بیایید آزادانه و صلح طلبانه فریاد بزنیم که آزادی خواه هستیم.
۱۴۰۱ مرداد ۱۲, چهارشنبه
بیانیه ۲۱ فعال سیاسی و مدنی: حکومت به حجاب اجباری و خشونت علیه زنان پایان دهد
در ماههای اخیر روند برخورد خشونتآمیز با زنان در ایران به بهانه اجبار به رعایت حجاب اسلامی شدت گرفته است.
همزمان با افزایش فشارها در این زمینه، مخالفتها با حجاب اجباری نیز بیشتر شده است تا جایی که شماری از زنان محجبه با به راه انداختن کمپینهایی در شبکههای اجتماعی به این سیاست و رفتار جمهوری اسلامی اعتراض کردهاند.
بیانیه یادشده نیز این پرسش را در برابر جمهوری اسلامی گذارده است که «حکومت تا کجا میخواهد به این تنش اجتماعی دامن بزند؟» و «اگر حکومت در موضوعاتی که پرداختن به آنها قطعا وظیفهی اوست، مانند مبارزه راستین با فساد اقتصادی، فقر، بیکاری، گرانی و…، به اندازهی تحمیل حجاب بر زنان هزینه کرده بود، حتما حاصلی در بر داشت».
امضاکنندگان این بیانیه در نهایت از مقامات جمهوری اسلامی خواستهاند که به «سیاست نادرست حجاب اجباری و سختگیری و اعمال خشونت و محدودیتهای غیرعاقلانه و غیرعادلانه به بانوان» پایان دهند و موضوع تحمیل حجاب را از دستور کار خود خارج کنند.
دیگر امضاکنندگان این بیانیه عبارتند از شهربانو امانی، فاطمه راکعی، زهرا ربانی املشی، حسین رفیعی، زهرا رهنورد، احسان شریعتی، فیروزه صابر، طاهره طالقانی، طیبه طالقانی، سمیه طهماسبی، حسین کروبی، الهه کولایی، فاطمه گوارایی، فخرالسادات محتشمیپور، آذر منصوری و صدیقه وسمقی.
اگر بپذیریم که دین میتواند خودش را نقد کند، این پرسش مطرح میشود که دین کی و کجا خودش را نقد خواهد کرد؟ به یک معنا اگر تحول دینی درونی باشد چه موقع این تحول صورت میگیرد؟ لحظه تحول دین را چگونه میتوان توضیح داد؟ چرا در این زمان خاص، و نه در زمانهای دیگر، است که اعتراضات دروندینی به مساله حجاب مطرح میشود؟ تاریخ اما نشان داده که دین هرگز به اراده و به دست خود خودش را نقد نمیکند بلکه به ناچار دست به این کار میزند حتی اگر برای حفظ شان و غرور خود خلاف این را بگوید. دین نه برای بهبود وضعیت جامعه که همواره برای بقای خودش به تغییرات درونی روی میآورد. پخش شدن صدای سردبیر سابق روزنامه کیهان در مخالفت با حجاب اجباری از صداوسیمای جمهوری اسلامی فقط و فقط به این معناست که صدای آن دخترانی که در خیابان روسری از سربرداشته بودند شنیده شده است. میتوان با نقدهای درون گفتمانی درباره حجاب اجباری موافقت یا مخالفت کرد، اما به هیچ وجه نمیتوان منکر این امر شد که این نقدها هرگز بهخودی خود امکان شکلگیری نداشتهاند. ترکاشوند در یکی از مناظراتی که با حسین سوزنچی، یکی از مخالفان کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، دارد به خوبی دست روی همین نکته میگذارد. او میگوید اگر این مناظره صد سال پیش برگزار میشد ما باید نه درباره لزوم سر کردن روسری که درباب لزوم پوشیدن برقع و همچنین بیرون آمدن یا نیامدن زنان از خانه مناظره میکردیم
مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق
۱۴۰۱ تیر ۲۷, دوشنبه
هشدار ارژنگ داوودی به زدوبند دولت بلژیک با جمهوری اسلامی
ارژنگ داوودی زندانی سیاسی از زندان رجایی شهر:
زندانی سیاسی ارژنگ داوودی به زدوبند دولت بلژیک با جمهوری اسلامی، برای استرداد اسدالله اسدی،در نامه ای نوشته است؛
جرم!؟ نوشتن و انتشار چند کتاب و دفتر شعر، بیش از دو دهه از عمر ۶۵ ساله ام را در زندانهای مخوف رژیم تباهکار حاکم بر کشورم گذرانیدهام. از دوران دبیرستان و بویژه از دوران دانشجویی تاکنون بارها و بارها از سوءعملکرد بعضی ار دولت های پیشرفته و دموکرات جهان، غمگین و مآیوس شدهام.
اما این بار از مصوبه کمیسیون خارجی پارلمان بلژیک نه تنها غمگین و مایوسام بلکه به جای مماشاتگران تصویب کننده، حس غریبی از نوعی بهت توام با شرمساری سراپای وجودم را فراگرفته است.
بر این باورم که در شرایط خاص فعلی بویژه در ارتباط با جان ایرانیان مهاجر و نیز سرنوشت میهمانان خارجی ورودی به ایران، مصوبه مذکور عملا در راستای آماده سازی سلاح مرگبار برای شلیک بر پیکر نحیف و خراشیده ی دموکراسی است که اروپاییان همواره به عنوان مبتکر، پیشتاز و پرچمدار آن به خود بالیده اند.
از درون زندان فوق امنیتی رجایی شهر (گوهردشت) از نمایندگان مردم بلژیک مصرانه می خواهم که در این موقعیت خطیر، تعهد قلبی و اخلاقی خود به حقوق بشر، عدالت همگانی و دموکراسی جهانی را در پیشگاه بشریت عصر دیجیتال به نمایش بگذارند و همراه با اعلام انزجار از دو پدیده منحوس گروگانگیری و تروریسم بویژه از نوع دولتی آن، عملا اجازه ندهند که توطئهی مقدمه چینی برای به اغما کشاندن آرمان های بزرگ آزادیخواهان، رسما از کشور بلژیک آغاز و این سیاهکاری به نام مردم آن کشور در خاطره تاریخ به یادگار بماند.
ارژنگ داوودی
معلم، شاعر، نویسنده و مبارز سیاسی
زندان گوهردشت (رجایی شهر)
۱۴۰۱ خرداد ۱۴, شنبه
واکنش دانشجوی سخنران جلسه خامنهای به تکذیب خبر بازداشتش

محمدجواد معتمدینژاد، از سخنرانان جلسه اخیر آیتالله خامنهای با دانشجویان، در واکنش به تکذیب خبر بازداشت خود، گفته رئیس دادگستری تهران را «کذب و غیرمسئولانه» خواند.
آقای معتمدینژاد که در حساب توئیتریاش خود را «دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور» معرفی میکند، دو روز پس از دیدار با رهبر جمهوری اسلامی در پایانه حمل و نقل تهران بازداشت و سپس به قید وثیقه بازداشت شد.
اما پس از آن که رسانهها اخباری از بازداشت دانشجویی منتشر کردند که در جلسه رهبر جمهوری اسلامی در انتقاد از قوه قضاییه سخن گفته بود، رئیس دادگستری تهران این خبر را تکذیب کرد و گفت: «بازداشت فعال دانشجویی صحت ندارد.»
حکومتی که جز دروغ نمیگوید چطور میشور کوچکنرین حرفی را ازش پذیرفت؟ هرگز و هرگز!!! و حکومتی که کوچکترین صدا را با شلاق و زندان و شکنجه جواب میدهد چطور اجازه میدهد یک جوان ولی فقیه اش را حضورا بازخواست کند؟؟؟ محاله محاله محاله!!!
ما در ایران هیچ حزب و گروه و دسته ،درست و درمانی با تعداد اعضا و هواران مشخص نداریم . سندیکاها تحت فشار اند بجز نظام پزشکی که از اول انقلاب زورش به نظام می چربید و منافع خود را دیکته میکند اما تا بخواهید هیئت داریم .از هیئت دولت گرفته تا هیئات رئیسه و برادران انحصار طلب تا دیگران.یعنی اینجا جمهوری هیئتی داریم که از قوانین هیئت داری پیروی می کنند .که البته پیرو منش هیئت های و حسینه ها در صداقت و پاکدستی نیستند.حتی گروه هایی مانند دراویش هم که کار سیاسی نمی کنند وشرکت در انتخابات را هم تبلیغ میکنند در نهایت چنین سرنوشتی دارند.
ادعای آزادی بیان در جمهوری اسلامی بزرگترین دروغ دنیاست
چرا که ایران از بزرگترین زندانهای خبرنگاران و منابع سانسور
و فیلترینگ اینترنت در جهان هست.
علی خامنه ای در حالی ادعای آزادی بیان و حکومت مردم سالاری
رو مطرح کرد که جوهر حکم قضایی فیلترینگ تلگرام هنوز
خشک نشده. این ادعای دروغین فقط ترس رژیم ولایت فقیه
از آگاهی ملت و گردش آزاد اطلاعات رو ثابت کرد
چرا که ایران از بزرگترین زندانهای خبرنگاران و منابع سانسور
و فیلترینگ اینترنت در جهان هست.
علی خامنه ای در حالی ادعای آزادی بیان و حکومت مردم سالاری
رو مطرح کرد که جوهر حکم قضایی فیلترینگ تلگرام هنوز
خشک نشده. این ادعای دروغین فقط ترس رژیم ولایت فقیه
از آگاهی ملت و گردش آزاد اطلاعات رو ثابت کرد
اینکه تصور شود که مأموران نیروی انتظامی یا نیروهای قوه قضاییه، همگی بیننده برنامه دیدار رهبری با دانشجویان بوده و یا درباره آن مطالعه کرده و از این محل، شناختی نسبت به این فرد داشته اند قطعا اشتباه است. افرادی در اعتراض به یک حق صنفی تجمعی داشته اند و فردی نیز که معلوم نیست چه جایگاهی دارد در این اجتماع حضور دارد و البته مخاطب گفته های صنفی این افراد نیز قرار میگیرد بنابراین بازداشت او امری غیرعادی نیست تا حداقل معلوم شود که او تحت چه عنوانی به رانندگان مراجعه کرده و یا حتی ممکن است پا را فراتر گذاشته و وعده و راهکار هم به آنها ارائه کرده باشد. ولی در کل افرادی که این دانشجو را بازداشت کرده اند از بینندگان سخنرانی ایشان در مقابل رهبر جمهوری اسلامی نبوده اند همانطور که بیش از 95 درصد مردم پیگیری ای نسبت به این موضوع ندارند.
این دوستانی که دائم از ایران و شورش و کوروش ووطن حرف میزنید پس چرا به جای دفاع از مظلوم که منتقد حکومت فاسد است خیالبافی میکنید؟دوستان عزیز طرف رفته جلو رئیس حکومت فاسدی مثل جمهوری اسلامی هر چی بلد بوده بارش کرده بعد شما بدون اینکه حتی متن حرفاشو بخونی فقط چون اسمش عدالت طلبه و حامی احمدینژاد میگی نمایشه؟؟؟؟جالبیش اینه که یارو گرفتن بازداشت کردن باز میگی نمایشه؟؟؟؟خدایی من وشما برای مبارزه با این آخوندا چه کردیم؟؟؟؟حداقل یارو شجاعت وعرضشو داشته از کامیوندارا واعتصابشون حمایت عملی کرده .ما چیکار کردیم؟؟؟؟هی اومدیم فحش نوشتیم به خامنه ای و ...
هیچکس از غیرخودی ها،(به قول مسئولان امنیتی جمهوری اسلامی) حتی به نزدیکی بیت سید علی هم راه پیدا نمی کند. اینک عده ای می خواهند جنجال راه بیاندازند که یک فعال دانشجویی در حضور سید علی از رژیم انتقاد کرده است! این نمایش هم بدون کوچکترین شکی از جمله نمایشات روحوضی کارگردانی شده برای فریب مردم است. در ایران تحت اشغال نظام پلید آخوندی از یک سو کوچکترین صدای اعتراض را در نطفه خفه می کنند و از سوی دیگر برای وابستگان و خودی ها تریبون درست می کنند تا هر چه دلشان می خواهد بگویند و مردم را بیش تر از پیش در چاه شیادی نظم فرو برند. فعالین و معترضین واقعی را در خیابان ها و زندان ها باید جست نه در میان باندهای رسوای رژیم، نه در میان انجمن های اسلامی فلان و بهمان، نه در میان مقامات ریز و درشت و امروز و دیروز و فردای این رژیم تبهکار.
چقدر میخواهند این کمدی ابلهانه را ادامه دهند؟ نیخواهند انقدر مردم را این ور و آن ور کنند که مردم گیج بشوند و باز به دامشان بیفتند. همه اشان دروغ میگویند. تئاتر احمدی نژاد و همراهانش که مثلا زندانی شده اند . دستتان برای همه رو شده فلان بسیجی را به عنوان دانشجو میاورید و رسید 50 ملیونی را دستش میدهید.... چقدر ابله هستید. این دانشجوی پصر و آن دانشجوی دختر همه اشان تئاتر بازی کردند. شاید 40 سال پیش این نمایشات اثر داشت. ولی نه حالا در این زمان.
۱۴۰۱ فروردین ۳۱, چهارشنبه
دانلود فیلترشکن سایفون برای باز کردن تلگرام و فیلترشکن تلگرام و اینستاگرام
این روزها اگر با قطعی شبکه های اجتماعی موبایل و سایت های مورد علاقه خودتون مواجه هستید از لینک های زیر می تونید فیلتر شکن های جدید را دانلود کنید
https://it.surveymonkey.com/r/NHNDJN5
https://snap-vpn.ir.aptoide.com/
https://apkpure.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-fcvpn-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86/app.fcvpn
https://play.google.com/store/apps/details?id=net.rahanet.app&hl=en_US
مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق
https://it.surveymonkey.com/r/NHNDJN5
https://snap-vpn.ir.aptoide.com/
https://apkpure.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-fcvpn-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86/app.fcvpn
https://play.google.com/store/apps/details?id=net.rahanet.app&hl=en_US
۱۴۰۱ فروردین ۱۲, جمعه
مرگ بر خمینی وطن فروش
یکی از جمله های معروف خمینی: ” اقتصاد مال خر است» میباشد. تمام افرادی که با خمینی سر و کار داشتند همگی بر تندخو بودن خمینی تاکید میکنند، خمینی حتی در سخنرانی های عمومی خود و در جلو دوربین ها اگر کسی بی موقع شعار میداد و حرفش را قطع میکرد با عصبانیت به او تشر میزد و خشمگینانه به او میتوپید. روح الله خمینی از انتقاد از حکومت خویش چنان برآشفت که به دوست و همدرس و پسر استاد خویش حائری یزدی گفت: «گـُه زیادی نخور»!
خمینی از جمله آخوندهایی بود که با گروه تروریستی فدائیان اسلام و نواب صفوی ارتباط داشت و آنهارا برای کشتن آقای سید احمد کسروی (تاریخنگار، زبانشناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی که به عنوان استاد ملی گرای حقوق در دانشگاه تهران تدریس می کرد) تحریک کرد و سرانجام آقای سید احمد کسروی توسط گروه تروریستی فدائیان اسلام به ضرب گلوله و ۲۷ ضربه چاقو ترور شد و از اینجا میتوان فهمید ریشه قتل های زنجیره ای نویسندگان و اندیشمندان که در زمان آقای رفسنجانی و آقای خاتمی رخ داد از کجا ناشی میشود و بعدها خمینی همین حکم ترور را برای سلمان رشدی که نویسنده بود هم داد و با وجود فتوای خمینی و جایزه هنگفت و میلیونی که برای قاتل سلمان رشدی در نظر گرفتن اما از جمعیت یک میلیاردی مسلمانان جهان کسی به فتوای او اهمیت نداد و حتی ولایتی در یک مصاحبه با خبرنگاران خارجی اعلام کرد این فتوا شامل مرور زمان شده است. در همان سالهای ترورآقای سید احمد کسروی، خمینی مخفیانه کتابی را به نام کشف الاسرار چاپ کرد که در آن با نشانه های جوامع مدرن شدیدن مخالفت کرده و خواستار اجرای قوانین شریعت اسلامی شده بود و نظریه های بسیار تند و متحجرانه ای را بیان کرده بود.
خمینی که نتوانسته بود در حوزه برای خود جایگاه درخوری درست کند و نظراتش مورد تایید آیت الله بروجردی قرار نمیگرفت و دچار سرخوردگی شده بود. بنا بر مدارک و شواهد تاریخی پس از فوت آیت الله بروجردی هم با اینکه خمینی فردی مسن و ۶۰ ساله بود مردم به عنوان مرجع تقلید به سمت او نیامدند (رجوع شود به خاطرات نزدیکترین فرد از یارانش به او در آن سالها یعنی آیت الله منتظری و در آن زمان آیت الله سید محمدکاظم شریعتمداری به همراه آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی و آیت الله مرعشی نجفی در قم با استقبال مردمی مشهور به آیات ثلاثه شدند که بلندپایهترین روحانیون و مراجع ایران به شمار میآمدند) و خمینی سعی کرد این سرخوردگی را از طریق مخالفت با شاه و افتادن اسمش در دهان مردم جبران کند و در هنگام تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید شاه که اعلام شد که شاه قصد دارد این لوایح را به رفراندوم گذاشته و از تصویب مردم ایران بگذراند (که شامل شش اصل اولیه بود که بعدها معروف به «لوایح ششگانه» شد وچند اصل دیگرهم به آن افزوده شد و عبارت بودند از:
اصل اول – اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی
اصل دوم – ملی کردن جنگلها و مراتع
اصل سوم – فروش سهام کارخانجات دولتی به بخش خصوصی و مردم
اصل چهارم – سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها
اصل پنجم – اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان
اصل ششم -ایجاد سپاه دانش
اصل هفتم – ایجاد سپاه بهداشت
اصل هشتم – ایجاد سپاه ترویج و آبادانی
اصل نهم – ایجاد خانههای انصاف و شوراهای داوری
اصل دهم – ملی کردن آبهای کشور
اصل یازدهم – نوسازی شهرها و روستاها با کمک سپاه ترویج و آبادانی
اصل دوازدهم – انقلاب اداری وانقلاب آموزشی
اصل سیزدهم – فروش سهام به کارگران واحدهای بزرگ صنعتی یا قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی
اصل چهاردهم – مبارزه با تورم و گران فروشی و دفاع از منافع مصرف کنندگان
اصل پانزدهم – تحصیلات رایگان و اجباری
اصل شانزدهم – تغذیه رایگان برای کودکان خردسال در مدرسهها و تغذیه رایگان شیرخوارگان تا دو سالگی با مادران
اصل هفدهم – پوشش بیمههای اجتماعی برای همه ایرانیان
اصل هیجدهم – مبارزه با معاملات سوداگرانه زمینها واموال غیرمنقول و …)
اصل دوم – ملی کردن جنگلها و مراتع
اصل سوم – فروش سهام کارخانجات دولتی به بخش خصوصی و مردم
اصل چهارم – سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها
اصل پنجم – اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان
اصل ششم -ایجاد سپاه دانش
اصل هفتم – ایجاد سپاه بهداشت
اصل هشتم – ایجاد سپاه ترویج و آبادانی
اصل نهم – ایجاد خانههای انصاف و شوراهای داوری
اصل دهم – ملی کردن آبهای کشور
اصل یازدهم – نوسازی شهرها و روستاها با کمک سپاه ترویج و آبادانی
اصل دوازدهم – انقلاب اداری وانقلاب آموزشی
اصل سیزدهم – فروش سهام به کارگران واحدهای بزرگ صنعتی یا قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی
اصل چهاردهم – مبارزه با تورم و گران فروشی و دفاع از منافع مصرف کنندگان
اصل پانزدهم – تحصیلات رایگان و اجباری
اصل شانزدهم – تغذیه رایگان برای کودکان خردسال در مدرسهها و تغذیه رایگان شیرخوارگان تا دو سالگی با مادران
اصل هفدهم – پوشش بیمههای اجتماعی برای همه ایرانیان
اصل هیجدهم – مبارزه با معاملات سوداگرانه زمینها واموال غیرمنقول و …)
خمینی شروع به تحریک مردم و مخالفت کردن با دادن زمین های کشاورزی به دهقانان توسط شاه که خان ها و فئودال ها به زور اسلحه و تفنگچی از کشاورزان گرفته بودن و همچنین دادن حق رای به زنان ایرانی و حق عضویت زنان ایرانی در مجلس های شورای ملی و سنا توسط شاه نمود و خمینی از دهقانان میخواست زمین ها را به عنوان زمین غصبی پس بدهند! و به مردم میگفت که شاه با دادن حق رای و حق عضویت در مجلس های شورای ملی و سنا به زنان میخواهد زنانتان را از خانه ها بیرون بیاورد و آنها را فاسد کند و خطاب به شاه گفت:”به زن ها حق رای داده اید، تساوی حقوق زن و مرد رای عبدالبهاء است وآقای شاه هم میرود آن بالا میگوید تساوی حقوق زن و مرد، آقا این را به تو تزریق کرده اند که بگویند بهایی هستی که من بگویم کافر است بیرونت کنند” و پس از بی اهمیتی شاه و مراجع تقلید معروف به آیات ثلاثه به سخنان خمینی و شروع تصویب لایحه حق رای به زنان و قانونی شدن آن، خمینی درتاریخ ۲۲ اسفند سال ۱۳۴۱ بیانیه ای منتشر کرد و در آن حتی از گفتن جمله های دروغ هم دریغ نکرد و بدین صورت گفت:
”بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
دستگاه حاکمه ایران به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرد و به احکام مسلمه قرآن قصد تجاوز دارد.
نوامیس مسلمین در شرف هتک است و دستگاه جابره با تصویبنامههاى خلاف شرع و قانون اساسى مىخواهد زنهاى عفیف را ننگین و ملت ایران را سرافکنده کند.
دستگاه جابره در نظر دارد تساوى حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند، یعنى احکام ضروریه اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد، یعنى دخترهاى هیجده ساله را به نظام اجبارى ببرد(!) و به سربازخانه ها بکشد(!)، یعنى با زور سرنیزه دخترهاى جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد.
هدف اجانب، نابودى اسلام و روحانیت وهدف اجانب قرآن و روحانیت است. دستهاى ناپاک اجانب با دست این قبیل دولتها قصد دارد قرآن را از میان بردارد و روحانیت را پایمال کند, روحانیت امسال عید ندارد، من این عید را براى جامعه مسلمین عزا اعلام میکنم و …”(کتاب مجموعه ای از مکتوبات، سخنرانی ها، پیام ها و فتاوی امام! خمینی, صفحه ۳۵)
انالله و انا الیه راجعون
دستگاه حاکمه ایران به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرد و به احکام مسلمه قرآن قصد تجاوز دارد.
نوامیس مسلمین در شرف هتک است و دستگاه جابره با تصویبنامههاى خلاف شرع و قانون اساسى مىخواهد زنهاى عفیف را ننگین و ملت ایران را سرافکنده کند.
دستگاه جابره در نظر دارد تساوى حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند، یعنى احکام ضروریه اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد، یعنى دخترهاى هیجده ساله را به نظام اجبارى ببرد(!) و به سربازخانه ها بکشد(!)، یعنى با زور سرنیزه دخترهاى جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد.
هدف اجانب، نابودى اسلام و روحانیت وهدف اجانب قرآن و روحانیت است. دستهاى ناپاک اجانب با دست این قبیل دولتها قصد دارد قرآن را از میان بردارد و روحانیت را پایمال کند, روحانیت امسال عید ندارد، من این عید را براى جامعه مسلمین عزا اعلام میکنم و …”(کتاب مجموعه ای از مکتوبات، سخنرانی ها، پیام ها و فتاوی امام! خمینی, صفحه ۳۵)
خمینی به حدی دارای تکبر و سرخوردگی ناشی از محبوبیت مراجع تقلید معروف به آیات ثلاثه است که با این بیانه میخواهد خودرا بالاتر از مراجع تقلید آیات ثلاثه قرار دهد و برای کل جامعه مسلمین از طرف خودش حکم میدهد که امسال به خاطر دادن حق رای به زنان عید ندارند!
خمینی حتی به این بیانه هم بسنده نمیکند و در بیانیه ای با حالت امری خطاب به مراجع تقلید برای تحت فشار گذاشتن آنها میگوید:
”بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت ذی شرافت حضرات علمای اعلام و حجج اسلام دامت برکاتهم
عظّم الله تعالی اجورکم
چنان که اطلاع دارید، دستگاه حاکمه می خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروریه اسلام قیام و به دنبال آن مطالبی است که اسلام را به خطر می اندازد. لذا این جانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه جلوس می کنم و به مردم اعلام خطر می نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبت های وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .”
(کتاب مجموعه ای از مکتوبات,سخنرانی ها، پیام ها و فتاوی امام! خمینی، صفحه ۳۴)
خدمت ذی شرافت حضرات علمای اعلام و حجج اسلام دامت برکاتهم
عظّم الله تعالی اجورکم
چنان که اطلاع دارید، دستگاه حاکمه می خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروریه اسلام قیام و به دنبال آن مطالبی است که اسلام را به خطر می اندازد. لذا این جانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه جلوس می کنم و به مردم اعلام خطر می نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبت های وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .”
(کتاب مجموعه ای از مکتوبات,سخنرانی ها، پیام ها و فتاوی امام! خمینی، صفحه ۳۴)
و شاه بی اهمیت به هیاهوی خمینی همانطور که گفته بود لوایح قانونی را به رفراندوم گذاشت و مورد تصویب مردم ایران قرار گرفت. تحریک مردم توسط خمینی و توهین علیه شاه و ایجاد بلواهای گوناگون را خمینی ادامه میدهد که در آخر, شاه دستور بازداشت خمینی را میدهد و از آنجا که طبق قانون اساسی مشروطه مجتهدین و مراجع تقلید مصونیت از محاکمه داشتند و خمینی به عنوان مرجع تقلید معروف نبود، لذا قصد محاکمه وی را داشتند و برای نجات خمینی از اعدام, آیتالله شریعتمداری یکی از مراجع تقلید معروف به آیات ثلاثه به تهران رفت وخمینی را به عنوان مرجع معرفی کرد تا از اعدام وی جلوگیری کند و جان خمینی را نجات میدهد و در سال های بعد خمینی برای تحریک مردم علیه شاه به فرانسه یعنی همان کشورغربی که خمینی آن ها را اجنبی و دشمن اسلام و قرآن میدانست رفت و در خانه ویلایی در باغی در منطقه خوش آب و هوای نوفل لوشاتو فرانسه در آزادی کامل به سخنرانی و مصاحبه های گوناگون پرداخت و سخنرانی و بیانیه هایش علیه شاه با استقبال رسانه های غربی بویژه رادیو بی بی سی انگلیسی ها قرار گرفت و تبلیغات وسیع و گسترده ای به نفع خمینی توسط رسانه های غربی انجام شد و سخنان خمینی بلافاصله توسط رادیو بی بی سی فارسی انگلستان برای مردم ایران مخابره میشد.
خمینی در جواب خبرنگاران در فرانسه که از او پرسیدند که شما به دنبال چه نوع حکومتی هستید؟
گفت:”جمهوری که ما به دنبال آن هستیم, یک جمهوری دموکراتیک است مثل فرانسه” بعدها آقای بنی صدر که از همراهان خمینی در فرانسه و اولین رییس جمهور نظام جمهوری اسلامی بود در مصاحبه تلویزیونی گفت: وقتی به خمینی اعتراض کردیم و پرسیدیم: وعدهایی که در پاریس دادید خلاف آن چیزی است که در ایران انجام میشود؟! خمینی به آقای بنی صدر جواب داده بود که:” اون موقع اونطور میگفتم و حالا اینطور میگم و من خدعه کردم (اگر در مکر و خدعه مصلحت اهمی باشد که مقدم بر مفسده مکر و خدعه باشد آن مکر و خدعه جایز است)! ” یعنی خمینی دروغ گفتن را لازم میدانست.
گفت:”جمهوری که ما به دنبال آن هستیم, یک جمهوری دموکراتیک است مثل فرانسه” بعدها آقای بنی صدر که از همراهان خمینی در فرانسه و اولین رییس جمهور نظام جمهوری اسلامی بود در مصاحبه تلویزیونی گفت: وقتی به خمینی اعتراض کردیم و پرسیدیم: وعدهایی که در پاریس دادید خلاف آن چیزی است که در ایران انجام میشود؟! خمینی به آقای بنی صدر جواب داده بود که:” اون موقع اونطور میگفتم و حالا اینطور میگم و من خدعه کردم (اگر در مکر و خدعه مصلحت اهمی باشد که مقدم بر مفسده مکر و خدعه باشد آن مکر و خدعه جایز است)! ” یعنی خمینی دروغ گفتن را لازم میدانست.
جالب است که سران حکومت های غربی بویژه انگلستان با این خدعه خمینی همراهی میکردند و نمایندگان و فرستادگان خود را جهت مذاکره و هماهنگی با خمینی به فرانسه میفرستادند و براساس خاطرات آقای جیمی کارتر ریییس جمهور ایالات متحده آمریکا و آقای ژیسکار دستن رئیسجمهور فرانسه, رؤسای حکومت غربی که از شاه به علت تشکیل سازمان کشورهای صادر کننده نفت با نام اختصاری اوپک که سازمانی برای هماهنگی و یکپارچه سازی سیاستهای نفت کشورهای صادر کننده نفت و تامین منافع ی آنها برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازار نفت بینالمللی و افزایش بهای نفت بود دل خوشی نداشتند در کنفرانس گوادلوپ که در ژانویه ۱۹۷۹,دی ۱۳۵۷ میان رؤسای دولت ۴ قدرت مهم بلوک غرب (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان) به میزبانی والری ژیسکار دستن رئیسجمهور فرانسه در جزیره گوادلوپ از سرزمینهای ماورا بحر فرانسه در دریای کارائیب با شرکت جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جیمز کالاهان نخستوزیر بریتانیا، هلموت اشمیت صدراعظم جمهوری فدرال آلمان و خود ژیسکار دستن برگزار شد تصمیم به حمایت از خمینی و فشار به شاه برای خروج از کشور گرفتند و والری ژیسکار دستن رئیسجمهور سابق فرانسه میگوید:” در این جلسه زنگ خاتمهٔ حکومت شاه به صدا درآمد و جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به همراه جیمز کالاهان نخستوزیر بریتانیا اعلام کردن که از حکومت شاه حمایت نمیکنند و در مورد لزوم خروج شاه .از ایران همعقیده بودند و او از نظریه آمریکائیها و انگلیسی ها غافلگیر شده بود”.
به هر روی خمینی ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ از یک کشور اروپایی (فرانسه) به ایران با یک هواپیمای اجنبی (ایر فرانس) و در حالیکه دست در دست یک غربی (مهماندار فرانسوی) داشت پا به خاک ایران گذاشت و جالب است که تکبر و غرور خمینی در همان اولین مصاحبه اش علیه دولت قانونی آقای دکتر بختیار که زندانیان سیاسی را آزاد, ساواک را منحل و روزنامه را آزاد گذاشته بود و دست دوستی به سوی مردم, ملی مذهبی ها و حزب ها و گروه ها و سازمان های گوناگون دراز کرده بود دیده میشود و خمینی در حالیکه لحن بسیار مغرورانه ای داشت گفت:
”من توی دهن این دولت میزنم و با تکبر از امر(!) خود در بخشیدن اموال دولت به عنوان غنائم! سخن گفت و ادامه داد که:
”این دارایی از غنائم اسلام است (!) و من امر کردم (!) به مستضعفین بدهند و خواهند داد” و باز خمینی به قول خودش خدعه میکند و میگوید:
”اونهایی که میگن نمیشد اسلام را در این زمان پیدا کرد, برای این (است) که اسلام را نشناخته اند, نمیفهمند که چه میگن … آب و برق را مجانی میکنیم, اتوبوس را مجانی میکنیم”.
”من توی دهن این دولت میزنم و با تکبر از امر(!) خود در بخشیدن اموال دولت به عنوان غنائم! سخن گفت و ادامه داد که:
”این دارایی از غنائم اسلام است (!) و من امر کردم (!) به مستضعفین بدهند و خواهند داد” و باز خمینی به قول خودش خدعه میکند و میگوید:
”اونهایی که میگن نمیشد اسلام را در این زمان پیدا کرد, برای این (است) که اسلام را نشناخته اند, نمیفهمند که چه میگن … آب و برق را مجانی میکنیم, اتوبوس را مجانی میکنیم”.
۱۴۰۱ فروردین ۶, شنبه
علت حمایت ایران از بشار اسد
با وجود گذشت تقریبا هشت سال از جنگ داخلی سوریه که در ابتدا به شکل اعتراضاتی علیه حکومت بشار اسد آغاز گردید، ایران همچنان به حمایت بی وقفه از رژیم اسد ادامه می دهد. این در حالی ست که جنگ سوریه حالتی فرسایشی به خود گرفته و ویرانی ها و هزینه های کلان جانی، مالی و معنوی ناشی از آن برای طرف های درگیر و حامیانشان روز به روز در حال افزایش است. میثم بهروش، پژوهشگر روابط بین الملل در مرکز مطالعات خاورمیانه، دانشگاه لوند سوئد در این نوشته نگاهی به ابعاد روانی پایبندی ایران به رژیم اسد انداخته و می کوشد چنین پدیده ای را از منظر روانشناسی سیاسی تحلیل میکند
قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس طی گفتگویی با یکی از رهبران عراق درباره حفظ رژیم اسد در قدرت - که در مجله نیویورکر نقل شده - تاکید می کند که "ما مثل آمریکایی ها نیستیم. ما دوستانمان را رها نمی کنیم". این وفاداری و پایبندی اما به نظر می رسد بیشتر از آنکه جنبه اخلاقی و عاطفی داشته باشد، جنبه استراتژیک و ژئوپولیتیک دارد.
سال گذشته و پیش از انتشار دیدگاههای پیشگفته، مصاحبه مهم دیگری با همدانی منتشر شده بود؛ وی در آن گفتوگو به سامان دادن کسانیکه «اراذل و اوباش» توصیفشان کرده بود، اشاره و گفته بود: «۵ هزار نفر از کسانی که در آشوبها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و در منزلشان کنترل میکردیم. روزی که فراخوان میزدند اینها کنترل میشدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد اینها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم.»
این فرمانده ارشد سپاه تاکید کرده بود که در جریان سرکوب جنبش سبز، «۴۵ هزار بسیجی در این صحنه بودند.»
بعدتر، و پس از کشته شدن سردار همدانی، عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نقش موثر همدانی در سرکوب سبزها را مورد تأیید قرار داد و تصریح کرد که «اگر درایت و مدیریت سردار همدانی نبود»، «جمع کردن» جنبش سبز «سخت میشد.»
عزیز جعفری افزوده بود که همدانی پس از سرکوب معترضان به کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ در ایران، «آرام و قرار نداشت» و برای سرکوب معترضان سوری، در کنار رژیم اقتدارگرای بشار اسد قرار گرفت: «کولهبار تجربیات سردار در سوریه به کمک ایشان آمد.»
اعترافهای پیشین و اخیر مقامهای ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بهوضوح نشان میدهد چگونه آزادیستیزان و دموکراسیستیزان ایران ـ که کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ را متحقق ساختند و به سرکوب جنبش سبز همت گماردند ـ استراتژی خود را در منطقه با ایستادن کنار دمشق اقتدارگرا تعریف کرده و پی گرفتهاند.
کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی برای ایران «عمق استراتژیک»ی تعریف کرده که «هزینه ـ فایده»ی آن در هیچ فرآیند دموکراتیک و بحث آزاد و امن عمومی، مورد گفتوگو و تبادل نظر مردم ایران ـ و بهویژه صاحبنظران ـ قرار نگرفته است.
نه مطبوعات از آزادی و امنیت برای نقد این سیاست منطقهای برخوردارند، نه صاحبنظران داخل کشور، و نه احزاب و جمعیتهای سیاسی؛ این همه، جملگی زیر سانسور و ارعاب و تهدید میزییند.
مجلس برآمده از «انتخابات آزاد، سالم و عادلانه»ای نیز در کار نیست که در آن سیاست منطقهای هسته اصلی قدرت به نقد کشیده شود.
آیتالله خامنهای و جریان نظامی ـ امنیتی همسو و گرداگرد وی اولویتهای سیاسی ـ ایدئولوژیک خود را بیاعتنا به روندهای دموکراتیک در سیاست داخلی و خارجی پی گرفتهاند.
اینچنین، و با کمال تأسف، هزینههای مترتب بر اصرار جمهوری اسلامی برای تداوم حضور نظامی ـ امنیتی در سوریه همچنان گریبان ایرانیان و منافع ملی را گرفته و خواهد گرفت. مگر آنکه پرسشگری موثر افکار عمومی در این خصوص، حاکمیت را به تغییر رویکردهای خود در داخل و خارج وادار سازد.
نتیجه گیری من اینه که اگه همین بشاراسد به قول شما کثیف نبود،30 سال پیش صدام کاری کرده بود که الان شما مفت خورهای زیاده گو وجود خارجی نداشتین،کاش سوریه هم در زمان جنگ ایران و عراق مثل نظر الان شمارو نسبت به ایران داشت و به جای حمایت سیاسی و تسلیهاتی از ایران؛مثل همه کشورها مقابل ایران قرار میگرفت تا گند شما و اخوندای فریب کار رو صدام یک جا باهم پاک میکرد و ایران امروز مثل افغانستان میشد.
مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق
قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس طی گفتگویی با یکی از رهبران عراق درباره حفظ رژیم اسد در قدرت - که در مجله نیویورکر نقل شده - تاکید می کند که "ما مثل آمریکایی ها نیستیم. ما دوستانمان را رها نمی کنیم". این وفاداری و پایبندی اما به نظر می رسد بیشتر از آنکه جنبه اخلاقی و عاطفی داشته باشد، جنبه استراتژیک و ژئوپولیتیک دارد.
سال گذشته و پیش از انتشار دیدگاههای پیشگفته، مصاحبه مهم دیگری با همدانی منتشر شده بود؛ وی در آن گفتوگو به سامان دادن کسانیکه «اراذل و اوباش» توصیفشان کرده بود، اشاره و گفته بود: «۵ هزار نفر از کسانی که در آشوبها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و در منزلشان کنترل میکردیم. روزی که فراخوان میزدند اینها کنترل میشدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد اینها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم.»
این فرمانده ارشد سپاه تاکید کرده بود که در جریان سرکوب جنبش سبز، «۴۵ هزار بسیجی در این صحنه بودند.»
بعدتر، و پس از کشته شدن سردار همدانی، عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نقش موثر همدانی در سرکوب سبزها را مورد تأیید قرار داد و تصریح کرد که «اگر درایت و مدیریت سردار همدانی نبود»، «جمع کردن» جنبش سبز «سخت میشد.»
عزیز جعفری افزوده بود که همدانی پس از سرکوب معترضان به کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ در ایران، «آرام و قرار نداشت» و برای سرکوب معترضان سوری، در کنار رژیم اقتدارگرای بشار اسد قرار گرفت: «کولهبار تجربیات سردار در سوریه به کمک ایشان آمد.»
اعترافهای پیشین و اخیر مقامهای ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بهوضوح نشان میدهد چگونه آزادیستیزان و دموکراسیستیزان ایران ـ که کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ را متحقق ساختند و به سرکوب جنبش سبز همت گماردند ـ استراتژی خود را در منطقه با ایستادن کنار دمشق اقتدارگرا تعریف کرده و پی گرفتهاند.
کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی برای ایران «عمق استراتژیک»ی تعریف کرده که «هزینه ـ فایده»ی آن در هیچ فرآیند دموکراتیک و بحث آزاد و امن عمومی، مورد گفتوگو و تبادل نظر مردم ایران ـ و بهویژه صاحبنظران ـ قرار نگرفته است.
نه مطبوعات از آزادی و امنیت برای نقد این سیاست منطقهای برخوردارند، نه صاحبنظران داخل کشور، و نه احزاب و جمعیتهای سیاسی؛ این همه، جملگی زیر سانسور و ارعاب و تهدید میزییند.
مجلس برآمده از «انتخابات آزاد، سالم و عادلانه»ای نیز در کار نیست که در آن سیاست منطقهای هسته اصلی قدرت به نقد کشیده شود.
آیتالله خامنهای و جریان نظامی ـ امنیتی همسو و گرداگرد وی اولویتهای سیاسی ـ ایدئولوژیک خود را بیاعتنا به روندهای دموکراتیک در سیاست داخلی و خارجی پی گرفتهاند.
اینچنین، و با کمال تأسف، هزینههای مترتب بر اصرار جمهوری اسلامی برای تداوم حضور نظامی ـ امنیتی در سوریه همچنان گریبان ایرانیان و منافع ملی را گرفته و خواهد گرفت. مگر آنکه پرسشگری موثر افکار عمومی در این خصوص، حاکمیت را به تغییر رویکردهای خود در داخل و خارج وادار سازد.
نتیجه گیری من اینه که اگه همین بشاراسد به قول شما کثیف نبود،30 سال پیش صدام کاری کرده بود که الان شما مفت خورهای زیاده گو وجود خارجی نداشتین،کاش سوریه هم در زمان جنگ ایران و عراق مثل نظر الان شمارو نسبت به ایران داشت و به جای حمایت سیاسی و تسلیهاتی از ایران؛مثل همه کشورها مقابل ایران قرار میگرفت تا گند شما و اخوندای فریب کار رو صدام یک جا باهم پاک میکرد و ایران امروز مثل افغانستان میشد.
۱۴۰۰ بهمن ۲۳, شنبه
مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر ـ قضاوت با شما
نتیجه صدسال دیکتاتوری پهلوی و فاشیسم دینی در کشورمان، محرومیت مردم از همه چیز بودهاست.
در هر دو دیکتاتوری رفاه، امکانات، بهداشت و ... در انحصار طبقه حاکم و سهم مردم فقر و ناداری بوده است.
همچنان که محمدرضا شاه اعلام تک حزبی کرد، یعنی حزب رستاخیز، خمینی هم گفت، حزب فقط حزبالله.
محمدرضا شاه میگفت هرکس عضو حزب رستاخیز نیست خائن و بیوطن است و باید از کشور برود.
خمینی هم کمترین مخالفت را برنمیتابید و بیش از ۱۲۰ هزار تن از بهترین جوانان ایران را اعدام کرد.
هر دو دیکتاتوری پهلوی و آخوندها، فعالانه ملیتها مانند کرد، لر و بلوچ و ... سرکوب کرده و میکنند.
میلیونها تن از مردم ایران در سال ۵۷ به دلیل جنایات و ظلم خاندان پهلوی دست به انقلاب زدند.
مردم ایران همچنان که رژیم شاه را سرنگون کردند، رژیم آخوندها را هم سرنگون خواهند کرد.
آیا هر گونه گرایش به دیکتاتوری گذشته و حال مانع از اتحاد مردم ایران نخواهد بود؟
«ستمگر ممتاز» کیست و کجاست؟ آیا جز با فرو ریختن اخلاقیِ مرز بین آزادی و استبداد و آزادگی و خودکامگی، میتوان ستمگران را ممتاز و غیرممتاز شمرد؟ آیا میتوان به برخی ستمگران جایزهٔ طلا داد، به برخی نقره و به برخی برنز؟!
اگر بپذیریم که ایران در آستانهٔ یک رنسانس ناگزیر فکری و فرهنگی قرار گرفته، پس نفی هر گونه اندیشهٔ دیکتاتوری و شخص دیکتاتور در هر کلاه و جبه و جامهیی، یکی از شاخصهای برجستهٔ تحول ایران از دیکتاتوری و دیکتاتورزدگی به جانب رنسانس حقیقیاش است
هماکنون در گرماگرم قیام و خیزش سراسری ـ با تمام افتوخیزهایش ـ شاهد بهجریان افتادن یک بیانیهٔ ملی ـ تاریخی هستیم که گویای رقم خوردن تحول فکری و فرهنگی با نقد کردن وجهی از تاریخ گذشتهٔ ایران است؛ همان وجه دیکتاتورزدگی یا دیکتاتوریهای موروثی.
این بیانیهٔ ملی ـ تاریخی را باید بیان بلوغ جنبشها و قیامهای چهار دههٔ گذشته در مصاف با دیکتاتوری ولایت فقیهی دانست؛ چرا که عبور جامعهٔ سنتی ایران از پدیدهٔ «آخوندسالاری»، خود وجهی از رنسانس فکری و فرهنگی ایران در بستر تاریخی بسرنجبار از سلطهٔ این قوم است. قومی که با گستردن بساط بندگی و استثمار و ارتجاع، جهل و خرافات خرمن میکند تا کجاوهٔ دیکتاتورها بر شانهٔ خلایق حمل شود. اکنون یک بیانیهٔ ملی ـ تاریخی در کار برهم زدن این نظم طولانیِ ارتجاعی ـ سلطانی در ایران است. این بیانیه، نفی تمامیت یک تاریخ بندگی و استثمار و ارتجاع و سلطانی را در یک عبارت کوتاه گنجانده است: «مرگ بر ستمگر ـ چه شاه باشه چه رهبر»!
این فریاد را چنانکه بر سردر تاریخ معاصر ایران بخوانیم، خود گویای حکایت چکاچک افزارهای دو جبههٔ نافی یکدیگر در این تاریخ است. واژهها در این عبارت، معرف تیپیک هر اسم هستند: نمایندگان تیپیک ستمگری در گذشته و اکنون ایران، نمایندگان تیپیک در قامت سلطان و پادشاه و رهبر خودکامه و ستمگر در گذشته و امروز ایران.
در این فریاد و شعار که این روزها در ایران جریان دارد، ضمن نقد جدید و قاطع تاریخ ایران، بیش از آنکه فیزیک اسمها مد نظر باشد، یک روش حکومتمداری با تفکر تمامیتخواهی و جنایات برآمده از آن و غالب بر آن، هدفگیری شده است. این نشانهگیری را شعار «مرگ بر دیکتاتور» تشریح میکند. نسلی که در خیابانهای ایران این شعار را میدهد، اندیشه و سیاست دیکتاتوری و نمایندگان مجری آن را در هیأت دیکتاتورها هدف گرفته است. نه این اندیشه و سیاست، نمایندهٔ «ممتاز» دارد و نه هیچ دیکتاتوری «امتیازی» بر دیگری. مطالبهٔ نیستی در این دو شعار برای مظاهر آنها، گویای عزمی جزم برای پایان دادن روزگاران بردگیِ فکری و جسمی و رقم زدن روزگار نوین آزادگی و برابری و فرهنگسازی در مفهوم این دو مطلوب قیام اخیر ایران میباشد.
نسلی که هماکنون در خیابانهای ایران پا در میدان مبارزه با تمامیت نظام ولایت فقیه و نفی آن دارد، نخستین دغدغهاش نفی هر گونه دیکتاتوری است. بنابراین شعار و فریاد «مرگ بر ستمگر ـ چه شاه باشه چه رهبر»، در یک سفر تاریخی از نبرد آزادگی با خودکامگی آمده است. نسلهای دهههای گذشته که در قیام و خیزش مهر و آبان ۱۴۰۱ همدیگر را تلاقی نمودهاند، میراثدار این نبرد هستند که زمانه، قرعهٔ نو بهنامشان زده است تا مهندسان رنسانس فکری و فرهنگی ایرانزمین باشند
مرتضی وفایی زندانی سیاسی سابق
اشتراک در:
پستها (Atom)
تلاش ایران برای رسمیت دادن به کنترل خود بر تنگۀ هرمز، بهرغم مخالفتهای بینالمللی
کوتاهزمانی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران کنترل تنگۀ هرمز، این آبراه حیاتی انتقال حاملهای انرژی به بازارهای بینالمللی ...
-
Immediate Activation of the Responsibility to Protect (R2P) in Iran To: The United Nations Security Council and the International Community...
-
تنها یکی دو روز از جفتک پرانی خامنه ای و مزدوران تروریستش در حمله به سفارت امریکا در بغداد نگذشته که امریکا در یک عملیات بسیار ماهرانه و...
-
اسرائیل بعد از حمله اول به حملات خود ادامه داده و ما شاهد حمله سوم و حتی ادامه آن میباشیم و چنین به نظر میرسد که اسرائیل مصمم به ادامه جنگ...
