در اعتراض به نابسامانی بازار ارز، گرانی، رکود و سردرگمی مشتریان و فروشندگان دست به اعتصاب و تجمع اعتراضی زدند.

تصاویر دیگری نیز حاکی بود که جمعی از کسبه مشهد، کرمانشاه، اراک، قشم و چند شهر دیگر نیز مغازه‌های خود را بستند.

بر اساس ویدئوهای منتشر شده، بازاریان پس از بستن مغازه‌ها راهپیمایی کرده و شعارهایی از جمله «دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست» و «مرگ بر مفت خور گردن کلفت» سر دادند. این تجمع در ادامه در برخی از مناطق با برخورد پلیس و شلیک گاز اشک آور مواجه شد. برخی از معترضان نیز شعار «رضا شاه، روحت شاد» سر می‌دادند.

اعتراض‌ها روز سه شنبه نیز در برخی از مناطق بازار تهران و خیابان‌های مرکزی تهران ادامه یافت.

​روز یکشنبه نیز در پی افزایش ناگهانی نرخ دلار آزاد فروشندگان تلفن همراه در دو بازار اصلی این کالا در تهران، پاساژ علاء‌الدین و چهارسو، در اعتراض به گرانی کالاها و نوسان نرخ ارز، مغازه های خود را بستند و تجم

وهمچنان امید چندانی به بهبودی مذاکرات نیست ....

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ مرداد ۲۷, یکشنبه

حسن نصرالله می‌گوید تحریم‌ها علیه ایران کارساز نیستند!!!

با راست میگه دیگه .تحریم ها روی مردم ایران اثر نکرده مثلا:
دلار گرون نشده
آب و برق اصلان قطع نمی شه
مملکت گل و بلبل هست
کارگرها اعتصاب نمی کنند
بازار نیمه تعطیل نیست
دریاچه ی ارومیه خشک نشده
دریای خزر رو شیش دانک زدن به نام ایران
پاسدارها تو سوریه شتل نمی شوند
مردم نمی گن مرگ بر دیکتاتور
اختلاس زیر میلیارد نداریم به برکت وجودی عظما
آغا سید حسن هم اینقدر شیر دل هست که حتی نمی تونه در جمع هوادارش سخن رانی بکنه
پاسپورت ایران انقدر با ارزش شده که به جز یمن و سوریه و عراق جای دیگه ای نمی شه رفت
از موقعی که آمریکا دولت سید علی رو تحریم کرده .دولت کاری کرده که مردم جورش رو بکشند
ما تو ایران آقا زاده و خانم زاده نداریم
زلزله زده های کرمونشاه هم همه سرو سامون گرفتن
خلاصه وضع همه تو ایران توپ توپ هست
به جان سید حسن قسم
تو هر تضاهرات مردم ایران همیشه ذکر خیر سید حسن هست و مردم از مادر وپدر و هفت جد آباد اون رو مورد لطف قرار می د ن
تازه ما که نمی دونیم سید حسن ترسو و جاسوس هست 
اون از بند شلوارش محافظت بکنه خیلی شاهکار کرده تا جلوی اسراییل واسه
اسپند براش دود کنید که چشم نخوره با این شجاعت

 

شکم این آخوند تروریست از پول مردم غارت شده ایران روز به روز بزرگتر میشود و بقیه غارتگران این مملکت را که شما بخوبی در موردشان آگاهی دارید، اما کودکان ایرانی روز به روز رنجورتر میشوند و در نقاطی از ایران کودکانی هستند که با شکم گرسنه میخوابند. کودکانی که در خیابانها شیشه اتومبیل ها را میشویند کفش مردم را واکس میزنند تا بتوانند زنده بمانند. آخوندها و سایر اسلامگرایان فاجعه بسیارعظیمی بودند بمانند ابرهای سیاه که آمدند و همه جا را سوزاندند وسرانجام هم خواهند رفت.
اين خرس الله راست ميگه كه اين تحريمات هيچ تاثيرى نداره چون چهل ساله فشارش فقط بر مردمه چون آخوندها كه همه چيزشون مهياست. در عين حال اگر هم اين تحريمها نباشه آلترناتيوش جنگه البته اگر امريكا واقعا ميخواد كه جمهورى اسلامى دست از شرارتش برداره بايد بالاخره همون راه را انتخاب كنه والا به اميد مثلا تغيير رفتار آخوندها و چند تا تظاهرات پراكنده چند صد نفرى بدون يك رهبرى منسجم نشستن كه ميرن و دو تا فحش به آخوندها ميدهند و مثلا اونها را تحت فشار قرار ميدن 😜چيزى تغيير نميكنه و بايد كلا جمهورى اسلامى را به حال خودش رها كنند. البته تجربه ترامپ باعث ميشه كه آخوندها حتما حتما "حتى با ورود دوباره امريكا به برجام" به طرف ابتياع بمب اتم بروند همانطور كه خامنه اى ديروز در خرعبلاتش به اون اشاره كرد.
 

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ مرداد ۱۱, جمعه

شهیدان فراموش شده آبان ۹۸

 

با گذشت یک سال از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در ایران، مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی و دقیق تعداد کشته‌شدگان این اعتراضات همچنان سر باز زده‌اند و مسئولیت مرگ کشته‌شدگان را بر ‌عهده نگرفته‌اند.

خانواده‌های کشته‌شدگان آبان در مصاحبه با رادیو فردا می‌گویند که نه‌تنها شکایت‌های آن‌ها برای معرفی قاتلان فرزندان‌شان بی‌نتیجه مانده که خانواده‌ها تحت فشار قرار گرفته‌اند تا سکوت کنند و از پی‌گیری پرونده‌های شکایت خود منصرف شوند.

به گفته این خانواده‌ها، شکایت‌ها یا بی‌نتیجه مانده و از آن‌ها خواسته شده با دریافت دیه پرونده را مختومه کنند و یا تحت فشار قرار گرفته‌اند تا جانباخته خود را شهید اعلام کنند و مسئولیت قتل آن‌ها را بر گردن معترضان بیندازند.

در آستانه سالگرد اعتراضات آبان، برخی خانواده‌های جانباختگان هم تحت فشار قرار گرفته‌اند تا از برگزاری مراسم سالگرد پرهیز کنند.

سرنوشت کشته‌شدگان آبان ۹۸؛ «از دفتر رهبری پرسیدند کدام آبان؟»

اعتراضات آبان سال گذشته که در ابتدا واکنشی به گران شدن ناگهانی قیمت بنزین بود، به‌سرعت تغییر جهت داد و حکومت جمهوری اسلامی را نشانه گرفت. این اعتراضات اما با سرکوب شدید مواجه شد، به‌طوری که صدها نفر کشته شدند.

وزیر‌‌کشور ایران گفته است که بین ۲۰۰ تا ۲۲۵ نفر در این اعتراضات کشته شدند، اما سازمان عفو ‌بین‌الملل با اعلام مشخصات حداقل ۳۰۴ نفر از کشته‌شدگان، تأکید کرده است که شمار کشته‌شدگان ممکن است بسیار بیشتر از این عدد باشد.

خبرگزاری رویترز اما ضمن اعلام کشته‌ شدن حداقل ۱۵۰۰ نفر در اعتراضات آبان ۹۸، از قول «سه منبع نزدیک به حلقه اطرافیان» خامنه‌ای «و یک مقام چهارم» نوشت که رهبر جمهوری اسلامی به مقام‌های ارشد کشور گفته است «هر کاری لازم است برای متوقف کردن» اعتراضات انجام دهند.

افسر آگاهی گفت فرض کن من کشتم

بهزاد ابراهیمی، عموی آرشام ابراهیمی، جوان ۲۱ ساله‌ای که روز شنبه ۲۵ آبان بر اثر اصابت گلوله در اصفهان جان باخت و پیکرش شبانه به خاک سپرده شد، در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید: پاسخی به ما داده نشد، فقط از طرف دولت یک هیئتی برای عذرخواهی آمدند که برادرم آن‌ها را نپذیرفت. شکایت هم فکر نمی‌کنم معنایی داشته باشد، چنین شکایتی را گوش نمی‌کنند، خودشان می‌دانند آمر و مباشر این فجایع تلخ چه کسانی هستند. خودشان بلدند و می‌آیند خودشان را محاکمه کنند؟ که ما شکایت داروغه را به داروغه بکنیم؟

آقای ابراهیمی می‌گوید وقتی برادرش برای تحویل گرفتن وسایل آرشام به آگاهی اصفهان مراجعه کرده، «افسری که نشسته بود، گفته بود فرض کن من کشتم، می‌خواهی چه کار کنی؟ وقتی چنین ادبیاتی را به کار می‌برند، بی‌معناست شکایت کنیم. فایده و نتیجه‌ای ندارد. مبنای حقوقی هم ندارد.»

بر سنگ قبر آرشام ابراهیمی عنوان شهید حک شده است. عموی او می‌گوید: «بچه ما را شهید اعلام نکردند، اما ما بر سنگ قبر او نوشتیم شهید. یک عده را گفتند شهید، یک عده را گفتند دیه پرداخت می‌کنند. به اخوی ما هم زنگ زده و گفته بودند شماره کارت بدهید دیه پرداخت کنیم، که برادر من گفته بود من دو برابر می‌دهم، قاتلش را معرفی کنید.»

عموی آرشام اضافه می‌کند: «خانواده برادر من متأسفانه آشیانه‌شان از هم پاشیده و داغون هستند. پدر و مادر و خواهران آرشام مشکلات روحی و روانی پیدا کرده‌اند. نمی‌توانند هنوز باور کنند که بچه بی‌گناه کشته شد و رفت. ما این‌همه برای این مملکت زحمت کشیده بودیم، برای این نظام هزینه داده بودیم، پدر من عملیات خرمشهر جنگیده بود. من در سن ۱۵ سالگی جبهه رفتم. برادرم، پدر آرشام، ۱۷ سالش بود که به اسارت درآمد و ۸ سال اسیر و جانباز بود. من جانباز هستم و برادران همسر من شهید شده‌اند. دیگر نمی‌دانم ما برای این مملکت چه باید می‌کردیم که این‌طور پاسخ دادند. سخت است واقعاً پذیرفتن این حرکات.»

ده‌ها نفر در استان اصفهان بر اثر اصابت گلوله مستقیم در اعتراضات آبان ۹۸ کشته شدند و تاکنون حداقل اسامی ۳۰ نفر از کشته‌شدگان منتشر شده است. خانواده‌های بسیاری از آن‌ها تحت فشا‌رهای امنیتی سکوت کرده‌اند. محمد‌جواد عابدی، نوجوان ۱۶ ساله، یکی از کشته‌شدگان اصفهان است که به‌گفته خانواده‌اش شبانه و تحت تدابیر امنیتی در حالی به خاک سپرده شد که اجازه دیدن پیکرش را هم به پدر و مادرش ندادند. خانواده او هم شکایتی به دستگاه قضایی نکردند. محمد‌‌‌جواد عابدی کودک کار بود که به‌گفته پدرش برای رفتن به سر کار از خانه خارج شد و هرگز بازنگشت.

گفتند همه‌چیز تمام شده، دیه بگیرید

محمد داستان‌خواه، ۱۵ ساله و دانش آموز سال اول دبیرستان در شیراز، از دیگر کودکانی بود که در جریان اعتراضات آبان ۹۸ بر اثر اصابت گلوله کشته شد. او به‌گفته خواهرش لباس فرم مدرسه بر تن داشت و هنگام بازگشت از مدرسه گلوله بر قلبش نشست و جانش را گرفت و در گواهی فوتش نوشته شد مرگ بر اثر «اصابت جسم نفوذی گلوله».

غزل داستان‌خواه، خواهر محمد داستان‌خواه، در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید: «هیچ‌کس پاسخگوی شکایت ما نبود. فقط گفتند به کسانی که بی‌گناه بودند دیه تعلق می گیرد و چیزی بوده که تمام شده، نیست و دنبال چی هستید؟ این تنها جوابی بود که به ما دادند و بعد گفتند بروید ستاد دیه، دیه بگیرید .که ما نرفتیم.»

بخشی از حکم مربوط محمد داستان‌خواه (برای جزئیات بیشتر کلیک کنید)

بخشی از حکم مربوط محمد داستان‌خواه

به گفته خانم داستان‌خواه و در پاسخ به پی‌گیری‌های خانواده او، در دادگاه نظامی شیراز گفته شده که فقط دو نفر از کارمندان دولت را که کشته شده‌اند شهید اعلام می‌کنند و مردم عادی شهید نیستند.

سیدجواد حسینی خواه، بازپرس شعبه دوم دادسرای نظامی استان فارس، در درخواست صدور دیه از بیت‌المال برای کشته‌شدگان این شهر باز عبارت «تلاش‌ها جهت شناسایی قاتل منتج به نتیجه نبوده» استفاده کرده است. تاکنون اسامی دست‌کم ۴۷ نفر از کشته‌شدگان در استان فارس منتشر شده است.

نان در خون برادرم نمی‌زنیم

در بهبهان، شهری در جنوب شرقی خوزستان، روز شنبه ۲۵ آبان، ۶ نفر با گلوله جنگی کشته شدند. پوران حشمدار، خواهر محمد حشمدار، جوان ۳۳ ساله بهبهانی، در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید که خانواده او شکایت کردند و خواهان معرفی قاتل فرزندشان شدند، اما در پاسخ به پی‌گیری‌های آن‌ها در دادگستری بهبهان گفته‌اند پرونده همین‌جاست و باید از بالا دستور بیاید تا به شما خبری بدهیم.

گفتند از دفتر رهبری تماس می‌گیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چه‌جوری بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند کدام آبان؟

خانم حشمدار می‌گوید: «از بالا وقتی دستور می‌آید که برادر من را تک‌تیرانداز بزند، چگونه از بالا دستور بیاید که قاتل برادر مرا معرفی کنند؟!»

به‌گفته خواهر محمد حشمدار، «انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده، همه‌چیز تمام شده است. من بیست‌وپنجم هر ماه برای برادرم [در اینستاگرام] استوری می‌گذارم و می‌پرسم قاتل، قاتلین وعلت قتل چی است؟ قاتل محمد حشمدار کیست؟ شش نفر در بهبهان در جبهه‌ای که جمهوری اسلامی درست کرد، شهید شدند.»

پوران حشمدار همچنین می‌گوید: «از دفتر رهبر به موبایل مادرم زنگ زدند. چون مادرم سواد نداشت، گوشی را به من داد. گفتند از دفتر رهبری تماس می‌گیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چه‌جوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند کدام آبان؟ گفتم آبان خونین ۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی می‌شود. همین. اما من بعد از سالگرد برادرم هر روز مادرم را می‌برم و می‌آورم تا به جایی برسدو حداقل یک جوابی به ما بدهند.»

خواهر حشمدار می‌گوید: «از قبل از چهلم برادرم، از فرمانداری و دادستانی می‌خواستند برای عرض تسلیت خانه ما بیایند، ما نگذاشتیم. مادرم اجازه نداد. من و شوهرم هم مخالف بودیم. بعد از چهلم تا الان هرچه تماس گرفتند، واسطه کردند و قیمت تعیین کردند که هزینه را می‌آوریم، ولی ما نگذاشتیم. پروندهٔ ما باز است. پروندهٔ محمد حشمدار باز است و این یک تکلیف است. کمک‌هزینه به هر خانواده ۲۰ میلیون می‌دادند، ما نگذاشتیم و نتوانستند پولی به ما بدهند. دادستان بهبهان وقتی خودش می‌داند که قاتل و قاتلین چه کسانی هستند و دستورِ صادرشده از کجا آمده، چگونه می‌خواهد بیاید خانه ما؟ پیش مادر من می‌خواهد چه‌کار کند؟ ما نان توی خون محمد نمی‌زنیم.»

فرزانه انصاری‌فر، خواهر فرزاد انصاری‌فر، سرامیک‌کار ۲۷ ساله اهل بهبهان که بر اثر اصابت گلوله به سرش کشته شد، با قرار وثیقه آزاد است. او تیر ماه ۱۳۹۹ در جریان اعتراض‌های مردم بهبهان به نابسامانی‌های اقتصادی و سرکوب سیاسی بازداشت شده بود. پرونده شکایت خانواده او هم همچون دیگر خانواده‌های جانباختگان آبان در بهبهان بی‌نتیجه مانده است.

امین انصاری‌فر، پدر فرزاد که خود از جانبازان جنگ ایران و عراق و از باز‌ماندگان عملیات کربلای ۴ است، در گفت‌وگو با رادیو فردا گفته بود که فرزاد حدود ساعت یک بعدازظهر، پس از تعطیلی کارش، در نزدیکی خانه از پشت سر تیر خورد.

طبق آمارهای سازمان عفو بین‌الملل، محله‌های فقیرنشین حاشیه شهر تهران با ۱۶۳ کشته و پس از آن استان خوزستان با ۵۷ کشته بالاترین رقم قربانیان را داشته‌اند.

تاکنون اسامی حداقل ۵۴ نفر از کشته‌شدگان در استان خوزستان رسانه‌ای شده است. در جریان اعتراض‌ها، بهبهان و ماهشهر از کانون‌های مهم و پرحادثه بودند و بر اساس برآوردهای رادیو فردا، حداقل ۲۸ نفر در جریان اعتراض‌ها در ماهشهر کشته شده‌اند.

بر اساس گزارش‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، پس از حضور مأموران امنیتی برای سرکوب معترضان، برخی از آن‌ها به نیزارهای اطراف شهرک جراحی یا چمران ماهشهر پناه می‌برند، ولی با تیراندازی مأموران کشته می‌شوند. شدت سرکوب در ماهشهر به‌گونه‌ای بود که بر‌پایه برخی گزارش‌ها، مانند گزارش نیویورک‌تایمز، بین ۴۰ تا ۱۰۰ نفر در این شهر و شهرک‌های حاشیه‌ای آن کشته شدند.

وزارت اطلاعات؛ مانع برگزاری مراسم سالگرد

خانواده ابراهیم کتابدار، شهروند ۳۰ ساله که روز شنبه ۲۵ آبان ماه بر اثر اصابت گلوله در مهدی‌آباد کیانمهر کرج کشته شد، در مصاحبه با رادیو فردا می‌گویند که قاتلان فرزندشان را شناسایی و به دستگاه قضایی معرفی کرده‌اند، اما آن‌ها هم نتیجه‌ای از شکایت تاکنون نگرفته‌اند.

او یکی از حداقل ۳۴ جانباخته‌ای است که در استان البرز اسامی‌شان رسانه‌ای شده است. سکینه احمدی، مادر ابراهیم کتابدار، در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید که از وزارت اطلاعات و از اداره اطلاعات کرج با او تماس گرفته و گفته‌اند که اجازه برگزاری مراسم سالگرد ندارند.

ابراهیم کتابدار، پدر دو بچه خردسال، در مقابل محل کارش در حالی که دست در جیب داشت مورد اصابت گلوله از ناحیه قلب قرار گرفت و در گواهی فوت او نوشته شد «اصابت گلوله به قلب، خارج از نزاع».

مادر ابراهیم کتابدار می‌گوید: «آخرین بار که به دادسرای کرج رفتم، تهدید کردند و گفتند دیدی با پدر و مادر پویا بختیاری چه‌کار کردیم؟ با شما هم همین کار را می‌کنیم، اگر زیاد حرف بزنی. گفتم من آماده‌ام. نه پول می‌خواهم نه چیزی می‌خواهم؛ قاتل بچه‌ام را می‌خواهم. گفتند ما خودمان زدیم. گفتم چرا زدید؟ او که دست‌هاش توی جیبش بود و جلوی مغازه‌اش ایستاده بود! چرا زدید؟ با چه حقی و چه قانونی زدید؟ گفتند اگر بروی مصاحبه کنی و عکس بدهی، همان که سر مادر پویا بختیاری آوردیم سر تو هم می‌آوریم. گفتم برای من مهم نیست.»

پویا بختیاری که ۲۵ آبان ۹۸ در مهرشهر کرج بر اثر اصابت گلوله به سر کشته شد، به یکی از نمادهای اعتراضات آبان تبدیل شده است. او هنگام مرگ ۲۷ سال داشت. منوچهر بختیاری، پدر پویا، تیر ماه امسال در اعتراض به سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین و دادخواهی خون پسرش راهی جزیره کیش شده بود که آن‌جا بازداشت و به زندان بند‌رعباس منتقل شد.

او پیش از این نیز در پی پافشاری بر برگزار کردن مراسم چهلم قربانیان آبان‌ماه، نزدیک به یک ماه بدون برگزاری دادگاه در بازداشت بود. بی‌بی‌زهرا بختیاری، مادربزرگ پویا بختیاری، هم روز یکشنبه ۱۲ آبان ۹۹ با انتشار ویدئویی کوتاه از مفقود شدن مهرداد بختیاری، پسر دیگر خود، خبر داده است.

در حکم صادره از سوی شعبه یک جنایی استان البرز در مورد پرونده شکایت خانواده ابراهیم کتابدار عنوان شده است که «چون عامل مشخص نگردید، دیه تعلق می‌گیرد».

مادر ابراهیم کتابدار می‌گوید: «دو مامور به اسم بیگلری و حبیبی بودند که بچه مرا زدند. همه کسبه محل شاهد هستند و حاضرند شهادت بدهند، اما آن‌ها را از کلانتری این محل انتقال دادند و رفتند. حالا هم نمی‌گذارند سالگرد بگیریم؛ می‌گویند درها را ببندید. من اما فامیل هم نیاید، بچه‌هایم هم نیایند، هیچ‌کس هم نیاید، حرفم را می‌زنم و سالگرد بچه‌ام را می‌گیرم. می‌روم سر مزار پسرم و مراسم را سر مزار او می‌گیرم.»

یگان ویژه کُشت، گفتند اشرار

برهان منصورنیا، ۲۸ ساله و فارغ التحصیل دکترای دامپزشکی و سرباز وظیفه که در اعتراضات ۲۵ آبان ۹۸ در کرمانشاه کشته شد، از سوی مقامات امنیتی شهید اعلام شده است.

بیشتر در این باره: جزئیاتی تکان‌دهنده از کشته شدن یک معترض در کرمانشاه

یکی از نزدیکان خانواده آقای منصورنیا به رادیو فردا گفته است که مهرماه ۹۹، فرمانده نیروی ‌انتظامی استان کرمانشاه، فرمانده سپاه استان کرمانشاه و فرمانده نیروی انتظامی مریوان، غیرمنتظره و بی‌خبر، به خانه مسکونی خانواده منصورنیا رفته‌اند و درحالی‌که مسیرهای خانه را بسته بودند که کسی رفت‌وآمد نکند، به خانواده برهان گفته‌اند که «پرونده شهادت برهان در بنیاد شهید استان کرمانشاه تکمیل شده و قرار است رئیس بنیاد شهید و مقامات بیایند و ابلاغ کنند که شما خانواده شهید هستید.»

به‌گفته این عضو خانواده برهان منصورنیا، «برهان سرباز نیروی انتظامی بود و می‌گویند که اسلحه‌ای که به برهان شلیک کرده، غیرسازمانی بوده و او توسط اشرار کشته شده. این در حالی است که برهان در ۳۴ ساعتی که بعد از اصابت گلوله زنده بود، به خانواده‌اش گفته بود که یگان ویژه به او شلیک کرده است. شکایت خانواده هم عملا راه به جایی نبرده و حتی گزارش پزشکی قانونی را هم به خانواده نداده‌اند.»

خانواده برهان منصورنیا از نیروی ‌انتظامی و بیمارستان طالقانی کرمانشاه و پزشک معالج او شکایت کرده‌اند.

یکی از نزدیکان خانواده او گفته است: «شکایت را طوری تنظیم کرده بودند که بخشی متوجه نیروی انتظامی و بخشی متوجه بیمارستان طالقانی و پزشک معالج شود که بسیار کم‌کاری کرد و ۵۰ درصد مرگ برهان نتیجه بی‌توجهی پزشک بود. اما حتی تعیین شعبه هم نشد و هیچ توضیحی ندادند. یک‌باره آمدند گفتند برهان شهید نیروی ‌انتظامی است و راه را برای پی‌گیری شکایت بستند. حتی به شکایت خانواده در مورد گم شدن موبایل برهان در همان لحظهٔ گلوله خوردن هم توجهی نکردند.»

کشته‌شدگان اعتراضات آبان از طیف‌های متفاوت و گوناگون بودند؛ معترض، رهگذر، کارمند، کارگر، دانشجو، سرباز، خانه‌دار، کارمند و حداقل بیش از ۲۸ کودک زیر ۱۸ سال که در این اعتراضات کشته شدند. خانواده‌های بسیاری از آن‌ها به دلیل فشا‌رهای امنیتی ناچار به سکوت شدند و تنها نامی از فرزندان جانباخته‌شان به رسانه‌ها راه یافت.

از بسیاری از کشته‌شدگان آبان هنوز حتی یک اسم ساده هم منتشر نشده است.

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ مرداد ۶, یکشنبه

ادامه فشار ها بر علمای اهل سنت

 


 محدودیت های علما و رهبران اهل سنت ایران محدود به ممنوعیت خروج آنها از کشور نیست و دایره آن به ممانعت از سفر به سایر شهرها و استان‌های داخل ایران هم می‌‍رسد.

نزدیکان مولوی عبدالحمید از محدودیت‌های دستگاه‌های امنیتی به عنوان "حصر استانی" یاد می‌کنند و امام 

جمعه اهل سنت زاهدان می‌گوید که "هیچ حکم قانونی وجود ندارد و به صورت رسمی، حکمی که مبنی بر ممنوعیت رفت و آمد من صادر شده باشد به من ابلاغ نکرده‌اند ولی هر سفری که می‌خواهم بروم مشکلاتی است و عملا اجازه سفر ندارم."

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت و مدیر حوزه علمیه دارالعلوم اهل سنت زاهدان و از معتبرترین و بانفوذترین شخصیت‌های اهل سنت ایران است.

دادگاه ویژه روحانیت در مرداد ماه ۱۳۸۹ گذرنامه مولوی عبدالحمید را پس از شرکت در کنفرانس بین‌المللی اتحادیه جهانی علمای مسلمین و در بازگشت به ایران توقیف کرد. او می‌گوید که حالا گذرنامه‌اش دست خودش است اما در این سالها اجازه خروج از کشور و شرکت در کنفرانس‌ها را نیافته و تنها یک بار به سفر حج عمره رفته است

این قبیل محدودیت‌ها تنها متوجه مولوی عبدالحمید نیست و مولانا گرگیج، امام جمعه اهل سنت آزادشهر استان گلستان و کاک حسن امینی، مدیر مدرسه علوم دینی امام بخاری در سنندج و رئیس شورای مجمع فقهی جمعی از علمای اهل سنت ایران هم برای حضور در جلسات رسمی و عمومی اهل سنت همچون مراسم طلاب دانش‌آموخته دارالعلوم مکی زاهدان با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه هستند. کاک حسن امینی می‌گوید: "کشورهای دیگر مرزها را دارند برمی‌دارند و ما برای سفر استان به استان در کشور خودمان محدودیت داریم و باید اجازه بگیریم."

براساس اصل ۱۲ قانون اساسی ایران، مذاهب‏ دیگر اسلامی‏ اعم‏ از "حنفی‏، شافعی‏، مالکی‏، حنبلی‏ و زیدی‏ دارای‏ احترام‏ کامل‏ می‏‌باشند و پیروان‏ این‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند، تعلیم‏ و تربیت‏ دینی‏ و احوال‏ شخصیه‏ (ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصیت‏) و دعاوی‏ مربوط به آن در دادگاه‏‌ها رسمیت‏ دارند و در هر منطقه‏ای‏ که‏ پیروان‏ هر یک‏ از این‏ مذاهب‏ اکثریت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلی‏ در حدود اختیارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پیروان‏ سایر مذاهب‏."

براساس اصل‏ نوزدهم قانون اساسی هم ‎‎‎‎‎"مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود."

محدویت‌های مولوی عبدالحمید انتقاد ۲۱ نماینده مجلس ایران را هم به همراه داشته است. محمود صادقی، نماینده تهران تصویر نامه و امضای ۲۱ نماینده را به وزرای کشور و اطلاعات در توییتر خود منتشر کرده که حق تردد و جابجایی از محلی به محل دیگر را از حقوق اساسی و بدیهی فرد خوانده و "تصمیم مراجع امنیتی در برقراری محدودیت تردد و مسافرت برای مولوی عبدالحمید را عجیب و تاسف برانگیز" خوانده‌اند.

اما چه نهادی مانع از سفر علمای اهل سنت در داخل ایران می شود؟ مولوی عبدالحمید می‌گوید: "به من گفتند برای هر سفری باید با استانداری سیستان و بلوچستان و اداره اطلاعات این استان هماهنگ کنم ولی من هماهنگی هم کردم باز نگذاشتند. دی ماه می خواستم بروم روستای رمشک در کرمان و با استانداری هماهنگ کردم اما گفتند که شورای تامین استان کرمان مخالفت کرده. به من گفتند ما اجازه نمی‌دهیم شما اینجا بیایید. استان های دیگر هم به همین منوال است. راضی نیستند که من استان‌های دیگر بروم. دلیلش را نمی‌دانم. احساس می‌کنم که شاید، محبت مردم را نمی‌توانند تحمل کنند، بالاخره عده‌ای از مردم می‌آیند ملاقاتی یا ابراز محبتی بکنند و آنها تحمل نمی‌توانند بکنند، این در حالی است که به خوبی مرا می شناسند و من هرجایی که دستم برسد عامل وحدت و آرامش می‌شوم و نه عامل تفرقه و اختلاف، آنها به خوبی مرا می‌شناسند."

حسن امینی هم می‌گوید وزارت اطلاعات برایش مانع ایجاد می‌کند: "من از سال ۸۸ که یک سفر به دوبی داشتم ممنوع الخروج هستم و حتی حج و خانه خدا هم نمی‌توانم بروم. محدودیت استان به استان هم به نوعی برای ما هست و از سال ۸۸ به من اجازه سفر به زاهدان و شرکت در مراسم فارغ التحصیلی دانش آموختگان طلاب دارالعلوم مکی زاهدان که یک مراسم رسمی و عمومی اهل سنت است را نمی‌دهند. از وزارت اطلاعات زنگ می‌زنند هر سال که صلاح نیست و نباید بروید و این مسئله برای بعضی دیگر از علما همچون مولانا گرگیچ هم از سوی وزارت اطلاعات وجود دارد."

براساس اصل ۲۶ قانون اساسی "احزاب‏، جمعیت‏‌ها، انجمن‌ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمن‌های‏ اسلامی‏ یا اقلیت‌های‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏ استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏ نکنند. هیچکس‏ را نمی‏‌توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از آنها مجبور ساخت‏."

حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ دستیار ویژه‌ای را در حوزه اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی تعیین کرد، با انتشار بیانیه‌ای ده ماده‌ای وعده داد که در رفع تبعیض اقلیت‌ها تلاش کند و حضور اقلیت‌های دینی از جمله سنی‌ها را در مناصب مهم دولتی از برنامه‌های خود عنوان کرد.

مولوی عبدالحمید اما می گوید: "خیلی مردم به دولت آقای روحانی امیدوار بودند اما آنطور که مردم انتظار داشتند نتوانست عمل کند. ما در ضیافت افطاری آقای روحانی که ماه رمضان در تهران شرکت کردیم در این مورد صحبت کردیم و سر سفره افطار، دردها و مشکلات مردم را به ایشان رساندیم و گفتیم که در این دوره هیچ تغییرات مثبتی اتفاق نیفتاده. در دولت قبلی ایشان تغییراتی به هر حال بود و حالا همان روند هم متوقف شده. گفت پی‌گیری می‌کنم. درباره محدویت‌های خودم اما صحبتی نکردم. عادتم نیست مسائل شخصی‌ام را پی‌گیری کنم. مسائل مردم حل شود و مشکلات مردم رسیدگی شود برای من کافی است."

اهل سنت ایران -پرجمعیت‌ترین اقلیت مذهبی- هم مثل دیگر اقلیت‌های دینی و مذهبی ایران می‌گویند از حقوق مساوی با مسلمانان شیعه ایران برخوردار نیستند. آنها اجازه ساخت مسجد در تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران را ندارند، نمی‌توانند کاندیدای ریاست جمهوری شوند -یکی از شروط برای ریاست جمهوری اعتقاد به مذهب رسمی کشور یعنی شیعه ۱۲ امامی است- در وزارتخانه‌ها و سایر مسئولیت‌ها و ارکان مدیریتی مهم هرچند از نظر قانونی منعی وجود ندارد اما هیچ فرد سنی تاکنون انتخاب نشده است. در دولت حسن روحانی تنها معاون وزارت نفت، سنی است و در ۳۸ سال بعد از انقلاب تاکنون تنها یک سفیر سنی توانسته بر مسند سفارت بنشیند؛ صالح ادیبی، سفیر ایران در ویتنام و کامبوج که بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی توانست بر این مسند بنشیند.


مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ خرداد ۲۹, چهارشنبه

معرفی اطلس زندانیان ایران و تشکر و قدردانی فراوان از اطلاع رسانی وضعیت ما زندانیان سیاسی

 «گروه اطلس زندان‌های ایران» یک تیم پژوهشی وابسته به سازمان غیرانتفاعی «اتحاد برای ایران» است که با تمرکز بر زندانیان سیاسی به جمع‌آوری و اعتبارسنجی اطلاعات مربوط به وضعیت حقوق بشر در ایران می‌پردازد. گروه اطلاعاتی را که معتبر شناخته می‌شوند در وب‌سایت گروه اطلس زندان‌های ایران و بانک داده اطلس زندان‌های ایران ثبت می‌کند.

وب‌سایت گروه اطلس از قواعد معمول بر وب‌سایت‌های حقوق بشری پیروی می‌کند، اما برای کار با بانک داده توصیه می‌شود که پاسخ‌های زیر که به پرسش‌های متداول داده شده‌اند خوانده شود. با تغییر پروتکل‌های اطلس، متن زیر نیز به‌روز می‌شود. آخرین به‌روزرسانی این متن در آذر ۱۳۹۸ صورت گرفته است.

اطلس زندان‌های ایران چیست؟

اطلس زندان‌های ایران به دو زبان فارسی و انگلیسی به گزارش مستمر وضعیت زندانیان سیاسی، زندان‌هایی که در آن‌ها زندانیان سیاسی نگه‌داری شده‌اند و عملکرد قضاتی که برای فعالین سیاسی، اجتماعی و دگراندیشان حکم صادر می‌کنند می‌پردازد. اطلس زندان‌های ایران از اوایل سال ۱۳۹۰ جمع‌آوری اطلاعات را آغاز کرده است. نسخه اولیه اطلس در اواسط همان سال منتشر شد. اطلس از سال ۱۳۹۵ دامنه کار خود را گسترش داده و در قالب فعلی در اختیار کاربران قرار گرفته است.

در اطلس زندان‌های ایران چه اطلاعاتی ثبت شده‌اند؟

اطلاعات مربوط به

در اطلس گردآوری شده‌اند.

اطلس از چه طریقی اطلاعات خود را جمع‌آوری می‌کند؟

اطلس اطلاعات نمایه‌ها را از طرق

  • مصاحبه با زندانیان، خانواده‌ها، شاهدین یا دیگر منابع مطلع
  • و جمع‌آوری، دسته‌بندی، اعتبارسنجی و پالایش چند مرحله‌ای اطلاعات موجود در رسانه‌ها

ثبت می‌کند.

هدف اطلس چیست؟

اطلس می‌خواهد

  • با گردآوری اطلاعات در کنار هم در پروفایل‌های جداگانه، تناقضات خبری را رفع کند و امکان یاری‌رسانی حقوق بشری را افزایش دهد.
  • با پوشش اخبار تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، تفاوت در کیفیت خدمات رسانه‌ای را که در بلندمدت منجر به نابرابری در توجه سازمان‌های حقوق بشری و افکار عمومی به زندانیان مختلف می‌شود، کاهش دهد.
  • موارد نقض حقوق بشر در زندان‌ها را ثبت کند.
  • موارد تخلف هر قاضی را در رابطه با هر زندانی به طور جداگانه ثبت کند.
  • با دسته‌بندی اطلاعات با معیارهای مختلف، تصویر همه‌جانبه‌ای از وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی بر اساس قوانین داخلی و موازین بین المللی حقوق بشری ارائه دهد.

اطلس بر چه مبنایی نام کسی را به عنوان زندانی سیاسی ثبت می‌کند؟

  • هر کسی که برای داشتن یک عقیده یا فعالیت‌های مدنی و سیاسی دستگیر شود، فارغ از طرز فکر یا روشی که استفاده کرده از نظر اطلس زندانی سیاسی محسوب می‌شود، مگر این‌که یکی از استثنائات زیر شامل حال او شود:
  • نام افرادی که با اتهامات جاسوسی و همکاری با دول متخاصم دستگیر می‌شوند، در اطلس ثبت نخواهند شد، مگر این‌که از انجام اموری که به نظر دستگاه امنیتی قضائی حکومت ایران مصداق جاسوسی محسوب می‌شده، هدف سیاسی – فارغ از این‌که این هدف سیاسی چه باشد – داشته باشند یا این‌که برای افکار عمومی، سازمان‌های حقوق بشری بین المللی یا پژوهشگران اطلس محرز شده باشد که اتهام واردشده بی‌پایه است.
  • افرادی که به طور مستقیم برای بیان نظرات نفرت‌پراکنانه علیه گروه‌های جنسیتی، دینی، نژادی و اتنیکی یا عملی کردن آن‌ها دستگیر شده باشند.
  • افرادی که برای تحقق ایده‌های خود افراد غیرنظامی را هدف قرار داده‌اند. در این مورد تاکنون به طور مشخص عضویت در داعش و شاخه‌های القاعده مصداق این گزینه محسوب شده و نام افرادی که به طور آزادانه عضویت خود را در این گروه‌ها اعلام کرده‌اند یا برای پژوهشگران اطلس عضویت آن‌ها احراز شده است، از اطلس حذف شده است.

اطلس قویا بر رعایت قوانین داخلی و موازین بین المللی حقوق بشر برای سه گروه بالا پافشاری می‌کند.

آیا نام افراد به محض دستگیری در اطلس ثبت می‌شود؟

اطلس حداقل زمان بازداشت را برای ثبت یک دستگیری حدود دو هفته در نظر گرفته است. چرا که اعتبارسنجی خبرهای مرتبط با بازداشت‌های کوتاه‌تر از دو هفته در سراسر ایران امکان‌پذیر نیست.

از آن‌جایی که در بازداشت‌های دسته‌جمعی، پرونده قضائی بسیاری از افراد عملا پیگیری نمی‌شود، حداقل زمان لازم برای ثبت اطلاعات فرد در اطلس بین سه هفته تا یک ماه است.

اطلس در آینده تمامی نمایه‌های مربوط به دستگیری‌های کوتاه‌مدت (کم‌تر از دو هفته) را حذف خواهد کرد.

آیا اطلس به کار فعالین سیاسی، محققین دانشگاهی یا سازمان حقوق بشری می‌آید؟

اطلس با تفکیک زندانیان بر مبنای حیطه فعالیت، جنسیت، دین، اتنیک، اتهام و موارد نقض حقوق بشر و تلفیق آن‌ها با گاه‌شمار (Timeline)، این امکان را به محققین و فعالین سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری می‌دهد که

  • الگوهای احتمالی نقض حقوق بشر را بهتر ببیند یا آن‌ها را بررسی و کشف کنند.
  • برای متوقف کردن این الگوها برنامه‌ریزی کنند.

سازمان‌های حقوق بشری با کمک اطلس می‌توانند

  • منبع کاملا قابل اعتمادی را برای دیدبانی مداوم وضعیت حقوق بشر در رابطه با زندانی‌های سیاسی و عقیدتی به کار گیرند.

چه مواردی را باید هنگام استفاده از اطلس در نظر گرفت؟

  • پژوهشگران اطلس به دین یا اتنیک همه افراد دسترسی نداشته‌اند. به عنوان مثال اتنیک یا مذهب یک وبلاگ‌نویس که در شیراز دستگیر می‌شود، معمولا نامشخص است، بسیاری از افراد نمی‌توانند خود را زیر مجموعه اتنیک خاصی تعریف کنند و برخی از شاهدین به سوالات مربوط به مذهب پاسخ نمی‌دهند. بنابراین هنگام کار با اطلس توجه داشته باشید که گزینه «نامشخص» در رابطه با موارد مختلف به خصوص تعلق اتنیکی یا باور دینی نقش مهمی ایفا می‌کند.
  • اطلس ممکن است که در مواردی با توجه به موقعیت جغرافیایی، منبع خبر و عوامل دیگر، تعلق اتنیکی احتمالی یک فرد را ثبت کند.
  • الگوی رفتاری دستگاه امنیتی قضائی نشان داده است که به طور کلی جز در مواردی که زندانی به دلایل اعتقادی بازداشت می‌شود، دستگاه امنیتی قضائی مذهب خانوادگی او را مبنای برخورد قرار می‌دهد. بنابراین به عنوان مثال اگر نام کسی در اطلس به عنوان شیعه ثبت شده است، الزاما به این معنا نیست که خود او نیز اعتقادات شیعی دارد. بلکه ممکن است با توجه به منطقه دستگیری و بازنمایی سیاسی فرد، مذهب خانوادگی او شیعه فرض شده باشد.
  • اتهامات جاسوسی و همکاری با دول متخاصم، هر دو به شکل اتهام جاسوسی نمایش داده می‌شوند. اطلس در آینده این دو اتهام را در هم ادغام خواهد کرد.
  • از آن‌جایی که در موارد متعدد دو اتهام «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «عضویت در گروه‌های غیرقانونی» با یک‌دیگر خلط می‌شوند، پژوهشگران اطلس در مواردی که نمی‌توانند اطمینان حاصل کنند که کدام اتهام تفهیم شده است، از گزینه «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی یا عضویت در گروه‌های غیرقانونی» استفاده می‌کنند.
  • از آن‌جایی که در موارد متعدد دو اتهام «محاربه» و «بغی» با یک‌دیگر خلط می‌شوند، پژوهشگران اطلس در مواردی که نمی‌توانند اطمینان حاصل کنند که کدام اتهام تفهیم شده است، از گزینه «محاربه یا بغی» استفاده می‌کنند.
  • اطلس مبنا را بر اعمال ماده ۱۳۴ می‌گذارد، مگر این‌که ثابت شود که قوه قضائیه از اعمال این ماده خودداری کرده است.
  • گزینه «سایر» در بخش قضات برای مواردی به کار می‌رود که حکم زندانی از طرق نامتعارف مثل عفو تغییر کرده باشد.
  • تبعید در دستگاه قضائی ایران اشکال مختلف قانونی و غیرقانونی دارد. اطلس به سه شکل تبعید را را در نمایه زندانیان ثبت می‌کند: «تبعید» برای افرادی که تنها به تبعید محکوم شده‌اند، «تبعید» و «تبعید به زندان خارج از شهر محل سکونت» برای افرادی که به تبعید در حبس محکوم شده‌اند و «تبعید به زندان خارج از شهر محل سکونت» برای افرادی که بدون حکم قاضی به تبعید فرستاده شده‌اند.
  • اطلس حبس بیش از دو هفته در اتاق یا سوئیت دربسته را فارغ از تعداد زندانیان، مصداق حبس در سلول انفرادی می‌داند.
  • اطلس اعتصاب غذا را زمانی ثبت می‌کند که زندانی برای حداقل دو هفته از خوردن غذا و دریافت سرم و مواد مغذی خودداری کرده باشد.
  • در صورتی که زندانی بیش از یک هفته از ملاقات یا تماس تلفنی محروم باشد، اطلس گزینه‌های محرومیت از ملاقات و تماس تلفنی را در نمایه او ثبت می‌کند.
  • از آن‌جایی که حکومت ایران زندانیان سیاسی و امنیتی را در مراحل مقدماتی دادرسی از حق دسترسی به وکیل محروم می‌کند و مسئولین قوه قضائیه نیز این محرومیت سازمان‌یافته را تایید کرده‌اند، اطلس به طور کلی فرض را بر عدم دسترسی به وکیل گذاشته است، مگر این‌که خلاف آن ثابت شود.
  • در صورتی که اطلاعاتی مبنی بر ادامه بازداشت یک فرد وجود نداشته باشد، اطلس فرض می‌کند که آن شخص آزاد شده است.
  • پژوهشگران اطلس ممکن است از اطلاعات جزئی همچون انتقال یک روزه یک زندانی از بازداشتگاه به زندان، پیش از آزادی صرف نظر کنند. اتخاذ این رویکرد می‌تواند برای یک‌دست‌سازی و حذف داده‌های پرت آماری ضروری باشد.

حوزه فعالیت زندانیان چگونه تعیین می‌شود؟

اطلس زندانیان را بر پایه حوزه فعالیت احتمالی ایشان طبقه‌بندی می‌کند. اطلس در آینده این امکان را خواهد افزود که یک زندانی در رسته‌های مختلف جای بگیرد. در حال حاضر ۱۴ حوزه فعالیت در اطلس وجود دارد که در ادامه سه مورد از آن‌ها توضیح داده می‌شود:

  • سایر اتهامات مذهبی: در صورتی که اتهاماتی از قبیل همکاری با گروه‌های مذهبی مسلح یا تبلیغ برای ایشان به کسی تفهیم شده باشد و منابع آگاه درباره پرونده سکوت کرده باشند، اطلس نمایه او را در رسته «سایر اتهامات مذهبی» ثبت خواهد کرد.
  • سایر اتهامات سیاسی: در صورتی که حوزه فعالیت یک زندانی کاملا نامشخص باشد یا اتهاماتی از قبیل فعالیت مسلحانه به او تفهیم شده باشد و یا اتهامات مرتبط با جاسوسی به کسی تفهیم شده باشد و اطلاعات کافی برای حذف نمایه یا انتقال آن به رسته‌های دیگر وجود نداشته باشد، اطلس نمایه را در رسته «سایر اتهامات سیاسی» ثبت می‌کند.
  • متهم ارتباط با دول خارجی: متهمین دوتابعیتی که به نظر می‌رسد به دلایل سیاسی حاصل از درگیری‌های داخلی یا برای امتیازگیری خارجی دستگیر شده‌اند، یا افرادی که از نظر سازمان‌های حقوق بشری داخلی و بین المللی یا افکار عمومی به دلایل سیاسی با اتهاماتی از قبیل جاسوسی یا ارتباط با دول متخاصم بازداشت شده‌اند، در این رسته قرار می‌گیرند.

من کسی را می‌شناسم که به دلایل عقیدتی یا سیاسی در ایران بازداشت شده است، چرا نام او را در اطلس پیدا نمی‌کنم؟

  • ممکن است فرد مورد نظر شما برای کم‌تر از دو هفته در بازداشت بوده باشد.
  • ممکن است خود فرد یا خانواده‌اش از اطلس خواسته باشند که اطلاعات او در اطلس وارد نشود.
  • ممکن است فرد مورد نظر شما پیش از زمان آغازین جمع‌آوری داده‌های اطلس دستگیر و آزاد شده باشد. اطلس از یک تاریخ مشخص شروع به جمع‌آوری اطلاعات کرده و دوره‌های پیش از آن را دربرنمی‌گیرد. اطلس از پاییز ۱۳۹۵ به بعد تمامی اخبار منتشرشده را جمع‌آوری و اعتبارسنجی کرده و تماس‌های خود را با منابع آگاه افزایش داده است. استثنائی که بر قاعده محدودیت زمانی وجود دارد، کسانی هستند که در رابطه با موارد نقض حقوق بشر شهادت داده‌اند، یا کسی اطلاعات آن‌ها را در اختیار اطلس قرار داده است و یا این‌که مدارکی که در رابطه با آن‌ها وجود دارد، وجوه مختلفی از یک پرونده جمعی، وضعیت یک زندان یا رفتار یک قاضی را شرح می‌دهد.
  • ممکن است فرد مورد نظر شما از نظر اطلس زندانی سیاسی محسوب نشود (شرح در بالا).
  • ممکن است پژوهشگران اطلس، موفق نشده باشند که اطلاعات فرد مورد نظر شما را بیابند، یا داده‌های مربوط به او در مرحله اعتبارسنجی باشند. بنابراین خواهشمندیم اطلاعات خود را برای ما به نشانی ipa[at]united4iran.org بفرستید.

من کسی را می‌شناسم که به دلایل عقیدتی یا سیاسی در ایران بازداشت شده، قاضی‌ای که به دلایل سیاسی یا عقیدتی حکم صادر کرده یا بازداشتگاهی که در آن، کسی را به دلایل سیاسی و عقیدتی محبوس کرده‌اند. آیا می‌توانم دانسته‌های خودم را به اطلس اضافه کنم؟

اگر در رابطه با یک زندانی سیاسی، قاضی، زندان یا بازداشتگاه، یا یک نهاد امنیتی یا قضائی که در برخورد با فعالین سیاسی یا عقیدتی نقش دارد، اطلاعاتی دارید، لطفا آن را به ایمیل ipa[at]united4iran.org بفرستید. پژوهشگران ما اطلاعات شما را دریافت و پس از بررسی آن‌ها را منتشر خواهند کرد. در صورتی که شما غیر از این نخواسته باشید، ما برای بررسی بیش‌تر با شما تماس خواهیم گرفت.

آیا این اطلس، واقعا یک اطلس است؟

اطلس عمدتا از سال ۱۳۹۴ به بعد و با تمرکز بر کسانی که از این تاریخ به بعد در زندان بوده‌اند، اطلاعات خود را ثبت کرده است. با این حال سنجش آماری ما نشان می‌دهد که نام و اطلاعات اغلب زندانیان سیاسی‌ای که در سال ۹۳ نیز در زندان بوده‌اند، در اطلس ثبت شده است. اطلس از پاییز ۱۳۹۵ تمامی اخبار زندانیان سیاسی را یا به طور مستقیم دریافت کرده یا آن‌ها را به طور کامل رصد و اعتبارسنجی کرده است.

بنابراین می‌توان گفت این اطلس، واقعا یک اطلس است. تنها تفاوت‌اش با اطلس‌های مرسوم این است که پژوهشگرانش هم در جست‌و‌جوی آن‌چه در گذشته رخ داده است هستند و هم در حال حاضر اطلاعات را به‌روزرسانی می‌کنند.

در هنگام استفاده از اطلس باید این نکته را در نظر داشت که اطلاعات همه زندانیان در رسانه‌ها منتشر نشده و اطلس نیز به بعضی پرونده‌ها دسترسی پیدا نکرده است. تخمین قابل اتکایی از میزان این‌گونه پرونده‌ها نمی‌توان داشت، اما به طور کلی در رابطه با زندانیان رسته «سایر اتهامات مذهبی» درصد بالاتری از رخدادها مسکوت مانده‌اند.

چرا در بعضی موارد منابع ذکر شده و در بعضی موارد اطلاعات بدون ذکر منبع منتشر شده‌اند؟

  • حفظ امنیت منابعی که اطلس به طور مستقیم با آن‌ها در ارتباط است، مهم‌ترین متغیر در ذکر یا عدم ذکر منابع است. ما در برخی از موارد به دلایل مشابه از ذکر منبع خودداری می‌کنیم.
  • در طراحی قبلی وبسایت تمامی منابع در نمایه‌ها نمایش داده می‌شدند. در طراحی جدید بخش منابع حذف شده است و به همین دلیل پژوهشگران منابع را در گاه‌شمار ثبت می‌کنند. متاسفانه امکان ذکر منابعی که به دلیل تغییرات سایت دیگر نمایش داده نمی‌شوند، برای ما مقدور نیست، اما کاربران و محققینی که در رابطه با منبع یک خبر سوال دارند، می‌توانند پرسش خود را با ایمیل ipa[at]united4iran.org در میان بگذارند و در اسرع وقت پاسخ خود را دریافت کنند.

آیا ممکن است اطلاعات یک‌دست نباشند؟

احتمال کمی وجود دارد که واقعا اطلاعات در مواردی یک‌دست نباشند. با این حال پژوهشگران از پروتکل‌های واحدی پیروی می‌کنند که به خصوص در مورد بخش‌های آماری سایت طراحی شده‌اند و با دقت اجرا می‌شوند. به عنوان مثال در ابتدای انتقال زندانیان سیاسی به بند ۷ زندان اوین در سال ۱۳۹۳، به دلیل تجمع همه آن‌ها در یک طبقه از این بند، مشخص نبود که انتقال آن‌ها نقض اصل تفکیک جرائم محسوب می‌شود یا خیر. اما به مرور زمان مستنداتی فراهم شد که بر مبنای آن‌ها حضور زندانیان سیاسی در بند ۷ تحت عنوان نقض اصل تفکیک جرائم طبقه‌بندی می‌شد. جزئیات این چنینی که ذکر همه آن‌ها امکان‌پذیر نیست، ممکن است در نگاه اول به عنوان ناهماهنگی به نظر برسند.

مسئولیت حقوقی

اتحاد برای ایران و گروه اطلس زندان‌ها برای اعتبارسنجی اطلاعات هر پرونده، فرآیندی چندمرحله‌ای دارد. این فرآیند توسط پژوهشگران اطلس طراحی شده است که از بیش از ۱۰ سال تجربه تحقیق در مورد زندانیان سیاسی، زندان‌ها و قضات ایران برخوردار هستند. با این حال گردآوری اطلاعات در مورد پرونده‌های یک قوه قضائیه غیرمستقل و غیرشفاف از چالش‌های متعدد و پیچیدگی های نامتعارفی برخوردار است. سازمال اتحاد برای ایران هیچ مسئولیت حقوقی در مورد اطلاعات ارائه شده ندارد.

فعالین حقوق بشر و محققینی که علاقمند به دانستن جزئیات بیش‌تر یا منابع مربوطه هستند، می‌توانند با ایمیل ipa[at]united4iran.org تماس بگیرند. ما به سرعت به ایمیل‌ها پاسخ خواهیم داد. گروه اطلس زندان‌های ایران علاقمندی خود را برای همکاری کامل با دیگر فعالین حقوق بشر و کسانی که داوطلب حمایت از زندانی‌های سیاسی و عادی هستند، اعلام می‌کند.

در پست بعد لینک معرفی و نمایه خود و ارژنگ عزیز و دیگر زندانیان سیاسی مرتبط را خواهم گذاشت

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...