بیایید آزادانه و صلح طلبانه فریاد بزنیم که آزادی خواه هستیم.
۱۴۰۲ آبان ۲۳, سهشنبه
آخرین وضعیت کارگران و معلمان ایران؛ یکصدهزار امضا برای آزادی معلمان زندانی
فشارهای امنیتی و قضایی بر فعالان صنفی کارگران و معلمان کماکان ادامه دارد. در آخرین موارد رسانهای شده، حکم دادگاه بدوی «داوود رضوی»، کارگر عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در دادگاه تجدید نظر تایید شد. فعالان صنفی هم با راهاندازی یک کمپین برای جمعآوری یکصدهزار امضا، خواستار آزادی معلمان زندانی و پایان دادن به پروندهسازی علیه معلمان شدند. «رضا شهابی» و «کیوان مهتدی»، دو فعال کارگری نیز با انتشار یادداشت مشترکی از زندان اوین، به وقایع رخداده در ماههای اخیر واکنش نشان دادند. دادگاه «ریحانه انصارینژاد»، کارگر بازنشسته و فعال کارگری نیز برگزار شد. جزییات بیشتر را در ادامه بخوانید:
یکصدهزار امضا برای آزادی معلمان زندانی و پایان دادن به پروندهسازی علیه معلمان
فعالان صنفی معلمان با انتشار متن طوماری برای جمعآوری یکصد هزار امضا با درخواست آزادی معلمان زندانی و پایان یافتن پروندهسازی علیه معلمان تلاش میکنند. در متنی که شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در این رابطه منتشر کرده، با اشاره به حرکت کمپین «جمعآوری امضا برای نامه به ریاست قوهقضایی» که پیشتر منتشر شده، آمده است: «پس از پایان جمعآوری امضا برای نامه به ریاست قوهقضاییه، معلمان بسیاری با تماس یا ارسال پیام، درخواست امضا نامه را داشتند که متاسفانه فرصت آن پایان یافته بود. بنابراین تصمیم گرفته شد برای انجام این مهم، کمپین یکصدهزار امضا راهاندازی شود تا با حمایت شما همکاران گرامی، این درخواست به گوش همه مسوولان کشور رسانده شود.»
این شورا در ادامه مینویسد: «فرهنگیان و معلمان شاغل بازنشسته آموزشوپرورش میتوانند از طریق لینک، این پتیشن را امضا و منتشر کنند. برای ورود به سایت، بایستی فیلترشکن یا vpn روشن باشد. نوشتن نام، نام خانوادگی، کشور، شهر و استان محل خدمت یا بازنشستگی ضروری است.»
تایید حکم داود رضوی در تجدیدنظر
وکیل مدافع «داود رضوی»، در تماسی با خانواده این فعال کارگری اعلام کرد: «روز سهشنبه ۶تیر، لایحه اعتراض نسبت به حکم ناعادلانه علیه این کارگر زندانی، تقدیم دادگاه تجدیدنظر شد. منتظر بودیم تا شعبه تجدید نظر مشخص شود، اما در تاریخ ۱۱تیر، ابلاغیهای ارسال شده که در آن نوشتهاند؛ پرونده به شعبه ۳۶ برای بررسی و رسیدگی فرستاده شده است. این شعبه هم، حکم ۵ سال حبس تعزیری علیه داود رضوی را بدون هیچ تغییری در دادگاه تجدید نظر تایید کرده است.»
به گفته وکیل این فعال سندیکایی، این تایید یعنی پرونده ظرف دو روز از شعبه ۱۵ به شعبه ۳۶ انتقال، و رای دادگاه تجدیدنظر صادر و قطعی شده است.
سندیکای کارگرانشرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، روز ۱۸تیر ۱۴۰۲، با انتشار این خبر، نسبت به تایید حکم ظالمانه علیه داود رضوی در دادگاه تجدید نظر اعتراض کرده و مینویسد: «داود رضوی، بهعنوان یککارگر و عضو هیات مدیره سندیکا، تنها جرماش دفاع از حقوق اولیه کارگران است. اتهامات بیپایه و اساس و پروندهسازی علیه داود رضوی از هیچگونه وجاهت قانونی و مشروعیتی برخوردار نیست. اگر در کشور ما «دادگاه تجدید نظر» بهطور مستقل و عادلانه وجود داشت، رضوی باید تبرئه و آزاد میشد.»
سندیکای کارگران شرکت واحد در پایان خواهان آزادی بی قید و شرط اعضای زندانی خود از جمله: «داود رضوی»، «حسن سعیدی» و رضا شهابی و دیگر فعالان کارگری و معلمی و مدنی شده است.
وخیم شدن وضعیت چشم و بینایی داود رضوی
سندیکای کارگران شرکت واحد از وخامت وضعیت بینایی و اعزام داود رضوی فعال کارگری و عضو هیات مدیره این سندیکا خبر داده و اعلام کرد: «روز سهشنبه ۲۰تیر آقای رضوی از سوی مسوولان زندان، جهت معاینه به چشم پزشکی بیمارستان فارابی اعزام شد. چشم پزشک پس از معاینه و تجویز دارو، متذکر شد که وضعیت چشمان رضوی خوب نیست. او نباید به هیچ عنوان در معرض نور آفتاب قرار گیرد و حتما باید از عینک آفتابی استفاده کند. حتی پزشک فکر کرده بود که چشمهای وی براثر جوشکاری صدمه دیده است. چشم پزشک تاکید کرده که هر ۶ ماه یکبار جهت بررسی وضعیت چشمها بایستی به بیمارستان آورده شود.»
براساس گزارش این سندیکا، «بازداشت طولانی مدت داود رضوی و بهسر بردن شبانهروزی در سلولی با چراغ روشن، استفاده پیدرپی از چشمبند هنگام بازجویی که ماهها به طول انجامیده، باعث شده تا آسیبهای جدی به چشمان ایشان وارد شود و هر دو چشم ایشان از لحاظ بینایی ضعیف شده و نمره چشم ایشان بالاتر رفته است. باتوجه به شرایطی سنی داود رضوی و داشتن بیماریهای گوارشی و خونریزی معده و همچنین ناراحتی چشم که در طول بازداشت اضافه شده، ادامه بازداشت و حبس طولانی برای او کاملا مضر است. او با این وضعیت قادر به تحمل ادامه حبس نبوده و باید در اسرعوقت جهت معالجات مختلف و پیشگیری از بدتر شدن وضعیت جسمانیاش از زندان مرخص شود.»
رضا شهابی و کیوان مهتدی: هنوز، ما همه با هم نیستیم
دو فعال کارگری محبوس در زندان اوین با انتشار یک نامه مشترک نسبت به وضعیت وخیم زندگی ساکنان مناطق مختلف ایران واکنش نشان دادند. در بخشی از این نامه آمده است: «ظرف این چند سال، تصاویر تلخی در خاطره جمعی ما نقش بسته است که شایسته نیست هیچ مردمی چنین باری را به دوش بکشد. یکی از این تصاویر فراموشنشدنی، به خیزش آب خوزستان بازمیگردد. زمانی که در قلب نفت و گاز و پتروشیمی و معادن بیشمار و گرانبها، در سرزمینی با تمدنی چندهزار ساله و زمینهای مرغوب، با قابلیت کشت انواع محصولات زراعی و دسترسی به آبهای آزاد و تجارت جهانی، فریاد اعتراض به تبعیض نظاممند و نابودیِ قلمرویی و حیات اجتماعی و محرومسازی فزاینده با شعارهای «ماء ماء عطشان الشط» و «کلا کلا للتهجیر» شنیده شد، اما در مقابل، بخشی از فعالان اجتماعی در حرکتی مناقشه برانگیز اقدام به ارسال بطریهای آب معدنی برای مواجهه با منظومه در هم پیچیده بحرانهای خوزستان کردند.»
در ادامه این نامه آمده است: «ناگفته پیداست که خوزستان، همچون دیگر مناطق کشورمان، در این سالها شاهد تصاویر بسیار دلخراشتری بوده است. اما این تصویر جنبهای نمادین دارد، چون نشان میدهد خوزستان هم از حاکمان و سیاستگذاریهای کلان آنها زخم خورده است، و هم از جانب بخشی از جامعه مدنی که حتی وقتی قصد همدلی و همراهی دارند، عملا هیچ شناخت و تصوری از عمق و ابعاد مشکلات هموطنان خود ندارند.
طبعا این نگاه را نمیتوان به عموم جامعه نسبت داد و اتفاقا خیزش آب خوزستان با فریادهای همدلی و همراهی بسیاری از کردستان و لرستان و آذربایجان گرفته تا اصفهان و خراسان و کرج و دیگر نقاط همراه بوده است. با این حال، این تصویر یادآوری میکند که برخلاف شعارها و بهرغم حسن نیت گروههای مختلف اجتماعی، ما هنوز آنطور که باید همه با هم نیستیم، چون هنوز شناخت عمیقی از درد و رنج همدیگر و ریشههای مشترک آنها نداریم.»
نویسندگان زندانی این نامه با اعلام اینکه «وضعیت خوزستان تجلی سویههایی از حاکمیت و ساختار تبعیضآمیز است که سایر نقاط کشور نیز به اشکال مختلف درگیر آن هستند»، مینویسند: «از پیامدهای فاجعهآمیز خشک شدن دریاچه ارومیه تا تبعیض علیه اقلیت مذهبی در سیستانوبلوچستان، و عدم امکان آموزش به زبان مادری در کردستان و آذربایجان و دیگر اقلیتهای زبانی و...، تا جایی که برخی از اصطلاح "خوزستانیزه شدن" برای اشاره به آینده این سرزمین استفاده میکنند. سند ننگین موسوم به نامه ابطحی، از جانب دفتر ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۷ که بر ضرورت تغییر بافت جمعیتی مردم عرب استان خوزستان و سیاست کوچ اجباری آنان تأکید میکرد، تنها یک نمونه است که نشان میدهد خشک شدن عامدانه تالابها، طرحهای مهاجرت اجباری، عدم سرمایهگذاری در زیرساختها، نابود کردن زیستبوم و شرایط حیات، و مجموعه شرایط خوزستان و دیگر حاشیهها و زندگی روزانه به حاشیه رانده شدهها نه نتیجه ضعف یا اِشکال مدیریتی، بلکه ماحصل نظم حاکمیتی مبتنی بر تبعیض است.»
در ادامه این نامه با اشاره به مکانیسمهای طرد و دیگریسازی و به حاشیه راندن حقوقی، سیاسی و اجتماعی، و نظام اقتصادی که گذران زندگی یک گروه یا جمعیت را به بهای زندگی گروهی دیگر رقم میزند، آمده است: «مدتها است که در خاک این سرزمین ریشه دوانده است (فراموش نکنیم که طرح جنجالی انتقال آب کارون به زاینده رود به زمان پهلوی بازمیگردد). به بیانی، مناسبات اجتماعی و نظام امتیازورزی در جامعه ما نه تنها به سود یک اقلیت بهشدت کوچک عمل میکند، بلکه با ایجاد و تشدید گسلها و شکافهای متعدد و چندلایه و با به حاشیه راندن گروههای متعدد و ایجاد حاشیههای جدید، بقای خود را تضمین میکند. هر برنامهای برای بهبود وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی باید با این تبعیض ساختاری در ریشههایش درگیر شود.»
این دو فعال کارگری در ادامه افزودهاند: «ما با یک موقعیت ثابت میان مرکز و حاشیه طرف نیستیم، بلکه با یک ماشین تولید حاشیه/مرکز مواجه هستیم که پیوسته بخشهایی از جامعه را به حاشیه میراند، و در دل مرکز، هسته قدرت کوچکتری تشکیل میدهد و در حاشیه نیز حاشیههای جدید تولید میکند. اقلیتهای قومیتی، جنسیتی و مذهبی، موقعیتهای طبقاتی و جغرافیایی، و هر شکلی از تفاوت در این ماشین به تقابلی به نفع مرکز و برای چپاول بیشترِ به حاشیه رانده شدهها تبدیل میشود. ما که هر کدام به طریقی مورد این تبعیض نظاممند قرار گرفتهایم، گاه نتیجه آن را با علت آن اشتباه میگیریم. مثلا کارگر بیثباتی که بدون قرارداد و امنیت شغلی کار میکند، کارگران استخدام رسمی را بهعنوان دلیل شرایط دشوار کاری خود میبیند و کارگران با سابقه، افزایشِ بیشتر حداقل دستمزد به نسبت افزایش حقوقهای بالاتر از حداقل وزارت کار را دلیل فقیرتر شدن خود میدانند.
به همین سیاق، تبعیضهای نظاممند علیه کردستان، خوزستان، سیستانوبلوچستان و سایر اقلیتهای قومیتی نتیجه تقابلهای ذاتی میان اقوام نیست. برعکس، این نظام مبتنیبر تبعیض است که تفاوتهای قومیتی را به دستاویزی برای رشد نامتوازن به ضرر اقلیتهای قومیتی تبدیل میکند.»
براساس نظر این دو فعال کارگری،کلاف سردرگمی که امروز با آن مواجه هستیم، با این منطق سازوکار روشنتری پیدا میکند. طبقه، قومیت و جنسیت سوخت عمده این ماشین تبعیض و تولید حاشیه را تامین میکنند: «این محورهای سهگانه تبعیض چنان در عرصههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و اجتماعی یکدیگر را تشدید میکنند که معمولا پیدا کردن منشا مشترک میان آنها بسیار دشوار است. در مقابل، خیزش آب خوزستان، جنبش ژینا، و اعتراضات و تحرکات کارگری و معیشتی در چند سال گذشته مولفهها و خواستههای مشترکی را به نمایش گذاشتند که حاکی از همگرایی مبارزات در این محورها است. اما هنوز گفتمانهای تقابلآمیز و جداکننده بر نیروهای فراگیر و پیوند دهنده میان این عرصهها غلبه دارند.
امروز نیاز داریم جامعهای را تصور کنیم که در آن تفاوتها به جای اینکه دستاویزی برای چپاول حاشیه و تمرکز قدرت باشند، شالودهای برای اعتلا و رشد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی تمام گروههای اجتماعی را تشکیل دهند، جایی که تکثر هویتها در یک کلیت یکپارچه از میان نرود، و هیچ فرد و گروهی در آن شهروند ناقص و درجه دو بهحساب نیاید. نخستین قدم در راه چنین جامعهای، ارج گذاشتن بر تفاوتها، و به رسمیت شناختنِ وجود موقعیتهای حاشیهای مبتنیبر جنسیت، قومیت، و طبقه است. جامعه تکه پاره ما فقط زمانی ترمیم میشود که ما از زخمهایمان به یکدیگر جوش بخوریم و تنها با اتکا به مرهم مشترک این زخمها، میتوانیم فریاد بزنیم که حقیقتا ما همه با هم هستیم.»
تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، بهرغم مخالفتهای بینالمللی
کوتاهزمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حاملهای انرژی به بازارهای بینالمللی ...
-
Immediate Activation of the Responsibility to Protect (R2P) in Iran To: The United Nations Security Council and the International Community...
-
تنها یکی دو روز از جفتک پرانی خامنه ای و مزدوران تروریستش در حمله به سفارت امریکا در بغداد نگذشته که امریکا در یک عملیات بسیار ماهرانه و...
-
اسرائیل بعد از حمله اول به حملات خود ادامه داده و ما شاهد حمله سوم و حتی ادامه آن میباشیم و چنین به نظر میرسد که اسرائیل مصمم به ادامه جنگ...
