۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه

گزارشگران بدون مرز: ایران در رتبه ۱۶۴ رده‌بندی جهانی آزادی رسانه‌ها

>سازمان گزارشگران بدون مرز در تازه‌ترین گزارش خود از آزادی رسانه‌ها در جهان، به «افزایش کین‌آفرینی» علیه روزنامه‌نگاران، تشویق به رویارویی با آن‌ها و تحمیل اطلاعات از سوی نظام‌های اقتدارگرا هشدار داده‌است.

ایران در فهرست سال ۲۰۱۸، در رتبه ۱۶۴ از ۱۸۰ کشور قرار دارد.

در صدر فهرست آزادی رسانه‌ها در جهان نروژ، سوئد و هلند قرار دارند. واپسین کشور از نظر آزادی رسانه‌ها، کره شمالی‌ست و سپس اریتره و ترکمنستان.

به گفته «گزارشگران بدون مرز» ایران در سال جاری میلادی هیچ پیشرفت خاصی در مقایسه با سال گذشته نداشته و همچنان «در رده‌های پایین درجا می‌زند».

این نهاد ناظر بر مطبوعات و رسانه‌ها یادآوری کرده است که جمهوری اسلامی ایران، هرگز موفق به ترک رده‌های آخر جدول نشده‌ و همواره «همسایه بدترین‌ها» بوده‌است. ایران در سال ۱۳۹۰ در میان پنج کشور قعر جدول قرار داشت و یک سال پیش از آن، یک رتبه هم پایین‌تر بود.
سازمان گزارشگران بدون مرز در مورد تحمیل روزنامه‌نگاری مورد نظر نظام‌های اقتدارگرا هشدار داده‌است و در عین حال می‌گوید، دیکتاتورها و جنگ کشورها را به «سیاه‌چال‌های اطلاع‌رسانی» تبدیل می‌کنند.

در رتبه‌بندی این نهاد سوریه در جایگاه ۱۷۷ قرار دارد، دیگر کشور جنگ‌زده خاورمیانه، یعنی یمن، در رتبه ۱۶۷ و عراق در رتبه ۱۶۰. وضعیت دیگر کشورهای خاورمیانه نیز بهتر نیست. عربستان سعودی پنج پله پایین‌تر از ایران و در رده ۱۶۹ است و امارات متحده عربی در رده ۱۲۸.

«گزارشگران بدون مرز» می‌گوید روی نقشه آزادی رسانه‌ها ۲۰۱۸ هرگز این همه کشور در وضعیت سیاه، یعنی «بسیار ناگوار» قرار نداشتند و «شمار زیادی از کشورهای خاورمیانه در این بخش قرار دارند».

نهاد ناظر بر مطبوعات می‌گوید وضعیت آزادی رسانه‌ها در آمریکا «باز هم فرو افتاده است» و در کانادا، دیگر کشور شمال قاره آمریکا «همچنان بهتر شده‌است». وضعیت قاره آفریقا کمابیش بهتر شده، ولی شناساگر منطقه اروپای شرقی و جنوب آسیا به سوی خاورمیانه و افریقا شمالی فرو افتاده است.

به گفته این سازمان وضعیت در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی «سال به سال ناگوارتر می‌شود».

سازمان گزارش‌گران بدون مرز، رده‌بندی خود در مورد آزادی رسانه‌ها را از سال ۲۰۰۲، هر سال یک بار منتشر می‌کند. به گفته این سازمان الگوهایی مانند خودسانسوری و آزار و سرکوب آزادی اطلاع‌رسانی، زیرساخت‌ها و چهارچوب‌ها قانونی، کثرت‌گرایی و استقلال رسانه‌ها در انتشار گزاش سالیانه آن، ملاک قرار می‌گیرند.

برپایه گزارش وب‌سایت آر اس اف و گزارش‌های رادیو فردا|ت.ت
رژیم های متمدن تمام سعی و تلاش خود را برای اعتبار کشور و ملتهایشان صرف میکنند، و رتبه بندیهای جهانی برایشان از اهمیت بالائی برخوردار میباشد؟ درصورتیکه در کشور ما چنین نیست و حتی رژیم تلاش میکند با احکام ظالمانه، مانع رفتار و عملکرد انسانی و صلح طلبانه هموطنانمان شود

به نقشه بالا نگاه کنید ، ایرانی که در زمان ان خدا بیامرز خوشنام و معتبر بود به روزی افتاده که در نقشه سیاه شده !
فقط هم این مورد نیست در همه زمینه ها از دزدی و فساد و جنایت و بدنامی ... رکورد زده .
خدا لعنت کنه این خامنه ای جاسوس و خائن رو که بخاطر مستعمره روسیه کردن ایران ، مشغول نابود کردن ایران و مردمش شده .
مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۹ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

نتیجه تصویری برای ‪İRAN BOMB ATOM‬‏
اگر شما هم معتقد هستید برنامه هسته ای ایران جنگ طلبانه و برای جامعه بین الملل مضر است به سایت زیر بروید و این پتیشن را امضا کنید
http://nobombforiran.com/

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۹ فروردین ۱۱, دوشنبه

دلایل مورد ظلم واقع شدن حزب توده از سوی رژیم شاهنشاهی

انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران یکی از پیچیده‌ترین تحولات سیاسی قرن بیستم بود که طی آن نظام شاهنشاهی پهلوی سقوط کرد و جمهوری اسلامی به قدرت رسید. این انقلاب ماهیت ایدئولوژیک متنوعی داشت و نیروهای متعددی در آن مشارکت داشتند. از گروه‌های اسلام‌گرا گرفته تا لیبرال‌ها، ملی‌گراها و چپ‌گرایان. با گذشت نزدیک به نیم قرن، هر روز بیش از قبل زوایای تازه‌ای از ریشه‌های چپ‌گرایانه این انقلاب، میزان نفوذ کمونیست‌ها، و نشانه‌های تفکر سوسیالیستی در روند انقلاب به چشم می‌خورد. اندیشه‌های سوسیالیستی و کمونیستی از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ایران نفوذ پیدا کردند. پس از انقلاب مشروطه، تفکرات مارکسیستی هم از طریق کارگران مهاجر ایرانی که در شوروی، قفقاز و عثمانی مشغول به کار بودند و هم با برنامه ریزی‌‏های شوروی وارد کشور شد. در دهه‌های بعد، حزب کمونیست ایران (۱۹۲۰) و سپس حزب توده (۱۹۴۱) به عنوان نمایندگان اصلی تفکر چپ در ایران ظهور کردند. به طوری که حزب توده به عنوان مهم‌ترین جریان کمونیستی ایران در دوران محمد رضا شاه پهلوی، توانست در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ نفوذ قابل‌توجهی در میان کارگران، روشنفکران و دانشگاهیان پیدا کند. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، این حزب سرکوب شد؛ اما تأثیر فکری آن در میان گروه‌های چپ‌گرا ادامه یافت. در دهه ۱۳۵۰، علاوه بر حزب توده، گروه‌های چپ‌گرای مسلح مانند سازمان چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق (در فاز مارکسیستی خود)، و گروه‌های کوچکتری چون راه کارگر و اتحادیه کمونیست‌ها، در مبارزات انقلابی علیه شاهنشاهی پهلوی فعال بودند. چپ‌گرایان، به ویژه مارکسیست‌ها، در دانشگاه‌های ایران نفوذ زیادی داشتند. بسیاری از استادان، دانشجویان و روشنفکران به ادبیات سوسیالیستی و مارکسیستی علاقه داشتند. این مسئله موجب شد که انقلاب ۱۳۵۷ به شدت تحت تأثیر تحلیل‌های طبقاتی و ضدسرمایه‌داری قرار بگیرد. یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط نظام پهلوی، اعتصابات گسترده کارگری، به ویژه در صنعت نفت بود. نیروهای چپ‌گرا در سازمان‌دهی این اعتصابات نقش داشتند و مفاهیمی مانند «دولت سرمایه‌داری وابسته» و «امپریالیسم» را در ادبیات انقلابی گسترش دادند. مفهوم ضدامپریالیسم یکی از مهم‌ترین مفاهیم در ادبیات انقلاب ۱۳۵۷ بود که به شدت با ایدئولوژی مارکسیستی پیوند داشت. این مفهوم توسط گروه‌های چپ‌گرا و حتی اسلام‌گرایان انقلابی که در رأس آنان روح‌اله خمینی قرار داشت مورد استفاده قرار گرفت. شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و «استقلال، آزادی» دارای ریشه‌های ضدامپریالیستی و ضدسرمایه‌داری بودند. بسیاری از شعارهای انقلابی مانند «مستضعفین علیه مستکبرین» و «حکومت عدل» بازتابی از اندیشه‌های سوسیالیستی بودند که ردپای آنان را می‌توان در کتاب‌های سرخ کمونیستی چین و شوروی سابق یافت. روحانیون انقلابی نیز، اگرچه از ادبیات دینی استفاده می‌کردند، اما تحت تأثیر مفاهیم عدالت اجتماعی که در مارکسیسم مطرح بود، قرار داشتند. این همان مفهومی بود که محمدرضا شاه از آن به عنوان اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه برای نامیدن مجموعه‌ی نیروهای سیاسی مارکسیست و اسلامگرای مخالف سلطنت به کار میبرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مصادره اموال وابستگان به حکومت پهلوی و سرمایه‌داران بزرگ انجام شد که در نهایت به ورشکستگی بسیاری از صنایع و کارخانجات بزرگ کشور انجامید. این اقدام تا حدی مشابه سیاست‌های دولت‌های سوسیالیستی بود. همچنین ایجاد نهادهایی مانند «بنیاد مستضعفان» و دولتی‌سازی اقتصاد، نشان‌دهنده تأثیر مفاهیم چپ‌گرایانه در سیاست‌های اقتصادی جمهوری اسلامی بود. پی‌آمد این مصادره‌ها فرار بسیاری از نخبگان کارآفرینان و تجار ایرانی به خارج کشور بود که پیش از آن موجب رشد اقتصادی و حرکت کشور به سمت صنعتی شدن بودند. رویترز در سال ۲۰۱۳ در گزارشی بنام امپراتوری رهبر ایران فقط دارایی‌های ستاد اجرایی فرمان را ۹۵میلیارد دلار تخمین زد. نهادهایی که ضمن پاسخگو نبودن، هیچ نقش مشخص و واضحی در اقتصاد کشور نداشته و ندارند. پس از فروکش‌ کردن جنگ‌های قدرت بین گروه‌های فاتح در انقلاب در ماه‌های نخست فروپاشی نظام سلطنتی، موج انقلاب فرهنگی بین سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ خورشیدی با هدف پاک‌سازی استادان و دانشجویانی که از دید جمهوری اسلامی ایران، «غرب‌زده» به‌شمار می‌رفتند سراسر دانشگاه‌های کشور را در بر گرفت و منجر به کشیده شدن ترمز حرکت رو به رشد علمی کشور شد. با وجود تأثیرگذاری گروه‌های چپ در انقلاب، پس از پیروزی انقلاب، تضاد میان نیروهای چپ و نیروهای اسلام‌گرا شدت گرفت. اسلام‌گرایان دیدگاهی متفاوت نسبت به مارکسیسم داشتند و به تدریج گروه‌های چپ را سرکوب کردند. حزب توده، که در ابتدا با جمهوری اسلامی همکاری می‌کرد، در اوایل دهه ۱۳۶۰ سرکوب شد و بسیاری از اعضای آن بازداشت و اعدام شدند، و مجاهدین خلق مجبور شدند از کشور بگریزند. اگرچه بسیاری از گروه‌های انقلابی دارای اشتراکات ضدامپریالیستی و ضدسرمایه‌داری بودند، اما در مورد شکل و ساختار حکومت و همینطور در در خصوص در اختیار گرفتن ارکان کلیدی قدرت اختلاف داشتند. چپ‌گرایان به دنبال برقراری یک حکومت سوسیالیستی یا کارگری بودند، در حالی که نیروهای مذهبی به دنبال استقرار یک حکومت اسلامی بودند. در نتیجه پس از استقرار جمهوری اسلامی، مارکسیست‌ها و چپ‌گرایان به مرور توسط طیف مذهبی نزدیک به خمینی حذف شدند. به طوری که سرکوب سازمان چریک‌های فدایی خلق، انشعاب و فروپاشی حزب توده، و اعدام بسیاری از فعالان چپ‌گرا در دهه ۱۳۶۰ بخشی از فرایند حذف آنان بود. گرچه چپ‌گرایانی که آشکارا پرچم خود را در دست داشتند در طول سال‌های پس از انقلاب یکی پس از دیگری از صحنه قدرت حذف شدند، اما تفکر چپ‌گرایانه هیچ وقت از ساختار جمهوری اسلامی حذف نشد و به شکل‌های مختلف و تحت یک پرچم از روز نخست تاکنون بنیان‌های عقیدتی، سیاسی و اقتصادی نظام حاکم را کنترل و هدایت کرده است .پس نتیجه می گیریم حزب توده به شرط سازگاری با قوانین رفرندام احتمالی آینده ایران می تواند حرف های موثر دیگری هم داشته باشد و این واقعیت نیز غیر قابل کتمان است که این حزب از سوی هر دو رژیم شاهنشاهی و جمهوری اسلامی مورد تبعیض و تمایز قرار گرفته است مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ بهمن ۲۸, دوشنبه

دوستان خوانندگان وبلاگ برای آزادی خواننده عزیز امیر تتلو می تونید این پتیشن رو امضا کنید

We, the fans, of Amir Tataloo hereby request an urgent release of Amir Hossein Maghsoudloo aka TATALOO immediately.
Amir Hossein Maghsoudloo better known as his stage name Amir Tataloo is an Iranian singer, songwriter and influencer. He has so many strong fans among the youth of Iran. His style has been described as "popular flashy blend of pop, rap and R&B". He holds the title of the most active Iranian singer. He can write, sing and publish a song every two days and he actually publish a song each week on a period of time. Under the human rights report in 2019, Iranian courts, and particularly the revolutionary courts, does not provide fair trials and used confessions likely obtained under torture as evidence in court. Authorities routinely restrict detainees’ access to legal counsel, particularly during the investigation period. Several individuals charged with national security crimes suffered from a lack of adequate access to medical care in detention. Upon handing Amir to Iranian regime, he would not have any access to fair trial and neither be able to speak to anyone such as Roohollah Zam. He is not a criminal and he is a singer. We urge the Turkish government to free him and return his passport and document back to him as soon as possible. If Turkish government has any evidence against him, he has the right for a fair trial outside Iran for the accusations against him and not within Iran. " Share this by #freetataloo https://www.change.org/p/iran-free-amir-tataloo

۱۳۹۸ بهمن ۱۰, پنجشنبه

دو روز پس از حمله پهپادهای آمریکایی به خودروی حامل قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس و کشته شدن وی و همراهانش، تنش‌ها بین تهران و واشنگتن به اوج خود رسیده است. خودروی حامل قاسم سلیمانی بامداد جمعه سه ژانویه، در عملیاتی موسوم به «آذرخش کبود» در نزدیکی فرودگاه بغداد هدف حملهٔ پهپادهای نیروهای ایالات متحده قرار گرفت و او به‌همراه شماری از فرماندهان سپاه و حشد شعبی جان باخت. واکنش‌ها به این حمله همچنان ادامه دارد. ترامپ: ممکن است پاسخ به حمله ایران به شکلی نامتناسب باشد دونالد ترامپ بار دیگر در سه توییت درباره ایران اظهار کرد و نوشت: «اگر آنها (ایران) به ما حمله کنند ما حمله متقابل می‌کنیم. اگر دوباره حمله کنند که من اکیدا توصیه می‌کنم نکنند، ما شدیدتر از همیشه به آنها حمله خواهیم کرد.» رئیس جمهوری آمریکا ضمن یادآوری این که آمریکا به تازگی دو تریلیون دلار در تجهیزات نظامی سرمایه‌گذاری کرده است، همچنین نوشت: «ما بزرگ‌ترین و با اختلاف، بهترین ارتش دنیا را داریم. اگر ایران به پایگاه یا هر فرد آمریکایی حمله کند، ما بعضی از این تجهیزات نو را بی‌درنگ به سوی آنها روانه می‌کنیم.» آقای ترامپ در توییت دیگری درباره بحث مشورت با کنگره برای حمله که برخی منتقدان او مطرح کرده‌اند، گفت: «این پست‌ها برای مطلع کردن کنگره است که اگر ایران به هر هدف یا فرد آمریکایی حمله کند، آمریکا به سرعت و با تمام قدرت حمله متقابل خواهد کرد و این شاید به شکلی نامتناسب با حمله ایران باشد. نیازی به این اطلاعات حقوقی نیست اما به هر حال داده شد.»
مرکل، ماکرون و جانسون بر لزوم همکاری برای کاستن تنش در خاور میانه توافق کردند آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه و بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا بر لزوم همکاری برای «کاستن از تنش» در خاورمیانه تأکید کردند. سخنگوی دولت آلمان روز یکشنبه اعلام کرد دو روز پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران به دست نیروهای آمریکایی در عراق، رهبران سه قدرت نخست اروپایی روز یکشنبه توافق کردند که به کمک یکدیگر برای رفع تنش در خاورمیانه بکوشند. ماکرون از ادامه فعالیت نیروی قدس ابراز نگرانی کرد امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه به همتای آمریکایی خود دونالد ترامپ در مورد «همبستگی کامل با متحدان» کشورش به وی اطمینان داد. ماکرون همچنین از ایران خواست تا از «هر گونه اقدام تنش‌زای نظامی که بی‌ثباتی موجود در منطقه را تشدید می‌کند» پرهیز کند. کاخ الیزه روز یکشنبه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد رئیس جمهوری فرانسه در واکنش به «تنش روزافزون در عراق و در منطقه» از «فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده نیروی قدس» سپاه پاسداران ایران «ابراز نگرانی» کرده است. آقای ماکرون همچنین ضمن تأکید بر اراده کشورش بر همکاری با شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی خود برای «کاستن از تنش‌ها»، خواستار ادامه کار ائتلاف ضد داعش شد. بوریس جانسون: از مرگ سلیمانی تأسف نمی‌خوریم بوریس جانسون، نخست وزیر بربتانیا در نخستین اظهار نظر خود پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق خواستار پرهیز از تنش در منطقه شد. بوریس جانسون که به تازگی از تعطیلات سال نو بازگشته، گفت که در این زمینه با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه و آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان گفتگو کرده است. نخست وزیر بریتانیا تأکید کرد: «سردار قاسم سلیمانی تهدیدی برای منافع همه ما و مسئول اقدامات و رفتارهای ایذایی و بی‌ثبات‌کننده در منطقه بود. با توجه به نقشی که او در صف اول در این زمینه بازی کرد و اقدامات او که به مرگ هزاران شهروند غیرنظامی بی‌گناه انجامید، ما از مرگ او تأسف نمی‌خوریم» بوریس جانسون ضمن دعوت به پرهیز از تنش افزود: «روشن است که هر گونه فراخوانی به انتقام‌گیری تنها باعث افزایش خشونت‌ها در منطقه می‌شود و این به نفع هیچ کس نیست.» احضار کاردار آلمان در تهران وزارت خارجه ایران اعلام کرد که کاردار سفارت آلمان در تهران را احضار کرده است. ایران موضع آلمان را درباره کشته شدن قاسم سلیمانی از سوی آمریکا، «یکطرفه و غیرقابل قبول» توصیف کرده است. اولریکه دمر، سخنگوی دولت آلمان، اقدام آمریکا در کشتن فرمانده سپاه قدس ایران را واکنشی به چندین تحریک نظامی ایران عنوان کرده بود. وی حمله به نفت‌کش‌ها و تاسیسات نفتی را از جمله این اقدام‌ها ذکر کرده بود. محسن رضایی: تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در توئیتی نوشت: اگر آمریکا پس از پاسخ نظامی ما، دست به اقدامی بزند تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهیم کرد. دبیر شورایعالی امنیت ملی: پاسخ ایران به اقدامات نظامی محدود نمی شود علی شمخانی، دبیر شواریعالی امنیت ملی ایران گفت: « پاسخ ایران به ترور سپهبد سلیمانی حتما نظامی است، اما فقط به اقدامات نظامی محدود نمی‌شود.» وی همچنین با تهدید اسرائیل گفت: « قطعا شهادت سپهبد سلیمانی مقدمه آزادی فلسطین و نابودی اسرائیل خواهد بود.» درگیری در مراسم عزاداری سلیمانی در ناصریه عراق یک کشته بر جا گذاشت گروهی از مخالفان دولت عراق در چند شهر این کشور علیه حضور و دخالت ایران و آمریکا در کشورشان راهپیمایی کردند. به گزارش خبرگزاری فرانسه در روزی که پارلمان عراق به خروج نیروهای خارجی از این کشور رأی داد، صدها تن از راهپیمایان در شهر دیوانیه در استان قادسیه برای اعتراض به جنگ نیابتی ایران و آمریکا به خیابان آمده و شعار سر دادند. راهپیمای در شهر ناصریه، مرکز استان ذی‌قار در اعتراض به حضور ایران و آمریکا در عراق به خشونت گرایید. تجمع مخالفان جنگ روبروی سفارت آمریکا در بروکسل ده‌ها نفر امروز یکشنبه، روبرو سفارت آمریکا در بروکسل تجمع کردند و شعارهایی علیه جنگ سر دادند. این افراد پلاکاردهایی با همین مضمون در دست داشتند. آن‌‌ها از دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا خواستند که وارد جنگ با ایران نشود. شبکه «ای بی سی» آمریکا در ارتباط با توئیت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده که گفته است آمریکا اماکن فرهنگی ایران را مورد حمله قرار خواهد داد، با وزیر خارجه آمریکا گفتگو کرد. وزیر خارجه آمریکا همچنین افزود: «هر هدفی که به آن حمله خواهیم کرد، یک هدف قانونی خواهد بود و هدفی خواهد بود که برای یک ماموریت منفرد برای دفاع و حفاظت از آمریکا طراحی می‌شود.» پمپئو گفته است که دولت ترامپ تمرکز دولت قبلی ایالات متحده را که سیاستش مقابله با گروه‌های نیابتی بود کنار گذاشته است و کشتن قاسم سلیمانی نمونه‌ای از این استراتژی جدید آمریکاست. وزیر خارجه آمریکا گفته است که از این به بعد ما می‌خواهیم به تصمیم‌گیران واقعی که تهدیدات جمهوری اسلامی را اجرا می‌کنند پاسخ دهیم. سیدحسن نصرالله: پایگاه‌ها و ناوگان‌های نظامی آمریکا در منطقه باید تاوان دهند حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان روز یکشنبه در مراسم یادبودی که برای قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس در جنوب بیروت برگزار شد گفت: «دوم ژانویه (روز کشته شدن قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس) تاریخی برای شروع مرحله جدید و تاریخ جدید برای تمام منطقه است.» دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به دیدار اخیر خود با قاسم سلیمانی گفت: «ایشان چند ماه پیش با من دیدار داشت و می‌گفت که دعا کن من عاقبت بخیر شوم چرا که جنگ با داعش تمام شده و من پیر شده‌‌ام». حسن نصرالله، همچنین در سخنان خود هدف واقعی ترامپ در عراق را کنترل چاه‌های نفت این کشور دانست و گفت که «او هیچ دولتی برای عراق نمی‌خواهد که بتواند مانع این غارتگری شود و اگر قرار است دولتی باشد باید کاملاً تحت سلطه آمریکا و سفیر آمریکا در عراق باشد.» دبیرکل حزب الله لبنان همچنین گفت که هدف از کشتن قاسم سلیمانی و همراهان او ایجاد ضعف در «محور مقاومت»، گرفتن امتیاز و تسلیم کردن ایران است. دبیر کل حزب‌الله لبنان همچنین افزود:‌ «هر گروهی می‌تواند در رابطه با قصاص عادلانه سردار سلیمانی تصمیم‌گیری کند و این تصمیم خود این محورها است. ایران از شما و دوستانش و هم پیمانانش چیزی نخواهد خواست. قصاص عادلانه به این معنی نیست که شخصیتی که هدف می‌گیرد، هم وزن قاسم سلیمانی باشد، کفش سردار سلیمانی ارزشش از ترامپ بیشتر است. هیچ شخصی هم وزن قاسم سلیمانی نیست که بتوان او را قصاص کرد. قصاص عادلانه موجودیت نظامی آمریکا در منطقه است. ‎پایگاه‌های نظامی آمریکا، ناوگان‌های نظامی آمریکا، هر افسر و سرباز آمریکا در منطقه، ارتش آمریکا، اینها که حاج قاسم را کشتن باید تاوان بدهند و معادله این است. ما با ملت و مردم آمریکا کاری نداریم. شهروندان آمریکا در خیلی از کشورها هستند اما کسی با این‌ها کار ندارد. اگر کسی آنها را هدف قرار دهد این موضوع خدمت به ترامپ است. جنگ ما و رویارویی و قصاص عادلانه ما مخصوص کسانی است که این جنایت را انجام داده‌اند. ارتش آمریکا اعلام کرده است که ما این کار را انجام داده‌ایم، لذا آنها در معرض هدف ما قرار دارند. »‎ ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا عملیات‌های خود در عراق را تعلیق کرد ائتلاف بین‌المللی ضد داعش به رهبری آمریکا اعلام کرد که عملیات‌های خود در عراق را به‌حالت تعلیق در می‌آورد. این تعلیق هم شامل آموزش‌های نظامی به نیروهای عراقی می‌شود و هم مبارزه با داعش را در بر می‌گیرد. این ائتلاف دلیل این اقدام را تمرکز برای محافظت کامل از پایگاه‌ها و نیروهای ائتلاف در عراق عنوان کرد. روز گذشته این ائتلاف گفته بود که به دلایل «امنیتی» عملیات‌های خود در عراق را کاهش می‌دهند.سین دهقان، مشاور علی خامنه‌ای در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی از نیروهای مسلح در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌ان گفت «واکنش ایران به ترور قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران قطعاً یک پاسخ نظامی علیه اماکن نظامی خواهد بود». وزیر سابق دفاع ایران همچنین در این گفت‌وگو افزود: «بگذارید یک چیز را بگویم: رهبری ما رسماً اعلام کرد که ما هرگز به دنبال جنگ نبودیم و به دنبال جنگ نیستیم. این آمریکا بود که جنگ را آغاز کرد، بنابراین آنها باید واکنش‌های مناسب به اقداماتشان را بپذیرند». دهقان همچنین گفت: «تنها چیزی که می‌تواند به این دوران جنگی پایان دهد، این است که آمریکایی‌ها همان ضربه‌ای را که وارد کردند، دریافت کنند، پس از آن نباید دنبال یک چرخه جدید باشند». اتحادیه اروپا ظریف را به بروکسل دعوت کرد اتحادیه اروپا روز یکشنبه از محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران دعوت کرد که به بروکسل سفر کند. جوزپ بورل، رئیس جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا از ظریف خواسته است که برای تعامل بیشتر درباره وضعیت خاورمیانه و افزایش تنش‌ها با آمریکا به بلژیک سفر کند اما زمان این سفر مشخص نشده است. بیانیه ای که دفتر جوزپ بورل منتشر کرده است می گوید که وی در تماسی با محمد جواد ظریف درباره تحولات اخیر و لزوم کاهش تنش‌ها در منطقه و حفظ برجام گفتگو کرده است.احضار سفیر سوئیس در تهران در اعتراض به تهدید ترامپ در حمله به اماکن فرهنگی ایران وزارت خارجه ایران روز یکشنبه و در واکنش به توئیت‌های تهدید آمیز دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در هدف قرار دادن اماکن فرهنگی، کاردار سوئیس در تهران را به‌عنوان حافظ منافع آمریکا احضار کرد. عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر خارجه ایران گفته است که «اعتراض شدید جمهوری اسلامی ایران نسبت به اظهارات تهدید‌آمیز و ناقض قوانین و هنجارهای بنیادین بین‌المللی به وی ابلاغ شد.» وزیر ارتباطات ایران: ترامپ تروریست کت و شلواری است محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات ایران در توئیتی دونالد ترامپ، رئيس جمهوری ایالات متحده را «ترویستی کت و شلواری» توصیف کرده است. او نوشته است: «مثل داعش، مثل هیتلر، مثل چنگیز. همه آنها از فرهنگ متنفر هستند. ترامپ یک تروریست کت و شلواری است. او خیلی زود تاریخ را فرا خواهد گرفت که هیچکس نمی تواند ملت و فرهنگ بزرگ ایران را شکست وزیر خارجه بریتانیا همچنین گفته است که «موقعیتی که آمریکایی‌ها در آن قرار گرفته‌اند را درک می کند.» دومینیک راب، قاسم سلیمانی را «تهدید منطقه‌ای» توصیف کرد اما تاکید کرد که «جنگ به نفع هیچ کس نیست». وزیر خارجه بریتانیا یک جنگ احتمالی در منطقه خاورمیانه را تنها به نفع داعش توصیف کرد که می توانند از خلا ایجاد شده بهره‌برداری کنند. وی گفته است که صبح روز یکشنبه با نخست وزیر و شنبه شب با رئیس جمهوری عراق گفتگو کرده است و قصد دارد با وزیر امور خارجه ایران نیز گفتگو کند. راب گفته است که هفته آینده با مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا و همتایان فرانسوی و آلمان خود دیدار خواهد کرد. سخنان وزیر خارجه بریتانیا در حالی مطرح می شود که عدم واکنش سوال برانگیز بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا به شرایط رو به وخامت خاورمیانه با انتقادهای گسترده‌ای روبرو شده است. شعار مرگ بر آمریکا در صحن مجلس شورای اسلامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه با تجمع در کنار تریبون مجلس، شعار مرگ بر آمریکا سر دادند. علی لاریجانی نیز در میان شعار مرگ بر آمریکا گفت: «آقای ترامپ این صدای مردم ایران است، بشنوید». کشته شدن قاسم سلیمانی؛ سه قدرت اروپا بر همکاری برای کاهش تنش در خاور میانه توافق کردند مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ دی ۱۴, شنبه

به درک واصل شدن قاسم سلیمانی عامل ایجاد ناامنی و تفرقه در منطقه

 


 تنها یکی دو روز از جفتک پرانی خامنه ای و مزدوران تروریستش در حمله به سفارت امریکا در بغداد نگذشته که امریکا در یک عملیات بسیار ماهرانه و دقیق سه اتومبیل حامل سرداران سپاه قدس، جند نفر از حزب الله لبنان و تعدادی از سرکردگان حشدالشعبی را مورد هدف موشک قرار داد و تعداد زیادی به درک واصل شده و بقیه بشدت مجروح شده اند.

انچه که خبرگزاریهای عربی تایید کرده اند کشته شدن محمد رضا جابری از حشدالشعبی و قاسم سلیمانی قرمانده سپاه قدس , ابو مهدی مهندس  فرمانده حشدالشعبی


مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ آذر ۲۸, پنجشنبه

اتحاد جمهوری‌خواهان ایران و چالشی بزرگ به‌مناسبت 12 سال تاسیس «اجا»

 

 اتحاد جمهوری خواهان ایران(اجا) 12 سال پیش بطور عمده  با تلاش و ابتکار فعالین و روشنفکران چپ در خارج کشور شکل گرفت. زمینه‌ها و مبانی نظری – سیاسی این اتحاد آنگونه که از بیانیه ده ماده‌ای تاسیسی و سایر مصوبات آن بر می‌آید، بر جمهوری‌خواهی، سکولاریسم، دموکراسی و دفاع از حق شهروندی و حقوق بشر استوار بود. طرح اندیشه مدرن جمهوری‌خواهی سکولار – دموکراتیک، دفاع از حقوق بشر، تاکید بر روشهای رفرمیستی و مسالمت‌جویانه، و فاصله‌گیری از افکار و روشهای انقلابی  توسط “اجا”، در زمان خود گامی ارزشمند در تغییر فضای سیاسی- فکری اپوزیسون در خارج کشور بحساب می‌آمد.

اولین همایش “اجا” در برلین که در واقع کنگره موسس آن بود، با اقبال وسیع بخشی از فعالان و روشنفکران سیاسی تبعیدی،  که بدنبال اشکال و روشهای جدید مبارزه بودند مواجه، و به محل تبادل نظر و اجماع تعداد زیادی از صاحبنظران با تجربه و جستجوگر، از هر فکر و اندیشه‌ای تبدیل شد. بسیاری از کنشگران سیاسی و متخصصان میهن‌دوست برای همکاری در فضائی از امید اعلام آمادگی کردند. بنظر می‌رسید موسسان آگاهانه در بیانیه ده ماده‌ای خود بر موارد سیاسی و کلیدی  مهم، با توجه به ضروریات مرحله‌ای جنبش دموکراسی‌خواهی مردم ایران تاکید کرده، و در صدد ایجاد اراده سیاسی واحد و وسیع‌اند. کمرنگ بودن ایدئولوژی و تاکید بر اتحاد عمل  طیف‌های وسیع سیاسی، حول محورهای مهم و ظاهرا مورد توافق، برای حضوری فعال و پرثمر در فضای سیاسی کشور، امید بخش و نقطه عطف بشمار می‌آمد.

اما پس از چندی، روندهای طی شده خلاف انتظار از آب درآمد. اختلافات سیاسی و فکری نمایان شد و “اجا” هم به لحاظ روش حل اختلافات درونی، و هم بدلیل سازوکارهای تشکیلاتی، به تشکلی کم و بیش شبیه به سازمانها و احزاب قدیمی در آمد، و وارث همان بیماریها و مشکلات سنتی و قدیمی شد.

طی این سالها تعبیر و تفسیر‌های پایه‌گذاران و امضاء کنندگان بیانیه ده ماده‌ای اولیه “اجا” از مقولات عمده و گفتمان‌های اصلی در مسیر تحول دمکراتیک جامعه ایران ، دقت و صراحت بیشتر یافت و این امر زمینه ساز بروز اختلاف  در نظرها  و سیاست‌ها گردید. این مسله البته مختص “اجا” نبود، بلکه جامعه سیاسی در حال تحول کشور چه در داخل و چه در خارج همزمان بر سر درک از مقولات مهمی چون: استقلال، منافع ملی، مناسبات با غرب، حاکمیت ملی و رابطه دولت – ملت، مناسبات بین الملی و منطقه‌ای و... در گیر بحث و مجادله بود. اما تاسف آور این است که “اجا” که با انتشار بیانیه ده مادهای و در بحث‌های تدارکاتی آن، در باره اغلب این موضوعات درکی ظاهرا روشن داشت، در گامهای بعدی با اختلاف  در برداشتها و در نتیجه عدم انسجام سیاسی مواجه شد. استنباط‌های متفاوت از مقولات مهم مورد بحث سبب بروز درکها و ارزیابی‌های متفاوت از حاکمیت و بروز اختلاف سیاسی - راهبردی و نهایتا انشعاب شد. اتحاد جمهوری خواهان ایران که می‌بایست در تدقیق و ساختن و پرداختن این گفتمان‌ها پیشگام باشد، و زمینهای نظری برای سیاست ورزی مشترک را فراهم کند،  خود قربانی اختلاف نظر در این باره، و زمینه ساز تشتت فکری و نظری گردید.

بررسی تاثیر، و نتایج تعارض اندیشه‌ها در این تشکل در حال گذار، که خود نمونه‌ای از وضعیت جامعه در حال گذار کشور است، نشانگر نوعی عدم صراحت در مواضع سیاسی در مقاطع سیاسی حساس، و در نتیجه بی‌نظری و یا دنباله‌روی بوده است. در عین حال، بررسی میانگین مواضع  سیاسی این تشکل، مبین نوعی تلاش صادقانه در ارائه ارزیابی‌های واقع‌بینانه از تحولات سیاسی در داخل کشور است. این تلاش‌ها عمدتا بدلیل ساختار تشکیلاتی و فکری  متنوع  “اجا”، که بطور عمده  اعضاء و مسئولان آن را اعضاء و مسئولان احزاب و سازمان‌های سیاسی با سابقه، با عادات و فرهنگ‌های سیاسی متفاوت و اغلب سنتی تشکیل می‌دهند، از ثبات و یکدستی برخوردار نبوده است. این امر برای تشکلی که خواستش حضور موثر و تاثیر گذار در تحولات سیاسی کشور است، دست و پا گیر بوده و آنرا عملن کم تاثیر و کم اثر کرده است.

اتحاد جمهوری خواهان بدلیل عدم شفافیت مواضع، تا کنون علیرغم تلاشهای زیاد و ابتکار عمل ارزشمند در نزدیکی با سایر نیروهای متحد در مرحله گذار دموکراتیک کشور، از نزدیکی‌های نمایشی فراتر نرفته است. “اجا” باید با سازماندهی  بحث و تبادل نظر وسیع حول گفتمان‌های اصلی این مرحله به اتفاق نظر رسد، جمهوری‌خواهان دمکرات و سکولار را به وحدت نظر حول آنها ترغیب کند، و به عنوان جریانی فراحزبی و خارج کشوری، که محل اجماع بخش وسیعی از نخبگان سیاسی  دگر اندیش کشور است، در عمده‌ترین مسائل سیاسی کشور با صراحت حضور سیاسی داشته باشد و راه‌های کم هزینه و پرثمر سیاسی را نشان دهد.

“اجا” طی این سالها نتوانست به‌عنوان یک بلوک قدرتمند نظری- سیاسی  برآمد کند و خمیرمایه فکری سیاسی را برای جامعه‌ی در حال تحول ایران – به سهم خود و با مشارکت جمعی – فراهم نماید. جناحها و جریانات درون “اجا” ضمن آگاهی نسبی به این مهم، فاقد آن انعطاف و اعتدال در مناسبات با یکدیگر بوده‌اند و هریک شیوه‌ها و فرهنگهای مبارزاتی – سنتی خود را به درون آن رسوخ داده‌اند.

واقع بینی حکم می‌کرد که نخبگان عضو “اجا” با نقد و عبور از فرهنگها و سنتهای فکری- سازمانی گذشته خود، در چارچوب مناسباتی جدید به فعالیت بپردازند. مناسباتی که از ایدئولوژی‌های مرسوم، ساختارهای غیر دموکراتیک هرمی، و از فرهنگ استبدادی حاکم بر جامعه، فاصله گرفته باشد. طبیعی است فرهنگها و عادات یکباره تغییر نمی‌کنند، اما آگاهی به ضرورت این تغییر، تبدیل شدن به نیروی این تغییر، و برخورد آگاهانه با این معضل فرهنگی سیاسی، در تشکلی نو پا و در حال گذار، از اهمیت بسزائی برخوردار است. متاسفانه اتحاد در اشاعه فرهنگ  مدارا ، فراهم نمودن آگاهانه فضای دموکراتیک درونی، و رعایت بی‌خدشه اصول کار جمعی برای تامین تداوم فعالیت‌هایش ، چندان موفق نبوده است.

اتحاد جمهوری خواهان ایران بنوبه خود به دلیل عضویت بسیاری از کادرهای فعال در سازمانها و گروه‌های سیاسی قدیمی  در آن، بخشی از ضعف‌های آنان را به ارث برده و نتوانسته است بر فراز مناسبات  و تفکرات مرسوم این گروهها قرار گیرد.

احزاب و سازمانهای سیاسی قدیمی و سنتی ایرانی، که اکنون سالهاست در تبعید ناخواسته بسر می‌برند، نمی‌توانند شناختی واقعی از پایگاه اجتماعی مورد تصور خود در ایران امروز داشته باشند. این تشکلها در بهترین حالت محافلی  در خارج کشور باگرایشات فکری، سیاسی و فرهنگی خاص خود هستند و با هیچ  قشر و طبقه اجتماعی در داخل کشور ربطی ندارند. این تشکلها بنا به میل و مشرب،  سوابق و سلائق خویش، خود را به اقشار و گروهای اجتماعی منتصب می‌کنند. البته می‌توان در خارج از کشور بود و از طریق  تبادل اطلاعات دیجیتالی در جریان رخداد‌های سیاسی قرار گرفت و اعلام موضع سیاسی کرد، اما برای درک خواستهای اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی ، شناخت آنها و انعکاس تمایلات و خواستهای واقعی آنها، و مهمتر از همه معرفی خود بعنوان نماینده آنها و “سیاست ورزی” با نام آنها، باید در جامعه حضور داشت، از اوضاع اقتصادی فرهنگی و سیاسی ، تمایلات، مطالبات، و مناسبات آنها با سایر گروه‌های اجتماعی و با حکومت مطلع بود، و این تغییرات را دائما رصد کرد و در سیاست‌ها و روشهای مبارزه خود تاثیر داد.

ایدئولوژی‌گرائی کم و بیش حاکم بر این گروه‌ها و عدم تماس طولانی با جامعه، آنها را  در‌ هاله‌ای از افکار و تصورات گذشته خود و نوعی تلقی ذهنی از ارزشهای  تعریف شده در گذشته گرفتار کرده است. ارزشهائی که در زمانهای دور انتخاب شده وهنوز برفضای فکری و ذهنی آنان  تسلط دارد.

بدیهی است که برای تغییر نیاز به تشکیلات و سازمانگری است، اما تشکیلاتی مورد نظر است که تصورات ارزشی، افتخارات تاریخی و عادات کهنه را کنار گذارد و نیروی رها شده خود را در خدمت نوسازی و باز آفرینی ارزش‌های  نو قرار دهد.

همانگونه که قبلا ذکر شد، “اجا” بدلیل اینکه بسیاری از فعالین اصلی آن از سازمانها و گروه‌های یاد شده‌اند، از این مشکلات و تبعات آن مصون نبوده است. برای رهائی از این معضل، اتحاد جمهوری خواهان ایران بهتر است به تشکلی فراحزبی، مدرن و دموکراتیک فرا روید و از الگو برداری تشکیلاتی از احزاب و سازمانهای سنتی دست بردارد.

تا زمانیکه روشنفکران سیاسی (کنشگران سیاسی، تحلیل‌گران سیاسی،کارشناسان، افراد متخصص و مترقی که دارای طرح برای آینده ایرانند، روزنامه‌نگاران سیاسی و....) در تبعید‌اند،  تلاش آنها چه سازمان یافته و چه منفرد، بهتر است عمدتا مصروف به گفتمان‌سازی در کلیدی‌ترین مباحث راهگشا در مسیر گذار به دموکراسی در ایران باشد. پروراندن اندیشه‌های مدرن، نفوذ و تاثیر سیاسی بر فضای عمومی، عمل چون مشاور سیاسی و مورد اعتماد افکار عمومی کشور، براه انداختن جنبش‌های فکری، فرهنگی و انتقادی ، ترویج فرهنگ دموکراتیک ، تلاش در جهت تربیت کادرهای سیاسی مدرن و کمک به نهاد‌های مدنی و جنبش‌های اجتماعی به طرق مقتضی و... از آن جمله است.

این تلاشهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و سازمان یافته، در فکر کسب قدرت نیست، بلکه زمینه‌ساز آن است. بدین جهت  فاقد سازوکارهای احزاب کلاسیک سیاسی است، تشکلی مدرن، فرا حزبی و کیفی که برای طراحی و جا انداختن گفتمان‌های سیاسی، و تبدیل آنها به خواست اجتماعی،  با حضوری شناخته شده و با موضع، در فضای سیاسی کشور تلاش می‌کند.

برای دست یابی به چنین شکلی از فعالیت سازمان یافته برون مرزی، که مختص شرایط ویژه کنونی است، باید ساختار‌های مناسب ایجاد و در جریان آزمون و خطا دقت یابد. اما مهم‌تر از هرچیز و قبل از همه  عزم و اراده و تلاش آگاهانه برای غلبه بر شیوه‌ها، افکار و اشکال به ارث برده شده از تشکلهای سنتی، دارای اهمیت درجه اول است.

 مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...