۱۳۹۸ بهمن ۲۸, دوشنبه

دوستان خوانندگان وبلاگ برای آزادی خواننده عزیز امیر تتلو می تونید این پتیشن رو امضا کنید

We, the fans, of Amir Tataloo hereby request an urgent release of Amir Hossein Maghsoudloo aka TATALOO immediately.
Amir Hossein Maghsoudloo better known as his stage name Amir Tataloo is an Iranian singer, songwriter and influencer. He has so many strong fans among the youth of Iran. His style has been described as "popular flashy blend of pop, rap and R&B". He holds the title of the most active Iranian singer. He can write, sing and publish a song every two days and he actually publish a song each week on a period of time. Under the human rights report in 2019, Iranian courts, and particularly the revolutionary courts, does not provide fair trials and used confessions likely obtained under torture as evidence in court. Authorities routinely restrict detainees’ access to legal counsel, particularly during the investigation period. Several individuals charged with national security crimes suffered from a lack of adequate access to medical care in detention. Upon handing Amir to Iranian regime, he would not have any access to fair trial and neither be able to speak to anyone such as Roohollah Zam. He is not a criminal and he is a singer. We urge the Turkish government to free him and return his passport and document back to him as soon as possible. If Turkish government has any evidence against him, he has the right for a fair trial outside Iran for the accusations against him and not within Iran. " Share this by #freetataloo https://www.change.org/p/iran-free-amir-tataloo

۱۳۹۸ بهمن ۱۰, پنجشنبه

دو روز پس از حمله پهپادهای آمریکایی به خودروی حامل قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس و کشته شدن وی و همراهانش، تنش‌ها بین تهران و واشنگتن به اوج خود رسیده است. خودروی حامل قاسم سلیمانی بامداد جمعه سه ژانویه، در عملیاتی موسوم به «آذرخش کبود» در نزدیکی فرودگاه بغداد هدف حملهٔ پهپادهای نیروهای ایالات متحده قرار گرفت و او به‌همراه شماری از فرماندهان سپاه و حشد شعبی جان باخت. واکنش‌ها به این حمله همچنان ادامه دارد. ترامپ: ممکن است پاسخ به حمله ایران به شکلی نامتناسب باشد دونالد ترامپ بار دیگر در سه توییت درباره ایران اظهار کرد و نوشت: «اگر آنها (ایران) به ما حمله کنند ما حمله متقابل می‌کنیم. اگر دوباره حمله کنند که من اکیدا توصیه می‌کنم نکنند، ما شدیدتر از همیشه به آنها حمله خواهیم کرد.» رئیس جمهوری آمریکا ضمن یادآوری این که آمریکا به تازگی دو تریلیون دلار در تجهیزات نظامی سرمایه‌گذاری کرده است، همچنین نوشت: «ما بزرگ‌ترین و با اختلاف، بهترین ارتش دنیا را داریم. اگر ایران به پایگاه یا هر فرد آمریکایی حمله کند، ما بعضی از این تجهیزات نو را بی‌درنگ به سوی آنها روانه می‌کنیم.» آقای ترامپ در توییت دیگری درباره بحث مشورت با کنگره برای حمله که برخی منتقدان او مطرح کرده‌اند، گفت: «این پست‌ها برای مطلع کردن کنگره است که اگر ایران به هر هدف یا فرد آمریکایی حمله کند، آمریکا به سرعت و با تمام قدرت حمله متقابل خواهد کرد و این شاید به شکلی نامتناسب با حمله ایران باشد. نیازی به این اطلاعات حقوقی نیست اما به هر حال داده شد.»
مرکل، ماکرون و جانسون بر لزوم همکاری برای کاستن تنش در خاور میانه توافق کردند آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه و بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا بر لزوم همکاری برای «کاستن از تنش» در خاورمیانه تأکید کردند. سخنگوی دولت آلمان روز یکشنبه اعلام کرد دو روز پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران به دست نیروهای آمریکایی در عراق، رهبران سه قدرت نخست اروپایی روز یکشنبه توافق کردند که به کمک یکدیگر برای رفع تنش در خاورمیانه بکوشند. ماکرون از ادامه فعالیت نیروی قدس ابراز نگرانی کرد امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه به همتای آمریکایی خود دونالد ترامپ در مورد «همبستگی کامل با متحدان» کشورش به وی اطمینان داد. ماکرون همچنین از ایران خواست تا از «هر گونه اقدام تنش‌زای نظامی که بی‌ثباتی موجود در منطقه را تشدید می‌کند» پرهیز کند. کاخ الیزه روز یکشنبه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد رئیس جمهوری فرانسه در واکنش به «تنش روزافزون در عراق و در منطقه» از «فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده نیروی قدس» سپاه پاسداران ایران «ابراز نگرانی» کرده است. آقای ماکرون همچنین ضمن تأکید بر اراده کشورش بر همکاری با شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی خود برای «کاستن از تنش‌ها»، خواستار ادامه کار ائتلاف ضد داعش شد. بوریس جانسون: از مرگ سلیمانی تأسف نمی‌خوریم بوریس جانسون، نخست وزیر بربتانیا در نخستین اظهار نظر خود پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق خواستار پرهیز از تنش در منطقه شد. بوریس جانسون که به تازگی از تعطیلات سال نو بازگشته، گفت که در این زمینه با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه و آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان گفتگو کرده است. نخست وزیر بریتانیا تأکید کرد: «سردار قاسم سلیمانی تهدیدی برای منافع همه ما و مسئول اقدامات و رفتارهای ایذایی و بی‌ثبات‌کننده در منطقه بود. با توجه به نقشی که او در صف اول در این زمینه بازی کرد و اقدامات او که به مرگ هزاران شهروند غیرنظامی بی‌گناه انجامید، ما از مرگ او تأسف نمی‌خوریم» بوریس جانسون ضمن دعوت به پرهیز از تنش افزود: «روشن است که هر گونه فراخوانی به انتقام‌گیری تنها باعث افزایش خشونت‌ها در منطقه می‌شود و این به نفع هیچ کس نیست.» احضار کاردار آلمان در تهران وزارت خارجه ایران اعلام کرد که کاردار سفارت آلمان در تهران را احضار کرده است. ایران موضع آلمان را درباره کشته شدن قاسم سلیمانی از سوی آمریکا، «یکطرفه و غیرقابل قبول» توصیف کرده است. اولریکه دمر، سخنگوی دولت آلمان، اقدام آمریکا در کشتن فرمانده سپاه قدس ایران را واکنشی به چندین تحریک نظامی ایران عنوان کرده بود. وی حمله به نفت‌کش‌ها و تاسیسات نفتی را از جمله این اقدام‌ها ذکر کرده بود. محسن رضایی: تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در توئیتی نوشت: اگر آمریکا پس از پاسخ نظامی ما، دست به اقدامی بزند تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهیم کرد. دبیر شورایعالی امنیت ملی: پاسخ ایران به اقدامات نظامی محدود نمی شود علی شمخانی، دبیر شواریعالی امنیت ملی ایران گفت: « پاسخ ایران به ترور سپهبد سلیمانی حتما نظامی است، اما فقط به اقدامات نظامی محدود نمی‌شود.» وی همچنین با تهدید اسرائیل گفت: « قطعا شهادت سپهبد سلیمانی مقدمه آزادی فلسطین و نابودی اسرائیل خواهد بود.» درگیری در مراسم عزاداری سلیمانی در ناصریه عراق یک کشته بر جا گذاشت گروهی از مخالفان دولت عراق در چند شهر این کشور علیه حضور و دخالت ایران و آمریکا در کشورشان راهپیمایی کردند. به گزارش خبرگزاری فرانسه در روزی که پارلمان عراق به خروج نیروهای خارجی از این کشور رأی داد، صدها تن از راهپیمایان در شهر دیوانیه در استان قادسیه برای اعتراض به جنگ نیابتی ایران و آمریکا به خیابان آمده و شعار سر دادند. راهپیمای در شهر ناصریه، مرکز استان ذی‌قار در اعتراض به حضور ایران و آمریکا در عراق به خشونت گرایید. تجمع مخالفان جنگ روبروی سفارت آمریکا در بروکسل ده‌ها نفر امروز یکشنبه، روبرو سفارت آمریکا در بروکسل تجمع کردند و شعارهایی علیه جنگ سر دادند. این افراد پلاکاردهایی با همین مضمون در دست داشتند. آن‌‌ها از دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا خواستند که وارد جنگ با ایران نشود. شبکه «ای بی سی» آمریکا در ارتباط با توئیت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده که گفته است آمریکا اماکن فرهنگی ایران را مورد حمله قرار خواهد داد، با وزیر خارجه آمریکا گفتگو کرد. وزیر خارجه آمریکا همچنین افزود: «هر هدفی که به آن حمله خواهیم کرد، یک هدف قانونی خواهد بود و هدفی خواهد بود که برای یک ماموریت منفرد برای دفاع و حفاظت از آمریکا طراحی می‌شود.» پمپئو گفته است که دولت ترامپ تمرکز دولت قبلی ایالات متحده را که سیاستش مقابله با گروه‌های نیابتی بود کنار گذاشته است و کشتن قاسم سلیمانی نمونه‌ای از این استراتژی جدید آمریکاست. وزیر خارجه آمریکا گفته است که از این به بعد ما می‌خواهیم به تصمیم‌گیران واقعی که تهدیدات جمهوری اسلامی را اجرا می‌کنند پاسخ دهیم. سیدحسن نصرالله: پایگاه‌ها و ناوگان‌های نظامی آمریکا در منطقه باید تاوان دهند حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان روز یکشنبه در مراسم یادبودی که برای قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس در جنوب بیروت برگزار شد گفت: «دوم ژانویه (روز کشته شدن قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس) تاریخی برای شروع مرحله جدید و تاریخ جدید برای تمام منطقه است.» دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به دیدار اخیر خود با قاسم سلیمانی گفت: «ایشان چند ماه پیش با من دیدار داشت و می‌گفت که دعا کن من عاقبت بخیر شوم چرا که جنگ با داعش تمام شده و من پیر شده‌‌ام». حسن نصرالله، همچنین در سخنان خود هدف واقعی ترامپ در عراق را کنترل چاه‌های نفت این کشور دانست و گفت که «او هیچ دولتی برای عراق نمی‌خواهد که بتواند مانع این غارتگری شود و اگر قرار است دولتی باشد باید کاملاً تحت سلطه آمریکا و سفیر آمریکا در عراق باشد.» دبیرکل حزب الله لبنان همچنین گفت که هدف از کشتن قاسم سلیمانی و همراهان او ایجاد ضعف در «محور مقاومت»، گرفتن امتیاز و تسلیم کردن ایران است. دبیر کل حزب‌الله لبنان همچنین افزود:‌ «هر گروهی می‌تواند در رابطه با قصاص عادلانه سردار سلیمانی تصمیم‌گیری کند و این تصمیم خود این محورها است. ایران از شما و دوستانش و هم پیمانانش چیزی نخواهد خواست. قصاص عادلانه به این معنی نیست که شخصیتی که هدف می‌گیرد، هم وزن قاسم سلیمانی باشد، کفش سردار سلیمانی ارزشش از ترامپ بیشتر است. هیچ شخصی هم وزن قاسم سلیمانی نیست که بتوان او را قصاص کرد. قصاص عادلانه موجودیت نظامی آمریکا در منطقه است. ‎پایگاه‌های نظامی آمریکا، ناوگان‌های نظامی آمریکا، هر افسر و سرباز آمریکا در منطقه، ارتش آمریکا، اینها که حاج قاسم را کشتن باید تاوان بدهند و معادله این است. ما با ملت و مردم آمریکا کاری نداریم. شهروندان آمریکا در خیلی از کشورها هستند اما کسی با این‌ها کار ندارد. اگر کسی آنها را هدف قرار دهد این موضوع خدمت به ترامپ است. جنگ ما و رویارویی و قصاص عادلانه ما مخصوص کسانی است که این جنایت را انجام داده‌اند. ارتش آمریکا اعلام کرده است که ما این کار را انجام داده‌ایم، لذا آنها در معرض هدف ما قرار دارند. »‎ ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا عملیات‌های خود در عراق را تعلیق کرد ائتلاف بین‌المللی ضد داعش به رهبری آمریکا اعلام کرد که عملیات‌های خود در عراق را به‌حالت تعلیق در می‌آورد. این تعلیق هم شامل آموزش‌های نظامی به نیروهای عراقی می‌شود و هم مبارزه با داعش را در بر می‌گیرد. این ائتلاف دلیل این اقدام را تمرکز برای محافظت کامل از پایگاه‌ها و نیروهای ائتلاف در عراق عنوان کرد. روز گذشته این ائتلاف گفته بود که به دلایل «امنیتی» عملیات‌های خود در عراق را کاهش می‌دهند.سین دهقان، مشاور علی خامنه‌ای در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی از نیروهای مسلح در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌ان گفت «واکنش ایران به ترور قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران قطعاً یک پاسخ نظامی علیه اماکن نظامی خواهد بود». وزیر سابق دفاع ایران همچنین در این گفت‌وگو افزود: «بگذارید یک چیز را بگویم: رهبری ما رسماً اعلام کرد که ما هرگز به دنبال جنگ نبودیم و به دنبال جنگ نیستیم. این آمریکا بود که جنگ را آغاز کرد، بنابراین آنها باید واکنش‌های مناسب به اقداماتشان را بپذیرند». دهقان همچنین گفت: «تنها چیزی که می‌تواند به این دوران جنگی پایان دهد، این است که آمریکایی‌ها همان ضربه‌ای را که وارد کردند، دریافت کنند، پس از آن نباید دنبال یک چرخه جدید باشند». اتحادیه اروپا ظریف را به بروکسل دعوت کرد اتحادیه اروپا روز یکشنبه از محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران دعوت کرد که به بروکسل سفر کند. جوزپ بورل، رئیس جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا از ظریف خواسته است که برای تعامل بیشتر درباره وضعیت خاورمیانه و افزایش تنش‌ها با آمریکا به بلژیک سفر کند اما زمان این سفر مشخص نشده است. بیانیه ای که دفتر جوزپ بورل منتشر کرده است می گوید که وی در تماسی با محمد جواد ظریف درباره تحولات اخیر و لزوم کاهش تنش‌ها در منطقه و حفظ برجام گفتگو کرده است.احضار سفیر سوئیس در تهران در اعتراض به تهدید ترامپ در حمله به اماکن فرهنگی ایران وزارت خارجه ایران روز یکشنبه و در واکنش به توئیت‌های تهدید آمیز دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در هدف قرار دادن اماکن فرهنگی، کاردار سوئیس در تهران را به‌عنوان حافظ منافع آمریکا احضار کرد. عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر خارجه ایران گفته است که «اعتراض شدید جمهوری اسلامی ایران نسبت به اظهارات تهدید‌آمیز و ناقض قوانین و هنجارهای بنیادین بین‌المللی به وی ابلاغ شد.» وزیر ارتباطات ایران: ترامپ تروریست کت و شلواری است محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات ایران در توئیتی دونالد ترامپ، رئيس جمهوری ایالات متحده را «ترویستی کت و شلواری» توصیف کرده است. او نوشته است: «مثل داعش، مثل هیتلر، مثل چنگیز. همه آنها از فرهنگ متنفر هستند. ترامپ یک تروریست کت و شلواری است. او خیلی زود تاریخ را فرا خواهد گرفت که هیچکس نمی تواند ملت و فرهنگ بزرگ ایران را شکست وزیر خارجه بریتانیا همچنین گفته است که «موقعیتی که آمریکایی‌ها در آن قرار گرفته‌اند را درک می کند.» دومینیک راب، قاسم سلیمانی را «تهدید منطقه‌ای» توصیف کرد اما تاکید کرد که «جنگ به نفع هیچ کس نیست». وزیر خارجه بریتانیا یک جنگ احتمالی در منطقه خاورمیانه را تنها به نفع داعش توصیف کرد که می توانند از خلا ایجاد شده بهره‌برداری کنند. وی گفته است که صبح روز یکشنبه با نخست وزیر و شنبه شب با رئیس جمهوری عراق گفتگو کرده است و قصد دارد با وزیر امور خارجه ایران نیز گفتگو کند. راب گفته است که هفته آینده با مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا و همتایان فرانسوی و آلمان خود دیدار خواهد کرد. سخنان وزیر خارجه بریتانیا در حالی مطرح می شود که عدم واکنش سوال برانگیز بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا به شرایط رو به وخامت خاورمیانه با انتقادهای گسترده‌ای روبرو شده است. شعار مرگ بر آمریکا در صحن مجلس شورای اسلامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه با تجمع در کنار تریبون مجلس، شعار مرگ بر آمریکا سر دادند. علی لاریجانی نیز در میان شعار مرگ بر آمریکا گفت: «آقای ترامپ این صدای مردم ایران است، بشنوید». کشته شدن قاسم سلیمانی؛ سه قدرت اروپا بر همکاری برای کاهش تنش در خاور میانه توافق کردند مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ دی ۱۴, شنبه

به درک واصل شدن قاسم سلیمانی عامل ایجاد ناامنی و تفرقه در منطقه

 


 تنها یکی دو روز از جفتک پرانی خامنه ای و مزدوران تروریستش در حمله به سفارت امریکا در بغداد نگذشته که امریکا در یک عملیات بسیار ماهرانه و دقیق سه اتومبیل حامل سرداران سپاه قدس، جند نفر از حزب الله لبنان و تعدادی از سرکردگان حشدالشعبی را مورد هدف موشک قرار داد و تعداد زیادی به درک واصل شده و بقیه بشدت مجروح شده اند.

انچه که خبرگزاریهای عربی تایید کرده اند کشته شدن محمد رضا جابری از حشدالشعبی و قاسم سلیمانی قرمانده سپاه قدس , ابو مهدی مهندس  فرمانده حشدالشعبی


مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ آذر ۲۸, پنجشنبه

اتحاد جمهوری‌خواهان ایران و چالشی بزرگ به‌مناسبت 12 سال تاسیس «اجا»

 

 اتحاد جمهوری خواهان ایران(اجا) 12 سال پیش بطور عمده  با تلاش و ابتکار فعالین و روشنفکران چپ در خارج کشور شکل گرفت. زمینه‌ها و مبانی نظری – سیاسی این اتحاد آنگونه که از بیانیه ده ماده‌ای تاسیسی و سایر مصوبات آن بر می‌آید، بر جمهوری‌خواهی، سکولاریسم، دموکراسی و دفاع از حق شهروندی و حقوق بشر استوار بود. طرح اندیشه مدرن جمهوری‌خواهی سکولار – دموکراتیک، دفاع از حقوق بشر، تاکید بر روشهای رفرمیستی و مسالمت‌جویانه، و فاصله‌گیری از افکار و روشهای انقلابی  توسط “اجا”، در زمان خود گامی ارزشمند در تغییر فضای سیاسی- فکری اپوزیسون در خارج کشور بحساب می‌آمد.

اولین همایش “اجا” در برلین که در واقع کنگره موسس آن بود، با اقبال وسیع بخشی از فعالان و روشنفکران سیاسی تبعیدی،  که بدنبال اشکال و روشهای جدید مبارزه بودند مواجه، و به محل تبادل نظر و اجماع تعداد زیادی از صاحبنظران با تجربه و جستجوگر، از هر فکر و اندیشه‌ای تبدیل شد. بسیاری از کنشگران سیاسی و متخصصان میهن‌دوست برای همکاری در فضائی از امید اعلام آمادگی کردند. بنظر می‌رسید موسسان آگاهانه در بیانیه ده ماده‌ای خود بر موارد سیاسی و کلیدی  مهم، با توجه به ضروریات مرحله‌ای جنبش دموکراسی‌خواهی مردم ایران تاکید کرده، و در صدد ایجاد اراده سیاسی واحد و وسیع‌اند. کمرنگ بودن ایدئولوژی و تاکید بر اتحاد عمل  طیف‌های وسیع سیاسی، حول محورهای مهم و ظاهرا مورد توافق، برای حضوری فعال و پرثمر در فضای سیاسی کشور، امید بخش و نقطه عطف بشمار می‌آمد.

اما پس از چندی، روندهای طی شده خلاف انتظار از آب درآمد. اختلافات سیاسی و فکری نمایان شد و “اجا” هم به لحاظ روش حل اختلافات درونی، و هم بدلیل سازوکارهای تشکیلاتی، به تشکلی کم و بیش شبیه به سازمانها و احزاب قدیمی در آمد، و وارث همان بیماریها و مشکلات سنتی و قدیمی شد.

طی این سالها تعبیر و تفسیر‌های پایه‌گذاران و امضاء کنندگان بیانیه ده ماده‌ای اولیه “اجا” از مقولات عمده و گفتمان‌های اصلی در مسیر تحول دمکراتیک جامعه ایران ، دقت و صراحت بیشتر یافت و این امر زمینه ساز بروز اختلاف  در نظرها  و سیاست‌ها گردید. این مسله البته مختص “اجا” نبود، بلکه جامعه سیاسی در حال تحول کشور چه در داخل و چه در خارج همزمان بر سر درک از مقولات مهمی چون: استقلال، منافع ملی، مناسبات با غرب، حاکمیت ملی و رابطه دولت – ملت، مناسبات بین الملی و منطقه‌ای و... در گیر بحث و مجادله بود. اما تاسف آور این است که “اجا” که با انتشار بیانیه ده مادهای و در بحث‌های تدارکاتی آن، در باره اغلب این موضوعات درکی ظاهرا روشن داشت، در گامهای بعدی با اختلاف  در برداشتها و در نتیجه عدم انسجام سیاسی مواجه شد. استنباط‌های متفاوت از مقولات مهم مورد بحث سبب بروز درکها و ارزیابی‌های متفاوت از حاکمیت و بروز اختلاف سیاسی - راهبردی و نهایتا انشعاب شد. اتحاد جمهوری خواهان ایران که می‌بایست در تدقیق و ساختن و پرداختن این گفتمان‌ها پیشگام باشد، و زمینهای نظری برای سیاست ورزی مشترک را فراهم کند،  خود قربانی اختلاف نظر در این باره، و زمینه ساز تشتت فکری و نظری گردید.

بررسی تاثیر، و نتایج تعارض اندیشه‌ها در این تشکل در حال گذار، که خود نمونه‌ای از وضعیت جامعه در حال گذار کشور است، نشانگر نوعی عدم صراحت در مواضع سیاسی در مقاطع سیاسی حساس، و در نتیجه بی‌نظری و یا دنباله‌روی بوده است. در عین حال، بررسی میانگین مواضع  سیاسی این تشکل، مبین نوعی تلاش صادقانه در ارائه ارزیابی‌های واقع‌بینانه از تحولات سیاسی در داخل کشور است. این تلاش‌ها عمدتا بدلیل ساختار تشکیلاتی و فکری  متنوع  “اجا”، که بطور عمده  اعضاء و مسئولان آن را اعضاء و مسئولان احزاب و سازمان‌های سیاسی با سابقه، با عادات و فرهنگ‌های سیاسی متفاوت و اغلب سنتی تشکیل می‌دهند، از ثبات و یکدستی برخوردار نبوده است. این امر برای تشکلی که خواستش حضور موثر و تاثیر گذار در تحولات سیاسی کشور است، دست و پا گیر بوده و آنرا عملن کم تاثیر و کم اثر کرده است.

اتحاد جمهوری خواهان بدلیل عدم شفافیت مواضع، تا کنون علیرغم تلاشهای زیاد و ابتکار عمل ارزشمند در نزدیکی با سایر نیروهای متحد در مرحله گذار دموکراتیک کشور، از نزدیکی‌های نمایشی فراتر نرفته است. “اجا” باید با سازماندهی  بحث و تبادل نظر وسیع حول گفتمان‌های اصلی این مرحله به اتفاق نظر رسد، جمهوری‌خواهان دمکرات و سکولار را به وحدت نظر حول آنها ترغیب کند، و به عنوان جریانی فراحزبی و خارج کشوری، که محل اجماع بخش وسیعی از نخبگان سیاسی  دگر اندیش کشور است، در عمده‌ترین مسائل سیاسی کشور با صراحت حضور سیاسی داشته باشد و راه‌های کم هزینه و پرثمر سیاسی را نشان دهد.

“اجا” طی این سالها نتوانست به‌عنوان یک بلوک قدرتمند نظری- سیاسی  برآمد کند و خمیرمایه فکری سیاسی را برای جامعه‌ی در حال تحول ایران – به سهم خود و با مشارکت جمعی – فراهم نماید. جناحها و جریانات درون “اجا” ضمن آگاهی نسبی به این مهم، فاقد آن انعطاف و اعتدال در مناسبات با یکدیگر بوده‌اند و هریک شیوه‌ها و فرهنگهای مبارزاتی – سنتی خود را به درون آن رسوخ داده‌اند.

واقع بینی حکم می‌کرد که نخبگان عضو “اجا” با نقد و عبور از فرهنگها و سنتهای فکری- سازمانی گذشته خود، در چارچوب مناسباتی جدید به فعالیت بپردازند. مناسباتی که از ایدئولوژی‌های مرسوم، ساختارهای غیر دموکراتیک هرمی، و از فرهنگ استبدادی حاکم بر جامعه، فاصله گرفته باشد. طبیعی است فرهنگها و عادات یکباره تغییر نمی‌کنند، اما آگاهی به ضرورت این تغییر، تبدیل شدن به نیروی این تغییر، و برخورد آگاهانه با این معضل فرهنگی سیاسی، در تشکلی نو پا و در حال گذار، از اهمیت بسزائی برخوردار است. متاسفانه اتحاد در اشاعه فرهنگ  مدارا ، فراهم نمودن آگاهانه فضای دموکراتیک درونی، و رعایت بی‌خدشه اصول کار جمعی برای تامین تداوم فعالیت‌هایش ، چندان موفق نبوده است.

اتحاد جمهوری خواهان ایران بنوبه خود به دلیل عضویت بسیاری از کادرهای فعال در سازمانها و گروه‌های سیاسی قدیمی  در آن، بخشی از ضعف‌های آنان را به ارث برده و نتوانسته است بر فراز مناسبات  و تفکرات مرسوم این گروهها قرار گیرد.

احزاب و سازمانهای سیاسی قدیمی و سنتی ایرانی، که اکنون سالهاست در تبعید ناخواسته بسر می‌برند، نمی‌توانند شناختی واقعی از پایگاه اجتماعی مورد تصور خود در ایران امروز داشته باشند. این تشکلها در بهترین حالت محافلی  در خارج کشور باگرایشات فکری، سیاسی و فرهنگی خاص خود هستند و با هیچ  قشر و طبقه اجتماعی در داخل کشور ربطی ندارند. این تشکلها بنا به میل و مشرب،  سوابق و سلائق خویش، خود را به اقشار و گروهای اجتماعی منتصب می‌کنند. البته می‌توان در خارج از کشور بود و از طریق  تبادل اطلاعات دیجیتالی در جریان رخداد‌های سیاسی قرار گرفت و اعلام موضع سیاسی کرد، اما برای درک خواستهای اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی ، شناخت آنها و انعکاس تمایلات و خواستهای واقعی آنها، و مهمتر از همه معرفی خود بعنوان نماینده آنها و “سیاست ورزی” با نام آنها، باید در جامعه حضور داشت، از اوضاع اقتصادی فرهنگی و سیاسی ، تمایلات، مطالبات، و مناسبات آنها با سایر گروه‌های اجتماعی و با حکومت مطلع بود، و این تغییرات را دائما رصد کرد و در سیاست‌ها و روشهای مبارزه خود تاثیر داد.

ایدئولوژی‌گرائی کم و بیش حاکم بر این گروه‌ها و عدم تماس طولانی با جامعه، آنها را  در‌ هاله‌ای از افکار و تصورات گذشته خود و نوعی تلقی ذهنی از ارزشهای  تعریف شده در گذشته گرفتار کرده است. ارزشهائی که در زمانهای دور انتخاب شده وهنوز برفضای فکری و ذهنی آنان  تسلط دارد.

بدیهی است که برای تغییر نیاز به تشکیلات و سازمانگری است، اما تشکیلاتی مورد نظر است که تصورات ارزشی، افتخارات تاریخی و عادات کهنه را کنار گذارد و نیروی رها شده خود را در خدمت نوسازی و باز آفرینی ارزش‌های  نو قرار دهد.

همانگونه که قبلا ذکر شد، “اجا” بدلیل اینکه بسیاری از فعالین اصلی آن از سازمانها و گروه‌های یاد شده‌اند، از این مشکلات و تبعات آن مصون نبوده است. برای رهائی از این معضل، اتحاد جمهوری خواهان ایران بهتر است به تشکلی فراحزبی، مدرن و دموکراتیک فرا روید و از الگو برداری تشکیلاتی از احزاب و سازمانهای سنتی دست بردارد.

تا زمانیکه روشنفکران سیاسی (کنشگران سیاسی، تحلیل‌گران سیاسی،کارشناسان، افراد متخصص و مترقی که دارای طرح برای آینده ایرانند، روزنامه‌نگاران سیاسی و....) در تبعید‌اند،  تلاش آنها چه سازمان یافته و چه منفرد، بهتر است عمدتا مصروف به گفتمان‌سازی در کلیدی‌ترین مباحث راهگشا در مسیر گذار به دموکراسی در ایران باشد. پروراندن اندیشه‌های مدرن، نفوذ و تاثیر سیاسی بر فضای عمومی، عمل چون مشاور سیاسی و مورد اعتماد افکار عمومی کشور، براه انداختن جنبش‌های فکری، فرهنگی و انتقادی ، ترویج فرهنگ دموکراتیک ، تلاش در جهت تربیت کادرهای سیاسی مدرن و کمک به نهاد‌های مدنی و جنبش‌های اجتماعی به طرق مقتضی و... از آن جمله است.

این تلاشهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و سازمان یافته، در فکر کسب قدرت نیست، بلکه زمینه‌ساز آن است. بدین جهت  فاقد سازوکارهای احزاب کلاسیک سیاسی است، تشکلی مدرن، فرا حزبی و کیفی که برای طراحی و جا انداختن گفتمان‌های سیاسی، و تبدیل آنها به خواست اجتماعی،  با حضوری شناخته شده و با موضع، در فضای سیاسی کشور تلاش می‌کند.

برای دست یابی به چنین شکلی از فعالیت سازمان یافته برون مرزی، که مختص شرایط ویژه کنونی است، باید ساختار‌های مناسب ایجاد و در جریان آزمون و خطا دقت یابد. اما مهم‌تر از هرچیز و قبل از همه  عزم و اراده و تلاش آگاهانه برای غلبه بر شیوه‌ها، افکار و اشکال به ارث برده شده از تشکلهای سنتی، دارای اهمیت درجه اول است.

 مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ آذر ۱۳, چهارشنبه

شباهت های رژیم جمهوری اسلامی و رژیم پهلوی بیشتر از تفاوت های آن دو است

وضعیت ایران، زندگی مردم، شرایط سیاسی و اجتماعی رژیم جمهوری اسلامی شباهت چشمگیری با سالهای آخر رژیم پهلوی دارد. الف) رژیم شاه تمامی امکان مبارزه سیاسی را از مردم گرفت. با هر حرکت سیاسی با سوء ظن برخورد می شد. حتی احزاب و نمایندگان طرفدار و وفادار به شاه و سلطنت، امکان فعالیت و بسیج مردم را نداشتند. تمام تصمیمات بنیادی مملکتی را شاه می گرفت و مجلس، دولت و قوه قضائیه، چرخ پنجم بودند. رژیم جمهوری اسلامی، از منتقدان و مخالفان بگذریم، به نزدیک ترین و وفادارترین خدمتگزاران خود مظنون و مشکوک است. شمشیر از رو بسته هردست آشتی به سویش دراز می شود، با دشنام و تهمت پاسخ می دهد. همه تصمیمات بنیادی مملکتی را آقای خامنه ای به عنوان فصل الخطاب، آشکارا و پنهانی، اتخاذ می کند، و تمامی مجلس، دولت و قوه قضائیه چرخ پنجم و مجری منویات رهبر هستند. ب) ایران علیرغم درآمد نسبتن بالای نفتی و رشد و توسعه چشمگیر از یک اختلاف غیرانسانی از بهره مندی از درآمده و امکانات و مواهب کشور رنج می برد. حلبی آباد ها و روستاهای زیر خط فقر بلوچستان، خراسان، کردستان و سایر نقاط ایران و حاشیه نشین های با کارهای کاذب شهرهای بزرگ، رقت آور بود. ولی رژیم پهلوی همه اینها را نادیده می گرفت و با غرور در حال راهنمائی و درس دادن به رژِیم های غربی و نجات ظفار و صنایع کشورهای غربی بود. بیکاری، عدم تولید و عدم سازندگی، فقر و فحشا، یک زندگی غیرانسانی و اضطراب آور را به اکثریت مردم ایران تحمیل کرده است، ولی سردمداران رژیم جمهوری اسلامی، آنرا نمی بینند و با کوبیدن در طبل جنگ، عزا و عزاداری، مردم را به اقتصاد مقاومتی فرا می خوانند و بودجه و امکانات نجومی و دسترنج مردم را در سوریه، عراق، یمن، افغانستان و کشورهای عرب همسایه، در اختیار ارتجاعی ترین و جنگ طلب ترین گروه ها قرار می دهند و به یکی از جنگ افروزترین عناصر منطقه تبدیل شده اند. پ) در زمان پهلوی، شرکت در حیات اقتصادی و شرکت در سازندگی بدون وابسته شدن به شاه و نزدیکانش غیرممکن بود. در جمهوری اسلامی، شریان اصلی اقتصاد در دست وابستگان رژیم است و امکان فعالیت اقتصادی و سازندگی چه در مقیاس بزرگ و یا کوچک برای مردم ناممکن است. ت) درست چون سالهای آخر حکومت پهلوی همه تشکل های صنفی و سیاسی سرکوب و نابود شدند و هر حرکت سیاسی سازنده با زندان، اعدام پاسخ داده می شود. احزاب و گروه ها هر کدام به دیگری بدبین هستند و هر کدام برای دیگران پرونده سنگین دارند، و افتخار همکاری، همقدمی و همرزمی به دیگری نمی دهند. (بی شک بخش بزرگی از این بدبینی ها نتیجه فعالیت تفرقه افکنی جمهوری اسلامی و مزدوران آن است.) درنتیجه، درست مانند سالهای آخر حکومت شاه، هیچ حزب، سازمان، تشکل و حتی شخصیتی که بتواند اراده جمعی مردم را با برنامه ای روشن ومشخص بسیج کند وجود ندارد. نارضایتی، فقر، بیکاری، فلاکتهای طبیعی و زیست محیطی به حد تحمل ناپذیری رسیده است. مردم نامتشکل، خشمگین و نامطلع هستند. محیط امنیتی امکان بروز مسالمت آمیز اعتراض و عقاید مخالف را نمی دهد. عکس العمل این توده های خشمگین، ناچار و ناسازمان یافته، قابل پیش بینی نیست. هر مردم فریب و شیادی، همان گونه که سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاد، می تواند مردم را بفریبد و به همراه خود بکشد. خطر دیگر که ایران را تهدید می کند خطر تجزیه ایران است. احتمالن، مردم زنجیر بردگی روحانیون ناشنوا را در ضعیف ترین حلقه اش پاره می کنند و یک پارچگی ایران را نابود و برادرکشی خونباری را به مردم ایران تحمیل می کنند. گوش شنوا برای دردهای مردم و دستی برای فشردن دست های دوستی و همکاری دراز می شود نیست. شاید باز مانند زمانی که شاه عاجزانه فریاد می زد من پیام شما را شنیدم، کسی باور نمی کرد، بر سر متکبران جمهوری اسلامی همان آید که بر سر جاده صاف کن آنها آمد. این شرایط مسئولیت تاریخی سنگینی بر دوش شخصیت ها، احزاب، سازمانها و رسانه های جمعی می گذارد: اتحاد عمل، همگامی و همرزمی و امیدوارکردن و مجهز کردن جنبش ضدرژیم و توده های به ستوه آمده، یک رهبری جمعی، دموکراتیک، روادار و راهگشا و برنامه ای سازنده. مقایسه‌ای که بنیان این نوشتار را فراهم آورده است بی‌تردید مسئله‌دار است اما نادرست نیست. دلایلی که می‌توانم برای «نادرست»نبودن آن بیاورم چنین‌اند: الف) سلطنت پهلوی و جمهوری اسلامی هر چند دو دوره‌ی تاریخی متمایز را در بافتاری متفاوت شکل می‌دهند اما هر دو یک خاستگاه واکنشی سوبژکتیو (انقلاب مشروطه) دارند. ب) نیروهای انسانی شکل‌دهنده به بخش‌های مهمی از این دو حکم‌رانی هم‌دوران‌اند و همگی به دورانی کم‌وبیش یکسان از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی تعلق دارند. پ) متافیزیک حکم‌رانی مشابهی دارند: پیکره‌ای که از شاه/ولی‌فقیه می‌آغازد و همه‌ی سلسله‌مراتب پایینی بر اساس آن چیده می‌شوند. دقیقاً به همین دلایل است که ساختارهای حکم‌رانی این دو همواره به مانع‌های مشابهی برخورد کرده‌اند. به هر روی گمان می‌کنم این نوشته می‌تواند در نوع خودش توجه را به سویه‌های همسان دو حکم‌رانی که طرفداران‌شان می‌کوشند به‌تمامی متمایز و متفاوت معرفی‌شان کنند، جلب کند و اگر چنین کرده باشد به هدف خود رسیده است و می‌تواند از طریق پژوهش‌های بعدی غنی‌تر و دقیق‌تر شود. مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ آبان ۱۸, شنبه

درود بر آتاترک بزرگ بنیانگذار جمهوری نوین ترکیه

 

آتاتورک پدر یک ملت، فرزند یک هویت: مصطفی کمال پاشا ( معروف به آتاتورک به‌معنای پدر تُرکها ) نظامی و دولت‌ مرد و بنیان‌گذار جمهوری ترکیه بود. وی استعداد شگرفی در امور نظامی داشت، چنان‌که در نبرد چاناک قلعه (۱۹۱۴) با شعار “Çanakkale dan geçilemez”
یعنی : «نمی‌توانید از چاناک قلعه بگذرید»، با سپاهی کوچک در برابر تهاجم سنگین نیروهای دریاییِ بریتانیا و فرانسه، نیروهای نظامی یونان، نیوزلند و استرالیا، ارامنه  ایستادگی نمود و مانع تصرف و سقوط استانبول شد.

مختصری درباره آتاتورک

مصطفی کمال پاشا در ۱۹ می ۱۸۸۱ در شهر تسالونیکی، در شمال یونان فعلی، که در آن زمان جزئی از امپراتوری عثمانی بود، دیده به جهان گشود.
در ابتدا وارد ارتش عثمانی شد و در طرابلس لیبی با ایتالیایی‌ها جنگید. آتاتورک در دههٔ اول قرن بیستم به‌همراه گروهی از افسران ترک، که ترکان جوان نامیده شدند، پایه‌های اصلاحات در ارتش و دولت را به‌نفع ملی‌گراییِ ترک‌ها تثبیت کرد. در جنگ‌های بالکان به سِمَت فرماندهی رسید و در سال ۱۹۱۶ در تنگهٔ داردانل و شبه‌جزیرهٔ گالیپولی در برابر انگلیسی‌ها مقاومت کرد و مانع اشغال استانبول توسط نیروهای بریتانیا و متفقین در جنگ جهانی اول شد. او سپس در جبههٔ روس نبرد کرد.
در جنگ جهانی اول، دولت عثمانی شکست خورد و مناطق بسیاری در شمال آفریقا و حجاز، سوریه، عراق به دست کشورهای بریتانیا و فرانسه افتاد. قسمت‌هایی از اروپای خاوری نیز با حمایت فاتحان جنگ به استقلال رسیدند. در اواخر جنگ جهانی اول، ترکیه مورد هجوم فرانسه و ایتالیا از جنوب و یونان از شرق بود. آتاتورک رهبری جنگ استقلال ترکیه را برعهده داشت. در پایان جنگ جهانی اول، مردم ترکیه از بی‌کفایتی خلیفه محمد ششم و نظام عثمانی به‌تنگ آمده‌بودند و آتاتورک رهبری خیزش علیه خلافت و امپراتوری عثمانی را برعهده گرفت. در سال ۱۹۲۳ ترکیهٔ مدرن با نظام جمهوری توسط ملی‌گرایان و گروه‌های مبارزه علیه اشغال برپا شد. آتاتورک از آن تاریخ تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۸، رئیس‌جمهور ترکیه بود.
کمال آتاتورک روز ۱۰ نوامبر سال ۱۹۳۸ میلادی درگذشت. آرامگاه او (معروف به آنت کابـیـر) در شهر آنکارا قرار دارد.
همه‌ساله ساعت ۹:۰۵ روز ۱۰ نوامبر، یک دقیقه مراسم سکوت به‌مناسبت درگذشت بنیان‌گذار ترکیهٔ نوین، مصطفی کمال آتاتورک، و به‌دنبال آن، به‌صدا درآمدن زنگ مدارس و آژیر پایگاه‌ها در ۹:۰۶ ( لحظهٔ وفات وی ) برگزار می‌شود.

و اما داستان زندگی مصطفی کمال آتاتورک

خانوادهء زبیده به ازدواج او با علیرضا راضی نبودند . علیرضا سرشناس و متمول نبود خیلی هم پایبند سنتهای دینی و اهل خدا و پیغمبر نبود . دامادهایی بهتر از او برای زبیدهء چشم آبی و ظریف پیدا میشد . اما قسمت چیز دیگری نوشت . علیرضا مشغول به تجارت چوب شد و توانست مال و منالی به هم بزند . در امپراتوری عثمانی ، تجارت شغل مناسبی بود و شهر “تسالونیکی” جای درستی برای تجارت چوب . شهری کوهپایه ایی که حالا ، پرچم کشور مقدونیه برفرازش میوزد.
بعد از ازدواج ، علیرضا منزل مناسبی برای زبیده و دوفرزندی که از ۷ زایمان زنده مانده بودند مهیا کرد و تجارتش را گسترده تر کرد . پسرش را که در سال ۱۸۸۱ به دنیا آمد ، علیرغم میلش مصطفی نامیدند . دخترش هم مقبوله . علیرضا برای پسرش نامی اروپایی دوست داشت و به اسامی مذهبی بی میل بود اما از انجاییکه نبض خانواده دست زبیدهء مذهبی و سنتی بود ، نتوانست مخالفتی کند.مدتی بعد، زمان مدرسه مصطفی شده بود و زن و شوهر بر سر نوع مدرسهء او هم به اختلاف رسیده بودند . مادر ، مکتبخانهء سنتی را ترجیح میداد و میخواست مصطفی قاری قرآن بشود اما پدر به دنبال مدرسه ای اروپایی میگشت تا از او یک تاجر آزاد منش بسازد . سالهای اول مدرسه به دلخواه مادر طی شد
پدر و مادر آتاتورک
زندگی در شهری که داشت پوست میانداخت و رو به فرهنگ غربی میرفت ، برای آتاتورک در رویکرد آینده اش بسیار موثر بود . او از کودکی ، مغرور بود و اعتماد به نفس بالایی داشت . قاطی بازیهای کودکانه نمیشد و رویاهای دیگری در سر میپروراند .
اولین ضربه را زندگی در ۱۲ سالگی به او زد و پدرش را از دست داد . زبیده که دست تنها مانده بود، مجبور شد که با دو فرزندش به مزرعهء برادرش نقل مکان کند جاییکه برای مصطفی محل مناسبی برای ورزیده شدن و آشنایی با طبیعت بود . او تنومند و قوی شد اما روستا برای او کوچک بود و حاضر نشد در آنجا تحصیل کند . بنابراین به تسالونیکی برگشت و کنار خاله اش زندگی کرد . او کم کم به نظامیگری علاقه مند میشد . در همسایگی آنها خانواده ای نظامی زندگی میکردند که به شوق او دامن میزدند.او با عشق به لباسهای نظامیان خیره میشد و با اصرار و التماس زبیده را وادار کرد که به او اجازه بدهد به مدرسه نظام وارد شود . در ریاضی و تحلیل مسائل هوش بسیار بالایی داشت و همیشه داوطلب تمرینهای فیزیکی بود . معلم ریاضیش او را بیش از بقیه شاگردانش دوست داشت بطوریکه بنابر رسم ترکها ، به او لقبی داد که تا آخر عمر با او ماند : “کمال “…………….و دیگر او شده بود مصطفی کمال .
مطصفی کمال پاشا در جوانی
در این بین مادر آتاتورک دوباره ازدواج کرد و گرچه او ابتدا ارتباط خوبی با نا پدریش نداشت اما به مرور ، او را افسری شایسته و محترم دانست و ناپدری هم در حق مصطفای نوجوان پدری میکرد . برایش از تاریخ و ادبیات میگفت و دید اوا را نسبت به نظام و نظامیگری قوام میبخشید . حالا مصطفای نوجوان مطمئن بود که سرنوشتش در پادگانها و در بین درجات فرماندهی رقم خواهد خورد . در آن سالها به مدرسه نظامی مناسبتری در کوهپایه ها منتقل شد .جایی که میان ترک بودن و جنگیدن باید یکی را انتخاب میکرد . یونانیها به همراه بلغاریها ، بر علیه امپراتوری طغیان کرده و جنگهای کوچک به راه انداخته بودند . دولت عثمانی هم ناتوان تر از همیشه فقط به افسرانش تکیه داشت و به آنها قدرت بیشتری برای برقراری نظم داده بود .بنابراین آتش وطن پرستی مصطفی روزبه روز شعله ور تر میشد . او دیگر وارد دبیرستان شده بود و به همراه دوستانش وارد دنیاهای جدید میشد . سیاست و ادبیات بیشتر مورد توجهش بود و حتی مدتی شعر میگفت . از آنجاییکه اوپسری جوان جذاب بود ، دختران برای آشناییش رقابت میکردند . مصطفی هم پسری با غرایز نرمال بود و از این که مورد توجه بود لذت میبرد . حسی که تا آخر عمر با او بود . مصطفی هرگز در زندگی دنبال زنی نرفت بلکه زنان به دنبال او آمدند .

آتاتورک و همسرش
آتاتورک و همسرش

زمانی که آتاتورک کمال از دبیرستان فارغ التحصیل شد ، زمان رفتن به استانبول و پیوستن به کالج نظامی رسیده بود . استانبول آنروزگار ۲ شهر متفاوت بود . یکی قسمت آسیایی که به آن اسلامبول به معنای شهراسلامی میگفتند و سنتها و تفکرات مدهبی بر آنجا حاکم بود و دیگری منطقه اروپایی یا پِرا که اروپایی مآب و غربی بود .مصطفای جوان غرق در زیباییهای منطقه پِرا و در واقع روستازاده ای بود که وارد شهری پر از جذابیتهای زندگی شده بود . در همین شهر بود که با یکی از بهترین دوستان دوران جوانیش به نام علی فواد اشنا شد که در شکل گیری تفکر سیاسی و آزادیخواهی او نقش به سزایی داشت . علی به مصطفی زبان فرانسه را آموخت و او را با ادبیات و انقلاب فرانسه آشنا کرد . از همان دوران ، ناپلئون شخصیت محبوب آتاتورک کمال شد و او با الگو از شخصیت و نبوغ جنگی ناپلئون بعدها در جنگهای بسیاری پیروز شد . علی فواد ، جاه طلبیهای شخصی کمال را تقویت کرد و او راخطیبی با قدرت نفوذ کلام بالا دید. این دو دوست به جرگه مبارزان زیرزمینی علیه حکومت پوسیدهء عثمانی پیوستند و بعد از ماجراهای فراوان ، با لو رفتن توسط یکی از دوستان صمیمیشان ، هرکدام به نقطه ای از امپراتوری تبعید شدند. .آتاتورک کمال در ۲۴ سالگی به درجه سروانی رسیده و به دمشق تبعید شد . آنجا بود که علیه فساد موجود در ارتش عثمانی طغیان کرد و از بالادستها دستور نگرفت . با مردم محلی ارتباطی خوب برقرار کرد و پیگیر خواسته هایشان شد اما زا آنجاییکه دمشق یک شهر مذهبی و کاملا آرام بودو کمتر بویی از مدرنیته برده بود ، مصطفی سعی کرد در مورد شیوهء اعتقادات آنها بیشتر فکر کند . عبدالمجید تحت فشار انجمنهای مبارز بلاخره شروع به اصلاحات قانون اساسی کرد اما آتاتورک به دنبال اصلاحات نبود .


از آن به بعد خود آتاتورک دست به کار شد و پایه گذار چندین انجمن مخفی انقلابی ابتدا در دمشق و بعد در زادگاهش تسالونیکی شد.در همین حین با “انور ” در جنبش ترکهای جوان آشنا شد . انور جوانی پرشور ولی ناصادق بود و آتاتورک از اینکه مردم برای او هورا میکشند در عذاب بود . حتی عقب نشینیهای سیاسی عبدالمجید هم کمال را راضی نمیکرد .جنبش ترکهای جوان به رهبری انور پیروزیهای سیاسی کوچکی به دست آورد . آنها به اصلاحات می اندیشیدند در حالیکه آتاتورک تنها راه نجات را دگرگونی اساسی و پایه ای میدانست .اما با هوش فراوان دانست که زمان موعود نرسیده و باید شرایط را تحمل کرد .او به ارتش آزادیبخش وطن پیوست که تحت نظر فرماندهان آلمانی اداره میشد. او سفرهای بسیار کرد و از اینکه افسران آلمانی ترکها را جدی نمیگیرند حرص میخورد .اما سعی کردبا نشان دادن لیاقت از خودش نظر آلمانیها را عوض کند که موفق هم شد . بعد از راه اندازی مجلس ملی ، آتاتورک اولین شغل سیاسی – نظامی خود را به دست آورد و وابسته ارشد نظامی سفارت ترکیه در بلغارستان شد .
این شغل ، آشنایی آتاتورک  را با فرهنگ اروپایی بیشتر کرد و او به دلیل ادب و نزاکت زیاد و آگاهی و جذابیت ظاهری خیلی زود در بین دوروبریها محبوب شد . در همان زمان اولین عشقش ، دیمیترینا که دختری از طبقه بالای جامعه بلغارستان بود ، به دلیل مخالفت خانواده اش نتوانست در کنار آتاتورک بماند . آتاتورک همانجا قسم خورد که کاری کند که هر شهروند تُرک روزی بتواند به ترک بودنش افتخار کند.
در حین جنگ جهانی اول ، آتاتورک مخالف هم پیمانی با آلمان بود چرا که معتقد بود جبهه آلمان ضعیفتر است و بعد از شکست ،ترکیه تحت استثمار روسیه قرار خواهد گرفت . اما کسی به حرف او گوش نداد و نتیجه تقریبا همان شد که آتاتورک گفت .
در این زمان او به دولت انقلابی پیوست و سالها علیه دولتهایی که رویای ادارهء ترکیه را در سر میپروراندند جنگید . او در سراسر ترکیه سفر میکرد و بر علیه انگلیسیها ، یونانیها ، بلغاریها و روسها تفنگش را میچکاند . داستان قهرمانیهای او بسیار است که در این نوشتار نمیگنجد اما همین جنگها و پیروزیهای او بر قوای دشمنان امپراتوری از آتاتورک  یک قهرمان ملی ساخت . قهرمانی که مردمش به او دل بستند، او را صادق و با اراده دیدند و نجات دهنده .
در این بین زنی به نام فکریه ، کنار او زندگی میکرد .بانویی با پوست تیره و لاغر اندام ، پر از شور کودکی اما آرام و تحت کنترل . فکریه زنی بی حجاب اما سنتی و شرقی بود . آتاتورک با او راحت بود اما خوشحال نه …………..تا سالیان بعد که به خاطر “لطیفه” و به بهانهء مسلول بودن “فکریه ” را برای همیشه به پاریس فرستاد و دیگر هرگز او را ندید . مادر و خواهرش هم به او در استانبول پیوستند و آتاتورک بعد از سالها دوباره در کنار خانواده طعم محبت مادر را میچشید .
او با راه اندازی حزب مردم و تبدیل آن به یکی از اصلی ترین نهادهای سیاسی توانست به قلهء قدرت نزدیک شده و در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳ ، با هوشمندی و کمی خودمحوری و غافلگیری اطرافیانش ، حکومت ترکیهء نوین را جمهوری اعلام کرد . چند ماه بعد هم خلافت را منحل کرد و آخرین خلیفهء عثمانی به همراه خانواده اش از ترکیه خارج شد. . سپس از تحصیلکردگان دعوت کرد که از روی قانون اساسی سوییس ، قانون اساسی جمهوری ترکیه جدید را بنویسند .
حالا آتاتورک کمال پاشا ، یکه تاز میدان قدرت در جمهوری ترکیه بود .
“لطیفه” ، زنی که مدتی قبل وارد زندگی آتاتورک کمال شده و به خواست خودش تمام ثروت و خانهء پدریش را در اختیار کمال گذاشته بود در کنارش زندگی میکرد . او زنی با حجاب ولی نه به مدل سنتی بود و در فرانسه حقوق خوانده بود .
او با قدی کوتاه و کمی چاق اما نگاهی نافذ ، دختر یکی از خانواده های سرشناس ازمیر بود که خودش به دفتر آتاتورک آمده و پرستاری از او را به عهده گرفته بود . با حضور لطیفه ، کمی از خشونت ذاتی آتاتورک کم شده و روابط اجتماعی او رو به گسترش بود . لطیفه زنی آزاده و مدرن ، اما همچنان از مشرق زمین بود .او آتاتورک را مجبور به ازدواجی کوتاه مدت کرد اما از آنجاییکه بعد از ازدواج بنای حسادت و مکاریهای زنانه را گذاشت ، آتاتورک طی یک سفر کاری او را غیابا” طلاق داد . او همیشه خواهان بانویی کاملا” اروپایی اما سربه راه بود.
طی ۱۵ سال ریاست جمهوری ، آتاتورک بارها مورد سوء قصد قرار گرفت و بارها از سوی اسلامگرایان تهدید به مرگ شد . زمانی نزدیکترین دوستانش به او خیانت کردند و او تصمیم گیری در مورد آنها را به قضات سپرد .
تغییرات بسیاری در سیستم حکومتی و نهادهای اجتماعی ترکیه ایجاد کرد که برای تغییر هرکدام از آنها مستقیما” به دل تاریکی میتاخت . او در حضور هزاران مرد سنتی ترک ، کلاه ترکی (فِز ) را از سر برداشت و به جایش شاپکای اروپایی حصیری معروف خود را به سر نهاد . چند سال بعد در اجتماعی از تحصیلکردگان و متعصبان ترک ، الفبای عربی را ابطال و متنی را با الفبای لاتین خواند . او هوشمندانه به جامعهء سنتی زنان فرصت داد تا به مرور به فرهنگ اروپایی نزدیک شوند سپس به آنها حق رای داد و جایگاه اجتماعی آنان را بالا برد . در سال ۱۹۳۵ ، مجلس ملی ترکیه ۱۷ نمایندهء زن داشت .
او عاشق بچه ها بخصوص بچه های محصل بود و با آنان جلسات بحث و مناظره میگذاشت . سرپرستی مستقیم ۵ دختر و پرداخت مخارج تحصیل چند پسر را به عهده داشت . دختران او در بزرگسالی از نامداران ترکیه شدند : دکتر آفت اینان و خلبان صبیحا گوکچن از جملهء آنان بودند . عزیزترین آنها کوچکترین دخترش “اولکو” بود که به پرستاری از پدر میپرداخت .
در وصیتنامه ای که بعد از چیره شدن مریضی بر جسمش نوشت ، مالکیت تمام املاک خود را به حزب مردم داد و بانک ایش را مسئول ادارهء املاک کرد . درآمد حاصل از ادارهء املاکش را مقداری به خواهرش مقبوله و مقداری را به ۵ دخترخوانده اش بخشید و بقیه وقف حزب شد.
او بعد از به قدرت رسیدن ، اسم مصطفی را کنار گذاشت و پای تمام امضاهایش کمال مینوشت .
هنگامی که مردم را وادار به استفاده از نام فامیل کرد ، برای خود آتاتورک را برگزید . لقبی که دوستدارانش او را چنین مینامیدند .
کمال آتاتورک ، اهل ازدواج نبود اما عاشق به هم رساندن دختر و پسران جوان بود و مقدمات ازدواج بسیاری را فراهم کرد . او دوست میداشت که شبانه و بدون اطلاع به دوستانش سر بزند و همراه آنان بخورد و بیاشامد . ازرقص و بخصوص رقصهای اروپایی لذت میبرد و اطرافیانش را تشویق به یادگیری رقص میکرد . شایعات زیادی در مورد ارتباطش با زنان زیبا بر سر زبانها بود که هرگز ثابت نشد .
او معتقد به روابط دوستانه با جهان بود . حتی کشورهایی که در وطنش جنگ افروزیهای بسیار و کشتار کرده بودند . کمال آتاتورک ارتباط براساس احترام متقابل بین کشورها را اساس پیشرفت و آسایش جهان میدانست و ابتدایی ترین تصمیمات سیاسیش ، صلح با کشورهای همسایه بود . او مردی ملی گرا و وطن پرست بود که برای سربلندی و احترام از دست رفتهء ملت ترک بسیار کوشید . او با خود عهد کرده بود که ” تُرک بودن ” به یک افتخار تبدیل شود . گرچه گاهی مجبور به خودمحوری میشد اما هرگز به دیکتاتوری نزدیک نشد در نهایت سیرُز کبدی بود که حریف او شد و به بستر مرگ کشاندش.
هنگامی که کمال در کاخ دُلما باهچا مشغول استراحت بود به علت شرکت در جشن پانزدهمین سال جمهوری حالش رو به وخامت گذاشت.بعد از ۳ شبانه روز درد شکمی و تب در حالیکه هنوز به ۶۰ سالگی نرسیده بود عاقبت در ساعت ۹ صبح روز ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ چشم از جهان فرو بست .
پیکر او سه شبانه روز برای آخرین وداع با مردم در همان کاخ ماند و انبوه جمعیت عزادار و گریان ،دسته دسته به او ، به پدرشان ، به آتا ترک بزرگ ، ادای احترام کردند .استانبول در بهت و ماتم فرورفته و زنها عکس او را بغل گرفته و زار میزدند . سپس پیکرش را با کشتی یاووز در حالیکه کشتیهایی از ملل مختلف اسکورتش میکردند به بندر ازمیت رساندند . از آنجا پیکر بیجان کمال ، با قطار ریاست جمهوری به آنکارا ، منتقل میشد . وقتی قطار به راه افتاد به جز واگن حامل کمال آتاترک ،بقیهء واگنها در خاموشی مطلق بودند اما در سرتاسر مسیر ازمیت تا آنکارا ، دهقانان و روستاییان با مشعلهای روشن مسیر او را نورباران کرده و با اشک ، پدر را تا آرامگاه ابدی خود بدرقه کردند .
کمال آتاترک ، مردی با هوش و سیاستمداری وطن پرست بود که توانست ملت ترک را از دروان تاریک امپراتوری فاسد عثمانی نجات دهد و آنها را از خاکستر باقیمانده از یک تمدن روبه زوال ، دوباره به اوج برساند . در طول سالهای بعد از او ، بارها افرادی خواستند تا آتاترک دیگری باشند ، اما حتی نتوانستند ادای او را دربیاورند . او بزرگمردی بود که ملتش در او تکیه گاه پدری مقتدر و مهربان دیدند و او را ” آتا ” نامیدند . تا امروز ، همچنان ارزشهای بناشده توسط کمال ، جایگاهی بدون چون و چرا برای ملت ترک دارد .

صبیحا اولین خلبان زن ترکیه
صبیحا اولین خلبان زن ترکیه یکی از فرزندان آتاتورک که به سرپرستی گرفته بود

“مصطفا کمال آتاترک ” را نمیتوان در چند صفحه یا حتی چند کتاب توضیح داد . شناخت او را باید به تاریخ سپرد .

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

۱۳۹۸ مهر ۲, سه‌شنبه

عامل و مقصر اصلی تحریم های فلج کننده ؛مقامات جمهوری اسلامی ایران

 


به دنبال افزایش اعتراض‌ها به نابسامانی اقتصادی در هفته‌های گذشته، رهبر جمهوری اسلامی مشکلات اقتصادی کنونی ایران را ناشی از اقدامات آمریکا دانست. این در حالی است که مردم در دهها تجمع، راهپیمایی و اعتراض ضعف و فساد مقام های جمهوری اسلامی را موجب مشکلات اقتصادی دانسته اند.

آیت الله خامنه ای روز شنبه ۹ تیر در مراسمی گفت که که هدف آمریکا از فشارهای اقتصادی به ایران، ایجاد شکاف و جدایی میان نظام و مردم است و اضافه کرد: «هدف از فشارهای اقتصادی کنونی، به ستوه آوردن مردم است.»

اشاره او به خروج دولت پرزیدنت ترامپ از برجام و بازگشت تحریم‌های امریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران است.

این سخنان رهبر جمهوری اسلامی در حالیست که در آخرین موج اعتراض‌های مردمی ایران، بازاریان تهران و چند شهر ایران به سوء مدیریت، فساد چهره های حکومتی و هزینه‌های سپاه پاسداران در سوریه اعتراض کرده و شعار می دادند: سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن.

مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز جمعه نیز، در توئیتی یادآوری کرد که حمایت جمهوری اسلامی ایران از حوثی‌های یمن نه تنها به آنها قدرت حمله به عربستان سعودی و امارات متحده عربی را می‌دهد، بلکه خطر بحران انسانی در یمن را نیز تشدید می‌کند.

آقای پمپئو دو روز پیش از آن نیز در توئیت دیگری نوشته بود: «رژيم فاسد ايران منابع کشور را با حمایت از اسد، حزب الله [لبنان]، حماس و حوثی‌ها [یمن] هدر می‌دهد و این در حالی است که خانواده های ايرانی زجر می‌کشند.»

او اضافه کرده بود: «کسی نباید از ادامه اعتراضات شگفت زده شود. مردم از فساد، بی‌عدالتی و بی کفایتی رهبران شان خسته شده‌اند. جهان صدای مردم [ایران] را می‌شنود.»

بازاریان در بازار بزرگ تهران و جمعی از کسبه خیابان جمهوری و لاله‌زار دوشنبه هفته گذشته در اعتراض به نابسامانی بازار ارز، گرانی، رکود و سردرگمی مشتریان و فروشندگان دست به اعتصاب و تجمع اعتراضی زدند.

تصاویر دیگری نیز حاکی بود که جمعی از کسبه مشهد، کرمانشاه، اراک، قشم و چند شهر دیگر نیز مغازه‌های خود را بستند.

بر اساس ویدئوهای منتشر شده، بازاریان پس از بستن مغازه‌ها راهپیمایی کرده و شعارهایی از جمله «دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست» و «مرگ بر مفت خور گردن کلفت» سر دادند. این تجمع در ادامه در برخی از مناطق با برخورد پلیس و شلیک گاز اشک آور مواجه شد. برخی از معترضان نیز شعار «رضا شاه، روحت شاد» سر می‌دادند.

اعتراض‌ها روز سه شنبه نیز در برخی از مناطق بازار تهران و خیابان‌های مرکزی تهران ادامه یافت.

​روز یکشنبه نیز در پی افزایش ناگهانی نرخ دلار آزاد فروشندگان تلفن همراه در دو بازار اصلی این کالا در تهران، پاساژ علاء‌الدین و چهارسو، در اعتراض به گرانی کالاها و نوسان نرخ ارز، مغازه های خود را بستند و تجم

وهمچنان امید چندانی به بهبودی مذاکرات نیست ....

مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق

تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، به‌رغم مخالفت‌های بین‌المللی

  کوتاه‌زمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حامل‌های انرژی به بازارهای بین‌المللی ...